طنین یاس گزارش می دهد:
مجسمه های تزیینی که سبک زندگی اسلامی را نشانه گرفته اند!
مجسمهسازی یک هنر است و منکر تولیدات بدیع و متنوع آن توسط هنرمندان مسجمه ساز و پیکرتراش نیستیم، اما آیا نمیتوان جایگزینهای مناسبی برای این مجسمههای رایج مبتذل در سطح جامعه قرار داد؟! برای مثال مجسمههای شخصیتهای علمی، فرهنگی و مذهبی برای زینت خانههای ایرانیان استفاده شود افرادی که هویت دینی و ملی ما هستند و جنبه ابتذال و ضد فرهنگی هم در آنها نیست. آیا بهتر نیست مجسمه های قهرمانان و سرداران کشورمان را در قالب مجسمه های بازاری نشر بدهیم و زینت بخش خانه ها کنیم[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، معصومه طاهری مقوله سبک زندگی اسلامی که اولین بار از سوی رهبر معظم انقلاب در جمع مردم خراسان جنوبی مطرح شد؛ چند سالی است ورد زبان خیلی ها شده است درباره اهمیت و جایگاه سبک زندگی اسلامی به اشکال مختلف اعم از کتاب و بنر و پوستر و سخنرانی و همایش و...سخن گفته اند و به نوعی بیلان کاری پرکرده اند، اما متاسفانه از آنجایی که عمده کارها در حد حرف و شعار باقی می مانند و در فرهنگ سازی و نهادینه کردن آن دچار غفلت و کم کاری هستیم در این خصوص نیز کار چندان صورت نگرفته است. یکی از مصادیق این بی توجهی را باید در تنوع و تعدد مجسمه های تزیینی دانست که در بازار به وفور یافت می شود؛ مجسمه هایی که نه تنها ارتباطی با فرهنگ اسلامی و ایرانی ما ندارند بلکه گاه نمادهای شیطان پرستی و بودیسم هم هستند.
,
,
جای تاسف دارد که بگوییم این روزها مجسمههای تزیینی ناموزون و نامتعارف در سالنهای پذیرایی اغلب خانههای ایرانیان بدجوری باب شده است. تقریبا کمتر خانهای است که از این مجسمهها به اشکال مختلف کوچک و بزرگ آن را نداشته باشد و البته این دکوراسیون ناجور و نافرم فقیر و غنی نمیشناسد به نوعی هرجا مبلمانی و دکوارسیونی در خانه هست حداقل ردپایی از این مجسمههای نامتعارف با سبک زندگی اسلامی ایرانی را میتوان دید. در این میان مبلفروشیها را تقریبا باید از مروجان اصلی چنین سبکی دانست که کنار سرویسهای مبل و صندلی یا میزهای پذیرایی از مجسمههای نابهنجار و غیرمتعارفی برای تزیین و البته تبلیغ اجناس خود استفاده میکنند. چندی پیش از فروشنده یکی از مبلفروشیهای معتبر شهر که به مدد تبلیغات تلویزیونی شهرت زیادی هم دارد درباره مجسمهنیم تنهای شبیه بودا روی میز پذیرایی سوال کردم گفت:«خانم این دکور تزیینی سرویس ماست چیز بدی نیست، بیشتر مشتریهای ما هم دوست داشتند همراه سرویس ببرند.»
,,

, ,
نبود هیچ جایگزین درست و مناسبی باعث شده تا مجسمه هایی سیاه رنگ بااشکال عجیب و غریب که مزین خانه شوند متاسفانه باید گفت قسمتی از این مسئله ناشی از فرهنگ غلط وارداتی است و بخشی دیگر به کم کاری و عدم ملاحظات مسئولان فرهنگی ما مربوط می شود؛ چه آنکه وقتی خوب نگاه میکنیم افراد برای پرکردن فضاهای خالی منزل یا به قولی زیباتر کردن آن مجبورند از وسایل مختلف استفاده کنند حال در نظر بگیرد با تسلط رسانههای تصویری و برنامههای مختلف تلویزیونی که مصرفگرایی و تجملگرایی را مستقیم وغیرمستقیم به مخاطبان القا و عرضه میکنند و بیشتر نمایانگر سبک زندگی غربی هستند تا اسلامی، چه انتظاری از مخاطبی داریم که چنین آموزه هایی را دریافت می کند؟! درعوض برای سبک زندگی درست و اصولی جایگزینی در اختیارش قرار نمی دهیم و شاید هنوز این مسئله دست اندرکاران و مسئولان فرهنگی دغدغه نشده است تا درباره آن چاره اندیشی کنند؛ بهطورحتم مجمسمههای این چنینی سبک زندگی مصرفگرای ما را اشغال میکنند هیچ سنخیتی با فرهنگ ما ندارند و ای کاش تنها این معضل در خانهها و فروشگاهها وجود داشت؛ چراکه مجسمههای مبتذل که گاه معنای دینی و مکتبی به همراه دارند که در سینما و تلویزیون هم به وفور دیده میشوند و تاکنون جایگزین خوبی در این زمینه نداشتهایم.
,
,
قبول داریم که مجسمهسازی یک هنر است و منکر تولیدات بدیع و متنوع آن توسط هنرمندان مسجمه ساز و پیکرتراش نیستیم، اما آیا نمیتوان جایگزینهای مناسبی برای این مجسمههای رایج مبتذل در سطح جامعه قرار داد؟! برای مثال مجسمههای شخصیتهای علمی، فرهنگی و مذهبی برای زینت خانههای ایرانیان استفاده شود افرادی که هویت دینی و ملی ما هستند و جنبه ابتذال و ضد فرهنگی هم در آنها نیست. آیا بهتر نیست مجسمه های قهرمانان و سرداران کشورمان را در قالب مجسمه های بازاری نشر بدهیم و زینت بخش خانه ها کنیم؟! آیا نمی توان در این زمینه فرهنگ سازی کرد و حداقل در فیلم و سریال های تلویزیونی ازاین نمادهای هنری استفاده کنند؟!
,,

,
,
, ,
,
یک بار دیگر تاکید میکنیم این موضوع با حرام بودن مجسمهسازی منافات دارد چه آنکه اگر هم چنین چیزی باشد وجود و فور مجسمههای مبتذل یا تندیسهای کوچک و بزرگ بودا و الهههای باستان در بازارها سوال برانگیزتر است که اگر افراد نخواهند از این نوع مجسمهها برای تزیین عمومی فروشگاهها و منازل استفاده کنند نیاز به جایگزینهای مناسب است. برای مثال میتوان بدل و مشابه مجسمههای قدیمی و صنایع دستی کشورمان را ساخت تا با قیمتی مناسب و ارزان مردم بتوانند آنها را تهیه کنند و البته با فرهنگسازی چنین آثاری زینتی را در جامعه ترویج کنیم تا ارایهگر یک سبک زندگی ملی و دینی باشیم.
,
,
متاسفانه به دلیل اهمال ورزی و کمکاری برخی مسئولان، هنرمندان صنایعدستی کشورمان گاه تا مرز ورشکستگی رفتهاند و هنوز برای احیای عمومی آن ها چارهاندیشی نشده است، لذا باید حداقل خود سازمان میراث هم در نهادینه کردن چنین فرهنگی پویا و پیشقراول باشد؛ یعنی بدل اجناس سنتی و باستانی به شکلی زیبا و طبیعی با هدف قرار گرفتن در دکوراسیون منزل به شکل انبوه تولید شود تا بهجای مجسمههای بودا و زنان نیمهبرهنه، حیوانات عجیب و غریب که بیشتر سیاه رنگ و نامتعارف هستند، مجسمه هایی با نمادهای بومی وملی و رنگ هایی دلنشین و مناسب در خانهها جایگزین شود.
,
,
در هر صورت تزیین خانه و دکوراسیون آن قسمتی از تفکرات یک خانه را نشان میدهد و شایسته است که خانواده مسلمان ایرانی دکوراسیونی متناسب با آیین و فرهنگ خودمان را داشته باشد و زیبنده نیست در خانه ای که هر صبح و شام نماز و ذکر و تسبیح در آن جریان دارد مجسمه ها و نمادهای ناجور که گاه نمایانگر شیطان پرستی و فرقه های ضاله هستند زینت بخش باشد؛ چه آن که چند سال پیش هم تعداد زیادی مجسمه سرامیکی با علائم شیطان پرستی به منظور فروش درعید نوروز به مسافران و توریست ها ساخته شده بود و خوشبختانه ضبط و جمع آوری شد ولی همچنان در بازار دیده می شوند و افرادی بی اطلاع و ناآگاه تنها برای خاص و جالب بودن آنها را خریداری می کنند تا خانه های خود را زینتی بدهند!
,

,
,
, ,
لذا اگر دم از سبک زندگی اسلامی می زنیم باید در همه ابعاد آن را پیاده سازی و اجرایی کنیم به طور حتمم با مهندسی فرهنگی درست و اصولی می توان بیسروسامانی و ولنگاریسم در این عرصه را مدیریت وسازماندهی کرد؛ چراکه همین شیوه چیدمان خانه میتواند درشکلگیری شخصیت کودکان و فرزندانمان در آینده موثر باشد همانطور که فردی میتواند بگوید بچه که بودم در خانه با دیدین خاتمکاری به این هنر علاقه پیدا کردم، میتوان انتظار داشت کسی هم بگوید من با دیدن مجسمه بودا در مبلمان خانه به آیین او کنجکاو و علاقهمند شدم و این زنگ خطری است که میتواند بدون اینکه متوجه شویم کم کم به یک تهدید مهم تبدیل شود و در عین حال هم فرصتی بزرگ برای بقای صنایع دستی و هنر اصیل ایرانی است که نیاز به تکانش جدی و اساسی دارد؛ به طور قطع هنر مجسمه سازی از جمله هنرهایی است که می توان با شیوه های ساده و درست ترویج دهنده نمادهای فرهنگی در جامعه باشد ظرفیتی که در عین حال توانایی تاثیرگذاری و آموزش بالایی هم دارد تنها می بایست مدیریت و هدایت درستی بشود تا نتیجه معکوس بخصوص در مسئله سبک زندگی به همراه نداشته باشد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه