زیارت اربعین؛ درس آموزِ بصیرت و تقوی
ویژگی حسینی ها این است که حق را تعقیب می کنند و راه آن، بعد از شناخت و تشخیص حق از باطل تمرین عملی است؛ یعنی خوب بودن را تمرین می کنند و البته در عرفان اسلامی ۵ راهکار و دستورالعمل نیز برای آن تعبیه شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان، در اول هر زیارتی می گوییم «السلام علیک…»؛ «سلام» یعنی از طرف من به تو و راه تو آسیبی نخواهد رسید. لذا سلام به امام حسین علیه السلام یک دنیا تعهد و مسئولیت پذیری را در دل خود جای داده و از سنگین ترین جملاتی است که می توان خطاب به امام علیه السلام بر زبان جاری ساخت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان،,براستی اگر بخواهیم راه و هدف شهدای کربلا را پاس بداریم و خائن به آنان نباشیم چه باید بکنیم؟
,تبیین وظیفه حسینی ها در زیارت اربعین
, تبیین وظیفه حسینی ها در زیارت اربعین,قال الصادق علیه السلام فی زیارت اربعین… «وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِیرَهِ الضَّلالَه»؛ مهجه به آن خونی گفته می شود که بعد از ذبح در بدن مذبوح باقی می ماند. در این فراض از زیارت اربعین امام صادق علیه السلام می فرماید حسین مهجه خود را هم داد (کجا؟ آنجا که بدن را زیر سُم ستوران پایمال کردند و به قول زیارت ناحیه مقدسه اسبی در کربلا باقی نگذاشتند الا اینکه بر بدن امام تازاندند؛ فَهَوَیْتَ إِلَى الاَْرْضِ جَریحاً، تَطَؤُک َ الْخُیُولُ بِحَوافِرِها چه اینکه الخیول جمع محلی به الف و لام است و مفید عموم) علی ای حال امام صادق در این فراض هدف امام حسین علیه السلام را در دو امر خلاصه نموده:
, وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ, بَذَلَ مُهجَتَهُ, , فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حِیرَهِ الضَّلالَه», الْخُیُولُ,اول مبارزه با جهل و نادانی
,و دوم مبارزه با ضلالت و گمراهی
,معنای جهل و ضلالت:
, معنای جهل و ضلالت:,منظور از جهل ناآگاهی و عدم بصیرت در ملاکها و معیارهای حق و باطل است به عبارت دیگر جاهل کسی است که نتواند حق از باطل را تشخیص دهد. مردم آن قدر جاهل شده بودند که در عین اینکه می دانستند امام حسین علیه السلام سرور جوانان اهل بهشت است با این وجود می شد به آنها در روز روشن و با صدای رسا گفت: یا خیل الله! ارکبی و بالجنه ابشری.
, یا خیل الله, یا خیل الله, ارکبی, ارکبی,و منظور از ضلالت این است که با وجود تشخیص حق اما از حق تبعیت نکنید و به دنبال آن نروید. برخی از افراد مثل عمر بن سعد و ابن زیاد و… می فهمیدند که حق با حسین است که اگر غیر از این بود ابن سعد وقتی با حضرت زینب سلام الله علیها خطاب به او فرمود: وای بر تو ای عمر، آیا ابی عبدالله را می کشند و تو نگاه می کنی؟ گریه نمی کرد.
, آیا, آیا, می کشند , می کشند , می کنی, می کنی,بنابراین هدف امام حسین علیه السلام از قیام در دو کلمه خلاصه می شود:
,«قدرت تشخیص حق از باطل»
,«تبعیت از حق»
,فلذا هر کسی که این دو ویژگی را با هم داشته باشد حسینی است و هر کسی در هر کدام از این دو کمیتش لنگ باشد خائن به خون شهدای کربلاست.
,چگونه جاهل و ضال نباشیم؟
, چگونه جاهل و ضال نباشیم؟,راه جاهل نبودن منحصر در مطالعه است. لذا امام صادق علیه السلام فرمود اگر جوان شیعه را ببینم که مطالعه نمی کند و معارف دین خود را نمی آموزد او را تنبیه خواهم کرد. بنابراین حسینی ها کسانی ها هستند که برای آموختن معارف دینی خود (اعتقادات، احکام و اخلاق) برنامه ریزی می کنند و وقت می گذارند.
,ویژگی دوم حسینی ها این است که حق را تعقیب می کنند و راه آن، بعد از شناخت و تشخیص حق از باطل تمرین عملی است؛ یعنی خوب بودن را تمرین می کنند و البته در عرفان اسلامی ۵ راهکار و دستورالعمل نیز برای آن تحت عنوان «طریقت» تعبیه شده است که عبارتند از:
,صمت و جوع و سحر عزلت و ذکر به دوام / ناتمامان جهان را کند این پنج تمام
,صمت؛ یعنی اینکه زیاده از حد صحبت نکنیم،
, صمت,جوع؛ یعنی پرهیز از پرخوری
, جوع,سحر؛ یعنی شب زنده داری
, سحر,عزلت؛ یعنی در میان مردم باشیم اما شش دنگ حواسمان به خدا باشد و به قول معروف من در میان جمع و دلم جای دیگر است.
, عزلت,و بالاخره اینکه انسان یک ذکر دائمی برای خودش در نظر داشته باشد؛
,علامه طباطبایی (ره) این دو راه را در دو عنوان «تلقین علمی» و «تکرار عملی» معنون و خلاصه نموده اند.
,کربلا بهترین دلیل بر ضرورت تعلیم و تزکیه:
, کربلا بهترین دلیل بر ضرورت تعلیم و تزکیه: ,کربلا از دو صفحه سفید و سیاه تشکیل شده است؛ سفیدی در غایت نور و سیاهی در غایت ظلمت. وقتی به صفحه سیاه کربلا می نگریم آن قدر وحشت می کنیم که از خوف به گریه می افتیم؛ خوف اینکه آنها انسان بودند و کارشان به چه جاهای وحشتناکی که نکشید و چه پلیدیها که از آنان سر نزد. آنان که جانی بالفطره نبودند پس چه شد که کارشان به اینجا کشید؟
,پاسخ همان است که در زیارت اربعین آمد؛ جهل و ضلالت. جهلشان از آنجا آغاز شد که قرآن را می خواندند اما بدون مفسرین واقعی قرآن و به قول سردسته شان: «حسبنا کتاب الله».
,اما وقتی می گوییم ضلالت نباید تصور کنیم که آنها همه کارهای زشت را مرتکب می شدند؛ نه! آنها اهل قبله بودند، اهل حج بودند، قرآن و نماز می خواندند و… اما برای ضلالت اصرار بر یک یا چند کار زشت کافی است؛ این کلام خداست که در آیه ۱۵۵ آل عمران می فرماید: اِنَّ الَّذینَ تَوَلَّوا مِنکُم یَومَ التَقَی الجَمعانِ اِنَّمَا استَزَلَّهُمُ الشََّیطانُ بِبَعضِ ما کَسَبوا؛ یکی از تأثیرات گناه این است که وقتی انسان مبتلا است به گناه است، در یک نقطهی حسّاس و بزنگاه کم میآورد. در جنگ اُحد، آنکسانی که نتوانستند طاقت بیاورند و دلشان در هوای غنیمت آنچنان تپید که فراموش کردند چه مسئولیّت حسّاسی در اختیار آنها و برعهدهی آنها است و جنگ پیروز را به جنگ مغلوب تبدیل کردند، اِستَزَلَّهُمُ الشََّیطانُ بِبَعضِ ما کَسَبوا؛ اینها قبلاً خطاهایی انجام دادند، آن خطاها اینجا خودش را نشان داد. این یک مرحله است؛ یعنی گناه ما موجب می شود که در یک نقطهی حسّاس، در یک نقطهی بزنگاه، نتوانیم تاب بیاوریم، نتوانیم مقاومت کنیم.
,مرحلهی بالاتر و بدتر، آن است که ما گاهی خطائی می کنیم، آن خطا موجب می شود که ما دچار نفاق بشویم؛ یعنی دلمان با زبانمان اختلاف پیدا کند. آیهی ۷۷ سوره مبارکه التوبه: می فرماید: َاَعقَبَهُم نِفاقًا فی قُلوبِهِم اِلی یَومِ یَلقَونَهُ بِمآ اَخلَفُوا اللهَ ما وَعَدوه؛[اگر] انسان با عهد خدایی در یکجا وفادار نمانَد و تعهّدی را که پیش خدا کرده عمل نکند، این موجب می شود که «فَاَعقَبَهُم نِفاقًا فی قُلوبِهِم.
,و باز مرحله بدتر تکذیب و استهزاء آیات خداوند است؛ ثُمَّ کانَ عاقِبَهَ الَّذینَ أساؤُا السُّوای أنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنَ؛ سپس سرانجامِ کسانی که اعمال بد مرتکب شدند، به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آن را به سخره گرفتند(کریمه الروم/ شریفه ۱۰)
, الَّذینَ, الَّذینَ,آنها لقمه حرام می خوردند فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ؛ لذا اباعبدالله علیه السلام خطاب به لشکر عمر بن سعد علیهم اللعنه فرمود: چون شکمهای شما از حرام پرشده است حرفهای من در شما اثر نمی گذارد(بحار الانوار / ج ۴۵ / ص ۸)، گناه دیگر آنها اینکه به سفارش شده گان رسول خدا پشت کرده بودند(إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا، کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی) و با طاغوت خو گرفته بودند (فَمَن یَکفُر بِالطّاغوتِ وَ یُؤمِن بِاللهِ فَقَدِ استَمسَکَ بِالعُروَهِ الوُثقی لَا انفِصامَ لَها) و هکذا برخی دیگر از گناهان مثل کینه و … آنچه از جنایات که اینها در کربلا مرتکب شدند در تاریخ عرب بی سابقه بود: سربریدن، کشتن اطفال آنهم با تیر سه شعبه، اسب دواندن بر روی اجساد پاک شهداء و … اینها حاصل جهل و ضلالت بود. وقتی انسان این قبیل امور را ملاحظه می کند می ترسد و از شدت خوف به گریه می افتد؛ خوف از جهل و ضلالت، خوف از هوای نفسش که بین جنبیه است.
, بُطُونُکُمْ, إِنِّی, إِنِّی, الثَّقَلَیْنِ, الثَّقَلَیْنِ, فَمَن یَکفُر بِالطّاغوتِ, و هکذا برخی دیگر از گناهان, ی,صفحه سفید کربلا
, صفحه سفید کربلا,اما خوشبختانه کربلا صفحه سفیدی هم دارد. صفحه ای که بالعکس صفحه سیاه محصول بصیرت و تقوی است. محصول تشخیص حق از باطل و تبعیت از حق است ولو اینکه هزینه هم داشته باشد. و صد البته که هزینه آن در برابر «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» به حساب نمی آید.
, بصیرت, تقوی,صفحه سفید سراسر زیبایی و تقوی است؛ مثلا شما ببینید که کربلا پر است از فحش و ناسزا و اذیت و آزارها بود (و بقول زیارت ناحیه مقدسه أَنْتَ مُقَدَّمٌ فِى الْهَبَواتِ، وَ مُحْتَمِلٌ لِلاَْذِیّاتِ؛ اذیات جمع اذیت است و محلی به الف و لام و مفید عموم یعنی هیچ اذیت و آزاری باقی نماند الا اینکه برای حسین بن علی پیش کشیدند) اما از امام حسین و یاران با وفایش حتی یک فحش ثبت نشده است.
, لِلاَْذِیّاتِ؛ اذیات جمع اذیت است و محلی به الف و لام و مفید عموم یعنی هیچ اذیت و آزاری باقی نماند الا اینکه برای حسین بن علی پیش کشیدند,آدم اینها را که می شنود هر دو چشمش گریان می شوند؛ چشمی از خوف و چشمی از رجاء. و به انسانیت (بصیرت و تقوی) رغبت می کند و امیدوار می شود. بخصوص که در این صحنه از کسانی یاد شده که گذشته درخشانی نداشته اند اما راه حتی برای آنان نیز باز بوده و از جهل و ضلالت که تا آن حد انسان را پست و بی مایه می کند متنفر می شود.
,حجت الاسلام آدرویش
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه