آزادی زنان در غرب از عوارض مدرنیته است/ تدوین منشور خانواده اسلامی، نیاز جامعه جهانی
جنبش های برابری خواه زنان نه بر پایه حضور آنان در مبارزه با برده داری بود بلکه برخواسته از تغییراتی بود که مدرنیته در کشورهای غربی ایجاد کرد و تفسیر جدیدی از آزادی انسان ارائه کرد و حمایت نظام سرمایه داری از مطالبات زنان را نیز در این زمینه نباید نادیده گرفت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از «بسیج زنان کشور»؛ زهرا باقری؛ پس از رنسانس و در جریان مدرنتیه شدن کشورهای غربی، کم کم زمینه های جنبش های آزادی طلبانه ی زنان نیز شکل گرفت، برخی معتقدند که این جنبش ها بر خواسته از ایجاد نیازی بود که سرمایه دارها برای استفاده از نیروی کار ارزان قیمتدر زن ها ایجاد کردند، هرچند که تشویق و حمایت سرمایه دارها برای حضور زنان بسیار موثر بود اما واقعیت این است که مدرنیته همراه با پیش زمینه های فکری و اعتقادی که در همه ی مردم در غرب ایجاد کرد، عامل اصلی در تغییر خواسته های زنانه شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, «بسیج زنان کشور»؛ زهرا باقری؛ , «بسیج زنان کشور»؛ زهرا باقری؛ , , «بسیج زنان کشور»؛ زهرا باقری؛ , «بسیج زنان کشور»؛ زهرا باقری؛ , «بسیج زنان کشور, «بسیج زنان کشور, «بسیج زنان کشور, «بسیج زنان کشور, «بسیج زنان کشور, «بسیج زنان کشور, «, بسیج زنان کشور, بسیج زنان کشور, بسیج زنان کشور, »؛ زهرا باقری؛ , »؛ زهرا باقری؛ , »؛ زهرا باقری؛ , زهرا باقری؛ ,زنان تا پیش از رنسانس در غرب از موقعیت فرودستی برخوردار بودند و به عنوان جنس دوم وضعیت خود را پذیرفته بودند چرا که در آئین مسیحیت حوا(س) عامل اخراج حضرت آدم(ع) از بهشت بود و این گناه تا قیامت بر پیشانی زنان باقی مانده است اما پس از رنسانس با تغییر تفسیرهایی که پروتستان از دین انجام داد، زن گناهی در این خصوص نداشت و اساسا بهشت آخرتی ای معنی نداشت که زنی باعث اخراج آن شده باشد.
پروتستان در تعابیر خود دنیا را محصور در همین زندگی مادی دانستند و تعریف آنان از خوشبختی، نه بحث معنوی و روحی بلکه لذت جسمی تعبیر شد و در این تعریف جدید همه انسان ها با هم برابر هستند و کسی حق ندارد آزادی دیگری را به خاطر خواسته های خود محدود کند؛ این تعبیر که به لیبرالیسم شهرت یافته است در واقع وجهه اصلی ایدئولوژی مدرنتیه از زندگی است.
سوال اینجاست که چرا تا این زمان هیچ صحبتی در مورد آزادی و حقوق زنان، صورت نگرفت؟ زیرا سرمایه داری تا قرن 20 به نیروی زنان در عرصه اقتصاد و اجتماع نیازی نداشتند پس به آن ها بی تفاوت بود و زمانی به حقوق زنان اعتراف کرد و به ندای حق خواهی آنان پاسخ داد که به نیروی کار آنان نیاز پیدا کرد، حقیقتی که ویل دورانت هم به آن اعتراف می کند و آزادی زن را از عوارض انقلاب صنعتی می داند.
به این ترتیب زنان وارد عرصه ی اقتصادی شدند و با جنبش های آزادی خواهی که به راه انداختند توانستند تا حد زیادی به منابع مالی دست پیدا کنند، هرچند که در این مسیر آرامش و امنیت روانی خود را از دست دادند و در بازار کار رقابتی با مردان قرار گرفتند اما دلخوش به این شدند که می توانند همچون مردها بحث های مالی زندگی خود را مدیریت کنند.
مبارزات زنان تنها برخواسته از بحث اقتصادی که بیش از همه متاثر از نظرات کمونیست ها بود نشد، از زمان تاسیس سازمان ملل متحد که وظیفه اش حفظ صلح و امنیت بین المللی و حمایت از حقوق بشر بود، زنان تلاش کردندکه قوانینی را برای رسیدن به اهداف خود به تصویب برسانند و تاکنون وضعیت زنان موضوع بیش از 20 سند حقوقی بین المللی بوده که هر یک از این اسناد مبین و منعکس کننده مشکل خاصی در رابطه با موقعیت زن است.
مهمترین و منسجم ترین پیگیری زنان در این عرصه کنوانسیون محو هرگونه تبعیض علیه زنان در سال 1979 بود که در آن زنان خواستار محو همه جانبه ی تبعیض علیه خود شدند و گرچه این حقوق به صورت جهانی اجرا نمی شود اما در جهانی بودن حقوق بشر زنان کمتر بحثی وجود دارد.
تفاوت تعبیر آزادی در اسلام و غرب
حقوق بشر در بستر مدرنیته شکل گرفته است، مدرنیته ای که پس از رنسانس شکل گرفت آزادی انسان را به عنوان شعار اصلی خود قرار داد و آزادی در این ادبیات لذت جویی دنیایی معنی شده است و کنوانسیون های محو هرگونه تبعیض علیه زنان نیز در همین لوا تصویب شد و نقطه ی افتراق مبانی اسلامی با کنوانسیون از همین جا آغاز می شود.
اسلام زندگی انسان را محدود به حیات دنیایی نمی داند و این زندگی مقدمه ای برای حیات ابدی است چیزی که با اصل بنیان مدرنیته در تضاد است و بر همین اساس زن و مرد را در بعضی شئون دارای استعدادها و مهارت های متفاوت می بیند ولی منشاء این اختلاف را برتری ذاتی مرد بر زن که در ادیان مسیح و یهود عنوان شده نمی داند.
آنچه از ملاحظه آیات و روایات بر می آید زن و مرد از نظر جسمی و ابعاد گوناگون احساسی، روحی، ذهنی و رفتاری به گونه ای از هم متمایزند که بتوانند در کنار هم زندگی کنند و متناسب و مکمل هم باشند ولی در دیدگاه غربی تشابه کامل بین زن و مرد وجود دارد بنابراین باید احکام برابر بین آنها ایجاد شود.
بر این اساس مطالبه ی ما تدوین منشور حقوق خانواده اسلامی در مقابل کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است که در سایه آن قوانینی وضع شود که زنان در کشور ایران به عنوان تنها کشور اسلامی شیعه در جهان به وضع مطلوبی دست پیدا کنند.
همچنین به پشتوانه ی این منشور اندیشمندان مسلمان بتوانند در کرسی های علمی جهانی حرف های متقنی در دفاع از زن مسلمان داشته باشند و قدرت مطالبه گری از غرب در حوزه زنان افزایش یابد.
انتهای پیام/ز
زنان تا پیش از رنسانس در غرب از موقعیت فرودستی برخوردار بودند و به عنوان جنس دوم وضعیت خود را پذیرفته بودند چرا که در آئین مسیحیت حوا(س) عامل اخراج حضرت آدم(ع) از بهشت بود و این گناه تا قیامت بر پیشانی زنان باقی مانده است اما پس از رنسانس با تغییر تفسیرهایی که پروتستان از دین انجام داد، زن گناهی در این خصوص نداشت و اساسا بهشت آخرتی ای معنی نداشت که زنی باعث اخراج آن شده باشد.
پروتستان در تعابیر خود دنیا را محصور در همین زندگی مادی دانستند و تعریف آنان از خوشبختی، نه بحث معنوی و روحی بلکه لذت جسمی تعبیر شد و در این تعریف جدید همه انسان ها با هم برابر هستند و کسی حق ندارد آزادی دیگری را به خاطر خواسته های خود محدود کند؛ این تعبیر که به لیبرالیسم شهرت یافته است در واقع وجهه اصلی ایدئولوژی مدرنتیه از زندگی است.
سوال اینجاست که چرا تا این زمان هیچ صحبتی در مورد آزادی و حقوق زنان، صورت نگرفت؟ زیرا سرمایه داری تا قرن 20 به نیروی زنان در عرصه اقتصاد و اجتماع نیازی نداشتند پس به آن ها بی تفاوت بود و زمانی به حقوق زنان اعتراف کرد و به ندای حق خواهی آنان پاسخ داد که به نیروی کار آنان نیاز پیدا کرد، حقیقتی که ویل دورانت هم به آن اعتراف می کند و آزادی زن را از عوارض انقلاب صنعتی می داند.
به این ترتیب زنان وارد عرصه ی اقتصادی شدند و با جنبش های آزادی خواهی که به راه انداختند توانستند تا حد زیادی به منابع مالی دست پیدا کنند، هرچند که در این مسیر آرامش و امنیت روانی خود را از دست دادند و در بازار کار رقابتی با مردان قرار گرفتند اما دلخوش به این شدند که می توانند همچون مردها بحث های مالی زندگی خود را مدیریت کنند.
مبارزات زنان تنها برخواسته از بحث اقتصادی که بیش از همه متاثر از نظرات کمونیست ها بود نشد، از زمان تاسیس سازمان ملل متحد که وظیفه اش حفظ صلح و امنیت بین المللی و حمایت از حقوق بشر بود، زنان تلاش کردندکه قوانینی را برای رسیدن به اهداف خود به تصویب برسانند و تاکنون وضعیت زنان موضوع بیش از 20 سند حقوقی بین المللی بوده که هر یک از این اسناد مبین و منعکس کننده مشکل خاصی در رابطه با موقعیت زن است.
مهمترین و منسجم ترین پیگیری زنان در این عرصه کنوانسیون محو هرگونه تبعیض علیه زنان در سال 1979 بود که در آن زنان خواستار محو همه جانبه ی تبعیض علیه خود شدند و گرچه این حقوق به صورت جهانی اجرا نمی شود اما در جهانی بودن حقوق بشر زنان کمتر بحثی وجود دارد.
تفاوت تعبیر آزادی در اسلام و غرب
حقوق بشر در بستر مدرنیته شکل گرفته است، مدرنیته ای که پس از رنسانس شکل گرفت آزادی انسان را به عنوان شعار اصلی خود قرار داد و آزادی در این ادبیات لذت جویی دنیایی معنی شده است و کنوانسیون های محو هرگونه تبعیض علیه زنان نیز در همین لوا تصویب شد و نقطه ی افتراق مبانی اسلامی با کنوانسیون از همین جا آغاز می شود.
اسلام زندگی انسان را محدود به حیات دنیایی نمی داند و این زندگی مقدمه ای برای حیات ابدی است چیزی که با اصل بنیان مدرنیته در تضاد است و بر همین اساس زن و مرد را در بعضی شئون دارای استعدادها و مهارت های متفاوت می بیند ولی منشاء این اختلاف را برتری ذاتی مرد بر زن که در ادیان مسیح و یهود عنوان شده نمی داند.
آنچه از ملاحظه آیات و روایات بر می آید زن و مرد از نظر جسمی و ابعاد گوناگون احساسی، روحی، ذهنی و رفتاری به گونه ای از هم متمایزند که بتوانند در کنار هم زندگی کنند و متناسب و مکمل هم باشند ولی در دیدگاه غربی تشابه کامل بین زن و مرد وجود دارد بنابراین باید احکام برابر بین آنها ایجاد شود.
بر این اساس مطالبه ی ما تدوین منشور حقوق خانواده اسلامی در مقابل کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است که در سایه آن قوانینی وضع شود که زنان در کشور ایران به عنوان تنها کشور اسلامی شیعه در جهان به وضع مطلوبی دست پیدا کنند.
همچنین به پشتوانه ی این منشور اندیشمندان مسلمان بتوانند در کرسی های علمی جهانی حرف های متقنی در دفاع از زن مسلمان داشته باشند و قدرت مطالبه گری از غرب در حوزه زنان افزایش یابد.
انتهای پیام/ز
زنان تا پیش از رنسانس در غرب از موقعیت فرودستی برخوردار بودند و به عنوان جنس دوم وضعیت خود را پذیرفته بودند چرا که در آئین مسیحیت حوا(س) عامل اخراج حضرت آدم(ع) از بهشت بود و این گناه تا قیامت بر پیشانی زنان باقی مانده است اما پس از رنسانس با تغییر تفسیرهایی که پروتستان از دین انجام داد، زن گناهی در این خصوص نداشت و اساسا بهشت آخرتی ای معنی نداشت که زنی باعث اخراج آن شده باشد.
پروتستان در تعابیر خود دنیا را محصور در همین زندگی مادی دانستند و تعریف آنان از خوشبختی، نه بحث معنوی و روحی بلکه لذت جسمی تعبیر شد و در این تعریف جدید همه انسان ها با هم برابر هستند و کسی حق ندارد آزادی دیگری را به خاطر خواسته های خود محدود کند؛ این تعبیر که به لیبرالیسم شهرت یافته است در واقع وجهه اصلی ایدئولوژی مدرنتیه از زندگی است.
سوال اینجاست که چرا تا این زمان هیچ صحبتی در مورد آزادی و حقوق زنان، صورت نگرفت؟ زیرا سرمایه داری تا قرن 20 به نیروی زنان در عرصه اقتصاد و اجتماع نیازی نداشتند پس به آن ها بی تفاوت بود و زمانی به حقوق زنان اعتراف کرد و به ندای حق خواهی آنان پاسخ داد که به نیروی کار آنان نیاز پیدا کرد، حقیقتی که ویل دورانت هم به آن اعتراف می کند و آزادی زن را از عوارض انقلاب صنعتی می داند.
به این ترتیب زنان وارد عرصه ی اقتصادی شدند و با جنبش های آزادی خواهی که به راه انداختند توانستند تا حد زیادی به منابع مالی دست پیدا کنند، هرچند که در این مسیر آرامش و امنیت روانی خود را از دست دادند و در بازار کار رقابتی با مردان قرار گرفتند اما دلخوش به این شدند که می توانند همچون مردها بحث های مالی زندگی خود را مدیریت کنند.
مبارزات زنان تنها برخواسته از بحث اقتصادی که بیش از همه متاثر از نظرات کمونیست ها بود نشد، از زمان تاسیس سازمان ملل متحد که وظیفه اش حفظ صلح و امنیت بین المللی و حمایت از حقوق بشر بود، زنان تلاش کردندکه قوانینی را برای رسیدن به اهداف خود به تصویب برسانند و تاکنون وضعیت زنان موضوع بیش از 20 سند حقوقی بین المللی بوده که هر یک از این اسناد مبین و منعکس کننده مشکل خاصی در رابطه با موقعیت زن است.
مهمترین و منسجم ترین پیگیری زنان در این عرصه کنوانسیون محو هرگونه تبعیض علیه زنان در سال 1979 بود که در آن زنان خواستار محو همه جانبه ی تبعیض علیه خود شدند و گرچه این حقوق به صورت جهانی اجرا نمی شود اما در جهانی بودن حقوق بشر زنان کمتر بحثی وجود دارد.
تفاوت تعبیر آزادی در اسلام و غرب
حقوق بشر در بستر مدرنیته شکل گرفته است، مدرنیته ای که پس از رنسانس شکل گرفت آزادی انسان را به عنوان شعار اصلی خود قرار داد و آزادی در این ادبیات لذت جویی دنیایی معنی شده است و کنوانسیون های محو هرگونه تبعیض علیه زنان نیز در همین لوا تصویب شد و نقطه ی افتراق مبانی اسلامی با کنوانسیون از همین جا آغاز می شود.
اسلام زندگی انسان را محدود به حیات دنیایی نمی داند و این زندگی مقدمه ای برای حیات ابدی است چیزی که با اصل بنیان مدرنیته در تضاد است و بر همین اساس زن و مرد را در بعضی شئون دارای استعدادها و مهارت های متفاوت می بیند ولی منشاء این اختلاف را برتری ذاتی مرد بر زن که در ادیان مسیح و یهود عنوان شده نمی داند.
آنچه از ملاحظه آیات و روایات بر می آید زن و مرد از نظر جسمی و ابعاد گوناگون احساسی، روحی، ذهنی و رفتاری به گونه ای از هم متمایزند که بتوانند در کنار هم زندگی کنند و متناسب و مکمل هم باشند ولی در دیدگاه غربی تشابه کامل بین زن و مرد وجود دارد بنابراین باید احکام برابر بین آنها ایجاد شود.
بر این اساس مطالبه ی ما تدوین منشور حقوق خانواده اسلامی در مقابل کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است که در سایه آن قوانینی وضع شود که زنان در کشور ایران به عنوان تنها کشور اسلامی شیعه در جهان به وضع مطلوبی دست پیدا کنند.
همچنین به پشتوانه ی این منشور اندیشمندان مسلمان بتوانند در کرسی های علمی جهانی حرف های متقنی در دفاع از زن مسلمان داشته باشند و قدرت مطالبه گری از غرب در حوزه زنان افزایش یابد.
انتهای پیام/ز
زنان تا پیش از رنسانس در غرب از موقعیت فرودستی برخوردار بودند و به عنوان جنس دوم وضعیت خود را پذیرفته بودند چرا که در آئین مسیحیت حوا(س) عامل اخراج حضرت آدم(ع) از بهشت بود و این گناه تا قیامت بر پیشانی زنان باقی مانده است اما پس از رنسانس با تغییر تفسیرهایی که پروتستان از دین انجام داد، زن گناهی در این خصوص نداشت و اساسا بهشت آخرتی ای معنی نداشت که زنی باعث اخراج آن شده باشد.
پروتستان در تعابیر خود دنیا را محصور در همین زندگی مادی دانستند و تعریف آنان از خوشبختی، نه بحث معنوی و روحی بلکه لذت جسمی تعبیر شد و در این تعریف جدید همه انسان ها با هم برابر هستند و کسی حق ندارد آزادی دیگری را به خاطر خواسته های خود محدود کند؛ این تعبیر که به لیبرالیسم شهرت یافته است در واقع وجهه اصلی ایدئولوژی مدرنتیه از زندگی است.
سوال اینجاست که چرا تا این زمان هیچ صحبتی در مورد آزادی و حقوق زنان، صورت نگرفت؟ زیرا سرمایه داری تا قرن 20 به نیروی زنان در عرصه اقتصاد و اجتماع نیازی نداشتند پس به آن ها بی تفاوت بود و زمانی به حقوق زنان اعتراف کرد و به ندای حق خواهی آنان پاسخ داد که به نیروی کار آنان نیاز پیدا کرد، حقیقتی که ویل دورانت هم به آن اعتراف می کند و آزادی زن را از عوارض انقلاب صنعتی می داند.
به این ترتیب زنان وارد عرصه ی اقتصادی شدند و با جنبش های آزادی خواهی که به راه انداختند توانستند تا حد زیادی به منابع مالی دست پیدا کنند، هرچند که در این مسیر آرامش و امنیت روانی خود را از دست دادند و در بازار کار رقابتی با مردان قرار گرفتند اما دلخوش به این شدند که می توانند همچون مردها بحث های مالی زندگی خود را مدیریت کنند.
مبارزات زنان تنها برخواسته از بحث اقتصادی که بیش از همه متاثر از نظرات کمونیست ها بود نشد، از زمان تاسیس سازمان ملل متحد که وظیفه اش حفظ صلح و امنیت بین المللی و حمایت از حقوق بشر بود، زنان تلاش کردندکه قوانینی را برای رسیدن به اهداف خود به تصویب برسانند و تاکنون وضعیت زنان موضوع بیش از 20 سند حقوقی بین المللی بوده که هر یک از این اسناد مبین و منعکس کننده مشکل خاصی در رابطه با موقعیت زن است.
مهمترین و منسجم ترین پیگیری زنان در این عرصه کنوانسیون محو هرگونه تبعیض علیه زنان در سال 1979 بود که در آن زنان خواستار محو همه جانبه ی تبعیض علیه خود شدند و گرچه این حقوق به صورت جهانی اجرا نمی شود اما در جهانی بودن حقوق بشر زنان کمتر بحثی وجود دارد.
تفاوت تعبیر آزادی در اسلام و غرب
حقوق بشر در بستر مدرنیته شکل گرفته است، مدرنیته ای که پس از رنسانس شکل گرفت آزادی انسان را به عنوان شعار اصلی خود قرار داد و آزادی در این ادبیات لذت جویی دنیایی معنی شده است و کنوانسیون های محو هرگونه تبعیض علیه زنان نیز در همین لوا تصویب شد و نقطه ی افتراق مبانی اسلامی با کنوانسیون از همین جا آغاز می شود.
اسلام زندگی انسان را محدود به حیات دنیایی نمی داند و این زندگی مقدمه ای برای حیات ابدی است چیزی که با اصل بنیان مدرنیته در تضاد است و بر همین اساس زن و مرد را در بعضی شئون دارای استعدادها و مهارت های متفاوت می بیند ولی منشاء این اختلاف را برتری ذاتی مرد بر زن که در ادیان مسیح و یهود عنوان شده نمی داند.
آنچه از ملاحظه آیات و روایات بر می آید زن و مرد از نظر جسمی و ابعاد گوناگون احساسی، روحی، ذهنی و رفتاری به گونه ای از هم متمایزند که بتوانند در کنار هم زندگی کنند و متناسب و مکمل هم باشند ولی در دیدگاه غربی تشابه کامل بین زن و مرد وجود دارد بنابراین باید احکام برابر بین آنها ایجاد شود.
بر این اساس مطالبه ی ما تدوین منشور حقوق خانواده اسلامی در مقابل کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است که در سایه آن قوانینی وضع شود که زنان در کشور ایران به عنوان تنها کشور اسلامی شیعه در جهان به وضع مطلوبی دست پیدا کنند.
همچنین به پشتوانه ی این منشور اندیشمندان مسلمان بتوانند در کرسی های علمی جهانی حرف های متقنی در دفاع از زن مسلمان داشته باشند و قدرت مطالبه گری از غرب در حوزه زنان افزایش یابد.
انتهای پیام/ز
زنان تا پیش از رنسانس در غرب از موقعیت فرودستی برخوردار بودند و به عنوان جنس دوم وضعیت خود را پذیرفته بودند چرا که در آئین مسیحیت حوا(س) عامل اخراج حضرت آدم(ع) از بهشت بود و این گناه تا قیامت بر پیشانی زنان باقی مانده است اما پس از رنسانس با تغییر تفسیرهایی که پروتستان از دین انجام داد، زن گناهی در این خصوص نداشت و اساسا بهشت آخرتی ای معنی نداشت که زنی باعث اخراج آن شده باشد.
,پروتستان در تعابیر خود دنیا را محصور در همین زندگی مادی دانستند و تعریف آنان از خوشبختی، نه بحث معنوی و روحی بلکه لذت جسمی تعبیر شد و در این تعریف جدید همه انسان ها با هم برابر هستند و کسی حق ندارد آزادی دیگری را به خاطر خواسته های خود محدود کند؛ این تعبیر که به لیبرالیسم شهرت یافته است در واقع وجهه اصلی ایدئولوژی مدرنتیه از زندگی است.
,سوال اینجاست که چرا تا این زمان هیچ صحبتی در مورد آزادی و حقوق زنان، صورت نگرفت؟ زیرا سرمایه داری تا قرن 20 به نیروی زنان در عرصه اقتصاد و اجتماع نیازی نداشتند پس به آن ها بی تفاوت بود و زمانی به حقوق زنان اعتراف کرد و به ندای حق خواهی آنان پاسخ داد که به نیروی کار آنان نیاز پیدا کرد، حقیقتی که ویل دورانت هم به آن اعتراف می کند و آزادی زن را از عوارض انقلاب صنعتی می داند.
,به این ترتیب زنان وارد عرصه ی اقتصادی شدند و با جنبش های آزادی خواهی که به راه انداختند توانستند تا حد زیادی به منابع مالی دست پیدا کنند، هرچند که در این مسیر آرامش و امنیت روانی خود را از دست دادند و در بازار کار رقابتی با مردان قرار گرفتند اما دلخوش به این شدند که می توانند همچون مردها بحث های مالی زندگی خود را مدیریت کنند.
,مبارزات زنان تنها برخواسته از بحث اقتصادی که بیش از همه متاثر از نظرات کمونیست ها بود نشد، از زمان تاسیس سازمان ملل متحد که وظیفه اش حفظ صلح و امنیت بین المللی و حمایت از حقوق بشر بود، زنان تلاش کردندکه قوانینی را برای رسیدن به اهداف خود به تصویب برسانند و تاکنون وضعیت زنان موضوع بیش از 20 سند حقوقی بین المللی بوده که هر یک از این اسناد مبین و منعکس کننده مشکل خاصی در رابطه با موقعیت زن است.
, مبارزات زنان تنها برخواسته از بحث اقتصادی که بیش از همه متاثر از نظرات کمونیست ها بود نشد، از زمان تاسیس سازمان ملل متحد که وظیفه اش حفظ صلح و امنیت بین المللی و حمایت از حقوق بشر بود، زنان تلاش کردندکه قوانینی را برای رسیدن به اهداف خود به تصویب برسانند و تاکنون وضعیت زنان موضوع بیش از 20 سند حقوقی بین المللی بوده که هر یک از این اسناد مبین و منعکس کننده مشکل خاصی در رابطه با موقعیت زن است., 20 ,مهمترین و منسجم ترین پیگیری زنان در این عرصه کنوانسیون محو هرگونه تبعیض علیه زنان در سال 1979 بود که در آن زنان خواستار محو همه جانبه ی تبعیض علیه خود شدند و گرچه این حقوق به صورت جهانی اجرا نمی شود اما در جهانی بودن حقوق بشر زنان کمتر بحثی وجود دارد.
,,
تفاوت تعبیر آزادی در اسلام و غرب
, تفاوت تعبیر آزادی در اسلام و غرب,حقوق بشر در بستر مدرنیته شکل گرفته است، مدرنیته ای که پس از رنسانس شکل گرفت آزادی انسان را به عنوان شعار اصلی خود قرار داد و آزادی در این ادبیات لذت جویی دنیایی معنی شده است و کنوانسیون های محو هرگونه تبعیض علیه زنان نیز در همین لوا تصویب شد و نقطه ی افتراق مبانی اسلامی با کنوانسیون از همین جا آغاز می شود.
,اسلام زندگی انسان را محدود به حیات دنیایی نمی داند و این زندگی مقدمه ای برای حیات ابدی است چیزی که با اصل بنیان مدرنیته در تضاد است و بر همین اساس زن و مرد را در بعضی شئون دارای استعدادها و مهارت های متفاوت می بیند ولی منشاء این اختلاف را برتری ذاتی مرد بر زن که در ادیان مسیح و یهود عنوان شده نمی داند.
,آنچه از ملاحظه آیات و روایات بر می آید زن و مرد از نظر جسمی و ابعاد گوناگون احساسی، روحی، ذهنی و رفتاری به گونه ای از هم متمایزند که بتوانند در کنار هم زندگی کنند و متناسب و مکمل هم باشند ولی در دیدگاه غربی تشابه کامل بین زن و مرد وجود دارد بنابراین باید احکام برابر بین آنها ایجاد شود.
,بر این اساس مطالبه ی ما تدوین منشور حقوق خانواده اسلامی در مقابل کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است که در سایه آن قوانینی وضع شود که زنان در کشور ایران به عنوان تنها کشور اسلامی شیعه در جهان به وضع مطلوبی دست پیدا کنند.
, بر این اساس مطالبه ی ما تدوین منشور حقوق خانواده اسلامی در مقابل کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است که در سایه آن قوانینی وضع شود که زنان در کشور ایران به عنوان تنها کشور اسلامی شیعه در جهان به وضع مطلوبی دست پیدا کنند.,همچنین به پشتوانه ی این منشور اندیشمندان مسلمان بتوانند در کرسی های علمی جهانی حرف های متقنی در دفاع از زن مسلمان داشته باشند و قدرت مطالبه گری از غرب در حوزه زنان افزایش یابد.
, همچنین به پشتوانه ی این منشور اندیشمندان مسلمان بتوانند در کرسی های علمی جهانی حرف های متقنی در دفاع از زن مسلمان داشته باشند و قدرت مطالبه گری از غرب در حوزه زنان افزایش یابد.,انتهای پیام/ز
,]
ارسال دیدگاه