پلورالیسم دینی پشت نقاب انقلاب
یک خطر در میان دوستان انقلابی و رفقای حزب اللهی وجود دارد و آن این است که یک نگاه و رویکرد جدیدی – هر چند تعدادشان زیاد نیست – به وجود آمده و معتقد است: این قدر به بحث های انتزاعی و عقلی و فلسفی نپردازید. تا چقدر می خواهید به دنبال علوم و چشم انداز و … باشید. انقلاب «عمل» می خواهد. باید به دنبال انجام «کار» باشیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "منبری ها"یکی از اصلی ترین مفاهیم مطرح در گفتمان «امام خمینی» و «امام خامنه ای» بحث «وحدت بین مذاهب اسلامی» است. متاسفانه دو گروه در این بحث دچار لغزش شده اند و از مسیر صحیح بیانات این دو امام، منحرف و گرفتار «افراط» و «تفریط» شدند:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "منبری ها",۱- گروهی که اصلا وحدت را قبول ندارند و می گویند: روایت داریم که باید تبرّی جست و آنان دشمن هستند و … . گاهی این گروه برای توجیه کارخودشان یک ادعای بدون دلیل و بی اساس مطرح می کنند: خودِ امام خامنه ای هم در خلوت خود این گروه را لعنت و نفرین می کند. امّا در بین عموم مردم «مجبور» است این چنین سخن بگوید.
,بررسی این دیدگاه مقاله ای دیگر می طلبد و در این مقاله قصد پرداختن و نقد این تفکر و روش را نداریم.
,۲- گروهی که وحدت را به شکل افراطی و خارج از محدوده قبول دارند. این گروه از آن طرف بام افتاده اند و قائل به «وحدت افراطی» هستند. ابتدا بخشی از کلام و بیاناتشان را ذکر می کنیم و سپس منشأ انحراف آنان را ریشه یابی کرده و به نقد آن می پردازیم.
,- مشکل بعضی شیعیان این است که «خیلی شیعه هستند»؛ برای این که بین جوامع اسلامی وحدت وجود داشته باشد، نباید به صورت غلیظ شیعه باشیم.
- هدف اسلام، مبارزه با طاغوت است. وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت (۳۶ نحل) یعنی همانا در هر امتی پیامبری را مبعوث کردیم و فرستادیم [چه چنین چیزی را بگوید:] خدا را عبادت کنید و از طاغوت اجتناب کنید.
پس هدف، عبادت خدا و مبارزه با طاغوت است. بر این اساس فرقی میان شیعه و سنی وجود ندارد و باید خدا را عبادت و با طاغوت مبارزه کرد. این قدر نباید کلمه «شیعه» «شیعه» را به کار برد!
,- لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ (۲۵ حدید) یعنی همانا پیامبرانمان را با نشانه های مشخص و روشنی فرستادیم که همراهشان کتاب و وسیله ی سنجشی بود تا مردم قیام کنند به عدالت و قسط.
آیه می گوید هدف آمدن پیامبران، ایجاد «عدالت» است. فرقی نمی کند که در عقیده شیعه یا سنی باشیم. مهم این است که عدالت اجرا شود. چرا از «هدف» و «غایت» دین فاصله می گیریم؟
,- تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَ لَکُم مَّا کَسَبْتُمْ وَ لَا تُسْئَلُونَ عَمَّا کاَنُواْ یَعْمَلُون (۱۳۴ بقره) آقا ببینید قرآن چه می گوید. می گوید امت گذشته هر کاری کردند، بر اساس همان حساب و کتاب می شوند. شما چه کار به گذشته دارید که در قدیم چه شد؟! الآن وظیفه چیز دیگر است. بر نگردیم به اختلافات تاریخی و گذشته! گذشته ها گذشته!
- هیچ وقت امام خامنه ای (حفظه الله) نمی گوید «شیعه»؛ بلکه همیشه می گوید «مستضعفین»! چرا می گویید «شهدای مدافع حرم»؛ چرا این نبردها که در مقابل استکبار بود را می آورید تحت عناوین شیعه و مذهب خودمان؟!
- آقای هاشمی رفسنجانی: اینکه چه کسی اولین خلیفه بوده یا نبوده، مسئله تاریخی است که هیچ سودی برای ما ندارد و نتیجهای از آن نخواهیم گرفت. اینکه آنها چگونه وضو میگیرند و نماز میخوانند، منطق عقلانی برای تبدیل شدن به اختلاف ندارد و سندی از قرآن و سنت برای اینکه ما با هم اختلاف داشته باشیم وجود ندارد. (مراسم اختتامیه بیستوهفتمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی (دی ماه ۱۳۹۲)) [شاید ایشان به عواقب و لوازم سخنی که گفته اند، آگاهی نداشتند. امّا این بیان صحیح نیست].
می توان گفت یکی از دلایل تحریک مخالفان «وحدت شیعه و سنی» همین بیانات اشتباه و خارج از مسیر است. متاسفانه این نگاه بر اساس عدم دقت در «مبانی دین» است. همان چیزی که امام خامنه ای (حفظه الله) بارها پیرامونش تاکید کرده اند. ایشان فرموده اند: یکی از کارهای مهم شما جوانان عزیز این است که مبانی نظری انقلاب را عمیقاً بشناسید. ما کسانی را دیدیم که با احساسات وارد این میدان شدند، بدون تکیهگاه نظرىِ مستحکم؛ با یک تندباد سرنگون شدند، راهشان عوض شد. آن کسانی میتوانند در این حرکت و در این مسیر محکم بایستند که شناخت عمیقی از مبانی نظری انقلاب داشته باشند. (۱۳۹۲/۰۳/۰۶ بیانات در دانشگاه امام حسین علیهالسلام)
,یک خطر در میان دوستان انقلابی و رفقای حزب اللهی وجود دارد و آن این است که یک نگاه و رویکرد جدیدی – هر چند تعدادشان زیاد نیست – به وجود آمده و معتقد است: این قدر به بحث های انتزاعی و عقلی و فلسفی نپردازید. تا چقدر می خواهید به دنبال علوم و چشم انداز و … باشید. انقلاب «عمل» می خواهد. باید به دنبال انجام «کار» باشیم.
,این گروه نهایت مطالعه ای را که می پسندد این است که – به قول خودشان – حکمت های عملی امام (ره) را بخواند. یعنی صرفا این ها را یاد بگیرد: با استکبار بجنگید، با مستضعفین خوب باشید. به دنبال هنر انقلابی باشید، به دنبال هنر استکباری نباشید. به دنبال اقتصاد اسلامی باشد، دچار بانکداری ربوی نشوید.
,خیلی جلو تر بروند، تعریف می کنند که منظور از «استکبار» و «مستضعف» و «هنر» و … چیست. امّا تا می گوییم این بیانات بر اساس یک اعتقاد و جهان بینی و اصول و مبانی شکل گرفته است و تا آن را ندانیم و در آن محکم نشویم، این بیانات سوار بر اعتقادمان نمی شود؛ می گویند: دوباره رفتید سراغ مباحث کلی و فلسفی!!!
,به لطف خدا (ان شاء الله) در نقد این تفکر نوشته ای را تقدیم حضورتان می کنیم؛ امّا این را گفتیم تا یکی از سبب های انحراف روشن شود. وقتی در مسائل «مبنایی» دقت نشود، انحرافاتی مثل همین «وحدت افراطی و منحرف از گفتمان امام و رهبری» به وجود می آید. حال – پس از ذکر یک مقدمه – به ریشه یابی این انحراف بپردازیم.
,مقدمه: چیستی پلورالیسم دینی
,عیسی به دین خود، موسی به دین خود. همه راه درست را می روند. فرقی بین یهودی و زردتشتی و مسلمان نیست. «صراط» های مستقیمی برای رسیدن به خدا وجود دارد. شما حق ندارید بگویید «عقیده ی شما باطل است». انسان ها اختیار دارند هر عقیده ای را انتخاب کنند و همه ی عقیده ها حق است.
,باطل بودن این دیدگاه واضح است؛ چون سر از تناقض در می آورد؛ آخر خدا یکی است یا سه تا؟ اگر یکی است پس حرف مسلمانان درست و سخن مسیحیان غلط. چگونه می گوییم هر دو درست می گویند؟ آخر کشتن مسلمانان و کسانی که نوکری صهیونیست ها می کنند حق است یا گناه؟ اگر حق است، پس چرا علیه آنان سخن می گوییم و اگر گناه است، چرا می گوییم هم آن ها هدایت شده اند و هم مسلمانان.
,می گویند دو نفر با هم بر سر مسئله ای اختلاف داشتند و بحث می کردند. سراغ فرد دیگری رفتند تا بین آن ها قضاوت کند. آن شخص سوم (داور) به شخص اول گفت تو چه می گویی؟ شخص اول عقیده اش را گفت. داور گفت: تو درست می گویی. آن وقت رو کرد به شخص دوم و گفت: تو چه می گویی؟ شخص دوم عقیده اش – که دقیقا ضد سخن شخص اول بود – را گفت. داور گفت: تو هم درست می گویی! در همان لحظه یک نفر که با فاصله داشت این جریان را تماشا می کرد با تعجب پرسید: آخر چه شد؟ نفر اول درست می گوید یا نفر دوم؟ داور جواب داد: تو هم درست می گویی!!!
,یکی از مراجع تقلید نقل می کند به مکه رفته بودم، دیدم بزرگی از وهابیت در حال درس دادن شاگردانش است. در بین آن ها نشستم و شنیدم می گفت همه ی اصحاب پیامبر (صلوات الله علیه) بر حق هستند و نباید آن ها لعنت کنیم. از او پرسیدم که اگر در جنگ صفین بودی، به سپاه [امیرالمومنین] علی (علیه السلام) می رفتی یا سپاه معاویه؟ گفت به سپاه [امیرالمومنین] علی (علیه السلام). گفتم اگر او به تو شمشیر می داد که سَر معاویه را ببری، این کار را می کردی؟ پس از این سوال، آن شخص به فکر فرو رفت و سپس گفت: سرش را می برم ولی لعنتش نمی کنم!!!
,علت شکل گیری این تفکر (پلورالیسم) مفصل است و مجال دیگر می طلبد.
,ریشه یابی وحدت انحرافی
,حال به ریشه یابی وحدت انحرافی بپردازیم. ریشه ی این انحراف به یک اشتباه فکری و مخلوط کردن دو مبنا بر می گردد:
,- در عقیده: نهایتا یک دیدگاه حق است. چون یا بالاخره خدا هست یا نیست. یا پیامبر اسلام (صلوات الله علیه) واقعا پیامبر الهی است یا نیست. ولایت و امامت، حق است یا نیست. یا امیرالمومنین (علیه السلام) امام اول و ولی بر حق است یا نیست. اگر این دیدگاه را قبول نکنیم، دچار «پلورالیسم دینی» می شویم و باید بگوییم «هم شیعه حق است و هم اعتقاد اهل سنت».
نکته: البته در میان اعتقادات شیعه و سنی، اشتراکات زیادی وجود دارد و همه ی اعتقادات آن ها متفاوت نیست. امّا در بین همان اعتقادات متفاوت، بالاخره یکی «صحیح» و دیگری «غلط» است.
,نکته: این مباحث به «هست» ها و «نیست» ها برمی گردد و محل آن، علوم اعتقادی است.
,- در عمل: تفاوت این بحث با مورد بالا این است که بالا مربوط به «فکر» و «عقیده» می شود که بالاخره یکی از آن ها «مطابق» با واقع است و دیگری «مطابق با واقع» نیست. امّا در عمل، بحث «مطابقت با واقع» مطرح نیست. بلکه این است که حالا که دیدگاه شیعه حق است، چه رفتاری باید با پیروان دیدگاه های دیگر داشته باشد. یعنی بحث بر سر «اعمال اختیاری» است.
نکته: اصطلاحا این بحث ها «هنجاری»، «حقوقی»، «عملی» و «ارزشی» است و در علومی مثل «فقه»، «حقوق» و … از آن بحث می شود.
,نکته: عمل اختیاری می تواند عمل بیرونی باشد و هم می تواند عمل درونی (نفسانی) باشد. حرف زدن یک عمل بیرونی است ولی تمایل داشتن و تنفر داشتن یک عمل درونی.
,جمع بندی: بیانات امام و رهبری در مورد وحدت، ناظر به «عقیده» نیست و آن ها معتقد به حق بودن مذهب شیعه هستند. امّا آن ها می گویند بر «اشتراکات» وحدت داشته باشید و در «عمل» متفرق نشوید تا دشمنان اسلام ( اسلام که مشترک است بین شیعه و سنی) نتوانند به اصل اسلام لطمه بزنند. آیا ممکن نیست که شیعه ای عقیده ی خودش را حق بداند و اهل سنتی عقیده ی خودش را حق بدانند ولی در عین حال بدون اختلاف در کنار هم زندگی کنند؟ مثلا امام خامنه ای می فرمایند: باید سعی بکنیم که نه فقط جدال زبانی نداشته باشیم، تنافر قلبی هم نداشته باشیم (۱۳۹۲/۰۶/۲۰ بیانات در دیدار کارگزاران حج) این هم به عمل بر می گردد؛ چون «نفرت» و «مقدمات» آن عمل اختیاری است و با اعمال اختیاری به دست می آید یا شدید و ضعیف می شود.
,پس اگر بیانات امام و رهبری در مورد «وحدت» را در حوزه ی «عمل» تفسیر کنیم، چنین انحرافی پیش نمی آید. حال ببینیم امام و رهبری سخنانی در حیطه ی «عقیده» و یا تعابیری با لفظ «شیعه» دارند؟ بیانات زیر را بخوانید:
,- دشمن اسلام نمیخواهد که نام اسلام یکچنین عظمت و شکوهی پیدا کند؛ دشمن شیعه هم نمیخواهد؛ بنابراین مینشینند توطئه میکنند، مینشینند فعّالیّت میکنند، مینشینند نقشه میکشند. نباید از نقشهی آنها غافل شد. (۱۳۹۵/۰۸/۲۶ بیانات در دیدار مردم اصفهان)
- ما افتخار میکنیم که پیرو مکتب اهل بیت هستیم، شیعه هستیم، پیرو امامت امیرالمؤمنین و خلافت بلافصل او هستیم؛ به این افتخار میکنیم، اما جای اثبات این مطلب کوچه و خیابان نیست؛ جای اثبات اینگونه مطالب در میان اهل فن، در میان متخصصین و در میان نخبگان است. تازه بحث در اینگونه موارد باید بحث کلامی و بحث منطقی باشد؛ بدگویی و عیبجویی و فحاشی و شمشیر بر روی هم کشیدن، کمک کردن به دشمنان اسلام است که هم دشمن شیعه و هم دشمن سنی هستند. ما این را به عنوان پرچم وحدت اسلامی در انقلاب اسلامی بلند کردیم. ملت ایران این را میخواهد، این را میگوید. (۱۳۸۷/۰۱/۰۱ بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی)
- آحاد مردم نمیدانند چه کارهای پیچیدهای دارد در کشور ما انجام میگیرد برای انحراف افکار آحاد مردم ما، برای تغییر مسیر حرکت این ملّت، برای به زانو درآوردن اسلام، برای الگو نشدن جامعهی شیعه و معارف شیعه در دنیای اسلام، [خیلی] کارها دارد میشود. (۱۳۹۳ /۰۱ /۳۱ بیانات در دیدار جمعی از مداحان اهل بیت علیهمالسلام)
- خب بله، ما افتخارمان به این است که شیعهی علوی هستیم، ما افتخارمان به این است که معرفت به مقام ولایت پیدا کردهایم؛ امام بزرگوار ما پرچم ولایت امیرالمؤمنین را سرِ دست گرفت، لکن این وسیلهای شد برای اینکه دنیای اسلام – شیعه و غیرشیعه – احساس افتخار کنند به اسلامیّت؛ حالا کاری بکنیم که این احساس افتخار، این احساس علاقهمندی دنیای اسلام نسبت به جامعهی شیعه و افتخار شیعه، تبدیل بشود به دشمنی و بغض و کینه؟ این همان چیزی است که دشمن میخواهد؛ نباید بگذاریم. (۱۳۹۳/۰۱/۳۱ بیانات در دیدار جمعی از مداحان اهل بیت علیهمالسلام)
- امروز مسئلهی شهدای دفاع از حریم اهلبیت مطرح است؛ این از آن ماجراهای عجیب تاریخ است. (۱۳۹۵/۰۴/۰۵ بیانات در دیدار خانوادههای شهدای هفتم تیر و جمعی از خانوادههای شهدای مدافع حرم)
- یا در بین همین شهدای اخیرِ دفاع از ولایت اهلبیت (علیهمالسّلام) و دفاع از حرم اهلبیت (علیهمالسّلام) ورزشکارانی هستند، قهرمانانی هستند؛ اینها خیلی باارزش است. (۱۳۹۴/۱۰/۲۱ بیانات در دیدار دستاندرکاران کنگره شهداى ورزش کشور)
نتیجه گیری: کلام امام و رهبری را دو دو حوزه ی «عقیده» و «عمل» می توان تفسیر کرد. اگر در حوزه ی «عقیده» تفسیر شود، می شود «پلورالیسم دینی» که امام و رهبری آن را قبول ندارند و نوعی انحراف است. امّا اگر در حوزه ی «عمل» تفسیر شود، صحیح و بدون انحراف خواهد بود.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه