گزارش مشروح از شب خاطره آزادگان اردوگاه موصل ۲ در تبریز:
تداوم مقاومت از دفاع مقدس تا دفاع از حرم / وقتی باران جواب اسیر ایرانی دل شکسته را می دهد
چهارمین همایش کشوری آزادگان اردوگاه موصل ۲ با مراسم خاطره گویی در تبریز به کار خود پایان داد و آزادگان سرافراز و بقیت السیف های ۸ سال حماسه و جهاد به بیان خاطرات خود از دوران اسارت پرداختند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ائل، اختتامیه چهارمین همایش کشوری آزادگان اردوگاه موصل ۲ با مراسم شب خاطره آزادگان در تبریز به کار خود پایان داد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ائل,در این مراسم تعدای از آزادگان سرافزار عملیات خیبر با بیان خاطرات دوران اسارت خود، یاد و خاطره آن دوران طلایی را گرامی داشته و بر ضرورت حفظ ارزش های دفاع مقدس تاکید کردند.
,حاج هاشم اکبرزاده، از اسرای آذربایجانی اردوگاه موصل ۲ ضمن تاکید بر غربت آزادگان در اردوگاه های بعثی به بیان خاطره ای به شرح ذیل پرداخت:وقتی شهید نیکنام در اردوگاه ما در اثرد شکنجه ها شهید ش؛ یکی از نفراتی که برای تدفین وی انتخاب شد؛ من بودم. در اوج غربت و مظلومیت او را غسل و تدفین کردیم.بعد از دفن به سرباز بعثیگفتم ما رسم داریم روی قبر آب بپاشیم و اجازه دهید این کار را بکنم؛ سرباز عراقی با خشونت مرا هل داد و من عقب عقب رفتم و زمین خوردم. دلم از این غربت گرفت. بلند شدم و گفتم حداقل اجازه بده به چند تا قبر اسرای شهید دیگر بروم و اجازه داد و رفتم. وقتی به قبر چهارم رسیدم ؛یک رعد و برق و بارانی گرفت تا جایی که تا پاشنه پایم آب گرفت و قبر شهید تازه مدفون هم آبیاری شد.خدا را شکر کردم بخاطر این که بالاخره به قبر شهید اسیرمان آب رسید.
,خیبری های مظلوم اما باصلابت
, خیبری های مظلوم اما باصلابت, خیبری های مظلوم اما باصلابت,در ادامه نصرالله عسکری، آزاده ای از استان خوزستان و مسئول اردوگاه موصل ۲ با بیان خاطره ای به این مضمون گفت: اسرای عملیات خیبر و موصل ۲ مظلوم ترین و با صلابت ترین اسرا بودند و بعثی ها آنها را مدت ها مخفی کرده بودند و کارت اسارت نداشتند و می توانستند هر بلایی سرشان بیاورند. تک تک این اسرا باعث مباهات و افتخار بودند و به ما صبر و استقاومت یاد می دادند.
,وی ضمن اشاره به خباثت بعثی ها نسبت به اسرای پاسدار، ادامه داد: اردوگاه ما تحت فشار سخت روحی و روانی بود و شکنجه های سختی به اسرا تحمیل می کردند تا اعتراف کنند چه کسانی پاسدار هستند اما هیچ یک از بچه ها تحت فشار اعترافی نمی کردند و مقاومت کردند و بعثی ها خوسرانه ۲۰۰ نفر را به بهانه پاسدار بودن از بقیه اسرا جدا کردند و ارتباطشان را با بقیه قطع کردند.
,به غارت بردن امام جماعت در رکعت سوم
, به غارت بردن امام جماعت در رکعت سوم, به غارت بردن امام جماعت در رکعت سوم,علی نصرتی، دیگر آزاده سرافراز از تبریز از خاطرات خود چنین گفت:آب برای وضو نداشتیم و مهر نماز را می ساییدیم و تیمم می کردیم. روزی در اردوگاه نماز جماعت برپا کردیم و تا رکعت سوم رفتیم و سجده رکعت سوم امام جماعت طولانی شد و مدتی گذشت و کم کم نگران امام جماعت شدیم و تعدای از بچه ها سرشان را از سجده برداشتند و دیدند نه امام جماعتی وجود دارد و نه مکبر و هر دو بعثی ها را بردند تا کتک بزنند.
,در ادامه برنامه و در اثنای خاطره گویی ها، مستندهایی کوتاه از شهدای مدافع حرم پخش شد و در قالب شعر و متن ادبی بر تداوم راه مقاومت از دفاع مقدس تا دفاع از حرم در سوریه تاکید شد.
,زیارت تکرار نشدنی کربلا از زبان فرمانده آزاده سپاه عاشورا
, زیارت تکرار نشدنی کربلا از زبان فرمانده آزاده سپاه عاشورا, زیارت تکرار نشدنی کربلا از زبان فرمانده آزاده سپاه عاشورا,سردار کریمیان، فرمانده آزاده سپاه عاشورا دیگر رزمده ای بود که به خاطره گویی پرداخت و گفت: بعد از قبول قطعنامه، عراق تلاش می کرد تا فضای ناشی از شکنجه های سخت برای اسرا را تلطیف کند؛ گفتند اسرا را به کربلا می بریم. ما می دانستیم اینها نقشه دارند و می خواهند تبلیغ کنند و این کربلا رفتن موجب از بین رفتن عزت ملی ما می شود. همه بچه ها هم با اینکه عاشق کربلا بودند؛ همگی گفتند ما کربلا نمی رویم. یکی از بچه ها در برابر عصبانیت افسر عراقی گفت ما امام حسین(ع) را بخاطر اسلام می خواهیم و این کربلا رفتن تبلیغ علیه اسلام است و ما نمی رویم. بعثی ها چون بحث اعزام به کربلا را رسانه ای کرده بودند؛ نمی توانستند ما را نبرند و به ما قول دادند هیچ فضای تبلیغی درست نمی کنند و ما قبول کردیم و راهی کربلا شدیم. در موقع رفتن به کربلا اولین چیزی که به یادشان بودیم شهیدان ما بودند.در نجف به غربت امام علی می افتاد. در حرم حضرت ابوالفضل(ع) همگی در پیش چشمان بعثی ها شعار ابالفضل علمدار خمینی را نگه دار، سر دادیم.
,وی در ادامه با بیان اینکه مزد اسارت ما زیارت بود؛ گفت:اردوکاه و اسارت دانشگاه کربلا و معنویت بود و هیچ زمانی همانند دوره اسارت به خدا نزدیک نبودم.
,گفتنی است چهارمین همایش کشوری آزادگان اردوگاه موصل ۲ با مراسم خاطره گویی در تبریز به کار خود پایان داد.
,انتهای پیام/
, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه