تهران در بحران

طوفانی که گرد غفلت را از مدیریت بحران زدود!

طوفانی که گرد غفلت را از مدیریت بحران زدود!
هواشناسی در روزهای قبل از توفان از وزش باد شدید گفته بود و مردمان پایتخت که در سال‌های اخیر عادت کردند با استرس ترافیک و هوای آلوده و ترس از زلزله، شب‌ها سر بر بالش بگذارند، هرگز گمان نمی‌بردند که تعبیر باد شدید در پیش‌بینی سازمان هواشناسی به توفان تبدیل شود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، عصر ۱۲ خرداد ۹۳ شاید به این زودی‌ها از خاطره تهرانی‌ها نرود، شاید اصفهانی ها هم تندباد این روز را تا مدتها به یاد داشته باشند،مسئولین مدیریت بحران کشور معتقدند که این شاید سرآغازی برای توفان های بزرگ تر باشد و بروز این حادثه در اکثر شهرهای ایران دور از انتظار نیست، این توفان زنگ خطری بود که مسئولین کشور و مدیران پایتخت را هوشیار کرد تا تدبیر و خرد محوری را جایگزین «مدیریت بحران غافل» و روزمرگی‌های شلوغ این کلان‌شهر پرازدحام از یادشان نبرد که در دوران «خشک قرنی» و در وانفسای تغییرات اقلیمی خطر و تهدید بلایای طبیعی همیشه در کمین کوچه‌ها و خیابان‌های تنگ و برج‌ها و آسمان‌خراش‌های پایتخت نشسته است.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, صاحب نیوز,

شاید بزرگ‌ترین اشکال کار اینجا بود که هنوز خیلی از مردم و مدیران، گرمایش زمین و بحران‌ها و پیامدهایش را جدی نگرفتند و هنوز در شناخت این بحران‌ها و تجهیز اقشار به علم مقابله با بلایای طبیعی و درک لزوم و اهمیت مدیریت بحران مشکل‌داریم.

,

آری هنوز ما توفان و زلزله و خشک‌سالی و نشست زمین و سایر مخاطرات و پدیده‌های قرن بیست‌ویک را باور نکردیم و خدا نکند که زمانی باور و درک داریم که کار از کار گذشته باشد،۱۲ خرداد با چشم خود دیدیم که در چند دقیقه چه خساراتی وارد شد و خانواده‌هایی داغدار شدند و شاید اگر توفان را جدی می‌گرفتیم و پیش‌بینی درستی با پژوهش‌های مدیریت بحران و تحقیقات کاربردی از این حادثه داشتیم، اکنون به آنچه اتفاق افتاد تأسف نمی‌خوردیم، باید بدانیم که هنوز هم برای جبران گذشته دیر نشده و شاید این هشدار لطف خداوندی بود که حکمت و رحمتش نخواست یک بلا به عذابی هولناک و غیرقابل‌جبران تبدیل شود و اکنون هم با سجده شکر و پیش گرفتن روش‌های علمی و تخصصی و درک مدیریت بحران علمی و کاربردی و تجهیز زیرساخت‌ها به ابزار و دانش روز باید جلوی توفان‌های احتمالی بعدی و سایر بلایا و تهدیدهای قریب‌الوقوع و غیرقابل‌انکار بایستیم.

,

طوفان ۱۲ خرداد، بحران نبود بلکه یک پدیده تغییر جوی بود و حال سؤال ما این است که چرا در یک پدیده تغییر جوی که تنها ۲۵ دقیقه طول کشیده پنج نفر فوت کرده و ۳۵۰ حادثه در شهر تهران رخ‌داده است و میلیاردها تومان خسارت به تأسیسات برق و آب و ساختمان‌ها و اشجار و محیط‌زیست و اموال عمومی و دولتی زده و باعث زخمی شدن ده‌ها نفر شد؟

,

آیا با آموزش و پیشگیری و ایمن‌سازی ساختمان‌ها و تأسیسات و یا با آموزش مقابله با توفان به مردم و درک مدیریت بحران تخصصی و علمی به مسئولین، نمی‌شد از آسیب‌های این حادثه کاست؟ یا با پیش‌بینی تخصصی‌تر و انجام پژوهش‌های اصولی و دقیق کاربردی، در پژوهشگاه‌ها و دانشگاه‌ها و برنامه‌ریزی سازمان‌های متولی خسارات و تلفات و آسیب‌ها را به حداقل رساند؟

,

ازآنجایی‌که چنین اتفاقاتی ممکن است در کشور ما هر ۵۰ سال یک‌بار رخ دهد، سرمایه‌گذاری برای راه‌اندازی شبکه‌های مستقل در اختیار سازمان هواشناسی برای اطلاع‌رسانی جدی گرفته نمی‌شود درحالی‌که در کشوری مانند آمریکا که در سال ۲۰ تا ۳۰ مورد طوفان رخ می‌دهد چنین سرمایه‌گذاری‌هایی به‌راحتی انجام می‌شود.

,

اگر همه آسیب‌ها قابل جبران باشد، آیا فوت افراد و یا آسیب به ابنیه ملی و تاریخی مثل دیوار تاریخی مسجد امام خمینی (ره) در خیابان ۱۵ خرداد، همچنین موزه‌ی «۱۳ آبان» (استاد صنعتی) که آسیب شدید دیدند، قابل جبران و قیمت‌گذاری است؟

,

مرگ ۵ نفر از هم‌وطنان و زخمی شدن بیش از ۸۰ نفر و قطع و شکستگی صدها درخت و آسیب به ده‌ها ساختمان و قطع برق ۵۰ هزار واحد مسکونی و تأخیر در پروازها و تردد جاده‌ای و آسیب به صدها اتومبیل و صدها ساختمان و… تنها گوشه‌ای از آسیب‌ها و عوارض این چند دقیقه توفان بود و قطعاً چنین بلایایی عوارض «دومینویی» فراوانی را هم تا مدت‌ها در پی خواهد داشت.

,

______________

,

مهدی رفائی

, مهدی رفائی]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه