مسئولان، جوانان بدون بند «پ» را هم باور کنند!
به همه جوانان حق انتخاب شدن بدهیم اگر حتی هیچکدام از بند «پ» های معروف را نداشته باشند؛ بیایید فقط باورشان کنیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از بلاغ، همهی ما بهار را دوست داریم، زیرا فصل شکوفایی و سرسبزی است. جوانی، فصل رویش است و چه تعبیر زیبائیست اگر جوانی را بهار زندگی بدانیم.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, بلاغ,جوانی، سرشار از شوق و شور زندگی است.
,جوان یعنی هیجان، کوشش، تلاش و طراوت!
,روح او مالامال از آرزوها و آرمان های بزرگ است و بلندپروازانه می خواهد به اوج برسد اما آنچه مسلم است، این دوران همانطور که پر از امیدها و آرزوهاست، سرشار از اضطراب ها، تزلزل ها و احساسات تند و زودگذر نیز هست.
,جوانان امروزی استقلال خود را بیش از هرچیز از دنیا می خواهند زیرا تازه ازدنیای کودکی بیرون آمده و می خواهند خود روی پاهایشان بایستند.
,امروز روز جوان است، روز کسانی که آرمان های بزرگی در سر دارند، آینده سازان جامعه هستند و فردا و فرداها با وجود فکر و اندیشه و بازوی پرتوان آنها رقم می خورد.
,به بهانه این روز به سراغ جمعی از جوانان مازنی رفتیم تا درددل و صحبت های آنان را بشنویم، کاری که کمتر نهادی وظیفه خود می داند آن را انجام دهد، چرایش را نمی دانیم اما این را می دانیم که هیچکس جوان را باور ندارد این را پسرجوانی می گوید.
,مرتضی، عصبی و ناراحت درد دل می کند و از رویاها و آرمان هایش حرف می زند: تحصیلات دانشگاهیم تمام شده و الان به جای اینکه کمک خرج خانه باشم، چشم هایم هنوز به جیب پدرم دوخته شده است.
,علی، جوان دیگری از این آب و خاک می گوید: شورای شهر که آمدند، اولین قولی که دادند برطرف کردن معضل بیکاری جوانان شهر بود، نمایندگان مجلس نیز همین طور... اما چه شد؟ کجا رفته آن قول ها و وعده های سرخرمن؟
,چرا عده ای نورچشمی که حتی مدرک و کارآرایی کافی ندارند باید مشغول کار باشند و ماها...؟
,و جوانی دیگر: معدن زغال سنگ سوادکوه که دوباره جان گرفت، گفتند خانه آمال و آرزوهای شما اینجاست! نیروی جوان و بومی جذب می کنیم، بیکاری دیگر از سوادکوه رخت برمی بندد اما چه شد؟
,باز هم انتصاب ها و روابط جای شایسته سالاری را می گیرد، سفارش شده ها وارد کار می شوند و ماها باید دست روی دست بگذاریم و فقط آه حسرت بکشیم که چرا یکی از آن بند "پ" ها را نداریم.
,با دخترخانمی که تحصیلات عالیه نیز دارد مشغول صحبت می شویم، او هم از این بی عدالتی ها شکایت دارد: همیشه در این کشور جوان زیر دست و پا مانده است، به آرزوها و آرمان های بلندش می خندند و او را بلندپرواز می خوانند اما نمی دانند این ماهیت یک جوان و روزگارجوانی اوست.
,می گوید: مهم ترین معضل جوانان به خصوص در سوادکوه، بیکاریست، جوان سرشار از انرژی است و اگر نیروی خود را تخلیه نکند رو به کارهای خلاف می آورد.
,فاطمه نیز وارد بحث می شود: هرکجا که برای استخدام بروی، سابقه کار می خواهند، آخر دانشجویی که تازه فارغ التحصیل شده است، چطور می تواند سابقه کار داشته باشد؟
,جوان دیگری آنقدر دلش آشوب است که فریاد برمی آورد: می گویند سن ازدواج بالا رفته است، میزان تولد پایین است، کشور به سمت پیری می رود، باید ازدواج کنید! تولید نسل را افزایش دهید ولی نمی گویند با این اوضاع آخر چطور می شود؟
,جوانی که حتی در خرج خود می ماند، چطور می تواندخرج چند نفر را تأمین کند؟
,مگر ما دل مان نمی خواهد تشکیل زندگی دهیم؟ تشکیل زندگی دل خوش می خواهد، پولی که حداقل ها را برای یک زندگی تأمین کرد که جوان امروزی هیچ کدامش را ندارد.
,آری، این است حرف جوانان دیار علویان در روز خودشان!
,مسئولان عزیز! این حرف ها را جدی بگیرید، جوانان آینده سازان فردای این مملکت اند، همه آنها را بسان فرزندان خود بدانید و در انتخاب های تان برای احراز شغل از شایسته سالاری استفاده کنید.
,جوانان را دریابید چه بسا اگر این اوضاع ادامه یابد، معتادین جامعه هر روز بیشتر، ازدواج ها هر سال کمتر و کشور روز به روز پیرتر و پیرتر خواهد شد.
,پس بیاید جوان را باور کنیم، به نیروی جوانی آنها اعتماد کنیم و کارهای بزرگ را نه به تجربه که به نیروی سرشار جوانی شان بسپاریم و به همه جوانان حق انتخاب شدن بدهیم، اگرچه حتی هیچکدام از بند "پ" های معروف را نداشته باشند، بیایید فقط باورشان کنیم!
,انتهیا پیام/
]
ارسال دیدگاه