اعزام سیدقاسم به‌شرط شفاعت هم‌رزمش + تصاویر

اعزام سیدقاسم به‌شرط شفاعت هم‌رزمش + تصاویر
بالاخره با این شرط که اگر سید قاسم شهید شد مرا هم شفاعت کند رضایت دادم که ایشان اعزام شود و ایشان هم این شرط را قبول کردند و ما یکدیگر را در آغوش گرفتیم وخدا حافظی کردیم و او رفت. او رفت و به آرزویش رسید و من ماندم...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از نسیم سرخس، شهید سید قاسم سید کابلی درسال1342در خانواده‌ای مذهبی و متدین که از اسلام پاک حضرت رسول(ص) بود چشم به دنیا گشود و در دامان پدر و مادری مؤمن ایام کودکی را پشت سر نهاد.ایشان تحصیلات خود را تا مقطع دبیرستان سوم نظری ادامه داد.در قرائت قرآن صوتی زیبا ودلنشین داشت ویکی از اعضای فعال بسیج بود به‌طوری‌که بیشتر وقت خود را در بسیج به سر می‌برد.ایشان در انتشارات بسیج هم فعال بود.با اولین اعزام به جبهه از ادامه تحصیل بازماند و به‌فرمان روح خدا که فرموده بود:جوانان جبهه‌ها را پر کنند، به کمک دیگر نیروها شتافت.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, نسیم سرخس, نسیم سرخس, نسیم سرخس,

 

,

, ,


سید قاسم از ابتدای سال 61 به جبهه اعزام شد و در لشکر عملیاتی 5 نصر، تیپ 18 جوادالائمه وگردان جند الله مشغول خدمت شد و در عملیات‌های (والفجر مقدماتی و والفجر یک) شرکت نمود و3 مرحله از ناحیه سر و دست مجروح شد.

,
,

 

,

یکی از هم‌رزمان شهید که هم‌اکنون ساکن شهرستان سرخس است، خاطره‌ای شیرین از این شهید بزرگوار نقل کرده‌اند که در ادامه می خوانید:

, یکی از هم‌رزمان شهید که هم‌اکنون ساکن شهرستان سرخس است، خاطره‌ای شیرین از این شهید بزرگوار نقل کرده‌اند که در ادامه می خوانید:, یکی از هم‌رزمان شهید که هم‌اکنون ساکن شهرستان سرخس است، خاطره‌ای شیرین از این شهید بزرگوار نقل کرده‌اند که در ادامه می خوانید:,


در بهمن‌ماه سال 62 پیامی از منطقه 4 مشهد مقدس به سرخس مخابره شد که در آن خواسته‌شده بود که یک نفر از پاسداران سپاه سرخس جهت اعزام به جبهه آماده شود، از طرفی با توجه به اینکه زمزمه‌های عملیاتی جدید به گوش می‌رسید، نیروهای مردمی همه به جبهه اعزام‌شده بودند من هم دوست داشتم اعزام شوم قبل از اعزام متوجه شدم که شهید سید کابلی نیز آماده اعزام است.ما دو نفر باهم صحبت کردیم که کدام‌یک اعزام شود من گفتم:من باید اعزام شوم و شهید گفت:نه من باید بروم.

,
,


بالاخره با این شرط که اگر سید قاسم شهید شد مرا هم شفاعت کند رضایت دادم که ایشان اعزام شود وایشان هم این شرط را قبول کردند و ما یکدیگر را در آغوش گرفتیم وخدا حافظی کردیم و او رفت و به آرزویش رسید و اما من:

,
,


رفتم که خار از پاکشم محمل ز چشمم دور شد                                   یک‌لحظه من غافل شدم صدسال راهم دور شد

,
, رفتم که خار از پاکشم محمل ز چشمم دور شد                                   یک‌لحظه من غافل شدم صدسال راهم دور شد, رفتم که خار از پاکشم محمل ز چشمم دور شد                                   یک‌لحظه من غافل شدم صدسال راهم دور شد,

 

,

 

,

هم رزمان شهید سید قاسم سید کابلی

,

, ,

هم رزمان شهید سید قاسم سید کابلی

,


نحوه شهادت

,
, نحوه شهادت, نحوه شهادت,


شهید در جبهه‌ها در سمت تخریبچی مشغول خدمت بود در تاریخ 62/12/3 که عملیات خیبر با رمز مقدس (یا رسول‌الله) آغاز شد به مدت 6 شبانه‌روز مشغول معبرسازی در میدان مین بود.روز شهادت که مطابق با 62/12/9  بود ایشان و تعدادی از هم‌رزمانش سوار قایق بودند و در همین حین یک خمپاره در کنار قایق منفجر شد و روح سید قاسم از کالبد جسمش رهاشده و به دوستان شهیدش پیوست.

,
,


این شهید بزرگوار به نمازش اهمیت زیادی می‌داد و شب‌ها نماز شبش را داخل یک قبر می‌خواند و باخدای خود راز و نیاز می‌کرد.

,
,


یکی از هم‌رزمان شهید گفت: یک‌شب سید قاسم را تعقیب کردم وقتی بالای قبر رسیدم صدای زمزمه (الهی شرمنده‌ام ) را شنیدم.

,
,


این سلاله پاک حضرت زهرا(س) احترام خاصی به پدر و مادر خویش می‌گذاشت.مادر شهید می‌گفت:آقا سید رضا پدر سید قاسم ناراحتی قلبی داشت و تازه از بیمارستان مرخص شده بودند یک روز سید قاسم روی پنجه پا راه می‌رفت وقتی علت را جویا شدم گفت:پدرم تازه خوابیده ونمی خواهم با صدای پای من بیدار شوند.

,
,


مادر شهید دربیان ساده زیستی و قناعت فرزند عزیزش می گفت: شب‌های قدر که می‌شد سید قاسم هر طور که شده مرا مجبور می‌کرد نان جو تهیه کنم.وقتی از او پرسیدم مادر جان چرا نان جو؟گفت: امشب جدم با نان جو افطار می‌کند. من هم برایش نان جو آماده می کردم.

,
,


کرامتی از شهید

,
, کرامتی از شهید, کرامتی از شهید,


سال گذشته مادر بزرگوار ایشان مریض می‌شود و یک‌شب در عالم رؤیا می‌بیند فرزند شهیدش سید قاسم به همراه پدر بزرگوارش آقا سید رضا نزد او آمدند ویک پارچه سبزی را روی دوش ایشان می‌اندازند.سید قاسم در خواب به مادر می‌گوید: مادر بلند شو از جدم برایت شفا گرفتم.

,
,


مادر شهید می‌گوید وقتی از خواب بلند شدم خبری از پارچه نبود ولی کاملاً خوب شده بودم.

,
,


مشخص نمودن محل دفن قبل شهادت

,
, مشخص نمودن محل دفن قبل شهادت, مشخص نمودن محل دفن قبل شهادت,


مادر شهید می‌گوید: قبل از آخرین اعزام فرزندم به جبهه به همراه او تا بهشت نبی سرخس رفتیم و سید قاسم کنار قبر شهید حسن برخوردار را علامت گذاشت و گفت مرا اینجا دفن کنید وقتی فرزندم را به خاک سپردیم دیدم همان‌جایی است که قبلاً به من گفته بود.

,
,

 

,

وصیتنامه شهید

, وصیتنامه شهید, وصیتنامه شهید,


بسم رب الشهدا و الصدیقین

,
, بسم رب الشهدا و الصدیقین, بسم رب الشهدا و الصدیقین,

 

,

یا ایتها نفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و دخلی جنتی

,

 

,

با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با سلام به ارواح طیبه شهدا، چند نکته ای را به عنوان وصیت متذکر می شوم اولین نصیحت به دوستان و آشنایانم می باشد که ای دوستان تقوی.

,

 

,

پیشه کنید و از شهوترانی های دنیوی دوری کنید. جبهه را ترک نکنید، امام را دعا کنید. ای برادران با تشکیل دادن جلسات مذهبی و اسلامی ایمان خود را محکم کنید و تقوی پیشه کنیدو این سخن حضرت علی (ع) را که می گوید ای مسلمان تقوی را پیشه خود کنید چون که سلاح تقوی سلاح محکمی در مقابل هوای نفسانی و وسوسه های شیطانی است. همیشه به یاد خدا باشید و از خدای خود غافل نشوید. برادران ما می رویم تا با خون خویش پیروزی همیشگی مستضعفین را در طول تاریخ بیمه نماییم. پیام ما به مردم ایران همان پیام شهیدان است که در صف الله آگاهانه متحد شوید و قیام کنید و در راه او جهاد کنید. خوشا به حال آنانکه زندگیشان برای خدا است مرگشان در راه خدا خوشا به حال آنانکه جز راه خدا راهی ندارند و جز ذکر خدا یادی.

,

 

,

و وصیت دوم به پدر و مادرم که مادر، من هم مانند بقیه شهدا به آرزویم رسیدم، گریه برای من نکنید که برای شهید گریه نیست و ضمنا با هر وضع که بودم با لباس خونی به خاکم بسپارید تا در پیشگاه خداوند و در برابر امام حسین (ع) گفته باشم: حسین جان لبیک لبیک.

,

 

,

انتهای پیام/خ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه