در گفتگو با کارشناس علوم اجتماعی مطرح شد؛
آسیب های اجتماعی ناشی از خانواده های زن سرپرست
نیازمند مطرح کرد: تجربه مداوم فقر و عدم تغییر در کیفیت زندگی تأثیر مخربی بر تصویر فرزندان از زندگی و برنامهشان برای آینده دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ نرجس نیازمند مدرس دانشگاه در گفتگو با زنان قم، اظهار داشت:درجامعه ایران، مردان مسئولیت تأمین اقتصاد خانواده را به عهده دارند و در صورت فقدان مرد خانواده به هر دلیل این مسئولیت بر عهده زن قرار می گیرد که مشکلات بسیاری را در جامعه برای این زنان پیش خواهد آورد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان قم،, زنان قم،, زنان قم,وی با بیان اینکه علت حضور زنان در اجتماع ،بیشتر نیاز مالی آنان برای تامین معاش خانواده می باشد،افزود: این زنان سه گروه هستند:زنان خود سرپرست، شامل زنان کارگری که از همسران خود طلاق گرفته اند(مطلقه)،زنانی که همسرانشان فوت کرده و یا مفقود الاثر می باشند و دختران مجردی که هرگز ازدواج نکرده اند؛ زنان سرپرست خانوار ؛ زنان بد سرپرست.
, ,کارشناس علوم اجتماعی، خانوادههای زنسرپرست یا زنان و دختران خودسرپرست را شکل نا کاملی از خانواده دانست و ادامه داد:انتساب عنوان ناکامل به این قبیل خانوادهها به معنای ناتوانی زنان از سرپرستی خود و افراد تحت سرپرستی آنان نیست، بلکه منظور حرکت جامعه در مسیری است که خانواده و حفاظت از آن مدنظر باشد.
,نیازمند گفت: این زنان در تأمین معاش و نیازمندیهای اقتصادی با مشکلات فراوانی روبرو هستند.
,وی تصریح کرد،ایجاد خانوادههای زنسرپرست و دختران مجرد خود سرپرست، آغاز بروز آسیبها و عوارضی است که گستره آنها دامان اجتماع و از جمله عاملان این جریان را در برخواهد گرفت.
,مدرس دانشگاه ،نخستین گروه از خانوادههای زنسرپرست را که بیشترین میزان این نوع خانوادهها را تشکیل می دهد، زنان بیوهای دانست که همسران خود را در اثر مرگ از دست دادهاند.
,وی افزود:حوادثی چون بیماری و تصادف از اختیار فرد خارج است، آنچه بیشترین آسیب را برای این قبیل خانوادهها رقم میزند، حوادثی است که پس از این اتفاق برای زنان پیش می آید و گریبان گیر زن و فرزندان می شود.
,نیازمند گفت: همراهی یک مرد با زن، علاوه بر تأمین اقتصادی، کارکردهای دیگری چون حمایت عاطفی و تأمین امنیت را برای زنان به ارمغان میآورد؛ درحالیکه تشکیل خانواده، زنان را از معرض نگاه مردان دیگر دور میکند.
,مدرس دانشگاه افزود: ازدست دادن همسر سبب میشود که برخی مردان به دلایلی غیر از ازدواج و ایجاد رابطه پایدار، به فکر ایجاد رابطه با این زنان باشند. این امر نه با کسب اجازه و برخورد محترمانه از زن، بلکه با پیش داوری بر استقبال زن انجام میشود.
,وی گفت: یکی از دغدغههای زنان همسر ازدست داده که سبب سختگیری خانواده آنان و حتی برخی از خود زنان در برقراری ارتباط با اقوام ، فامیل و همسایگان میشود، جلوگیری از بروز هرگونه رابطه با مردان است.
,نیازمند با تأکید بر اینکه زنان میبایست اقدامات لازم جهت جلوگیری از این حوادث را داشته باشند،گفت: در غیر اینصورت و بروز چنین اتفاقاتی، انگشت اتهام به سمت این زنان بوده و آنان را مقصر پیشنهاداتی میدانند که از جانب این قبیل مردان ارائه میشود.
,کارشناس علوم اجتماعی افزود: ازدواج مجدد از دیگر مشکلات این زنان است. زنانی که مسئولیت فرزندان خود را به عهده دارند، حتی در صورت تمایل به داشتن همراه دیگری در زندگی که حق مسلم هر انسانی است، به دلیل نگرانی برای فرزندان و عکسالعمل آنان، اغلب خود را از این امر محروم میکنند.
,وی ادامه داد: تنهایی زنان پس از فوت همسر، عکسالعمل و سنگینی نگاه دیگران که رفتار آنان را کنترل میکند، مسایل و مشکلات اقتصادی در کنار این تصور که زندگی برای آنان به پایان رسیده است، امکان شروعی دوباره برای آنان را سخت می کند.
,نیازمند با اشاره به سخت تر بودن شرایط زنان مطلقه سرپرست خانوار نسبت به زنان همسر ازدست داده، گفت: تفاوت مهم در آن است که زنان همسر ازدست داده نقشی در این اتفاق نداشتهاند و بنابراین کمتر مورد قضاوت شخصی و شخصیتی قرار دارند اما زنان مطلقه در معرض سختترین قضاوتها و سرزنشها پس از جدایی واقع میشوند.
,وی ادامه داد: زنان مطلقه تمایل دارند که مسئله جدایی خود را پنهان کرده و همچنان خود را متأهل معرفی کنند و ناباوری دیگران از توضیح دلایل جدایی و سوءظن همیشگی به آنان که دلیل اصلی این امر را بازگو نمیکنند، آنان را از جمع اقوام و دوستان دور میکند.
,مدرس دانشگاه اظهار کرد: زنان مطلقه در معرض نگاهها و پیشنهاداتی قرار دارند که تنها به دلیل همراه نداشتن یک مرد به آنان اظهار میشود و دشواری بیشتر این گروه از زنان آن است که دسته ای از مردان به این زنان نظر محترمی نداشته و تصور میکنند چون آنان از زندگی قبلی خود دست کشیده اند، این پیام ضمنی را به مردان دادهاند که آماده برقرای هرگونه روابطی هستند.
,وی حضانت فرزندان را مسئله ی دیگری دانست و گفت: مطابق قانون ، فرزندان دختر و پسر تا سن هفت سالگی با مادر خود زندگی میکنند. درحالیکه مسئولیت تأمین اقتصادی فرزندان به عهده پدر است، نفقه تعیین شده برای فرزندان معمولأ کفاف مخارج فرزندان را نمی دهد.
,نیازمند تصریح کرد: در بیشتر موارد مردان از دادن نفقه فرزندان به همسر طلاق گرفته خودداری می کنند وهمچنین پدرانی هستند که پس از هفت سالگی حاضر نیستند فرزندان رو نزد خود نگه دارند و به دنبال بازگرداندن آنان هستند ،این پدران مجدد ازدواج می کنند و مسئولیت فرزندان با مادر باقی می ماند.
,نیازمند به فقر که نقطه مشترک زنان همسر ازدستداده و مطلقه هست اشاره داشت و گفت: مسئله معیشت این زنان از جمله معضلات جدی آنان است.
,وی اظهار داشت بخش اعظم آسیبها در سالهای آینده، زمانی که فرزندان این زنان به سن بلوغ، اشتغال و ازدواج خواهند رسید، بروز میکند.
,مدرس دانشگاه افزود:عدم حضور پدر در خانواده به عنوان تکیهگاه دختران و الگوی لازم برای تبدیلشدن پسران به مرد، مشکلات هویتی بیشماری برای آنان ایجاد خواهد کرد.
,نیازمند در پایان ،تجربه مداوم فقر و عدم تغییر در کیفیت زندگی را تأثیر مخربی بر تصویر فرزندان از زندگی و برنامهشان برای آینده دانست و گفت: ناکامی تحصیلی، ترک تحصیل جهت مشغولشدن به کار و کمک به تأمین مخارج زندگی، ازدواج زودهنگام دختران، تکرار چرخه طلاق در دختران که امری رایج در اینگونه خانوادهها است ودیگر مسائل، از جمله آسیبهای در انتظار فرزندان این قبیل خانوادههاست.
,انتهای پیام/م
, انتهای پیام/م]
ارسال دیدگاه