مخالفت با جناح بندی اصلاح طلبی و اصولگرایی در مناطق کُردنشین

مخالفت با جناح بندی اصلاح طلبی و اصولگرایی در مناطق کُردنشین
انواع مختلف تقسیم بندی و تعاریف از احزاب، جناح ها و جبهه ها وجود دارد. از احزاب انتخاباتی(Electoral)، موکلان(constancy)، کارتلی(Cartel)، کادری(Cadre)، توده ای(Mass) رادیکال (Radical)گرفته تا نخبه گرا (Elite)، سنتی (Traditional)، قومی(Ethnic)، جنبشی(Movement)، راستی(Right) و چپی(Left) و غیره اما در حال حاضر، احزاب داخل ایران را می توان به ۵ دسته ی اصلی تقسیم کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان،انواع مختلف تقسیم بندی و تعاریف از احزاب، جناح ها و جبهه ها وجود دارد. از احزاب انتخاباتی(Electoral)، موکلان(constancy)، کارتلی(Cartel)، کادری(Cadre)، توده ای(Mass) رادیکال (Radical)گرفته تا نخبه گرا (Elite)، سنتی (Traditional)، قومی(Ethnic)، جنبشی(Movement)، راستی(Right) و چپی(Left) و غیره اما در حال حاضر، احزاب داخل ایران را می توان به ۵ دسته ی اصلی 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان,

۱-اصلاح طلب ها Reformists (راستگراها مانند جامعه مدنی همدان، اعتدال و توسعه، مردمسالاری، ندای ایرانیان، آزادی و چپگراها مانند اعتماد ملی، روحانیون مبارز، نیروهای خط امام، اسلامی کار، اسلامی بانوان، مجاهدین انقلاب اسلامی، مشارکت ایران اسلامی،  عدالت و آزادی ایران اسلامی، اراده ملت ایران (حاما)، اتحاد ملت ایران اسلامی و…)
۲-اصولگرایان Fundamentalists(مانند نواندیشان ایران اسلامی، مؤتلفه اسلامی، روحانیت مبارز، ایثارگران انقلاب اسلامی، اسلامی مهندسین، انصار حزب‌الله، آبادگران ایران اسلامی، پایداری انقلاب اسلامی، ایستادگی ایران اسلامی و…)
۳-اعتدال گرایان Moderates (مانند اعتدال‌گرایان ایران، اعتدال و توسعه، اسلامی رفاه کارگران، جماعت دعوت و اصلاح و…)
۴- اپوزوسیونی ها Opposition (قانونی و غیرقانونی در داخل یا خارج)
۵-تشکل های دانشجویی Student Associations (مانند جامعه اسلامی دانشجویان، دفتر تحکیم وحدت، جنبش عدالتخواه دانشجویی، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، بسیج دانشجویی، دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال ایران و…)
طبق لیستی که وزارت کشور از احزاب و تشکل‌های سیاسی دارای مجوز رسمی منتشر کرده است، ۲۲۳حزب و تشکل سیاسی در کشور فعال هستند که مملو از نام احزابی است که اسماً «هستند»؛ اما عملاً «نیستند» یا در برهه هایی سربرمی آورند و سپس مبهم و معطل می مانند.
حزب (Party) ارگانی است اجتماعی – سیاسی یا مردمی که داوطلبانه برای دستیابی به اهداف برخاسته از ایدئولوژی مشترکشان گرد هم آمده باشند و به مقتضای طبیعت سیاسیِ هر گونه تشکلی الزاماً باید دارای هیئت موسس و مجمع عمومی، شورای مرکزی، دبیرکل و بازرسان و مسئول شعب استانی و خلاصه سه رکن اساسی مرامنامه، اساسنامه و نظامنامه باشند اما جناح (Faction) مجموع گروه هایی است که با اهداف و دیدگاه های مشترک در کوتاه مدت یا بلند مدت به منظور رقابت و کسب قدرت سیاسی، بدون داشتن ماهیت رسمی و شخصیت حقوقی در داخل حکومت یا حزب گرد هم می آیند و لزوماً مداومت ندارد و بنا بر ضرورت و به مناسبت هایی مانند انتخابات شورا، مجلس یا ریاست جمهوری و… تشکیل می شود.
به ائتلاف چند حزب هم جبهه گفته می شود که بین خودشان دارای سلسله مراتب و توافقات و تقسیم قدرت و وظایف هستند و طبق قانون ائتلافی سیاسی از احزاب دارای پروانه فعالیت در زمینه فعالیت مشخص است که با اطلاع کمیسیون احزاب موضوع ماده ۱۰ این قانون شکل می‌گیرد.
هر یک از احزاب به تناسب اهداف و مجوز و حیطه فعالیتشان تلاش می کنند تا در اداره کشور، توسعه سیاسی-اجتماعی، کسب سهمی از قدرت و برقراری تعامل و ارتباطات نقش داشته باشند. این نقش خود را در قالب و ساختاری از مرکز به پیرامون یا از بالا به پایین ترسیم نموده و فعالیت های اصلی (مانند تشکیل جلسات، آموزش، عضوگیری، تعامل و…) و فرعی (مانند شرکت در مراسم ها، صدور بیانیه و…) و مناسبتی (مانند انتخابات، تهیه لیست و حمایت انتخاباتی و…) خود را طی سال انجام می دهند.
آنچه که در این مطلب مدنظر است دلایل و عوامل بسیاری است که شاهد بر ناکارامدی این احزاب و جناح ها در مناطق کوردنشین می باشد و حتی با فرصت سوزی، عدم تعهد به وعده ها و محقق نشدن برنامه هایشان موجبات بروز و گسترش بی اعتمادی، انزوای نخبگان، معامله مناصب و جلوگیری از توسعه ی سیاسی و اجتماعی اقشار مختلف مردم را به وجود آورده اند.
مزید بر این نوعی نگرش نادرست در جامعه به وجود آورده اند که نظام جمهوری اسلامی ایران یکی از این دو تا یا سه تا حزب است و اگر کسی یا کسانی بخواهند دارای مشارکت اجتماعی و فعالیت های سیاسی باشند لاجرم از مسیر و رهگذر این احزاب باید باشد در حالی که رهبر انقلاب به کرات متذکر شده اند که نباید زبان ادبیات سیاسی کشور ما تقلیدی از تقسیم بندی کشورهای غربی باشد و تکیه و تاکید اصلی بر انقلاب و غیرانقلابی باشد.
همچنین در قانون اساسی انواع و اقسام سازوکارهای شیوه ی مشارکت و فعالیت هر یک از شهروندان و تابعین کشور گنجانده شده و الزامی به ورود یا اقدام از طریق این جناح ها نمی باشد.
عملکرد موقت و مناسبتی و فصلی احزاب به ویژه که در هنگام تبلیغات انتخاباتی خود را فربه کرده و سرو صدای زیادی ایجاد می کنند و کشور را متحمل هزینه می نمایند و نتیجه میزان مشارکت مردم متعهد و همواره در صحنه را نیز به کارنامه ی خود می چسبانند موجب شده تا نگاهی ابزاری از بالا به پایین به شهرستان ها داشته باشند و مناطق پیرامونی نیز سلب اعتماد نمایندیا فعالیتشان صرفاً درراستای فرصت طلبی و امتیازگیری و سهم خواهی در آینده ی سیاسی کشور باشد که این نیز خود تبدیل به معضلی دیگر خواهد شد و به صورت مستقیم مانعی غیررسمی در برابر شایسته سالاری و تخصص گرایی خواهد شد.
اولویت های مناطق کُردنشین در راستای توسعه پایدار، بسیار روشن و واقع بینانه هستند که تاکنون از سوی ریاست جمهوری ها، احزاب و جناحها و جبهه های مختلف قول و وعده محقق شدن داده شده اند که کمینه ی آن نیز برآورد نگردیده است. از این رو بهتر آن است که این توسعه از درون خانواده ها و سپس گروه های اجتماعی شکل بگیرد و به صورت آموزش بلندمدت توسعه و حقوق شهروندی با رجوع به شعور و نیاز و آگاهی مردم صورت گیرد.
مخالفت با این جناح هاو احزاب به منزله حذف واسطه بین تک تک شهروندان مناطق کُردنشین با اصل نظام و حکومت مرکزی و پایتخت است تا از این مسیر مستقیم، با ارتقای آگاهی مردمی و شکل گیری مطالبه قانونی، مراجعه به نمایندگان مجلس، شکل گیری و گسترش فعالیت سمن ها و انجمن ها و موسسات محلی و بومی، دستاوردهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و… حاصل آید.
این بدان معناست که انواع جناح هاو احزاب در کنار مطالبات اصلی مردمی، مشغول به فعالیت باشند نه برعکس که نقش آنان در ظاهری برجسته و رنگارنگ به مرکز نشان داده شود و مطالبات بحق و قانونی مردم در جلسات شهرستانی تکرار و بازگو شوند و ترتیب اثر آنچنانی داده نشوند.
انتهای پیام/ 

,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه