وقتی بار زندگی بردوش یک بانوی معلول سنگینی می کند:
روایتی دردناک از زندگی سخت یک بانوی معلول جوینی+ عکس
زهرا ایلدر آبادی بانوی ناشنوای جوینی که به خاطر معلولیت همسرش بار زندگی را بردوش گرفته و مخارج همسر و دو فرزندش را با دستان خودش تامین می کند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از آل نور، زهرا ایلدر آبای ،بانوی معلول ناشنوا که معلولیت نتوانسته، برایش محدودیت ایجاد کند و اینک به خاطرمعلولیت جسمی همسرش، بار زندگی را بردوش گرفته و مخارج همسرش و هچنین دو فرزندش را دستان خودش تامین می کند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آل نور،,,
وی با همان سختی که در تکلم دارد با ما سخن می گوید و گاهی برای بیان جملاتی که ما از فهمیدن آن عاجز بودیم ، دست به دامان کاغذ و قلم می شد.
,,
زهرا می گوید:همسرش معلول جسمی و حرکتی بوده و قادر به کار کردن نیست و زندگی سختی را می گذراند.
,,

, ,
این بانوی معلول که هنر خیاطی دارد ادامه می دهد: در حال حاضر فقط یک چرخ خیاطی دارم و به همراه همسر بردارم که او هم ناشنوا است کار خیاطی را با همین چرخ انجام می دهم
,.
,این عضو جامعه معلولان با اشاره به اینکه زندگی برایش بسیار سخت است، می گوید :دوست دارم کارم را گسترش دهم و تولیدی پوشاک تریکو و ریون بزنم و برای ای کار به چند عدد چرخ مثل چرخ راسته دوز و میان دوز احتیاج دارم.
, :,,
زهرا با اشاره به اینکه برای گسترش کارش نیاز به تسهیلات دارد، می گوید: بارها برای گرفتن وام به بهزیستی مراجعه کرده ام اما هنوز جوابی نگرفته ام.
,,
وی ادامه می دهد: کارکردن با یک چرخ خیاطی آن هم برای دو نفر در آمد چندانی ندارد، برای همین مجبور شدم کار خیاطی را تعطیل کنم و در مزارع کشاورزی مردم کار کنم.
,,
این بانوی معلول می گوید آنچه این روز ها او را محدود و نگران کرده، عدم حمایت مناسب از طرف مسئولان است .
,,
او که با گفتن این حرف ها بغض بر گلویش و اشک در چشمانش نشست از مسئولین خواست کمکش کنند تا بتواند کارش را رونق دهد و مجبور نباشد کار خیاطی اش را تعطیل کند.
,,
با شنیدن قصه زندگی این بانوی معلول اما توانمند ، با خودم گفتم چه خوب است همه ما این حقیقت را برای خودمان یادآوری کنیم که معلولان نیاز به کمک و رسیدگی دارند نه ترحم.
, .,,
در ادامه رقیه دلیری فر بانوی معلولی که نیمه ناشنوا بود نیز همچون زهرا از شرایط سخت زندگی اش برایمان گفت.
,,

, ,
رقیه درباره کارش گفت: از سال 90 کار خیاطی را در مغازه ای کوچک در خیابان مولوی شهر نقاب ( خیاطی آیسان) شروع کرده ام.
,وی ادامه داد: همسرم نیز ناشنوا است و در کارخانه فولاد کار می کند .
,,
رقیه هرچند از کار سخت همسرش اظهار ناراحتی می کرد اما مدام ذکر شکر خداوند نیز بر لبانش جاری بود.
,رقیه نیز همچون زهرا دو فرزند دارد که هردوی آن ها سالم هستند.
,,
رقیه و همسرش ، زن و شوهری هستند که اجازه ندادند معلولیت مانع از فعالیتشان بشود و نگاهشان تنها به سمت تواناییهاییشان است و در کنار هم و پا به پای هم کار می کنند تا فرزندانی موفق تحویل جامعه دهند.
,,
,
با شنیدن درد و دلهای این دو بانوی معلول این فکر میافتم که شاید بهتر است؛ مسئولان، کنوانسیون حمایت از حقوق معلولان را که در کشور ما به رسمیت شناخته شده ، را یک بار دیگر نگاه کنند، پیماننامهای که درآن بارها بر لزوم ایجاد حقوق مساوی برای معلولان با سایر افراد جامعه، مناسبسازی اماکن برای افراد با معلولیتهای مختلف، داشتن امکانات بهداشتی و توانبخشی مناسب و آموزش و استخدام و اشتغال این افراد و... تاکید کرده است.
, .,,
,
انتهای پیام/
,,
,
]
ارسال دیدگاه