آداب و رسوم بهار قدیم کوسه گردانی در بهار

آداب و رسوم بهار قدیم کوسه گردانی در بهار
در روزگاران قدیم مردم شهر بهار مقید به آداب و رسوم خاص خود بودند و برای هر مناسبت رسم خاص خود را برپا می کردند و همین آداب و رسوم یکی از دلایل دلگرمی مردم و نزدیکی آنها به هم میشد. یکی از این آئین ها رسم کوسه گردانی بود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از بهارانه، در شهر بهار پنج روز بعد از چله بزرگ کوسه می آمد. سعی بر آن بود تا برنامه ریزی نمایند که در روزهایی که برف تمام زمین را پوشانیده است کوسه گردانی انجام شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بهارانه,

کوسه از طرف چوپانی تعیین می شد که گله به صحرا می برد و آنها را می چرانید. در شهر بهار بسیاری از خانواده ها تعداد اندکی دام داشتند و چون به چرا بردن آنها برایشان مقرون به صرفه نبود معمولاً یک چوپان بین دویست تا صدو پنجاه دام را با هم در یک گله به چرا می برد.

,

برای اینکه کوسه بتواند مراسم را به خوبی انجام بدهد و وسط کار انرژی کم نیاورد، صبح زود یک دست کله پاچه کامل از طرف چوپان به او می خوراندند. کوسه در اجرای مراسم به خانه افرادی می رفت که دارای دام بودند، تا به این وسیله آمدن بهار را به آنها اطلاع داده و ببیند آنها چه چیزی برای قدرشناسی چوپان به او می دهند.

,

سعی می نمود به خانه افراد بی دام نرود مگر افرادی که از نظر مالی وضعیت مناسب تری داشتند. به همراه گروه چوپان نیز می رفت تا از نزدیک شاهد مراسم باشد. لباس کوسه بسیار شبیه لباس چوپان بود. بالاپوش نمدی معروف به «کَچه»(kača) از مهمترین لباس های او به شمار می رفت.

,

این لباس سرتاسر بدن کوسه را از گردن تا نوک پا را می پوشانید. روی کچه جلیقه ای به نام «کپنگ»(kapanag) می پوشید. بر روی نوار پارچه ای تعدادی زنگوله را دوخته و کوسه از آن به جای کمر بند استفاده می کرد.

,

البته در نقاط دیگر بدن کوسه زنگوله های دیگری نیز نصب می کردند تا در زمان حرکت صدا تولید کرده و توجه بقیه را به خود جلب نماید. برگردن کوسه زنگوله ای بزرگ همانند گردن بند می انداختند که صدای زیادی را تولید می کرد. کلاهی نمدی بر سر داشت.

,

به دور کلاه نواری پارچه ای می بستند و در جایی که گوش کوسه قرار داشت، بین نوار و کلاه مقداری جارو به صورت عمودی کار می گذاشتند، که تداعی کنند دو شاخ معروف به «بونوز»(bonnöz) بر سر کوسه بود. از همان جنس نمدی نقابی برای صورت کوسه درست می کردند و تنها چشمان کوسه دیده می شد، تا به اصطلاح کوسه شناخته نشود.

,

مقداری پنبه را به صورت او می چسباندند که تداعی کنند ریش کوسه بود. شلوار کوسه معمولی بود ولی کوسه چکمه می پوشید. کوسه که نماد باروری بود در قسمت جلوی شلوار خود بر روی قسمت نرینگی یک عدد پیاز سفید هم آویزان می نمود به نشانه بیضه ای برای باروری. علاوه بر کوسه عروس نیز که یکی از جوانان محل بود لباس زنانه پوشیده و پارچه ای قرمز به سر خود می انداخت تا او نیز شناخته نشود.

,

عروس جوالدوزی در دست می گرفت تا در زمانی که کسی او را اذیت می کند از خود دفاع نماید. در هنگام حرکت کوسه به همراه وی تعدادی کوچک و بزرگ نیز به دنبال او در کوی و برزن به راه می افتادند. بیشتر آنها تلاش داشتند تا عروس را وشگون گرفته و او را اذیت نمایند که عروس با جوالدوزی که در دست داشت آنها را از خود دور می کرد.

,

در این روز بیشتر مردم در خانه ها را نیمه باز می گذاشتند تا کوسه و همراهانش به راحتی وارد حیاط گردند. در این مراسم کوسه و عروس حق حرف زدن نداشتند و از این موضوع افرادی که به دنبال گروه راه افتاده بودند سوء استفاده کرده در صدد آزار و اذیت چوپان و عروس بر می آمدند برخی هم از ترس جوالدوز از دور با گلوله های برفی کوسه را هدف قرار داده و او را می زدند. البته در جاهایی که برف زیاد روی هم انباشته بود کوسه را به سمت انبوه برف برده و او را در زیر برف مدفون می کردند.

,

منبع: سلیمی موید، سلیم(۱۳۹۴) آئین ها و مراسم ایرانی در گاهشمار خورشیدی، جلد چهارم زمستان، تهران، انتشارات طرح نقش خیال

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه