مبارز ۱۱ساله گناباد در دوران انقلاب:

ایثارگری‌ها و ازخودگذشتگی‌های دوران انقلاب گمنام بود / تلاش بدون منت و بر اساس تکلیف مردم در آن دوران

ایثارگری‌ها و ازخودگذشتگی‌های دوران انقلاب گمنام بود / تلاش بدون منت و بر اساس تکلیف مردم در آن دوران
یکی از مبارزان انقلاب در گناباد گفت: هر نوع ایثارگری و ازخودگذشتگی که برای انقلاب می‌شد، گمنامانه بود و بر اساس تکلیف و منتی هم بر سر کسی نبود، اما انتظار می‌رفت که بعد از انقلاب و در جریان تغییر نسل‌ها و آمدن نسل جدید، این ایثارگری‌ها به نسل جدید انتقال داده می‌شد و نسل جوان با اصحاب انقلاب در گناباد آشنا می‌شدند و شناخته می‌شدند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای گناباد، مبارزات مردم گناباد در دوران پیروزی انقلاب اسلامی همانند سایر شهرهای کشور حضور داشت و در مبارزات سال 1357 گناباد، «رضا حاجیان» که نوجوانی 11 ساله بود در مبارزات آن دوران علیه رژیم پهلوی داشت. در همین رساتا خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی ندای گناباد گفت وگویی با این نوجوان انقلابی که اکنون در سن 49 سالگی دارد، انجام داد که به شرح زیر است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , ندای گناباد, ، مبارزات مردم گناباد در دوران پیروزی انقلاب اسلامی همانند سایر شهرهای کشور حضور داشت و در مبارزات سال 1357 گناباد، , «رضا حاجیان»,  که نوجوانی 11 ساله بود در مبارزات آن دوران علیه رژیم پهلوی داشت. در همین رساتا خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی ندای گناباد گفت وگویی با این نوجوان انقلابی که اکنون در سن 49 سالگی دارد، انجام داد که به شرح زیر است.,

 

,

- با عرض سلام و خسته نباشید، به‌عنوان اولین سؤال از سازوکار انقلاب اسلامی در ایران بفرمایید.

, - با عرض سلام و خسته نباشید، به‌عنوان اولین سؤال از سازوکار انقلاب اسلامی در ایران بفرمایید.,

سلام علیکم؛ با تبریک دهه فجر انقلاب اسلامی به همه همشهرهای عزیز گنابادی درخصوص سوال شما می‌توان گفت انقلاب اسلامی در سراسر کشور به‌صورت یکنواخت شروع شد، حُسنی که انقلاب داشت این بود که در اوج اینکه سازوکاری برای تشکیل سازمان و تشکیلات منسجم وجود نداشت، اما خیلی سریع یک سری گروه‌ها و تشکیلاتی صورت گرفت که باهم کار را شروع کردند؛ چیزی که بعد از انقلاب به آن سمت نرفتیم (یعنی تشکل سازی انقلابی)، علی غم ثبات انقلاب، علی‌رغم وجود رسانه‌های مختلفی که آمدند اما شبکه‌سازی منسجمی صورت ندادیم، اما در آن زمان بدون داشتن امکانات و خفقان موجود یک تشکیلات منسجم در گناباد صورت گرفت.

,

 

,

بنابراین آغاز انقلاب در سراسر کشور یکنواخت بود حالا شاید در شهری مثلاً تشکیلات قوی‌تر و یا جمعیت بیشتری می‌داشت که زودتر وارد عرصه انقلاب می‌شد و یا نزدیکی به تهران و یا نیروهای انقلابی قوی‌تری داشتند که ساواک برایش حساس‌تر بود، و یا میزان حساسیت به آن شهر زیاد بود، که باعث می‌شد تحرکات انقلابی زودتر در آن شهر شروع‌شده باشد، اما به‌طور عمومی جرقه‌های انقلاب همزمان با سایر کشور بوده است و از اوایل سال 57 مردم به صحنه آمدند، یعنی کار شکل مردمی پیداکرده و تشکیلات سازمان‌یافته قبل از انقلاب شکل گرفت.

,

 

,

- در گناباد تشکیلات انقلاب چگونه بود؟

, - در گناباد تشکیلات انقلاب چگونه بود؟,

در گناباد به‌صورت سازمان‌یافته تشکیلاتی وجود نداشت و بیشتر به‌صورت مخفیانه بود و مردم در جلسات مخفیانه به مبادله پیام‌های امام و تصمیماتی که در سطح استان و در سطح کشور گرفته می‌شد، می‌پرداختند. البته در گناباد دو رابط خوب و زبردست داشتیم که نقش اساسی در انقلاب گناباد داشتند، یکی آقای فرزانه بود و یکی هم شهید کامیاب که هم با رهبری و شورای انقلاب و شهید بهشتی ارتباط داشتند و هم چون بومی و گنابادی بودند، اطلاعات را به ما می‌رساندند و ما از منابع زودتر آگاه می‌شدیم.

,

 

,

- پس تنها عناصر اطلاع از بیانیه‌ها و سخنان امام این دو نفر بودند؟

, - پس تنها عناصر اطلاع از بیانیه‌ها و سخنان امام این دو نفر بودند؟,

خیر، علاوه بر آقایان فرزانه و شهید کامیاب، تنها وسیله ارتباطی که جوانان انقلابی گناباد می‌توانستند با استان یا تهران در ارتباط باشند و ارتباط بگیرند، پیک بود و در مواقع ضروری تلفن که آن‌هم مشکلات خودش را داشت و اینکه می‌گویم بدون امکانات توانستیم تشکیلات منسجمی را تعبیه ببینیم ازاین‌جهت است، اما می‌دیدیم که یک اطلاعیه از امام یا سایر مراجع و یا یک شعار مشخص سریعاً در گناباد پخش می‌شد، چون‌که راهپیمایی‌ها مانند الآن نبوده که ما برای یک راهپیمایی یک سال وقت داشته باشیم، دقیق باید متناسب با اعتراضات می‌بود و اینکه چه شعارهایی داده می‌شد و متناسب با شرایط بایستی تغییر می‌کرد.

,

 

,

- مگر شعارهای انقلاب در گناباد چگونه تنظیم می‌شد؟

, - مگر شعارهای انقلاب در گناباد چگونه تنظیم می‌شد؟,

شعارها به‌موقع عملیاتی و هماهنگ می‌شد، این در حالی بود که ما تشکیلات رسانه‌ای در این خصوص نداشتیم و ایضاً در گناباد خواسته‌ها و مطالبات مردم پشت سر هم و بدون وقفه بیان می‌شد و اتاق فکر دشمن را به هم می‌ریخت و آن‌ها نمی‌توانستند برنامه‌ریزی کنند.

,

 

,

برای واضح‌تر شدن موضوع یک مثال بزنم، مثلاً در صبح روز 11 بهمن 57 در همین گناباد شعار می‌دادند: «وای به حالت بختیار، اگر امام فردا نیاد» ولی خواسته بعدی مردم در روز بعد یعنی 12 بهمن، یعنی روزی که امام وارد کشور شده بود و شاه هم فرار کرده بود، این بود: «وای به حالت بختیار، اگه نرفتی زود کنار».

,

 

,

خوب ببینید این خواسته‌ها در شرایطی بود که در حالت ظاهر هرکسی که می‌دید کار را تمام‌شده می‌دانست، چون هم امام به کشور آمده بود، هم شاه فرار کرده بود، اما علی‌رغم اینکه مردم تجربه‌ای هم برای انقلاب نداشتند، اما کار را تمام‌شده نمی‌دانستند و خواسته جدید خود را مطرح می‌کردند.

,

 

,

- شما ابتدا گفتید گناباد تشکیلات منسجمی در دوران مبارزات برای پیروزی انقلاب نداشت اما در سؤال قبلی پخش سریع شعارها را ناشی از تشکیلات منسجم دانستید.

, - شما ابتدا گفتید گناباد تشکیلات منسجمی در دوران مبارزات برای پیروزی انقلاب نداشت اما در سؤال قبلی پخش سریع شعارها را ناشی از تشکیلات منسجم دانستید.,

بله در گناباد تشکیلاتی وجود نداشت اما ما عملیاتی کار می‌کردیم، مثلاً دستگاه‌های پلی‌کپی (کاغذ مومی) اصلاً در گناباد در آن زمان وجود نداشت و شهید قاسم عصاریان با ارتباطی که با دوستان مشهد برقرار کرده بود، یکی از آن دستگاه‌ها را در مشهد پیداکرده بود و آن را خریداری کرده بود و می‌خواست این دستگاه را به گناباد بیاورد، خوب ساواک هم در آن زمان این‌گونه تحرکات را رصد می‌کردند و آوردن یک دستگاه فتوکپی از مشهد به گناباد، آن‌هم توسط قاسم عصاریان برای ساواک مشکوک بود، به همین خاطر شهید عصاریان مجبور شد برای آوردن این دستگاه هر بار یک قطعه‌ای از دستگاه را جدا می‌کرد و با خود به گناباد می‌آورد، و این کار را چند بار انجام داد، یعنی به مشهد می‌رفت و دوباره برمی‌گشت تا بتواند اعلامیه‌ها و اطلاعیه‌های امام را در گناباد منتشر کند. این صحبتی که می‌کنم برمی‌گردد به اواخر سال 56، یعنی دقیقاً در زمانی که کسی جرات نمی‌کرد حرفی از انقلاب بزند.

,

 

,

- پس گناباد نیروی ساواک بومی هم داشته است؟

, - پس گناباد نیروی ساواک بومی هم داشته است؟,

بله ولی نیروی ساواک بومی در گناباد خیلی محدود بود، شاید تک و توکی بودند افرادی که ساواکی بودند و گنابادی بودند و الآن هم دیگر نیستن و از میکده خارج‌شده‌اند. البته من سراغ ندارم که ما ساواک بومی داشته باشیم، ولی ازآنجاکه بعضی از ساواک خیلی محرمانه عمل می‌کردند و شاید رگ و ریشه‌های آن‌ها در گناباد بودند ولی به‌صورت علنی نبود.

,

 

,

- خاطره تلخ شما از انقلاب، باوجوداینکه انقلاب شیرین است؟

, - خاطره تلخ شما از انقلاب، باوجوداینکه انقلاب شیرین است؟,

در انقلاب اسلامی 57 چون‌که پیروزی هرروز گامی به جلو داشت، باعث می‌شد که خیلی از تلخی‌ها دیده نشود و همه رخدادهای آن شیرین شود، دقیقاً مانند جریان حضرت زینب(س)، با همه مشقاتی که دیدند ولی چون هدفمند حرکت می‌کردند و به‌سوی پیروزی حرکت می‌کردند همه‌چیز را زیبا می‌دیدند و ما هم برایمان هیچ‌چیز دردناکی نبود وگرنه طبیعی است که افراد را دستگیر می‌کردند و زندان می‌انداختند و موقع شروع آن‌همه با کشت و کشتار و استرس بود و حتی آینده نامعلومی دچار بودیم، بالاخره ما که نمی‌دانستیم حتماً انقلاب می‌شود، و معلوم نبود که این اعتراضات و جنگ و کشتارها به کجا می‌خواهد ختم شود، چون حکومت هم روش‌های متعددی برای برخورد با انقلاب و انقلابیون انجام می‌داد.

,

 

,

- بهترین خاطره شما از انقلاب؟

, - بهترین خاطره شما از انقلاب؟,

روز 12 بهمن در گناباد مطابق روزهای قبل همه مردم در حسینیه و اطراف حسینیه آب‌انبار فعلی تجمع می‌کردند، مردم می‌دانستند که امام قرار است به ایران بازگردد، اما هیچ‌چیز معلوم نبود، چون‌که تهدیداتی هم از قبل شده بود و هیچ دسترسی به اینکه متوجه شویم که امام واردشده است یا خیر در اختیار نداشتیم. چون‌که شاه شبکه یک سیما که قبلاً قرار بود به‌طور پخش مستقیم ورود امام خمینی را نشان دهد را قطع کرده بود، چون‌که نمی‌خواستند از ورود امام، سایر شهرها اطلاع پیدا کنند و یک دسترسی تنها وجود داشت که آن‌هم رادیو بی‌بی‌سی بود، چون هم کیفیت فرکانسی خوبی داشت و هم اخبار و اطلاعات آزاد را به مخاطبان منتقل می‌کرد، بالاخره طولی نکشید که یک آقایی از داخل حسینیه بیرون آمد و به مردم اعلام کرد که همین الآن، امام خمینی وارد تهران شدند، و مردم به هوا  می‌پریدند و خوشحال بودند، اتفاقاً در همان زمانی که این آقا این خبر را به مردمی که در داخل خیابان تجمع کرده بودند داد، همان لحظه من از شادی مردم عکس گرفتم و سیل جمعیت تا پمپ‌بنزین خیابان امام خمینی فعلی حضور داشتند و بازاریان هر چه نقل‌ونباتی که در داخل مغازه‌هایشان بود را بر سر اجتماع‌کنندگان می‌ریختند، چون‌که در آن زمان شیرینی رسمی و مجلسی مردم نقل بود و بعد از اجتماع تا حدود دو تا سه ساعت لگدمال شدن نقل‌ها، کف خیابان سفید بود.

,

 

,

این اتفاق تا روز 22 بهمن همچنان وجود داشت، یعنی هرروز تجمع در مقابل حسینیه اتفاق می‌افتاد و روزهایی تا نیمه‌های شب این تجمعات به طول می‌انجامید و همین‌طور که اشاره کردم هرروز خواسته‌های مردم تفاوت داشت، یک روز خواسته این بود که خمینی باید بیاید، یک روز دیگر عزل بختیار، یک روز دیگر پیوستن ارتش به مردم و... .

,

 

,

شاید روز بیستم بهمن و یا بیست و یکم بهمن‌ماه 57 بود که نیروهای ساواک و ارتش گناباد، از ارتش بیرجند تقاضای کمک کردند، نیروهای ارتشی با سرنیزه و کلاه جنگی سوار ماشین‌ها شده بودند و از خیابان ناصرخسرو فعلی واردشده بودند و قرار بود مرمانی که در میدان امام تجمع کرده بودند را به خانه‌ها برانند و آماده یک جنگ خونین دیگر بودیم و واقعاً هم مردم می‌ترسیدند و هم ارتشی‌ها، چون در شهرهای دیگر دیده بودیم که جنگ بین مردم و ارتش به وجود آمده بود و هم ارتش به مردم صدمه وارد می‌کرد و هم مردم نیروهای ارتشی را به هلاکت می‌رساندند، نفس‌ها در سینه حبس شده بود که ماشین‌های ارتشی به میدان امام رسیدند و بدون توقف به سمت میدان ژاندارمری و خیابان شهید غفاری فعلی مسیر خود را ادامه دادند و همه مردم خوشحال شدند و یک‌نفس راحت کشیدند و آن‌کسی که هم که در بالای ماشین برای شعار دادن بود، سریع شعار داد و گفت: «ارتشی‌ها، ارتشی‌ها، خمینی سلامتان رسانده» و مردم با الله‌اکبر و کف زدن، از ارتشی‌ها تشکر کردند.

,

 

,

قبل از آن‌هم مردم برای تحریک نیروهای ارتشی شعار می‌دادند که: «ایران شده فلسطین، ارتش چرا نشستی» که پس از اعلام این شعار توسط مردم، فرمانده ارتش با همان ادبیات فرماندهی به نیروها دستور داد که از جای خود بلند شوند (چون‌که به حالت نظامی نشسته بودند) و این دستور فرمانده ارتش نشان داد که ارتشی‌ها هم با مردم هستند.

,

 

,

- کلام آخر؟

, - کلام آخر؟,

هر نوع ایثارگری و ازخودگذشتگی که برای انقلاب می‌شد، گمنامانه بود و بر اساس تکلیف و منتی هم بر سر کسی نبود، اما انتظار می‌رفت که بعد از انقلاب و در جریان تغییر نسل‌ها و آمدن نسل جدید، این ایثارگری‌ها به نسل جدید انتقال داده می‌شد و نسل جوان با اصحاب انقلاب در گناباد آشنا می‌شدند و شناخته می‌شدند؛ چون‌که در جریان انتقال نسل طبیعی است که به‌طور طبیعی برخی از گذشته‌ها و گذشتگی‌ها به باد فراموشی سپرده شود، اما باید از اصحاب انقلاب در گناباد تجلیل می‌شد نه اینکه لوح تقدیر بدهند و ملک و زمین، همین‌که به مردم و نسل جدید معرفی می‌شدند که بعدها برخی به‌راحتی به کسی انگ نزنند.

,

 

,

اما الآن متأسفانه با مسائل سیاسی برخورد می‌شود و هر دولتی  سرکار می‌آید به‌کلی نیروهای قبلی را تخطئه می‌کند، و یا به‌طورکلی ضد ارزش‌ها جای ارزش‌ها را می‌گیرد و یا کسانی بر مسند امور قرار بگیرند که هیچ سنخیتی با انقلاب نداشته‌اند ولی در دوران پیروزی انقلاب نه بحث از اضافه‌کار بود و نه اضافه‌حقوق و نه پرونده‌سازی و نه امتیاز ایثارگری.

,

 سعید مقدم

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه