آشنایی با حقوق خانواده

نگاه قرآن کریم به داوری در اختلافات خانوادگی

نگاه قرآن کریم به داوری در اختلافات خانوادگی
اسلام بر تشکیل خانواده و تحکیم بنیان آن تاکید خاصی داشته است. زیرا تشکیل خانواده آثار فردی و اجتماعی فراوانی را برای فرد به همراه دارد. خانواده مکانی برای بدست آوردن آرامش ، تجدید قوای جسمی و روحی، تأمین نیازهای جنسی و محل پرورش فرزندانی سالم و صالح است و از تعبیر قرآن کریم که زن و شوهر را لباس یکدیگر نامیده است نیز چنین استفاده می شود که کانون خانواده محلی برای محافظت انسان از مشکلات و سختی ها و پوشاننده عیوب او و زینت دهنده انسان است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ گروه اجتماعی کافه حقوق: اسلام بر تشکیل خانواده و تحکیم بنیان آن تاکید خاصی داشته است. زیرا تشکیل خانواده آثار فردی و اجتماعی فراوانی را برای فرد به همراه دارد. خانواده مکانی برای بدست آوردن آرامش ، تجدید قوای جسمی و روحی، تأمین نیازهای جنسی و محل پرورش فرزندانی سالم و صالح است و از تعبیر قرآن کریم که زن و شوهر را لباس یکدیگر نامیده است نیز چنین استفاده می شود که کانون خانواده محلی برای محافظت انسان از مشکلات و سختی ها و پوشاننده عیوب او و زینت دهنده انسان است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

khanevade

تحکیم روابط در خانواده و جلوگیری از تزلزل بنیان آن ایجاب می کند در مواردی که بین زوجین اختلاف نظری ایجاد می شود تا حد امکان اختلاف نظر ایجاد شده را با گذشت و اغماض بر طرف نمایند و از راهکارهایی چون گفتگوی متقابل. موعظه و مشاوره برای جلوگیری از ریشه دار شدن اختلاف بهره بگیرند. قرآن کریم نیز در موارد متعدد به زوجین سفارش می کند که نسبت به یکدیگر راه صلح و گذشت را در پیش گیرند و مسائل مشترک را با مذاکره و موعظه حل و فصل نمایند و اگر این راهکارها کارگر و مؤثر نیفتاد به ایشان اجازه داده به سراغ روشهای دیگر حل اختلاف بروند.

بنابراین از نظر قرآن پیاده کردن راهکارهای اخلاقی در خانواده مقدم بر راه حلهای حقوقی (قضایی) می باشد با اینحال اگر سفارش های اخلاقی در این خصوص جواب نداد و فضای صمیمیت و سازش بین زوجین به فضای اختلاف و تنش تبدیل گردید، قرآن کریم در این مرحله نیز جهت حل اختلاف راهکار خاصی را پیشنهاد می کند و طرفین را به ارجاع اختلاف به حکم یا داوری از آشنایان طرفین راهنمایی می کند.

بیان قرآن کریم در این خصوص چنین است: « و ان ختم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها ان یریدا اصلاحا یوفق الله بینهما …» « چنانچه بیم دارید که نزاع سخت بین آنها پدید آید از طرف کسان زن و کسان مرد داوری بر گزینید که اگر مقصود اصلاح داشته باشند خدامیان ایشان موافقت و سازگاری برقرار کند.»

قداست خانواده و تحکیم روابط میان زوجین ایجاب می کند تا جای ممکن اختلافات خانوادگی درگیر رسیدگی های خشک و بی روح قضایی که غایت آن عمدتاً فصل خصومت است نه احقاق حق، نگردد. آنچه در محیط خانواده قبل از حقوق حاکمیت دارد عاطفه و احساسات زوجین نسبت به یکدیگر است در حالی که در محاکم قضایی حقوق و قانون است که حاکمیت مطلق دارد و در میان قوانین و قواعد حقوقی جایی برای عاطفه و احساسات وجود ندارد.

لذا آنچه در محاکم قضایی به عنوان حکم صادر می گردد در بسیاری موارد نمی تواند تامین کننده خواسته های زوجین باشند. به علاوه آنکه اینکار قداست کانون خانواده را می شکند و طرفین برای دفاع از خود ناچار می شوند بسیاری از اسرار زندگی خانوادگی شان را فاش سازند. این امر لطمات جبران ناپذیری به کانون خانواده وارد می آورد و راه بازگشت زوجین به زندگی مشترک را مشکل تر می سازد. جراحتی که این امر به زندگی زوجین وارد می آورد موجب می شود که حتی در فرضی که ایشان دوباره به زندگی مشترک برگردند دیگر به سختی بتوانند زن و شوهر سابق باشند. بر همین اساس در این آیه خداوند متعال در صورت ایجاد خوف اختلاف و شقاق بین زوجین، از بستگان طرفین خواسته که هر یک حکمی را از طرف خود برگزیند تا به اختلاف زوجین رسیدگی نمایند. در این آیه اشاره ای به از ارجاع اختلاف به قاضی یا حتی اشخاص غریبه با زوجین ولو به قصد حل و فصل اختلاف زوجین نشده است و برعکس قرآن کریم با آوردن عبارت «من اهله» و «من اهلها»  تاکید ویژه ای بر حل و فصل این اختلافات در محیط خانواده ها و از طریق داوران خانوادگی دارد.

به نظر می رسد حسن انتخاب حکم یا داور از میان خویشان آنست که چون داوران از بستگان ایشان هستند با مسائل زندگی ایشان آشناترند. به علاوه دارای رابطه عاطفی و خانوادگی با یکی از زوجین می باشند و طبیعتا ایجاد اختلاف میان این زوج زندگی آنان را نیز متأثر می سازد، لذا تا حد امکان تلاش خود را برای ایجاد سازش و حل اختلاف زوجین می نمایند. در حالیکه در رسیدگی قضایی چون قضات نسبتی با طرفین دعوا ندارند اغلب نسبت به سرنوشت زوجین و فرزندان آنها بی تفاوت هستند و صدور حکم در این باب زندگی ایشان را متأثر نخواهد کرد.

 نکته دیگر در این آیه نوع خطاب قرآن کریم است. در این آیه از مخاطبین آیه خواسته شده که حکمی را برای حل و فصل اختلاف تعیین نمایند. طرف خطاب این آیه نمی تواند خود زوجین باشد. این امر را می توان از تعبیر آیه کریمه به «فابعثوا» که فعل امر برای جمع مذکر مخاطب می باشد و  خطاب آن به بیش از دو نفر است و نیز ادامه آیه که برای هر یک از زوجین از ضمیر غایب استفاده شده دریافت. می‌توان اینگونه استنباط کرد که خطاب «فابعثوا» در صیغه جمع به خویشان و آشنایان زوجین می باشد. این احتمال با ظاهر آیه سازگارتر به نظر می رسد. زیرا اصولا کسانی از وجود اختلاف و ناسازگاری بین زوجین مطلع می گردند که با زوجین در ارتباط بوده و از روابط میان آن دو با خبر باشند و این افراد اصولا خویشاوندان طرفین می باشند. حتی حاکم نیز زمانی از وجود اختلاف میان زن و شوهر باخبر می شود که یکی از زوجین نزد قاضی برود و از طرف مقابل شکایت کند.

البته باید توجه نمود که هر کسی را نمی توان از میان خویشاوندان به عنوان داور تعیین نمود. این شخص علاوه بر آشنایی با زوجین باید واجد صلاحیت های علمی، تجربی و شایستگی های اخلاقی لازم باشد که از آنجا که گفته ها در این زمینه فراروان است از تکرار آن پرهیز می کنیم.

مطلب دیگر در خصوص این آیه آنست که در این آیه حکمیت یا داوری در صورت «خوف شقاق» مطرح شده است. در مورد مفهوم « شقاق» در این آیه نظریات متفاوتی ابراز شده است.

« شقاق» را در برخی منابع «انفراج مطلق» دانسته‌اند که در فارسی «شکافتن» معنا می شود. معنای لغوی شقاق را بسیاری ایجاد اختلاف و جدایی و دو گانگی دانسته اند اما در خصوص معنای فقهی «شقاق» نیز برخی فقهاء آنرا «کراهت متقابل زوجین» دانسته اند: شقاق بین زوجین یعنی این که هر یک از زن و شوهر از یکدیگر کراهت داشته باشد به نحوی که بین آنان دو خصومت و دشمنی پدید آید. برخی دیگر «شقاق» را نشوز متقابل زوجین دانسته اند.

 برخی فقهاء معتقدند منظور از «خوف شقاق» علم و آگاهی از شقاق و اختلاف بین زوجین است. بر این اساس در صورتی ارجاع به داوری لازم می شود که علم و یقین به وجود اختلاف شدید بین زوجین داشته باشیم.

برخی مفسران این عبارت را این گونه تفسیر کرده اند: «اگر به امارات ترسیدید یا حکام شرع یا اولیای زوجین به مشاهده ای ناسازگاری و خلاف میان زن و مرد را دانستند.»برخی دیگر خوف از شقاق را خوف و بیم از دشمنی و قهر کردن زوجین دانسته اند و حالتی که احتمال برود رابطه زن و شوهر به دشمنی بیانجامد.

اگر چه کراهت زوجین از یکدیگر یا نشوز متقابل ایشان می تواند منجر به ایجاد و اختلاف و جدایی بین زوجین گردد اما به نظر می رسد شقاق معنایی گسترده از این دو مفهوم داشته باشد زیرا تعبیر شقاق به یکی از این موارد، مانع از شمول آن به سایر موارد اختلاف زوجین می گردد. در حالیکه به نظر می رسد معنای شقاق در آیه ۳۵ سوره مبارکه نساء همانند سایر کاربردهای آن در قرآن کریم، به معنای لغوی اختلاف و دو گانگی باشد و آنچه که تحت عنوان معنای فقهی (اصطلاحی) آن ذکر شده است در حقیقت سبب شقاق محسوب می گردد. یعنی شقاق گاه به علت نشوز طرفین و گاهی به علت کراهت طرفین است. لذا سبب شقاق ممکن است صرفاً نشوز یک طرف باشد و همین مسأله سبب بروز اختلاف و خصومت شود.

بر این اساس تعبیر قرآن کریم بر «خوف شقاق» ناظر بر وقوع نشانه های اختلاف و دو گانگی بین زوجین و بیم از ریشه دار شدن اختلاف و جدایی ایشان می باشد. در این مورد است که قرآن کریم آشنایان زوجین را موظف نموده که از هر طرف حکمی را بر گزیند و بین ایشان سازش برقرار نمایند. مسلماً در این وضعیت هنوز اختلاف به حدی ریشه دار نشده که طرفین تصمیم به جدایی گرفته باشند تنها نشانه ها و اماراتی از این اختلاف مشاهده می شود و اطرافیان برای جلوگیری از جدی تر شدن آن اقدام به تعیین داور می‌نمایند. بر این اساس وقوع این شرایط و ایجاد خوف در اطرافیان نسبت به ریشه‌دار شدن اختلاف و نه وقوع اختلافات ریشه دار شده مبنای دستور قرآن کریم به تعیین داور محسوب می‌گردد بر این اساس در اقدام بستگان و نزدیکان نسبت به تعیین داور باید توجه شود که ارجاع به داوری در موقع خود و با توجه به ریشه دار نشدن اختلافات و احتمال تاثیر بخشی آن به عمل آید و نه پس از ریشه‌دار شدن اختلافات.

,

khanevade

, khanevade,

تحکیم روابط در خانواده و جلوگیری از تزلزل بنیان آن ایجاب می کند در مواردی که بین زوجین اختلاف نظری ایجاد می شود تا حد امکان اختلاف نظر ایجاد شده را با گذشت و اغماض بر طرف نمایند و از راهکارهایی چون گفتگوی متقابل. موعظه و مشاوره برای جلوگیری از ریشه دار شدن اختلاف بهره بگیرند. قرآن کریم نیز در موارد متعدد به زوجین سفارش می کند که نسبت به یکدیگر راه صلح و گذشت را در پیش گیرند و مسائل مشترک را با مذاکره و موعظه حل و فصل نمایند و اگر این راهکارها کارگر و مؤثر نیفتاد به ایشان اجازه داده به سراغ روشهای دیگر حل اختلاف بروند.

,

بنابراین از نظر قرآن پیاده کردن راهکارهای اخلاقی در خانواده مقدم بر راه حلهای حقوقی (قضایی) می باشد با اینحال اگر سفارش های اخلاقی در این خصوص جواب نداد و فضای صمیمیت و سازش بین زوجین به فضای اختلاف و تنش تبدیل گردید، قرآن کریم در این مرحله نیز جهت حل اختلاف راهکار خاصی را پیشنهاد می کند و طرفین را به ارجاع اختلاف به حکم یا داوری از آشنایان طرفین راهنمایی می کند.

,

بیان قرآن کریم در این خصوص چنین است: « و ان ختم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله و حکما من اهلها ان یریدا اصلاحا یوفق الله بینهما …» « چنانچه بیم دارید که نزاع سخت بین آنها پدید آید از طرف کسان زن و کسان مرد داوری بر گزینید که اگر مقصود اصلاح داشته باشند خدامیان ایشان موافقت و سازگاری برقرار کند.»

,

قداست خانواده و تحکیم روابط میان زوجین ایجاب می کند تا جای ممکن اختلافات خانوادگی درگیر رسیدگی های خشک و بی روح قضایی که غایت آن عمدتاً فصل خصومت است نه احقاق حق، نگردد. آنچه در محیط خانواده قبل از حقوق حاکمیت دارد عاطفه و احساسات زوجین نسبت به یکدیگر است در حالی که در محاکم قضایی حقوق و قانون است که حاکمیت مطلق دارد و در میان قوانین و قواعد حقوقی جایی برای عاطفه و احساسات وجود ندارد.

,

لذا آنچه در محاکم قضایی به عنوان حکم صادر می گردد در بسیاری موارد نمی تواند تامین کننده خواسته های زوجین باشند. به علاوه آنکه اینکار قداست کانون خانواده را می شکند و طرفین برای دفاع از خود ناچار می شوند بسیاری از اسرار زندگی خانوادگی شان را فاش سازند. این امر لطمات جبران ناپذیری به کانون خانواده وارد می آورد و راه بازگشت زوجین به زندگی مشترک را مشکل تر می سازد. جراحتی که این امر به زندگی زوجین وارد می آورد موجب می شود که حتی در فرضی که ایشان دوباره به زندگی مشترک برگردند دیگر به سختی بتوانند زن و شوهر سابق باشند. بر همین اساس در این آیه خداوند متعال در صورت ایجاد خوف اختلاف و شقاق بین زوجین، از بستگان طرفین خواسته که هر یک حکمی را از طرف خود برگزیند تا به اختلاف زوجین رسیدگی نمایند. در این آیه اشاره ای به از ارجاع اختلاف به قاضی یا حتی اشخاص غریبه با زوجین ولو به قصد حل و فصل اختلاف زوجین نشده است و برعکس قرآن کریم با آوردن عبارت «من اهله» و «من اهلها»  تاکید ویژه ای بر حل و فصل این اختلافات در محیط خانواده ها و از طریق داوران خانوادگی دارد.

,

به نظر می رسد حسن انتخاب حکم یا داور از میان خویشان آنست که چون داوران از بستگان ایشان هستند با مسائل زندگی ایشان آشناترند. به علاوه دارای رابطه عاطفی و خانوادگی با یکی از زوجین می باشند و طبیعتا ایجاد اختلاف میان این زوج زندگی آنان را نیز متأثر می سازد، لذا تا حد امکان تلاش خود را برای ایجاد سازش و حل اختلاف زوجین می نمایند. در حالیکه در رسیدگی قضایی چون قضات نسبتی با طرفین دعوا ندارند اغلب نسبت به سرنوشت زوجین و فرزندان آنها بی تفاوت هستند و صدور حکم در این باب زندگی ایشان را متأثر نخواهد کرد.

,

 نکته دیگر در این آیه نوع خطاب قرآن کریم است. در این آیه از مخاطبین آیه خواسته شده که حکمی را برای حل و فصل اختلاف تعیین نمایند. طرف خطاب این آیه نمی تواند خود زوجین باشد. این امر را می توان از تعبیر آیه کریمه به «فابعثوا» که فعل امر برای جمع مذکر مخاطب می باشد و  خطاب آن به بیش از دو نفر است و نیز ادامه آیه که برای هر یک از زوجین از ضمیر غایب استفاده شده دریافت. می‌توان اینگونه استنباط کرد که خطاب «فابعثوا» در صیغه جمع به خویشان و آشنایان زوجین می باشد. این احتمال با ظاهر آیه سازگارتر به نظر می رسد. زیرا اصولا کسانی از وجود اختلاف و ناسازگاری بین زوجین مطلع می گردند که با زوجین در ارتباط بوده و از روابط میان آن دو با خبر باشند و این افراد اصولا خویشاوندان طرفین می باشند. حتی حاکم نیز زمانی از وجود اختلاف میان زن و شوهر باخبر می شود که یکی از زوجین نزد قاضی برود و از طرف مقابل شکایت کند.

,

البته باید توجه نمود که هر کسی را نمی توان از میان خویشاوندان به عنوان داور تعیین نمود. این شخص علاوه بر آشنایی با زوجین باید واجد صلاحیت های علمی، تجربی و شایستگی های اخلاقی لازم باشد که از آنجا که گفته ها در این زمینه فراروان است از تکرار آن پرهیز می کنیم.

,

مطلب دیگر در خصوص این آیه آنست که در این آیه حکمیت یا داوری در صورت «خوف شقاق» مطرح شده است. در مورد مفهوم « شقاق» در این آیه نظریات متفاوتی ابراز شده است.

,

« شقاق» را در برخی منابع «انفراج مطلق» دانسته‌اند که در فارسی «شکافتن» معنا می شود. معنای لغوی شقاق را بسیاری ایجاد اختلاف و جدایی و دو گانگی دانسته اند اما در خصوص معنای فقهی «شقاق» نیز برخی فقهاء آنرا «کراهت متقابل زوجین» دانسته اند: شقاق بین زوجین یعنی این که هر یک از زن و شوهر از یکدیگر کراهت داشته باشد به نحوی که بین آنان دو خصومت و دشمنی پدید آید. برخی دیگر «شقاق» را نشوز متقابل زوجین دانسته اند.

,

 برخی فقهاء معتقدند منظور از «خوف شقاق» علم و آگاهی از شقاق و اختلاف بین زوجین است. بر این اساس در صورتی ارجاع به داوری لازم می شود که علم و یقین به وجود اختلاف شدید بین زوجین داشته باشیم.

,

برخی مفسران این عبارت را این گونه تفسیر کرده اند: «اگر به امارات ترسیدید یا حکام شرع یا اولیای زوجین به مشاهده ای ناسازگاری و خلاف میان زن و مرد را دانستند.»برخی دیگر خوف از شقاق را خوف و بیم از دشمنی و قهر کردن زوجین دانسته اند و حالتی که احتمال برود رابطه زن و شوهر به دشمنی بیانجامد.

,

اگر چه کراهت زوجین از یکدیگر یا نشوز متقابل ایشان می تواند منجر به ایجاد و اختلاف و جدایی بین زوجین گردد اما به نظر می رسد شقاق معنایی گسترده از این دو مفهوم داشته باشد زیرا تعبیر شقاق به یکی از این موارد، مانع از شمول آن به سایر موارد اختلاف زوجین می گردد. در حالیکه به نظر می رسد معنای شقاق در آیه ۳۵ سوره مبارکه نساء همانند سایر کاربردهای آن در قرآن کریم، به معنای لغوی اختلاف و دو گانگی باشد و آنچه که تحت عنوان معنای فقهی (اصطلاحی) آن ذکر شده است در حقیقت سبب شقاق محسوب می گردد. یعنی شقاق گاه به علت نشوز طرفین و گاهی به علت کراهت طرفین است. لذا سبب شقاق ممکن است صرفاً نشوز یک طرف باشد و همین مسأله سبب بروز اختلاف و خصومت شود.

,

بر این اساس تعبیر قرآن کریم بر «خوف شقاق» ناظر بر وقوع نشانه های اختلاف و دو گانگی بین زوجین و بیم از ریشه دار شدن اختلاف و جدایی ایشان می باشد. در این مورد است که قرآن کریم آشنایان زوجین را موظف نموده که از هر طرف حکمی را بر گزیند و بین ایشان سازش برقرار نمایند. مسلماً در این وضعیت هنوز اختلاف به حدی ریشه دار نشده که طرفین تصمیم به جدایی گرفته باشند تنها نشانه ها و اماراتی از این اختلاف مشاهده می شود و اطرافیان برای جلوگیری از جدی تر شدن آن اقدام به تعیین داور می‌نمایند. بر این اساس وقوع این شرایط و ایجاد خوف در اطرافیان نسبت به ریشه‌دار شدن اختلاف و نه وقوع اختلافات ریشه دار شده مبنای دستور قرآن کریم به تعیین داور محسوب می‌گردد بر این اساس در اقدام بستگان و نزدیکان نسبت به تعیین داور باید توجه شود که ارجاع به داوری در موقع خود و با توجه به ریشه دار نشدن اختلافات و احتمال تاثیر بخشی آن به عمل آید و نه پس از ریشه‌دار شدن اختلافات.

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه