پدر مجرد دهستان آلان درگذشت
انسان موجودی است که به تنهایی قادر به رفع تمامی نیازهای خود نیست و نیاز به جامعه ای دارد تا به واسطه آن نیازهایش را مرتفع سازد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بُلفَت، انسان موجودی است که به تنهایی قادر به رفع تمامی نیازهای خود نیست و نیاز به جامعه ای دارد تا به واسطه آن نیازهایش را مرتفع سازد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, بُلفَت,کاک احمد مشهور به "مامه گوجه" دوران طفولیت، نوجوانی و بزرگسالی خود را در روستاهای دهستان آلان سپری کرد اما هرگز نتوانست به سنت پیامبر با ازدواج کردن نیمه دیگر ایمان خود را تکمیل کند.
,اما هر بار نسبت به این موضوع واکنش نشان می داد و در گفته هایش به صورتی کنایه وار مخاطبانش را پسرم خطاب می کرد - کلمه ای که چون هیچ تجربه ای از همسرگزینی برای وی وجود نداشته - مورد نارضایتی اطرافیان قرار نمی گرفت. و حتی وی را با این عنوان هم می شناختند.
,در کُردی واژه "گوج" به معنای معلولیت است و حرف "ه" نیز با لهجه محلی به این واژه اضافه شده است.
,"مامه گوجه" به خطر معلولیت از ناحیه دست و پا هرگز خود را ضعیفتر از افرادی که به ظاهر سالمتر بودند نشان نداد و در طول دوران جوانی و میانسالی و حتی دورانی از کهن سالی را، چوپانی کرد. نه تنها او مجبور کسی نشد بلکه همیشه دیگران مجبور خدمات وی بودند.
,هیچ وقت خانه ای و یا سرمایه ای برای خود نداشت. کل زندگیش یک کوله بود که همیشه و همه جا همراه داشت.
,سال ها گذشت و سن کاک احمد به 80 – 90 و 100 سالگی رسید. به دلیل جثه بزرگی که داشت دیگر آن توان و نیروی گذشته را نداشت. دیگر کسی طالب آن سخنان بذله گویانه نشد. ترس داشتند از اینکه مبادا جایی بیافتد و دیگر بلند نشود. از اینکه کسی را ندارد تا از وی مراقبت کند.
,معاشرت با او کمتر شد و به مرور زمان "مامه گوجه" به حاشیه رفت.
,اما "مامه گوجه" فردی آینده نگر بود. از دوران جوانی به فکر دوران پیری خود مقداری پول پس انداز کرد و به خاطر اینکه سربار کسی نباشد با پس انداز خود و کم عده ای به خانه سالمندان در شهر بوکان رفت.
,چند سالی در بوکان ماند و هر از چند گاهی و برای دیداری کوتاه به سردشت برمی گشت. اما به مرور خاطراتش و فرزند خواندنِ اهالی دهستان آلان از اذهان پاک شد. می گویند تنهایی فقط برای خدا خوب است.
,کاک احمد متاهل نشد، نه بخاطر اینکه پول و توانایی نداشت. بلکه کسی را نداشت تا برایش آستین همت بالا بزند و وی را قاطی مرغها کند.
,پیر شدن معنایی کهن دارد و یکی از دوران قشنگ زندگی است و همه ما پیر می شویم. اما کسی پیری وی را بعنوان عضوی از اجتماع نخواست، نه اداره ای، نه سازمانی و نه ارگانی، که فلسفه وجودی آنها حمایت از اینگونه اشخاص است و نه جامعه ای که سالها در کنار آنها زندگی کرده و شاهد تجربیات مشترکی همچون تلخی و شیرینی روزگار بوده اند.
,همیشه با فرارسیدن روز جهانی معلولین شعارهای دهن پر کن گوش عالم و آدم را کر می کنند اما به قول امام جمعه موقت سردشت "معلولیت محدویت است و حتی بیشتر" اما در غیاب مسئولین پاسخگو و مردم متعهد.
,روز گذشته "مامه گوجه" رفت و اکنون زیر فرسنگ ها خاک مدفون شده است. ولی نه در زادگاه خود در دهستان آلان و یا در بین مردم سردشت، بلکه در شهر بوکان. که این شهر زادگاه وی و محل خاطرات قدیمی اش نبود.
,در سکوتی بهت انگیز و در شرایطی که برای هر کسی در شهر سردشت دو روز را در مسجد مراسم می گیرند تا دوستان و آشنایان از راه دور و نزدیک فاتحه ای در فراق فوت شده نثار روح اش کنند، اما برای کاک احمد مجلس ترحیمی به چند ساعت کوتاه از عصر یکی از روزهای سرد زمستانی ختم شد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه