یادداشت طنز/ محمدرضا فتحی نجفی
نطق پیش از دستور، متعلق به خودمان است!
در جلسه علنی امروز (یکشنبه ۲۱ آذر) ، فوریت طرح حقوق و دستمزد مدیران و مقامات کشور به رای گذاشته شد و نمایندگان با ۱۰۷ رای موافق، ۳۱ رای مخالف و ۱۰ رای ممتنع از مجموع ۲۰۱ نماینده حاضر در صحن با بررسی یک فوریت طرح موافقت کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیام جغتای، صبح، اول بسمالله ابوطیارهمان را روشن کردیم، دیدیم سه، کار میکند. وقتی هر موتور چهار سیلندری، یک خانهاش درست کار نکند، اصطلاحا" میگویند: «موتور، سه، کار میکند.» یعنی سه چهارم کار موتور، درست و یک چهارمش نادرست است اما همان یک چهارم نادرست، کل کار موتور را مختل میکند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیام جغتای,
این مکانیک را ببین، آن مکانیک را ببین، بالاخره گفتند؛ برو پیش فلانی.
خدمت آقای فلانی رسیدیم، دستور دادند؛ منتظر باشید تا نوبتتان شود. ما هم اطاعت کردیم. توی ابوطیارهمان نشسته و بر امواج اینترنت سوار شدیم تا اخبار را رصد(!) کنیم. اولین خبر را که دیدیم، متوجه شدیم که امروز، دیگران هم گرفتار «سه کار کردن» شدهاند. خبر این بود:
«در جلسه علنی امروز (یکشنبه ۲۱ آذر) ، فوریت طرح حقوق و دستمزد مدیران و مقامات کشور به رای گذاشته شد و نمایندگان با ۱۰۷ رای موافق، ۳۱ رای مخالف و ۱۰ رای ممتنع از مجموع ۲۰۱ نماینده حاضر در صحن با بررسی یک فوریت طرح موافقت کردند.»
۱۰۷ را با ۳۱ و ۱۰ جمع زدیم، عدد حاصل ۱۴۸ شد. بعد آن را از ۲۰۱ کم کردیم. مشخص شد که ۵۳ نفر اصلا" رای ندادهاند. یعنی تقریبا" یک چهارم نمایندگان حاضر در صحن مجلس، حال و حوصلهی فشار دادن شاسی موافق، مخالف و یا ممتنع را نداشتهاند.
در حال پیدا کردن پاسخی برای این پرسش بودیم که چرا امروز، همه چیز، سه کار میکند که جناب مکانیک فرمایش کردند؛ نوبت شماست.
ما دیدیم حالا اگر زورمان به موتور محرکهی مجلس نمیرسد، حداقل زورمان به موتور ابوطیاره خودمان که میرسد. سرمان را کردیم داخل موتور و برای جمیع هر چهار سیلندر موتور، یک نطق آتشین پیش از دستور به شرح ذیل ایراد کردیم:
«شما، ما را سر کار گذاشتهاید؟! نباید وجدان کاری داشتهباشید؟! از جیب خالی ما نباید حیا کنید که به عناوین مختلف خرج شما را میدهیم؟! این چه مدل کار کردن است؟! خدا را خوش میآید؟!»
نطقمان که تمام شد، آقای مکانیک تشریف آوردند. شل کن، سفت کن راه انداختند و تا دلتان بخواهد، دستورات مقتضی صادر فرمودند: استارت بزن، گاز بده، خاموش کن، فلان کن، بهمان کن، بیسار کن، آخرش هم دستور دادند: «حالا روشنش کن!»
خدا پدر شنوندهی حرف حساب را بیامرزد. موتور را که روشن کردیم، دیدیم سه کاری و سه بازی را کنار گذاشته، خیلی چهار شدهاند. گوش شیطان کر - موتور مثل ساعت تیک تاک میکرد. به خودمان افتخار کردیم که تا این اندازه، نطقمان میتواند حلال مشکلات باشد.
,
,
,
,
,
,
,
,
محمدرضا فتحی نجفی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه