یادداشت

ستاره ای درخشان در آسمان ظلمت و جاهلیت

ستاره ای درخشان در آسمان ظلمت و جاهلیت
استعاره­ ی «ستاره­ ای بدرخشید و ماه مجلس شد» آمدن مردی را خبر می دهد که حرّیت، آزادی و آزادگی را برای بشریت به ارمغان آورد و با گسستن زنجیرهای جهل و بیخبری از پای بشریت، آدمی از سیطره و سلطه ­ی طواغیت رهانید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ ه نقل از فراهان خبر؛ هفدهم ربیع هنگامه ­ی ولادت قائد معظّم مکتب؛ حضرت پیامبر اکرم(ص) و زعیم عالیقدر مذهب؛ امام صادق(ع)، بسان طلوع خورشید و ماه است که آسمان ملک و وجود از حضورشان حیات تازه­ای می گیرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فراهان خبر,

استعاره­ ی «ستاره­ ای بدرخشید و ماه مجلس شد» آمدن مردی را خبر می دهد که حرّیت، آزادی و آزادگی را برای بشریت به ارمغان آورد. گسستن زنجیرهای جهل و بیخبری از پای بشریت و رهانیدن آدمی از سیطره و سلطه­ ی طواغیت وظیفه ­ای است که تمامی انبیا برعهده داشتد؛ « وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ...» (سوره نحل/۳۶) سوق دادن بشریت به سوی بینش توحیدی، هدف متعالی همه این آموزگاران آسمانی بود.

,

پیامبر اکرم(ص) در شرایطی ظهور می کند که خرافه و جهالت چهره غالب آن روزگاران است. طبق گواهی وشهادت اسناد تاریخی جمعیت باسواد آن روز شبه جزیره عرب، از هفده نفر تجاوز نمی کرد و کیش اکثریت مردم و آیین غالب شان بت پرستی بود.

,

خرافه­ ها چونان ابر سیاهی بر آسمان اندیشه مردم، سایه افکنده بود. بیخبری و جهالت تا بدان جاست که داشتن دختر برای عرب جاهلی ننگ و عار می کرد؛ « وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ »(سوره نحل /۵۸ ) و در صورتی که همسرشان دختر می زائید آن طفل بیگناه و معصوم را زنده به گور می کردند؛ « یَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیُمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ« (سوره نحل /۵۹) و در جایی دیگر این حرکت ناشیانه و جاهلانه را اینگونه معرفی می کند که؛ «وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ  * بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ » ( سوره تکویر /آیه ۸ و۹) در این شرایط اراده خداوندگار هستی بر آن قرار گرفت تا آخرین حلقه از سلسه­ ی رسولان خویش را در بزم خاکیان فرش نشین میهمان دارد و حضرت­شان را از ساحت ملکوتی عرشیان و افلاکیان به عالم طبیعت و ملک برای هدایت مردمان قرار تازه­ای بخشد.

,

این رسول خاتم (ص) همان پیامبری است که نشانه­ های آمدنش را تمامی انبیای سلف برای پیروان خود بشارت داده بودند؛ « وَإِذْ قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ ...»(سوره صف /۶) وجود با برکتش همچون خورشیدی برگستره ­ی عالم هستی درخشیدن گرفت و امروز در سراسر عالم و پهنه گیتی، انسانی یافت نمی توان کرد که شخص خاتم رسولان ودین مترقّی اش(اسلام) را نشناسد. او آمد تا مُهر خاتمیت رسولان و پیامبران باشد و دینش خلاصه و عصاره همه ­ی معارف ناب الهی شود. اگر دیگر پیغمبران در هر عصر و دوره ­ای آمدند تا تنها محیط پیرامون خود را با رویکرد منحصر بفرد تبلیغی فرهنگی­شان هماهنگ و همراه سازند ولی پیامبر خاتم(ص) آمد، تا آیین و مکتبش جهانی و جاودانه شود. آمد تا بشریت را در پرتو معرفت و بینش صحیح اسلامی کمال و تعالی بخشد. این مکتب انسان ساز میراث همه انبیاء و رسولان الهی است و جمیع افراد بشری مخاطب اوست.

,

اسلام ضمن اکرام و احترام به تمامی ادیان آسمانی، همه را بر اجتماع گرداگرد کلمه توحید فرا می خواند؛ « قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آل عمران /۶۴ ).

,

بشریت تنها در پرتو نگرش و بینش توحیدی است که می تواند به رشد و کمال حقیقی دست پیدا کند. اندیشه های مادّی انسانی مانند(سوسیالیسم و لیبرالیسم) هیچگاه نتوانسته و نمی تواند آرمان طلبی بشریت را پاسخی مناسب دهد و یا روحیه حقیقت خواهی او را اقناع سازد و عطش کمال جویی­ اش را سیراب بسازد. از طرفی دیگر آن چنان برای آزادی اندیشه و اختیار آدمی حرمت قائل است که می گوید: انسانیت واقعی در سایه تعقّل و خرد ورزی حاصل می شود و این زمانی است که آدمی دریک بستر مناسبی عقاید و سخنان مختلف و متفاوت را استماع نموده و برترین آنها را برگزیند.

,

«فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ» (سوره زمر/۱۷و۱۸) ، یعنی یک گزینش آگاهانه و عالمانه، یک دین حقیقی نه داشتن باوری تقلیدی.

,

اسلام چنین زمینه­ ای را برای تبادل افکار و تضارب آراء و اندیشه فراهم می کند. پیامبر خاتم(ص) آمد و با خُلق نیکو و شایسته خود قلوب مردمان را تسخیر کرد و حاکم بر دلها شد. در نهایت وقتی هنگامه­ ی فرا رسید و او می بایست به شکل صوری و ظاهری از این عالم ملک و طبیعت به سرای جاودانگی و ابدیّت رحل اقامت افکند، کسی را از جنس خودش، تعلیم و تربیت یافته دامان خودش، برای استمرار این راه و مسیر برگزید.، تا بشریت بدون رهبر و راهنما نماند.

,

بر اساس این باور سلسه جلیله امامت، استمرار بخش طریق نبوّت است، خط سیر امامت و ولایت جایگاهی رفیع و مقامی بس والا و ارزشمندی است که همگان را امکان دستیابی و رسیدن بدان نیست، تا آنجا که ابراهیم خلیل(ع) بعد از بیرون آمدن پیروز مندانه از تمامی امتحانات و ابتلائات الهی بدین مهّم دست پیدا می کند؛ « وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ...»(سوره بقره/۱۲۴)، و در جایی دیگر دستیابی به این مقام را در زمره آمال و آرزوهایش مطرح می سازد و آن را از حضرت حقّ جل ّ واعلی مطالبه و درخواست می کند. «وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا»(سوره فرقان/۷۴)

,

جایگاه امامت با خودش تدبیر و حاکمیت به همراه دارد، مدیریت و راهبرد تنظیمی جامعه را خواهان است؛ و امام شاخص و محوری است که دیگران باید جهت حرکت خویش را با او هماهنگ سازند. پیامبر (ص) ۱۲ رهبر و مرشد به عدد نُقَباء بنی اسرائیل در دوره موسی (ع) و به تعداد حواریون در عصر جناب عیسی (ع)، بعد از خودش معین فرمود تا در هیچ  دوره و زمانی جامعه اسلامی و بلکه عالم انسانی بدون حجّت و راهنما نماند.

,

او در خطبه غدیر از تمامی این جانشیان نام می برد؛ اوّل این هادیان صادق علی(ع) و خاتم اوصیاء او حجه ابن الحسن(عج) است که اینک در عصر غیبت کبری آن جناب قرار داریم و انشاالله روزی از پس پرده غیبت بیرون خواهد شد و به برکت حضور و دولت کریمانه­ اش، همگان در زیر پرچم توحید و یکتا پرستی و در نهایت صلح و صفا و آرامش زندگی خواهند کرد. این انوار آسمانی و آموزگاران الهی هر کدام به اقتضای شرایط زمانی خویش تلاش کردند تا اسلام عزیز تقویت شود و زمینه حکومت جهانی و عدالت گستر آخرین ذخیره الهی فراهم شود.

,

امیرالمؤمنین علی(ع) با ۲۵ سال سکوت در عصر خلفای سه گانه، جلو تشتّت، اختلاف و انشقاق در جامعه اسلامی را گرفت و در دوره ­ای که شرایط حضورش در جایگاه حکومت اسلامی مهیّا شد، عدالت را سرلوحه عملی برنامه خویش قرارداد و در مدت ۴ سال و نُه ماه حکومت خود، الگویی به یادگار گذاشت که تا به امروز هر وقت واژه عدالت بر زبان­ها جاری می شود، بی اختیار نام زیبای علی(ع) با او مترادف و همراه می شود. بعد از آن یگانه دوران و انسان کامل، امام حسن(ع) با صلح سازنده خود توانست چهره ریا و تزویر معاویه (سرسلسله جنبان خلافت بنی امیّه ) بر ملا سازد و هم جلو از بین رفتن کیان و اساس اسلام و مسلمین را بگیرد. کوته نظران و سطحی نگران او را «مُذلّ المؤمنین» خواندند، ولی گذشت زمان نشان داد که اثر کار او توانست اسلام را از نیستی و هلاکت رهایی بخشد. در ادامه برادرش حسین(ع) دین حق را با خون سرخ خویش بیمه نمود و به اسلام حیات تازه ای بخشید. تا جایی که بسیاری از بزرگان اسلام را نبویّ الحدوث می دانند و حسینی البقاء؛ بدین معنا که اگر حرکت هدفمند و جریان ساز عاشورای حسین(ع) نبود، امروز هم از دین پیامبر اکرم(ص) خبری نبود.

,

 گاهی به کشته گشتن و گاهی به کشتن است  ***  تبلیغ دین به هر چه زمان اقتضاکند

,

حجت الاسلام علی درستکار-دکترای عرفان اسلامی

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه