شعری به مناسبت سالروز زلزله غم بار بم
گودرز حاتمی، شاعر کوثری به مناسبت سالگرد زلزله غم بار "بم"، شعری را با عنوان « ای بنای روزگاران کهن ای "ارگ بم " » در وصف بم و امت غم کشیده ایران اسلامی سروده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کوثرخبر، گودرزحاتمی، شعار، فرهنگی و نویسنده اهل شهر گیوی به مناسبت سالروز زلزله غم بار "بم"، شعری را با عنوان « ای بنای روزگاران کهن ای "ارگ بم " » در وصف امت غم کشیده ایران اسلامی سروده است.
, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کوثرخبر، گودرزحاتمی، شعار، فرهنگی و نویسنده اهل شهر گیوی به مناسبت سالروز زلزله غم بار "بم"، شعری را با عنوان « ای بنای روزگاران کهن ای "ارگ بم " » در وصف امت غم کشیده ایران اسلامی سروده است., به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از کوثرخبر، گودرزحاتمی، شعار، فرهنگی و نویسنده اهل شهر گیوی به مناسبت سالروز زلزله غم بار "بم"، شعری را با عنوان « ای بنای روزگاران کهن ای "ارگ بم " » در وصف امت غم کشیده ایران اسلامی سروده است., شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کوثرخبر,بامداد 5 دی 1382 زمین لرزه ای به بزرگی 6/3 درجه در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر)، شهرستان بم و حوالی آن در 200 کیلومتری جنوب شرقی شهر کرمان را لرزاند که بر اساس آمار رسمی تعداد جان باختگان این زلزله 26 هزار و 271 نفر اعلام شد.
, بامداد 5 دی 1382 زمین لرزه ای به بزرگی 6/3 درجه در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر)، شهرستان بم و حوالی آن در 200 کیلومتری جنوب شرقی شهر کرمان را لرزاند که بر اساس آمار رسمی تعداد جان باختگان این زلزله 26 هزار و 271 نفر اعلام شد., بامداد 5 دی 1382 زمین لرزه ای به بزرگی 6/3 درجه در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر)، شهرستان بم و حوالی آن در 200 کیلومتری جنوب شرقی شهر کرمان را لرزاند که بر اساس آمار رسمی تعداد جان باختگان این زلزله 26 هزار و 271 نفر اعلام شد.,در پی این حادثه غم بار، میهن اسلامی ایران سراسر اندوه شد.
, در پی این حادثه غم بار، میهن اسلامی ایران سراسر اندوه شد., در پی این حادثه غم بار، میهن اسلامی ایران سراسر اندوه شد.,(( ارگ بم ))
, (( ارگ بم )), (( ارگ بم )),
سال ها ای ارگ بم چون کوه سنگین بوده ای
شهریاران وطن را تخت رنگین بوده ای
گر زسختی زمانه سیلی غم خورده ای
قامتت افراشته امّا نه غمگین بوده ای
شهریاران وطن را تخت رنگین بوده ای
گر زسختی زمانه سیلی غم خورده ای
قامتت افراشته امّا نه غمگین بوده ای, سال ها ای ارگ بم چون کوه سنگین بوده ای
شهریاران وطن را تخت رنگین بوده ای
گر زسختی زمانه سیلی غم خورده ای
قامتت افراشته امّا نه غمگین بوده ای,
,
,
,
ای بنای روزگاران کهن ای ارگ بم
مظهر آزادی ایران زمین درروز غم
با بلای این طبیعت قامت تو گشت خم
ما تورا سازیم زیرا مهد دیرین بوده ای
مظهر آزادی ایران زمین درروز غم
با بلای این طبیعت قامت تو گشت خم
ما تورا سازیم زیرا مهد دیرین بوده ای, ای بنای روزگاران کهن ای ارگ بم
مظهر آزادی ایران زمین درروز غم
با بلای این طبیعت قامت تو گشت خم
ما تورا سازیم زیرا مهد دیرین بوده ای,
,
,
,
سال ها از دامن تو شهد و شکّر خورده ایم
میوۀ شیرین نخلت خورده لذّت برده ایم
دیگر اکنون غم مخورای ارگ مرما مرده ایم
با توهمدردیم زیرا یار شیرین بوده ای
میوۀ شیرین نخلت خورده لذّت برده ایم
دیگر اکنون غم مخورای ارگ مرما مرده ایم
با توهمدردیم زیرا یار شیرین بوده ای, سال ها از دامن تو شهد و شکّر خورده ایم
میوۀ شیرین نخلت خورده لذّت برده ایم
دیگر اکنون غم مخورای ارگ مرما مرده ایم
با توهمدردیم زیرا یار شیرین بوده ای,
,
,
,
ای بم ای شهروفا شهر خرامان کویر
مظهر پاکی ویکرنگی وایمان کویر
ای نگین و گوهر ناب درخشان کویر
درحوادث همصدا باما هم آئین بوده ای
مظهر پاکی ویکرنگی وایمان کویر
ای نگین و گوهر ناب درخشان کویر
درحوادث همصدا باما هم آئین بوده ای, ای بم ای شهروفا شهر خرامان کویر
مظهر پاکی ویکرنگی وایمان کویر
ای نگین و گوهر ناب درخشان کویر
درحوادث همصدا باما هم آئین بوده ای,
,
,
,
دردل سرد زمستان مادرغم ،غم بزاد
در کویر سرد بر تو حین شب ماتم بزاد
سوخت جان کودکان را ناله ها در دم بزاد
بربلای روزگاران طعمه ی کین بوده ای
در کویر سرد بر تو حین شب ماتم بزاد
سوخت جان کودکان را ناله ها در دم بزاد
بربلای روزگاران طعمه ی کین بوده ای, دردل سرد زمستان مادرغم ،غم بزاد
در کویر سرد بر تو حین شب ماتم بزاد
سوخت جان کودکان را ناله ها در دم بزاد
بربلای روزگاران طعمه ی کین بوده ای,
,
,
,
لاله ها ازسوزسرمای زمستان سوختند
غنچه ها پژمرده گشتند و زهجران سوختند
بلبلان نالان وگل های گلستان سوختند
آخر ای بم درکویرتشنه مسکین بوده ای
غنچه ها پژمرده گشتند و زهجران سوختند
بلبلان نالان وگل های گلستان سوختند
آخر ای بم درکویرتشنه مسکین بوده ای, لاله ها ازسوزسرمای زمستان سوختند
غنچه ها پژمرده گشتند و زهجران سوختند
بلبلان نالان وگل های گلستان سوختند
آخر ای بم درکویرتشنه مسکین بوده ای,
,
,
,
زیرآوار جدایی بلبلی مدفون شده
بهرآوازش کنون دل های خیلی خون شده
رفته لیلی مانده ها ازهجراو مجنون شده
آخر ای بم بهر چه مأوای خونین بوده ای
بهرآوازش کنون دل های خیلی خون شده
رفته لیلی مانده ها ازهجراو مجنون شده
آخر ای بم بهر چه مأوای خونین بوده ای, زیرآوار جدایی بلبلی مدفون شده
بهرآوازش کنون دل های خیلی خون شده
رفته لیلی مانده ها ازهجراو مجنون شده
آخر ای بم بهر چه مأوای خونین بوده ای,
,
,
,
,
انتهای پیام/
, انتهای پیام/, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه