از جانبازی در کربلای ۵ تا دستفروشی

از جانبازی در کربلای ۵ تا دستفروشی
برای تهیه گزارش تصویری از دوشنبه بازار رفته بودم، در حال عکس گرفتن بودم که از پشت سر کسی صدا زد:از ما عکس نمیگیری؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از  شازند ِما،وقتی برای تهیه گزارش تصویری از دوشنبه بازار رفته بودم، در حال عکس گرفتن بودم که از پشت سر کسی صدا زد:از ما عکس نمیگیری؟ مردی میانسال ، خوشرو و سرد و گرم روزگار چشیده که رُبّ انار میفروخت.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, شازند ِما,

گفتم:چرا که نه.

,

بعد از  آن پای درد و دلهای او نشستم!

,

 

,

او در صحبت های خود می گفت : بهمن عنایت پورهستم اهل شهر بابل دارای سه فرزند دختر و ۲۰ درصد جانبازی که برای تامین معاش خانواده ام دست فروشی میکنم.در عملیات  کربلای ۵ در     منطقه ی شلمچه دچار مجروحیت شدم، استان ساری جانبازی مرا ۲۵ درصد ثبت کرده بودند اما تهران آن را قبول نکرد و به ۲۰ درصد تقلیل داد.

,

 

,

حدود ۲۵ سال است که به استان مرکزی رفت و آمد دارم ۱۵ روز دست فروشی در شهرهای مختلف دارم و ۵ روز هم پیش خانواده ام میروم و هر هفته دوشنبه به شازند می آیم ،هیچ شغل دیگری غیر از این ندارم وتنها حقوقی هم که دریافت میکنم یکصد و بیست هزار تومان است که آن هم پای قبوض چهارگانه مصرف میشود.

,

 

,

وی ادامه داد : دوتا از دخترها را با هر سختی که بود به خانه بخت فرستادم و این آخری هم در شرف ازدواج است که با همین دستفروشی دارم با زور قرض و وام برای او جهیزیه فراهم میکنم.همسرم هم مبتلا به بیماری آسم است وبرای تهیه اسپری های مخصوصی که مصرف میکند در مضیقه هستم .

,

یکبار قصد داشتم به این استان نقل مکان کنم که پزشکان گفتند آب و هوا آلوده است و برای او ضرر دارد.

,

 

,

میگفت:همین نانی که در می آورم را میخورم و دم نمیزنم تا کنون از هیچکس هم گلایه نکردم و همیشه  خدا را شکر گفتم.

,

 

,

 

,

 

, ,
, ,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه