مردم شناسی اصفهان
اصفهانی بودن خود را بروز ندهید!
زمین پر بها شده و خانه ها کوچک. ناچار مراسم دامادی و عروسی ها یک مجلس و چند ساعته تمام است. شب اول حنابندان که امروزه بیشتر نمادین است؛ جوان ها دیگر زینت حنا را دوست ندارند...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، اصفهان این کهن دیار سرزمین ما که همیشة تاریخ چون خورشیدی قلب ایران را روشن نگه داشته، ساکنانی دارد با زندگی ای پر پیچ و خم که از فراز و فرود جاده تاریخ رانده اند و میراث گران خود را به نسلی داده اند که امروز آنها را اصفهانی می گوئیم. مردم این دیار مثل بسیاری از شهرهای دیگر برای خود آداب و رسوم دارند و عادات و عبادات. اینجا نگارنده معترف است که قلمش توان ندارد آداب یک زندگی طولانی و پر پیچ و خم روزگار را در این مقال بگنجاند، پس همان بهتر به اختصار و سرعت و در حد مرقومه ای ناچیز کلماتی چند پیش چشمان خواننده قرار دهد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز, اصفهان,و اما واژه اصفهان؛ به روایت حمزه اصفهانی، اصفهان مأخوذ از اصب است؛ معادل همان اسپ و اسب که همان فرس عربی باشد. مرحوم مهریار در تأیید گفتار حمزه می نویسد: «از دقت در گفتار حمزه معلوم می شود که خوب توجه کرده است که کلمه «اسبهان» از اسب به معنای فرس آمده و دیگر اینکه اسب و سوار گاه و بی گاه به جای هم در زبان فارسی استعمال می شوند و باز خوب متوجه شده که «اسبهان» همان صورت جمع «اسباهان» معادل سپاهیان و سواران است… از نظر تاریخی هم در روزگاران کهن اصفهان محتملاً از ذکر سپاه بوده و این نام بر آن مانده است. تا آنجا که نویسنده تحقیق کرده است بیشتر از بیست محل از دیه و دهکده بزرگ و کوچک با کلمه اسب و ریشه کهن «اسپه» دور و بر اصفهان وجود دارد که از آن جمله است «دیه اسفه».
, اصفهان, اصفهان, ,
,
, میدان امام اصفهان- بافت قدیم
, ,
,
, میدان امام اصفهان- امروز
,اصفهان امروز در قلب ایران است. استانی وسیع به مرکزیت اصفهان و شهرستان هایی در اطراف که کم و بیش به لحاظ فرهنگ و لهجه شباهت هایی به مرکز خود دارند. استان اصفهان از شمال محدود است به استان مرکزی، از شرق به استان یزد، از جنوب به استان فارس و از مغرب به بختیاری و چهارمحال.
,موقعیت جغرافیایی اصفهان و وجود رودخانه زاینده رود از قدیم سبب شده تا همواره به عنوان یکی از مهمترین شهرهای ایران هم به لحاظ تاریخی و هم به لحاظ اقتصادی مورد توجه حاکمان باشد. هر چند در طول تاریخ همین امتیازات خود به خود عامل مهمی بوده تا ضربات جبران ناپذیری به شهر وارد آید اما منافع بسیاری از این رهگذر نصیب اصفهان و اصفهانی ها شده است.
, زاینده رود,از ویژگی های بارز اصفهان که آن را از دیگر شهرها بی نیاز می کند، تنوع ادیان در این شهر است. امروزه تعدادی از شهروندان اصفهان یهودی هستند که پیشینه سکونت آنان به دوران هخامنشیان باز می گردد. زرتشتیان هم ساکنان اصلی جی هستند، روستایی در شرق اصفهان که بعدها به یهودیه پیوست و ساکنانش دین اسلام برگزیدند. بعدها همین مسلمانان شیعی مذهب شدند و در زمان شاه عباس اول صفوی ارامنه نیز در ساحل جنوبی زاینده رود سکنی داده شدند. ادیانی که امروزه در اصفهان می بینیم، حاصل همین آمد و شدها و تغییر و تحولات تاریخی است. البته اقلیت فرقه ضاله بهایی را در اصفهان نباید از یاد برد. و این به حساب آوردن نه به منزله شناخت بهائیت به عنوان یک آئین که پیروان این فرقه را از آنجا که به هیچکدام از این ادیان مؤمن نیستند ذکر کردیم.
, اصفهان, اصفهان, ,
,
, سی و سه پل اصفهان- ۱۳۳۵
, ,
,
, بافت قدیم سی و سه پل (۱۳۵۶)- اتومبیل ها از روی پل عبور می کنند
, ,
,
, سی وسه پل اصفهان- امروز
,زبان مردم اصفهان فارسی است البته با لهجه مشهور خودشان و آهنگ خاص خود. امروزه بسیاری اصطلاحات اصیل اصفهانی به دست فراموشی سپرده شده و اندک اصطلاحاتی که باقیست فدای اصطلاحات عربی و فرنگی می شود اما باز می توان در کلماتی که معمرین و یا افراد کم سواد ادا می کنند نمونه این کلمات را یافت. لهجه اصفهانی با آهنگ و تلفظ خاص ادا می شود و این وجه تمایز این لهجه از دیگر لهجه هاست. مردم شهرهای اطراف اصفهان نیز به همین لهجه با اندک تفاوتی صحبت می کنند. اما مردم شهرهای دورتر مثل سمیرم، کاشان، فریدن، فریدون شهر، گلپایگان و شهرضا لهجه ای دیگر دارند که متفاوت از لهجه مردم اصفهان است. با این حال در لهجه مردم شهرضا اصطلاحاتی هست که عیناً در لهجه مردم اصفهان نیز دیده می شود. اصطلاحاتی مثل سیبه (کوچه)، چوری (جوجه) و… و از این لحاظ تفاوت کمتری میان این دو لهجه مشهود است و می توان گفت منشأ و مبدأ هر دو لهجه یکی بوده است.
,به جز افراد تحصیل کرده و کسانی که با نیت های خاصی سعی دارند اصفهانی بودن خود را بروز ندهند اکثر مردم اصفهان به لهجه مشهور خود تکلم می کنند. لهجه مردم اصفهان به مهاجرین نیز سرایت کرده و ساکنین غیر بومی که در اصفهان متولد و دوره ای از زندگی خود را طی کرده باشند به همین لهجه صحبت می کنند. در این بین ارامنه هنوز به زبان مادری تکلم می کنند هر چند در مکالمات رسمی به فارسی سخن می گویند. ترک زبانان قشقایی و دیگر ترک زبان ها هم کم و بیش زبان مادری خود را حفظ کرده اند. جمعیت قابل توجهی از ایل بختیاری نیز در اصفهان ساکن هستند و لهجه لری دارند.
,انگیزه مهاجرت غیر بومیان به اصفهان را در درجه اول باید مادی و اقتصادی دانست. انجام طرح ناموفق اصلاحات ارضی در زمان پهلوی دوم و همزمان رونق ساخت و ساز در اصفهان و نیاز به نیروی کار جمعیت بسیاری را از روستاهای دور و نزدیک به اصفهان کشاند. مدت کوتاهی پس از اصلاحات ارضی در سال ۱۳۵۱ کارخانه ذوب آهن اصفهان شروع به کار کرده و کارخانه های ریسندگی و کارخانه قند و کارخانه سیمان نیز با استخدام نیروی انسانی انگیزه را برای مهاجرپذیر کردن اصفهان قوی تر کردند.
,اصفهان؛ مهد صنعت و هنر
,اکثر بازنشستگان امروز اصفهان همان جوانانی هستند که به امید زندگی بهتر و بهره وری بیشتر از امکانات راهی شهر شدند و یک یا دو نسل از فرزندان ایشان اصفهان را به عنوان وطن خود می شناسند. در حال حاضر باز هم اصفهان مهاجرپذیر است و جمعیتی بیش از ۱۷۰۰۰۰۰ نفر را در خود جای داده. این شهر به جز اهمیت تاریخی از اهمیت صنعتی در ایران نیز برخوردار است. در دوران پس از انقلاب اسلامی ایجاد کارخانه صنایع فولاد مبارکه باعث شده تا نقش صنعتی اصفهان بیش از پیش جلوه کند.
,مردم اصفهان به جز اشتغال در کارخانجات و مشاغل دولتی، هنر خود را به میان بازار آورده اند و ناندانی پربرکتی برای خود ساخته اند. اصفهان از قدیم الایام در هنر سابقه درخشان و ساکنانش در رشته های مختلف هنری ید طولایی دارند. در عرصه هنر است که ذوق و استعداد اصفهانی ها به منصه ظهور می رسد. خاتم کاری، مینا کاری، قلمزنی، قلمکاری، و… منحصر به همین شهر است و نظیر آن را در هیچ کجای دنیا نمی توان سراغ گرفت (البته اگر چینی ها بگذارند). با آغاز مدرنیزه شدن شهرها و دودی که آسمان اصفهان را رفته رفته کدر کرد، برخی از این هنرها به مرز نابودی رسیدند اما هنرمندان اصفهانی امروزه بسیاری هنرهای شهرشان را احیا کرده و هم گردشگران داخلی و خارجی طالب آنها هستند هم چرخ زندگی هنرمندان می گردد.
, ,
,
, بازار اصفهان- بافت قدیم
, ,
,
, از هنرهای دیگر اصفهان مینیاتور است و چهره سرشناس این هنر استاد فرشچیان. تابلوهای نفیس این استاد با جان مایه مذهبی پر است از رمز و راز. پشت هر تابلوی استاد به جز رنج و صبر و عقیده ساعتها مطالعه نهفته است و دیده ای نیست که تابلو چشمانش را نوازش ندهد و زبان به تحسین گشوده نشود.
,در هنر موسیقی سنتی ایرانی باید گفت حداقل نیمی سهم اصفهانی هاست. به جز مکتب اصفهان با گوشه های پر مایه اش مقام بیات اصفهان بسیار روح نواز است. از زمان میرزا نایب اصفهانی که به تعبیر اساتید فن نی را از آغل به دربار برد تا مرحوم استاد حسن کسایی نی را تا خدا برد، مردم اصفهان در عرصه موسیقی سرآمد هستند. اساتید موسیقی ایرانی یا اصفهانی هستند یا از طرف اساتیدشان به اصفهان متصل. مرحوم عبدالحسین برازنده، مرحوم جلیل شهناز، هزاردستان آواز ایران مرحوم جلال تاج اصفهانی و بسیاری از این نام ها، نام اصفهان را در پشت سر دارند. امروزه هم کسانی چون استاد افتخاری و استاد سراج و استاد شاهزیدی در امتداد همین مسیر قدم می زنند.
,در ادبیات فارسی نیز نباید از اصفهان غافل بود. ایرانی ها در کل یا شاعرند یا شعر دوست اما سبک اصفهانی که نام دیگر سبک هندی را نیز دارد در همین اصفهان رونقی داشته. مرحوم صائب تبریزی که پیشوای سبک هندی است در این شهر دوره بلندی از حیاتش سپری شده. و در همین شهر مدفون است. بعد از آن شاعران سبک بازگشت چراغ ادبیات را در اصفهان روشن نگه داشته اند. نام هایی چون شعله اصفهانی، مشتاق اصفهانی، طبیب اصفهانی، عاشق اصفهانی و دیگران در دوران بازگشت اشعاری نغز از خود به یادگار گذاشته اند. در دوران معاصر دیوان شاعران بزرگی چون مرحوم صغیر اصفهانی و شکیب اصفهانی و بسیاری که مجال ذکر نامشان نیز در مدیحه سرایی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در رده اول قرار دارند.
,قالی اصفهان نیز از صنایع دستی مشهور این شهر است و هنرمندان قالی باق اصفهانی ذوق و دسترنج خود را در تار و پود قالی می گذارند و تا قلب اروپا و امریکا می فرستند. در شهرهای دیگر استان از جمله کاشان قالی هنر پر رونقی است.
,باز جلوه دیگر هنر اصفهانی ها را در معماری و خوشنویسی می توان دید. استاد علی اکبر معمار اصفهانی که به همراه شیخ بهایی مهندسی شهر اصفهان بوده و شهر را در آن روز به شیوه شطرنجی گسترده اند نهایت ذوق و سلیقه را در مسجد جامع عباسی در ضلع جنوبی میدان نقش جهان به خرج داده اند. مسجدی که وصفش در الفاظ نمی آید باید معنایش را به چشم دید. نمونه دیگر هنرمندی و سلیقه این مهندسین در طرح مسجد شیخ لطف الله است با گنبد بی نظیرش که یکی از مستشرقین در عظمت این بناها می گوید مشکل بتوان باور کرد که این سازه ها ساخته دست بشر باشد و کاشی هایی به خط ثلث و نسخ که داستان نبوغ سر پنجه های رضا عباسی را بازگو می کند. حمام ها و پل ها و مساجد و کاروانسراها و مدارس علمیه و کاخ ها و بسیاری دیگر هنوز پابرجا مانده و چه حرف ها برای گفتن دارند.
,غذاهای اصفهانی ها حاصل ذوق و ذائقه آنهاست و گردشگران بسیاری به آنها میل دارند. اما در این میان بریانی شهرتی به هم زده و شرینی های گز و پولکی سوغاتی است که مسافران با خود می برند. دوغ و گوشفیل هم باب طبع مردم است البته اگر به مذاق دیگران هم خوش بیاید.
,آیین و مکتب
,مردم اصفهان جز این هنرها و این ابتکارات که از هوش و نبوغشان سرچشمه گرفته به تمام معنا مذهبی هستند. زمانی که به کیش زرتشتی ایمان داشتند یک بار شورش کردند و حاکم مسلمان را کشتند و زمانی که به کیش اسلام در آمدند و اهل سنت بودند خدمات بزرگی به اسلام کردند. در آن روزگاران جدال مذهبی ساعدی ها و خجندی ها غلیظ می شود بر سر دین شافعی و حنفی و بعد از استقرار صفویه شیعیان راستین شدند. علمای مبارزی از این شهر برخاستند سهم بزرگی در تاریخ ایران به خود اختصاص داده اند.
,امروزه مردم اصفهان بسیار علمای خود را تکریم می کنند، وجوهات شرعی را تقدیم ایشان می دارند و در اعیاد مختلف مذهبی مانند عید فطر و عید غدیرخم به دیدار علما در منازلشان رفته و وجهی را به عنوان عیدی تبرکاً و تیمناً دریافت می دارند. مراسم عید غدیر و نیمه شعبان با شکوه هر چه تمام تر برگزار می شود. در ایام سوگواری خاصه دهه فاطمیه و دهه محرم مجالس وعظ و خطابه و روضه در بسیاری از نقاط شهر برگزار می شود و تا شش یا هفت منبر در برخی مجالس خطبای روحانی می آیند و می روند. نذورات این ایام بسیار است و مبالغ زیادی صرف ادای نذر می شود به گونه ای که هرکس این مراسمات را ببیند می فهمد شهرت مقتصد بودن اصفهانی ها یک غلط مشهور است. در ایام محرم برخی از هیئات مذهبی تا سه روز بعد از عاشورا عزاردارند. هیچ مجلس جشن و سروری در این روزها برپا نمی شود و مردم بسیار بر حرمت این ایام پایبندند. مراسم شب های قدر نیز در ایام مبارک رمضان در تمام مساجد پر شور برگزار می شود.
,بانیان مراسم های مذهبی فقط از قشر مرفه نیستند که دستشان به دهنشان برسد. هرکسی به فراخور مال خود و یا بیشتر و از هر طبقه ای نذر خود را به هر نحوی ادا می کند. کسی که تمکن مالی بیشتری دارد نذوراتش گسترده تر و کسی که تمکن مالی کمتری دارد نذوراتش کمتر و مردم غذاهای نذری را بیشتر برای تبرک می گیرند هر چند چندان به چشم نیاید. در اعیاد روضه ها با شرینی و شربت برپاست. بازار و خیابانها آذین بندی می شود و در مجالس شاعران اهل بیت شعرخوانی می کنند و مداحان مولودی خوانی دارند. مردم هم با صلوات دم می گیرند. امروزه بیشتر در ایام نیمه شعبان فاصله ای بین شادی مردم نسبت به روزهای قدیم تر دیده می شود. هنگام پذیرایی آوازهایی به دور از شأن روزهای مذهبی به گوش می رسد و گاهی جوان جاهلی در خیابان ها موسیقی تندی را از ضبط ماشینش در خیابان پخش می کند که خوشایند همه خاصه متشرعین و مقدسین نیست!
,از تشییع جنازه تا عقد و عروسی در اصفهان
,در اصفهان وقتی کسی فوت کرد تمام اقوام را خبردار می کنند. نعش مرده را در تابوت می گذارند و برای ثواب هر کسی به قدر توان خود یا زیر تابوت را می گیرد و یا در معیت مشایعت دیگران با بانگ لااله الاالله حرکت می کند. نعش را در غسالخانه غسل می دهند و پس از نماز و کندن قبر مرده را به خاک سپرده و فردایش به مسجد می روند. مراسم دو ساعت بیشتر نمی شود، مردم و اقوام به بستگان تازه گذشته تسلیت گفته و بعد از آن مراسم سوم و هفته و اقوام به ناهار دعوت می شوند. وجه هزینه شده صرف امور خیریه می شود. در مسجد با حلوا و خرما از مردم پذیرایی شده و مردم با قرائت فاتحه و قرآن که ثوابش به روح درگذشته هدیه می شود به اتفاق به سر خاک رفته و به نزدیکان میت تسلیت عرض می کنند.
,بسیاری از مردم تفت کرایه می کنند و با نصب اطلاعیه درون تفت و ضبط صوتی که نوار قرآن پخش می کند اعلام عزا می کنند. اگر وسعشان برسد تفت آئینه کاری شده و اگر نه تفت ساده ای با میلگرد و پارچه مشکی تهیه می بینند. خانواده عزادار تا چهل روز پیراهن مشکی به تن دارند و ریش نمی تراشند. قدیم ترها تا یکسال چنین بوده. مجلس شادی هم بعد از این داغ ندارند و اگر قرار جشن و سروری بوده به تعویق می افتد. خانواده و نزدیکان در گذشته هر شب جمعه یا روز جمعه یا در اعیادی مانند فطر و نوروز سر خاک می روند و خیرات می دهند. مراسم چهلم هم مانند سوم و هفته و بعد از آن مراسم سالگرد برگزار می شود. اگر خانواده عزادار به اقوام رخصت دهند مجالس شادمانی برگزار می شود اما در این مجالس بازماندگان حضور نخواهند داشت.
,بسیاری از مردم سعی دارند مجالس جشن و سرور مثل عقد و عروسی فرزندانشان را در روزهای عید برگزار کنند. قدیم عروسی ها را چند شبانه روز می گرفتند اما امروز که همه مانند گذشته فراخ وقت ندارند در یک روز خلاصه می شود. در گذشته خانه ها بزرگتر و باغچه ها با صفا و اتاق ها متعدد بود و دو مجلس شادی برای وصلت یک زوج یکی در خانه عروس و یکی در خانه داماد به راه می شد. ساز و دهل بود و شام ساده ای و حنابندان و حمامی و شب دیگر جشن اصلی که طَبَق کش ها جهاز عروس را به خانه داماد می بردند. روز بعد پاتختی و هدایای اقوام و مهمانی پاگشا به عنوان مجوز آمد و شد عروس و داماد به خانه والدین و اقوام.
,امروز خانه ها سبک غربی دارد. اندرونی که زمان قدیم پشت باغ ها و درختان مخفی بود و هر چشمی از اهل خانه دور بود کنار رفته. اتاق ها تا کنار پیاده روی خیابان آمده و باغچه جای خود را به بالکن داده. زمین پر بها شده و خانه ها کوچک. ناچار مراسم دامادی و عروسی ها یک مجلس و چند ساعته تمام است. شب اول حنابندان که امروزه بیشتر نمادین است؛ جوان ها دیگر زینت حنا را دوست ندارند. شب دوم بیشتر در تالارهای شهر و کنار جاده. یک شام و اگر طرفین مذهبی باشند مولودی خوانی و اگر نه صدای گوش خراش آهنگ، آن هم تند و به سبک غربی. حتی غیر مذهبی ها هم برای اینکه این صداها را نشنوند از تالار بیرون می روند و گرم صحبت. بعد از شام هدایا را می دهند. در مجلس مردانه اگر داماد چرخی بزند شاباش می گیرد و اگر با نوعروسش در مجلس زنانه همان عمل تکرار شود هم شاباش دارند. اگر مذهبی باشند و این خبرها نباشد که هیچ. عروس هم با بزک دوزک توی ماشین مزین به گل و روبان و بادکنک با صدای بوق می رود خانه داماد. البته کلی هم مشایعت کننده دارد که شاید کوچه و خیابانی را ببندند.
,خانواده های امروزی گسترده نیست که داماد برود کنار پدر. اگر اول زندگی داماد توانست خانه ای بخرد یا اجاره کند که مستقیم خانه خودشان می روند به حجله و اگر پدر بالاخانه ای ساخته باشد پسرش را حمایت می کند و اگر هر دو نشد خانه ای را رهن و اجاره می کنند. اولی و آخری موافق میل برخی از عروس خانم هاست و دعوای عروس و مادرشوهر هم شهرتی قدیمی دارد.
,فردای تالار مجلس پاتختی و هدایای اقوام است که بلند می خوانند. قدیم بیشتر وسایل زندگی هدیه می دادند اما امروزه که جهیزیه ها پر و پیمان است پول است و طلا. والدین و پدر و مادر هدایای سنگین تر می دهند. فرش و سکه یا وجوه زیاد و به ترتیب بقیه اقوام هدایایشان کمتر می شود تا دورترین آشناها. هنگام خواندن هدایا زن ها شعر می خوانند با مضون تشکر از هدیه دهنده. آخر کار هم از خستگی وا می روند.
,بعد از این به ترتیب والدین دو طرف عروس داماد را دعوت به مراسم شام یا ناهار می کنند. البته به اتفاق اقوام نزدیک و این مهمانی پاگشاست که عروس و داماد رخصت آمد و شد با اقوام را می گیرند. این همه ماجرا نیست. اگر خداوند نوزادی به عروس و داماد داد سیسمونی هم در کار است. پدر و مادر عروس برای نوه شان وسایل و لوازم بچه را می خرند و هدیه می دهند. نوه هم که در مَثَل اصفهانی ها مغز بادام است و عزیز. از تخت و گهواره گرفته تا پوشک و اسباب بازی آماده می شود. به برکت فناوری روز دختر و پسری نوه هم معلوم است و مشخص. حالا پسردوستی و دختردوستی خود داماد و عروس و پدر و مادرشان در میان بعضی حکایتی است.
,تعلیم و تربیت
,قدیم ترها که بچه ها بزرگتر می شدند مسأله تربیت در میان بود. بچه ها باید به بزرگتر احترام می گذاشتند. امروز هم چنین است و مسأله تربیت برای خانواده های اصفهانی اهمیتی بسیار دارد. از قدیم کودک به مکتبخانه می رفت تا قرآن خوان شود و سواد و خط و ربطی پیدا کند و بعد از تحصیل در مکتب خانه اگر پدر بازاری بود در بازار و اگر کشت و کاری داشت در زمین و باغ وردست پدر کار یاد می گرفت و تجربه می اندوخت تا بعدها بتواند مستقل باشد و آماده زندگی. با این حال برخی هم بی سواد می شدند.
,علمای اصفهان یا ملاهای دهات که بیش از دیگران به اهمیت سواد واقف بودند فرزندان خود را به تحصل به مدارس علمیه می فرستادند و اگر استعدادی در آنها می یافتند که غالباً چنین بود می گذاشتند سطوح عالی حوزه را دریابند. اول خود اصفهان که هم در دسترس بوده و هم اهمیت علمی در آن روزگار داشته و بعد نجف و جانشین پدر خود می شدند. علمای اصفهان هم امروزه در علم و تقوی زبانزد هستند.
,امروزه که به جای مکتبخانه مدارس جدید جایگاهی دارد و دانشگاه جای سطوح عالی حوزه را گرفته هنوز هم هستند خانواده های مذهبی و خانواده های علما که فرزندان خود را در حوزه می گذارند تا روحانی شوند. اما بیشتر مردم به دانشگاه و مدارج آن چشم دارند. مهد کودک و کودکستان هم مربوط به دوران پنج و شش سالگی است. خانواده های مذهبی اگر هم فرزندانشان را به مراکز علمی جدید می فرستند سعی می کنند مهدکودک و مدارس مذهبی را انتخاب کنند. حفظ قرآن هم هنری است که بیشترخانواده های بومی اصفهان فرزندانشان را به فراگیری آن تشویق می کنند.
,اصفهان به لحاظ وسعت و قدمت و جمعیت فراوان و پذیرفتن برخی از زوایای زندگی جدید غربی در کل چهره متفاوتی با گذشته اش دارد و بسیاری حرف های ناگفته هست که در این مختصر نمی توان گنجاند.
,______________________________________
,مهدی ورپشتی (پژوهشگر و کارشناس تاریخ)
, مهدی ورپشتی (پژوهشگر و کارشناس تاریخ)]
ارسال دیدگاه