بعد از تحمل 17 ماه اسارت، دوباره سلاح به کف گرفتم

بعد از تحمل 17 ماه اسارت، دوباره سلاح به کف گرفتم
نزدیک به 17 ماه در چنگال نیروهای ضدّانقلاب گرفتار بودم و در این مدت توهین و تحقیرهای فراوانی شنیدم و شکنجه های سخت و وحشیانه ای را تحمل کردم، ولی ذرّه ای از ایمان و اعتقادم به نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران کم نشد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیشمرگ روح الله، پیشمرگ مسلمان کرد توفیق صالحی از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه بانه، خاطره ای از روزهای اسارتش در چنگال گروهک های ضد انقلاب را اینگونه بازگو می کند:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,


اواخر اسفند ماه سال 1364 به اتفاق نیروهای گردان حضرت رسول(ص) برای انجام عملیات با احتیاط و مراقبت، اما دلاوری کامل ساعت 11 شب وارد روستای سالوک بانه شدیم. خبر رسیده بود که نیروهای ضد انقلاب در اطراف روستا و کوه های پایین دست روستا مستقر شده اند. این امکان وجود داشت که نیروهای ضد انقلاب با تجمیع قوا قصد اشغال روستای سالوک را داشته باشند .

,
,


به محض اینکه وارد روستا شدیم، برای تسلط بر منطقه در اطراف روستا پراکنده شدیم؛ گروه های دیدبانی و مراقبت تشکیل شد و نیروها نسبت وظیفه خطیر خود که حفظ و مراقبت از روستا بود آشنایی پیدا کردند.

,
,


آن شب بدون هیچ گونه مزاحمتی از جانب نیروهای ضد انقلاب، سپری شد. ساعت 5 صبح به همراه تعدادی از رزمندگان سپاه اسلام آماده شدیم که به طرف کوه های پایین دست روستا حرکت کنیم. موقعیت منطقه و جنگلی بودن آن باعث شده بود تا مسافت زیادی دید نداشته باشیم و امکان داشت پشت هر درختی و کنار هر بیشه ای نیروهای ضد انقلاب کمین کرده باشند. در این افکار غوطه ور بودم که صدای شلیک گلوله هم چون پنکی بر سرم فرود آمد. بله در کمین نیروهای ضدّانقلاب افتاده بودیم.

,
,


نیروهای ضدّانقلاب به این دلیل جنگ چریکی آن هم داخل جنگل و در میان شاخ و برگ درختان را انتخاب کرده بودند که با این روش جلو پیشروی سریع رزمندگان سپاه اسلام را گرفته و نیروها را در حالتی فرسایش گونه گرفتار نمایند؛ به گونه ای که نه امکان پیشروی به سمت جلو را داشته باشند و نه امکان عقب نشینی. به همین دلیل بهترین شیوه تاکتیکی که نیروهای ضد انقلاب از آن بهره می بردند، استقرار کمین بود.

,
,


به واسطه  جنگلی بودن منطقه، دید نیروهای ما زیاد نبود و از چند متر جلوتر فراتر نمی رفت .نیروهای ضدّانقلاب هم که از قبل جای استقرار خود را که مسلّط بر نیروهای ما بود انتخاب کرده بودند و با تمام توان و تجهیزات منتظر عبور نیروهای ما از بین درختان بودند.

,
,


در کمین سختی گرفتار شده بودیم. نیروهای ضد انقلاب بارها و بارها با بهره بردن از همین کمین ها تعداد زیادی از نیروهای ما را به شهادت رسانده بودند. در این کمین هم تعدادی از همرزمانم به شهادت رسیدند و تعدادی هم به اسارت نیروهای ضد انقلاب درآمدند. من هم در این عملیات به اسارت نیروهای ضد انقلاب در آمدم.

,
,


بعد از اسارت، نیروهای ضدّانقلاب بیشترین توهین ها و تحقیرها را در حق ما روا داشتند. من در تعجّب بودم که به دست شخصی شکنجه می شدم و مورد توهین قرار می گرفتم که هم زبان من بود، لباسش نیز از لباس من بود. امّا چون فریب استعمارگران را خورده بود، به عنوان جیره خوار استعمارگران به آب، خاک و میهن خود خیانت می کرد.

,
,


نزدیک به 17 ماه در چنگال نیروهای ضدّانقلاب گرفتار بودم و در این مدت توهین و تحقیرهای فراوانی شنیدم و شکنجه های سخت و وحشیانه ای را تحمل کردم، ولی ذرّه ای از ایمان و اعتقادم به نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران کم نشد و بعد از آزادی دوباره کارم را در سازمان پیشمرگان مسلمان کرد از سر گرفتم و مجدّداً افتخار خدمت در سپاه اسلام را یافتم.

,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه