سلیم، سلیم زیست و سلیم هم رفت

سلیم، سلیم زیست و سلیم هم رفت
با صدای او زیستیم و گریستیم و تا کرانه های شور و عشق و حماسه رفتیم. محرم ها را با نواهای آسمانی و لاهوتی اش در سوگ نشستیم و با آهنگها و سینه زن های بی بدیلش سینه زدیم و اشک ریختیم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ مقصود تقی زاده در هریس پویا نوشت:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, هریس پویا,

صحبت از مردی است از جنس مردم، از جنس بی تکلفی و سادگی و زلالی و از تبار آئینه ها. مردی که سراسر عمر خویش را مثل انسان و مثل یک هنرمند واقعی با نهایت تواضع و خاکساری و عزّت نفس و مردانه زیست. شرف انسانی و شخصیت هنری خویش را فدای زرق و برق دنیا و طمطراق دروغین و چند روزه ی شیادان هنر و دریوزگان نام و نان نکرد.

,

مردی که هنر را ارج نهاد و عشق را زندگی کرد. موسیقی را به جان نیوشید و زیر و بم نواها و دستگاهها و آوازهای اصیل را در موجهای خروشان و مخملین صدای بی مانندش جان بخشید.

,

مردی که قبل از پرداختن به هنر، درون خویش را پردازش کرد و قلب خویش را از سیاهی ها و دورنگی ها و خویشتن خویش را از تملق و چاپلوسی و ریا پاک کرد. دل دردمند و عاشقش را برای انعکاس نواهای لاهوتی و آسمانی و حسینی آئینه وار ساخت و نگذاشت این آئینه با گرد و غبار نخوت و خودبینی و تکبر و ریا آلوده و کدر گردد.

,

مردی که برای دل دردمند خویش خواند، برای ارباب آزادگی ها و خوبی ها خواند، برای مردم خواند و برای خدا خواند. حنجره ی معجزگونه و سحرآفرینش را وقف اربابش کرد. صدا و هنر خویش را به زر و زور و ریا و تزویر و احزاب و سیاستهای کثیف نفروخت.

,

آری سخن از محبوب دل همه ی حسینیان عالم، سلطان الذاکرین، استاد سلیم مؤذن زاده اردبیلی است. به راستی که سلطان الذاکرین چقدر برازنده ی آن جناب است. مداح آزادگی ها و خوبی ها و ظلم ستیزی ها و حسینی بودن ها. هنرمندی که همچون عقاب در قله های رفیع هنر و موسیقی مذهبی بال گشود و چون اربابش زندگی آزاده وار را برگزید.

,

نواهایی که از جنجره ی آسمانی اش تراوید، در دل و جان عاشقان نشست و آبشار اشک شوق و شور و حیرت از چشمان دلباختگان اهل بیت جاری ساخت.

,

با «اکبره باخ» تا اوج حماسه و شور و عشق کشانیدمان و با «زینب زینب» دلها را متوجه عظمت و هیبت و آلام زینبی کرد. با «امید و سقای حرم» صولت عباسی و حسرت  و حزن و اندوه سیدالشهدا علیه السلام را در سوگ برادرش به بهترین و نادرترین نوع متجلی ساخت و با «عؤمروم حیاتیم علی» از غنچه ی پرپر باغ کربلا اصغر شش ماهه گفت.

,

سلیم حسین را سرود و از عباس خواند و زینب را ترنم کرد و از خون دل مولا علی و از اکباد پاره پاره حسن مجتبی و از مظلومیت مظلومه ی عالم حضرت زهرا سلام الله علیها نوحه ها خواند. آنچنان خواند که لایق وی بود و شایسته ی اهل بیت پیامبر بزرگوار اسلام.

,

سلیم هنر را شناخت و موسیقی را شناخت و مداحی را درک کرد. شعر خوب و خبر خوب انتخاب کرد. الحان و اشعار سقیم را از سلیم تشخیص داد و بهترین و غراترین اشعار را از قوی ترین چکامه سرایان اهل بیت برای نواهای خویش برگزید. آواها و نواهای موسیقی ایرانی و آذربایجانی و عربی و عثمانی و افغانی را به بهترین وجه با اشعار فاخر و شامخ ترکی و با سوگ سروده های یحیوی و منزوی و انور و سیفی در آمیخت و آشتی داد و آثاری خلق کرد که همه ی موسیقی شناسان و هنرمندان عرصه ی موسیقی مذهبی و همه ی عالم را متحیر و مبهوت ساخت.

,

صدای بی مانندش را با اشعار منزوی قرین غیرت آذربایجانی و فرهنگ ناب ترکان آذربایجانی و خطه ی شریف آذربایجان کرد و لحن سوزناک اوخشاماها و بایاتی ها و آغی های آذربایجانی را در نواهای آسمانی و لاهوتی اش جان بخشید.

,

هم ردیف و همزمان با خواندن و اجراهای سوگ سروده های ترکی و ذکر مصیبات اهل بیت ناله ی «کاثّکلی» سر داد. اشکهایش آواهایش را همراهی کرد و ناله های جانگزا و جانگدازش در سوگ و مصیبت اربابش دل سنگ را آب کرد.

,

با صدای او زیستیم و گریستیم و تا کرانه های شور و عشق و حماسه رفتیم. محرم ها را با نواهای آسمانی و لاهوتی اش در سوگ نشستیم و با آهنگها و سینه زن های بی بدیلش سینه زدیم و اشک ریختیم. سوار بر بال نواهایش تا کرانه های عشق و حماسه و شور پر گرفتیم و با صدای مردانه و حماسی اش چکاچک شمشیرهای عاشورا را شنیدیم.

,

با سلیم شجاعت عباسی، حلم و صبر زینبی، صلابت حسینی، جسارت قاسمی و اکبری و مظلومیت رقیه ای را فهمیدیم و زندگی کردیم.

,

سلیم ابرمرد موسیقی مذهبی و یکه تاز میدان مداحی بود و خواهد بود. صدا و حنجره اش را می توانست صرف اغراض دون و افراد زبون و زرق و برق و پول و مال و منال دنیوی کرده و به واسطه ی صدای محیرالعقولش دنیای موسیقی و خوانندگی را به تسخیر خویش در آورد و به بالاترین مرتبه های مکنت و مال برسد، اما او نوکری دربار شاه شاهان و سلطان شهیدان و سرور آزادگان جهان را برگزید و سلطان دلهای مردم و حسینیان عالم شد.

,

سلیم هدیه ی گرانبها و بی مانند لاهوتی به حسینیان و به عالم ناسوت بود تا چندی در این جهان فانی و در بلبشوی این روزگار درندشت و در آشوب و قهقرای هنر و هنرمند کُمیت هنر واقعی و موسیقی منطقی و اصیل مذهبی و مداحی درست و علمی و واقعی را بتازاند و بعد از عمری زندگی هنرمندانه و حسینی و آزاده وار در ایام مصیبت بی بی زینب (س) با نوای ماندگار «زینب زینب» حنجره ی طلایی و بی مانندش را به خاک بهشت زهرای اردبیل ببخشد و دنیای مداحی و حسینیت و هنر و موسیقی مذهبی و منقبت اهل بیت پیامبر را در سوگ و شوکی عمیق فرو برد.

,

سلیم، سلیم زیست و سلیم هم رفت. مادر روزگار از زادن فرزندی چون او عقیم خواهد بود.

,

یاد و نامش گرامی باد.

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه