یادداشتی از حمیدرضا محمدیاری
سناریوی تیراژ غیرواقعی رسانه های محلی
قائم مقام هفته نامه بازار کسب و کار طی یادداشتی نوشت: صدای استخوانهای شکسته اقتصاد رسانههای محلی از تیراژ غیر واقعی به گوش می رسد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پاسرو؛ حمیدرضا محمدیاری، قائم مقام هفته نامه بازار کسب و کار استان گلستان طی یادداشتی نوشت: چالشهای اقتصادی روز به روز رسانههای استانی را با مشکلات زیادی از جمله تعدیل نیروی انسانی و کاهش میزان صفحات و تیراژ رو به رو کرده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پاسرو؛ ,و این امر باعث شده که برخی از خبرنگار نماها در سطج استان گلستان برای کسب درآمد نمایندگی برخی از رسانههای کثیر الاانتشار را بگیرند.
,اما این رسانهها با تیراژ غیر واقعی که اعداد آن گاها بیش از سه و در نهایت 15نسخه در هر استان تجاوز نمیکند و بازار سیاهی را در بین مدیران سازمانهای استانها برای دور زدن قیمتهای واقعی آگهی در نشریات ایجاد کند و این در حالی است که برخی از این دستگاهها متولی امر محسوب میشوند.
,سازمانها زمانی که نشریات محلی برای دریافت آگهی مراجعه میکنند اذعان میکنند که این آگهیها باید در نشریات کثیر الاانتشار به چاپ برسد و این مهم فراتر از قانون مطبوعات و قوانین ارائه آگهیها است.
,این درحالی است که تیراژ این نشریات واقعی نیست و نشریات کثیر الاانتشار در سطح استانها حتی 15 نسخه هم برای توزیع در استان لحاظ نمیکنند و قوانین دولتی تبیین شده که رسانهها برای دریافت هر نوع آگهی دولتی باید حداقل 200 نسخه در هر شهر از آن استان توزیع در گیشههای روزنامهفروشی داشته باشند.
,این وضعیت باعث شده که میزان صفحات نشریات محلی در چهار صفحه باقی بماند و رشدی از نظر افزایش مطلب نداشته باشند و از سویی هم با توجه به وضعیت اقتصادی و چنین معضلاتی دیده میشود برخی از نشریات محلی نیز تنها زمانی مبادرت به چاپ میکنند که آگهی لازم را داشته باشند که در اصل به آگهینامه بیشتر شبیهه هستند و این گونه رفتارها دستگاهها و شرکتهای اجرایی را در توزیع آگهی به هدفشان نخواهد رساند.
,در اینجا به نظر میرسد اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز نتوانسته به مسئولیت خود به درستی عمل کند و برخورد لازم با متخلفان رسانهای در سطح استان صورت نگرفته است.
,این چنین علفهای هرز در رسانهها باعث عدم توسعه و رونق اقتصاد رسانههای استانی شده و رسانهها را هر روز از رسالت خود دور میکند
,با این اوصاف امروز نمی دانم در اینجا که خود بعنوان مجری یک رسانه هستم به چه کسی و یا شخصی گلمند شوم چرا این موضوع باعث تضعیف رسانههای که واقعا در حال فعالیت هستند شده است.
,چرا که تنها پشتوانه مالی این رسانهها محلی میتواند آگهیهای بخش دولتی باشد و اداره کل ارشاد استان نیز باید در این امر نشریات استانی را یاری کند.
,متاسفانه با این توضیحات در اجرای بند 5 از ماده 2 قانون اهداف و وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و آییننامه تمرکز، توزیع و نشر آگهیهای دولتی، دستورالعمل اجرایی انتشار آگهی¬ های که حق قطعی نشریات بومی است با مشکل رو به رو هستیم. آگهیها به روزنامههای که صرفا در اختیار نماینده نشریه و یا نهایت در اختیار مجری توزیع قرار دارند با قیمت ییش از رسانه های بومی واگذار میشود.
,من بعنوان یک مجری در نشریات استانی تاسف میخورم که جایگاه واقعی رسانههای محلی کجای این عدالت قرار دارد .
,چرا که سخنگو و تریبون اطلاع رسانی ادارت کل استانها صرفا از طریق همین رسانه های که مورد ظلم و اچحاف این مراکز قرار میگیرد است اما با ارائه آگهی به چنین نشریات در حال شکست اقتصادی هستند.
,رسانه های که با سیلی روی خود را سرخ نگه داشته و در مقابل تند بادهای خشمگین قد علم کرده تا آبرو و حیثیت استان خود را در مقابل تهاجمات فرهنگی ،اقتصادی و سیاسی حفظ کند ، حال آنکه انتظار است آنهایی که مدام با سر منت از این رسانهها خواستار انتشار مطالبشان حتی بدون سانسور هستند حامی منابع اقتصادی این مطبوعات به نوبه خود باشند.
,از اینکه رسانههای بومی تربیون باشند و رسانه های غیر بومی بار اقتصادی را برای خود به ارمغان ببرند این خود به نوعی خیانت در اقتصاد هر استان بشمار میرود.
,هر روز شاهد سبز شدن این علفهای هرز از اقساء نقاط استان هستیم چرا که منابع استان را برای خود منابع بکری دانسته و مانند ویروسی که هیچگونه رحمی نداشتهاند به جان منابع مالی رسانههای استانی افتادهاند .
,اگر این افراد بدانند چه خیانتی در حق مردم استان با این رفتار خود میکنند قطعا از ادامه روند همکاری با رسانههای که به ظاهر نام سراسری را بدوش میکشند خودداری خواهند کرد.
,این رسانهها صرفا با تیراژ 15 نسخه در هر استان و آن هم با اصرار نماینده یا سرپرست نشریه که زیر نظر شرکتهای ایجاد شده نمیتوانند به هدف سازمانها برای انتشار مطالب و آگهی خود کمک کنند.
,متاسفانه این بیماری به جان رسانههای استانی نیز رخنه کرده و در هر زمان که آگهی داشته باشند برای حفظ بقا و کسب درآمد ناچیز اقدام به چاپ 100 الی 200 نسخه و در چهار صفحه می کنند که در اعلام وصولشان برای دریافت کمک دولت اظهار میدارند که نشریهای با تیراژ6 هزار نسخه توزیع شده است.
,وظیفه هر رسانه کمک به وضعیت اقتصادی منطقه خود چه از نظر فرهنگی ، علمی ، اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و ورزشی است و برای حفظ این ارزشها نیاز به منابعی دارد که این منابع بنا به دستور اکید قانون بخشی از آن از طریق سازمانها و ادارت استانی تامین میشود.
,و اداره کل فرهنگ و ارشاد هر استان حامی و حافظ منافع رسانههای که در آن استان منتشر میشود هستند.
,اما در اینجا خود این اداره کل که باید حامی رسانههای محلی استان باشد نسبت به نقض آشکار قوانین اقدام کرده و آگهیهای که باید به رسانههای فعال بومی استان ارائه دهد و حامی آنها برای بیدار ماندن همه رسانههای بومی باشد متاسفانه نسبت به پشت کردن و خنجر از پشت زدن اقدام میکنند .
,ادامه دارد ..
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه