وضعیت بی سر و سامان تعلیم و تربیت نسل جوان؛
وقتی علم آموزی، جای زندگی آموزی را می گیرد
اوضاع آموزش نوجوانان و جوانان در مدرسه و دانشگاه به گونه ای است که فارغ التحصیل نمی تواند آنچه را آموخته، به محیط زندگی اش تعمیم دهد و برای کار چشمانش به دستان دولت است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، آنگاه که مربیان پرورشی در دولتهای اوایل انقلاب از سیستم آموزشی مدارس حذف شدند و ساعات دروسی چون پرورشی و ورزش و علوم اجتماعی به حاشیه رانده شد و درس هایی مانند علوم و ریاضی و گاهی تاریخ و ادبیات در متن قرار گرفتند؛ آن روزها معلمان ادبیات، معلم درسهای ورزش و پرورشی هم بودند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,موفقیت در آن سالها موفقیت در درس ریاضی و علوم و ادبیات بود و کودکان آن روزها آموختند که درس که بخشی از زندگی است در بالاترین اولویت قرار بگیرد و زندگی در پایین ترین اولویت. آن روزها کودکان مشق کردند که کسالت و تنبلی زائیده موفقیت در دروسی است که تنها بخشی از زندگی او هستند و در همین زمان نیاموختند که راه های موفقیت و آرامش و کمال از طریقی غیر از درس هم قابل دست یافتن است.
,جمله «عقل سالم در بدن سالم است» تنها حفظ شد؛ نیاموختند که برای حل مشکلات باید صحبت کرد و احساسات باید از راه درست بروز پیدا کند.
,اگر دانش آموز نداند، مشکلی نیست اما معلمان باید می دانستند که هوش عاملی چند وجهی است و در هر کسی عاملی قوی تر از بقیه است بنابراین هر کسی را بهر کاری ساختند . خانواده ها هم دست به دست سیستم آموزشی سرگرمی های کودکان را به اتاقهایشان و به کتابهای درسی اشان محدود کردند.
,این برنامه در سالهای دانشگاه چون روال قبلی ادامه یافت و پس از آن خروج این دانشگاهها جوانانی شدند که تهی بودند از علمی که حاصل از ۴ تا ۶ سال زندگیشان بود؛ چرا که روشهای اندوختن علم در این سالها بر حفظیات تاکید می کرد و اینک آن فارغ التحصیل نمی تواند آنچه را آموخته، به محیط زندگی اش تعمیم دهد و برای کار چشمانش به دستان دولت است .
,در دنیای این جوانان، سرگرمی همچون کار واژه غریبی است. هم غربت مکانی هم غربت ذهنی. چرا که امکانات کار و سرگرمی در کلان شهرها دور هم جمع شده بودند. سالهای طولانی آموختند که کارهای شخصی شان را خانواده انجام می دهد و تولید کار را هم که زحمتش را دولت خواهد کشید و اما سرگرمی را هم که خانواده ها و مسئولان همچون آپاندیس زاید تشخیص دادند و آن را جدا کردند از زندگی و دور انداختند.
,حال جوانان هستند و بیکاری و سرگرمی هایی که دست یافتن به آن زیاد سخت نیست! چرا که ادامه رخوتی است که آموخته اند و در اینجاست که احساسات سرکوب شده این جوانان در کلماتی نه چندان وزین نثار جامعه بزرگی از مخاطبان دنیای مجازی می شود. ای بسا که این دنیای مجازی تنها دنیایی است که بعضی از کاربران این فضا دارند.
,از سویی سیاست های اقتصادی نیز به کمک جوانان می آید و برای آنها اینترنت را ارزان می کنند و طرح اینترنت شبانه در سیاست اقتصادی قرار می گیرد و بر این رخوت می افزاید. چرا که خواب نامنظم ( خواب و بیداری دیر موقع) باعث ترشح هورمون افسردگی در مغز می شود. این جدا از خدمتی است که مخابرات کرده و کنترل والدین بر استفاده از اینترنت را کاهش داده است.
,آری ما به پژوهشگران عزیز در جستجوی کلماتی چون کلیپ خنده دار و یا انتشار مطالب موهن و غیر واقعی کمک و گره های احساسی عده ای به راحتی در کل کشور منتشر کردیم .
,این کاهش قیمت در حالی است که قیمت کلاسهای آموزشی، ورزشی و موسیقی و قیمت کتابها و سمینارهای آموزشی رو به افزایش است!
,نکته مهم این است که میزان استفاده تولید کنندگان این نرم افزارهای دنیای مجازی در ماه گاهی نیمی از استفاده از کاربران ایران به طور متوسط در یک هفته باشد !
,ای بسا که با اندوختن این هزینه ها بتوان در دوره آموزشی مفید ثبت نام کرد یا بتوان کتابی به دوستی هدیه داد و یا وقت مشاوره ای برای حل تعارضات درون خانوادگی خود یا دوستی گرفت .
,آری در ابتدای کار که تخم رخوت در خاک پرتوان ذهن کودکان این سرزمین کاشتیم نمی توان انتظار داشت که از این درخت تنومند، اکنون میوه ای جز رخوت چید, بزرگان گفته اند و علم ثابت کرده که گندم از گندم بروید، جو ز جو!
,حکیمه سلحشوری بهزادی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه