از آفتاب تابان تا آفتاب لب بام؛

برخورد دوگانه با برجام و یادآوری حوادث جنگ صفین

برخورد دوگانه با برجام و یادآوری حوادث جنگ صفین
در ستایش برجام چه‌ها که نکردند آقایان. چه اهانت‌ها که به منتقدین روا نداشتند و چه مانورها برای جلب رای در همین انتخابات اخیر که ندادند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از یزدرسا؛ تا همین چندی قبل از  برجام با عناوینی چون آفتاب تابان، پیروزی بزرگ، فتح‌الفتوح و ... نام می‌بردند که دستاورد مهم دولت یازدهم نیز محسوب می‌شد. در ستایش برجام چه‌ها که نکردند آقایان. چه اهانت‌ها که به منتقدین روا نداشتند و چه مانورها برای جلب رای در همین انتخابات اخیر که ندادند. اما حالا، حالا که «آفتاب تابان» به «آفتاب لب بام» تبدیل شده، رویه‌ی آقایان هم تغییر کرده و تلاش می‌کنند از مسئولیت برجام شانه خالی کنند و آن را به ملت و رهبر انقلاب گره بزنند!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزدرسا,

البته موضع رهبر انقلاب نسبت به برجام کاملا مشخص است؛ ایشان از همان ابتدا با مواضع شفاف و روشن در قبال مذاکرات و برجام، نسبت خودشان و سیاست کلان نظام را با مذاکرات مشخص کردند، به طوری که حالا حتی مردم در دورافتاده‌ترین نقاط هم می‌دانند که این سبک مذاکرات در سه سال گذشته و توافق برجام با این مختصات، به هیچ عنوان مورد رضایت و نظر رهبر انقلاب نبوده و نیست. اما این نوع مواجهه آقایان با برجام و تلاش‌ برای شانه خالی کردن از مسولیت برجام، یک پیام بسیار مهم و اساسی با خود دارد و آن هم نوعی اذعان به شکست و پایان افسانه‌ی برجام است. در واقع اینکه، کسانی که تا دیروز بزرگترین افتخارشان را همین برجام می دانستند و هیچ سخنرانی نبود که در ستایش آن نگویند، حالا سعی می آنند این بزرگترین افتخار خود را به دیگران نسبت دهند، این یعنی اینکه دیگر چیزی از برجام باقی نمانده است!

,

اما فارغ از آنچه بیان شد، این سیاست که کسانی مسئله‌ای را خلاف نظر رهبر جامعه پیش ببرند و به تذکرات مکرر ایشان هم توجهی نکنند، اما بعد از آنکه ناکارآمدی سیاست‌شان را دیدند و واقعیت هشدارهای قبلی رهبری را مشاهده کردند؛ بخواهند از مسئولیت شانه خالی کنند و حتی ناجوانمردانه و غیرمنصفانه آن را به خود رهبری نسبت دهند؛ بسیار دور از انصاف و جوانمردی است. سیاستی که البته خود به خود انسان را به یاد جنگ صفین و اتفاق‌هایی که در آن برهه به وقوع پیوست می‌اندازد.

,

در جنگ صفین، سپاه حضرت علی(ع) فقط یک گام تا چیرگی بر معاویه و پیروزی نهایی فاصله داشت. به طوری که نقل شده آن‌قدر پیروزی نزدیک بود که حتی معاویه اسبش را خواست تا فرار کند. اما حیلت عمر وعاص مبنی بر سر نیزه کردن قرآن‌ها، کارساز شد و بین سپاه حضرت علی(ع) اختلاف ایجاد شد. تا جایی که حدود بیست هزار نفر از یاران حضرت که بعدا خوارج نامیده شدند، خطاب به امام علی(ع) این گونه گفتند: «اى على! اکنون که به کتاب خدا فراخوانده شده‌اى، شامیان را اجابت کن؛ و گرنه تو را می‌کشیم.» همین مسئله موجب شد تا پیروزی که سپاه امام در یک قدمی آن قرار داشتتند، به دشمن واگذار کنند.

,

بعد از آن و نآن در ماجرای حکمیت نیز، تاکید حضرت علی(ع) این بود که در مقابل عمروعاص که نماینده معاویه بود، نماینده سپاه حضرت، ابن عباس باشد؛ اما یاران حضرت باز هم نپذیرفتند تا جایی که حضرت مالک اشتر را انتخاب کردند و یاران باز هم نپذیرفتند.

,

على علیه‌السلام فرمود: «آیا شما جز به ابوموسی خرسند نیستید؟». گفتند: آرى. امام علیه‌السلام فرمود: «شما... از رای من سرپیچی کردید. پس آنچه مى‌خواهید، انجام دهید!... کارى کردید که نیروى اسلام را فرو کاست و توانش را از میان برد و سستى و خوارى بر جاى نهاد».

,

بعد از پذیرفتن حکمیت و ماجراهایی که پیش آمد، باز خوارج به حضرت اعتراض کردند که چرا حکمیت را قبول کردی؟ و حالا که آن را پذیرفتی باید توبه کنی والا با تو می‌جنگیم. حضرت علی(ع) در پاسخ به آن‌ها اینگونه گفت:

,

«هنگامی که شامیان با توطئه و نیزنگ قرآن بر سر نیزه کردند، آیا این شما نبودید که می‌گفتید: اینان برادران و هم‌کیشان مایند که از ما پوزش می‌خواهند و به کتاب خدا پناه آورده‌اند، تا در سایه‌اش بیارامند، پس باید رأیشان را پذیرفت و زیر فشارشان نگذاشت؟ اما من به شما گفتم که این جریان، جریانی دو چهره است که نمود آشکارش ایمان و واقعیت پنهانش ستم و دشمنی است، آغازش، مهربانی و پایانش، پشیمانی است پس در موضع کنونیشان پای بفشارید و به خط خویش همچنان پایدار باشید و ادامه جهاد را دندان به دندان بسایید و نسبت به بانگ ناهنجاری که اگر پاسخ بیابد به گمراهی می‌کشاند وگرنه خود خوار و ذلیل می‌شود، اعتناء ننمائید و دیدیم که تجربه هم این باور را تأیید کرد.

,

اما دریغ که شما در برابر خشم و نگاه من به مخالفتم ایستادید و به خواست دشمن تن دادید به خدا سوگند که اگر آن روز ـ به رغم سماجت و اصرار شما ـ از پذیرش آن پیشنهاد سرباز می‌زدم مسئول پیامدهایش نبودم و خداوند گناه آن را در پرونده من نمی‌افزود. اینک نیز که به سبب مصالح امت آن را پذیرفته‌ام باز هم حقی را صاحبم و باید مورد پیروی قرار گیرم چرا که قرآن با من است و از روزی که توفیق همدمیش را یافته‌ام لحظه‌ای از آن جدا نشده‌ام.»

,

نویسنده: وحید سالار

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه