نظام تعلیم و تربیت پویا و با نشاط ، مساوی ست با جامعه سالم
جامعه سالم و توسعهیافته، جامعهای است که دارای نظام تعلیم و تربیتِ پویا بانشاط، زنده و مترقی است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از قلم رسا؛ تعلیم و تربیت در زندگی بشر، مهمترین و اساسیترین جنبه زندگی است. مشخصه جامعه سالم و توسعهیافته، صرفاً به داشتن موقعیت جغرافیایی خوب و معادن متنوع و منابع مالی نیست، بلکه جامعه سالم و توسعهیافته، جامعهای است که دارای نظام تعلیم و تربیتِ پویا بانشاط، زنده و مترقی است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, قلم رسا,چنین نظامی میتواند انسانهای آزاد، مستقل، اخلاقی، و مبتکر بسازد که جامعه را به سامان مادی و تعالی معنوی برساند.
,آموزشو پرورش از مهمترین نهادهای اجتماعی است که در مقایسه با دیگر نهادها از اولویت ویژهای برخوردار است. امروزه متفکران و جامعهشناسان به اهمیت بیشتر پرورش در مقایسه با آموزش معترف بوده و بر آناند که آموزش بدون پرورش نهتنها سازنده نیست، بلکه میتواند مخرب نیز باشد. در اینباره باید گفت که آموزشوپرورش بهشکل بالقوه، هم استعداد سازندگی و نوسازی در همة سطوح را دارد و هم استعداد ویرانگری و تخریب.
,بنابراین برنامهریزی نکردن صحیح در آموزشوپرورش، میتواند نیرو و استعداد نسل آینده را تهدید و نابود کند. ضرورت دارد با بازنگری عمیق در اهداف، محتوا و روشهایی که در این نهاد اعمال شده است، نقاط ضعف و علل ناکارآمدی آن شناسایی و مسیری روشن فراروی برنامهریزان و متولیان وزارت آموزشوپرورش قرار گیرد و بدین ترتیب، از تباه شدن نیروی انسانی و هزینههای گزاف جلوگیری و از آن مهمتر مانع از گمراهی نسل جوان و نوجوان میشود.
,بیشک یکی از اهداف تأسیس آموزشگاههای رسمی(مدارس) کشور، تربیت اخلاقی دانشآموزان است. «مکتب و مدرسه عبارت است از: تأسیساتی که برای تربیت اخلاقی و علمی و بدنی ابناء نوع بشر دایر میگردد».
,بنابراین، نهاد آموزش وپرورش، که یکی از گستردهترین نهادهای اثرگذار و جهتدهنده در همه کشورهاست، با توجه به مخاطبان فراوان و مستعدی که دارد و با توجه به رسالتهای آموزشی و پرورشی خود، باید برنامه تربیت اخلاقی را جزء اصلیترین و محوریترین مسائل آموزشی و تربیتی خود قرار دهد.
,از آنجا که نهاد آموزش وپرورش به خاطر تکیه بر گسترده ترین سرمایه ملی بیشترین سهم را در رشد، سازندگی و اعتلای ملی ایفا میکند و رسیدن به کشوری برتر در منطقه به عنوان آرمان سند چشم انداز بیست ساله ملی، بدون توجه به رشد و بالندگی این نهاد ناممکن است، هرگونه بازکاوی و بررسی وضعیت کنونی این نهاد کاری ضروری و اجتناب ناپذیر است.
,نگاهی به اوضاع جوامع بشری نشان میدهد که تمامی بی بندباریها ونابسامانی های موجود درسطح جهانی ناشی از غفلت انسان در امر تربیت اخلاقی بوده است.
,در جهان کنونی، رفتار انسانی در قالب فن آوری رفتار و مهندسی ژنتیک شکل میگیرد، زندگی اخلاقی بشر در اثر تزلزل نظامهای ارزشی و انحلال مبانی مقدسات مورد تهدید قرار گرفته، پایدارترین عقاید دینی از وی گرفته شده، اندیشه های مکانیکی و عاریتی جایگزین آن گردیده و انسان با بحرانهای گوناگون درونی و بیرونی مواجه شده که مهم تر از همه بحران معرفت دینی و بدتر از آن، بحران تربیت دینی است.
,از جمله نهادهای مهم و تأثیرگذار در تربیت پس از خانواده، آموزشوپرورش است؛ زیرا به سبب الگو طلبی والگوپذیری آدمی که ریشه در فطرتش دارد تأثیر عناصر گوناگون مدرسه و تعلیم و تربیت زمینهساز بر انسان بسیار است.
,همچنین این نهاد میتواند استعدادهای آدمیان را در جهت مثبت و منفی سامان داده و اشخاص عالِم، عاقل، متفکر، مهذب، موحد، عدالتجو، فداکار یا خلاف اینها را تحویل جامعه دهد.
,واقعیت این است که59 درصد از جوانان، نارضایتی خویش را از آموزشهای مدارس به شکلهای مختلف بیان میکنند. اکثریتی قریب به 77 درصد از جوانان مراکز استانهای کشور یادگیریهای دانشآموزان در مدارس از نوع حفظیاتی است که پس از مدت کوتاهی فراموش میشود.
,مدرسه و تربیت، که یادگیری معنی دار و آموختن برای زندگی انسانی است، در مدارس ما هدف کم توجهی قرار گرفته است. و بالاتر اینکه در مقوله هایی چون هویت دینی و بسترسازی رشد اخلاقی، نارضایتی جوانان از مدارس به میزان 65 درصد است که حاکی از عملکردضعیف مدارس در این مورد است.
,تحقیقات نشان میدهد 83درصد از نوجوانان و جوانان، دروس را برای گرفتن نمره میخوانند و استفاده محتوایی را مدنظر قرار نمیدهند. بی توجهی و در حاشیه قرار دادن فعالیتهای تربیتی - اخلاقی، بی صلاحیتی بعضی معلمان و عدم گزینش اخلاقی کسانی که مستقیماً با دانش آموز در ارتباطند، سبب میشود دانش آموزان در مواجه با الگوهای دلفریب،توان حفظ فرهنگ و ارزشهای دینی خود را نداشته باشند.
,شاید یکی از اشکالات موجود، فاصلة فزاینده بین اهدف آرمانی و واقعیتهای جاری باشد؛ چون با نگاه اجمالی به قانون، اهداف و وظایف آموزشو پرورش(مصوب مجلس شورای اسلامی در 1366)و کلیات تغییر نظام آموزشوپرورش (مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در 1366) درمییابیم؛ به آنچه از نظر جنبههای ارزشی، اخلاقی، فرهنگی، اعتقادی و سیاسی، خواهان انتقال و ترویج آن به نسل آینده هستیم، بهنحو شایسته توجه شده است؛ پس علت پیدایش گسست فزاینده میان اهداف و برنامهها از یکسو و انتظارات تربیتی از سویدیگر چیست؟ چرا بین آنچه در میدان نظر و «قصد» بیان شده و آنچه در میدان «عمل» و «اجرا» صورت میگیرد با آنچه در بازده نهایی«کسب» میشود ارتباط معناداری وجود ندارد؟ چرا بین آنچه در برنامههای آموزشوپرورش و کتابهای درسی «قصد» کردهایم و آنچه دانشآموزان در رفتار خود کسب کردهاند، نهتنها فاصلهای وسیع، بلکه بعضاً تعارضی عمیق وجود دارد؟.
,بنابراین توجه به اهداف اخلاقی در تعلیم و تربیت، از مهمترین توصیهها و دغدغههای آموزشوپرورش در جهان است.
,فاطمه نیک طبع
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه