از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس:

حضور حاج احمد متوسلیان در کنار پیشمرگان مسلمان کرد

حضور حاج احمد متوسلیان در کنار پیشمرگان مسلمان کرد
از دور نمی توانستیم تشخیص دهیم که آن شخص کیست و چرا به طرف پایگاه می آید. منتظر ماندیم تا کاملاً نزدیک شد. وقتی نزدیک تر شد متوجه شدیم جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان مقداری خرما و یک گالن نفت را از یک فاصله نسبتاً دور به روی دوشش گرفته و برای رزمندگان مستقر در پایگاه می آورد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، پیشمرگ مسلمان کرد محمد صالح عبدی از بازماندگان سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه مریوان خاطره ای از روزهای حضور جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان در مریوان را این گونه بازگو می کند:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,

 

,

منطقه اورامان به دلیل وضعیت خاص جغرافیایی و دارا بودن ارتفاعات مختلف، برای ما اهمیت ویژه ای داشت. یک سلسله از کوه های منطقه که در خطوط مرزی قرار داشت، در اختیار نیروهای رزگاری بود و همین امر موجب شده بود تا آن ها در ارتباط کامل با نیروهای بعثی باشند و به راحتی اطلاعاتی را که از طریق جاسوسی به دست می آوردند در اختیار استخبارات حزب بعث قرار دهند.

,

 

,

در جلسه ای با حضور حاج احمد متوسلیان، شهید ابراهیم مرادی، شهید عثمان فرشته، شهید جلال بارنامه، شهید حسن مدنی فر و بنده تصمیم گرفتیم طی یک عملیات ضربتی این ارتفاعات را از لوث وجود نیروهای رزگاری پاکسازی کنیم تا نیروهای خودی در این ارتفاعات مستقر شوند.

,

 

,

عملیات طرح ریزی شد و خوشبختانه توانستیم عملیات را با موفقیت به سرانجام برسانیم و بر ارتفاعات مسلط شویم. بر روی یکی از ارتفاعات پایگاهی ایجاد کردیم و توانستیم بر اوضاع منطقه مسلط شویم و عبور و مرور جاده ها و راه ها را زیر نظر بگیریم.

,

 

,

یک روز بنده به اتفاق یکی از دوستانم با دوربین مشغول کنترل اطراف و تحرکات دشمن بودیم که متوجه شخصی شدیم که مقداری بار روی دوشش گذاشته و در حالیکه با دست دیگرش یک گالن بیست لیتری را حمل می کند، به طرف پایگاه می آید.

,

 

,

از دور نمی توانستیم تشخیص دهیم که آن شخص کیست و چرا به طرف پایگاه می آید. منتظر ماندیم تا کاملاً نزدیک شد. وقتی نزدیک تر شد متوجه شدیم جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان مقداری خرما و یک گالن نفت را از یک فاصله نسبتاً دور به روی دوشش گرفته و برای رزمندگان مستقر در پایگاه می آورد.

,

 

,

وقتی برادر احمد را شناختیم، به استقبالش رفتیم و همین که خواستیم بار را از روی دوشش پایین بیاوریم و کمکش کنیم، برادر احمد جازه نداد و گفت: «شما در این ارتفاعات مشغول انجام وظیفه هستید و من نیز دارم وظیفه ام را انجام می دهم، پس اجازه دهید کارم را درست انجام دهم».

,

 

,

برادر احمد قدم در پایگاه گذاشت و با تک تک نیروهای مستقر در پایگاه روبوسی و احوال پرسی کرد. بعد هم گوشهای نشست و شروع کرد به گریه کردن. ابتدا فکر کردیم مشکل از جانب ما بوده و در نحوه استقرار نیروها ما اشتباه کرده ایم، اما زمانی که از ایشان سؤال کردیم چرا گریه می کنید؟ برادر احمد پاسخ داد: «ما در شهر مریوان امکانات بیشتری در اختیار داریم، اما شما در این مکان سرد بر روی خاک می خوابید و هیچ گونه امکانات رفاهی در اختیار ندارید. شما با تمام وجود به انقلاب خدمت می کنید. خدمت ما و شما به هیچ وجه قابل قیاس نیست».

,

 

,

ما که از حرف ها و برخوردهای برادر احمد شوکه شده بودیم، دورایشان حلقه زدیم و شروع کردیم به دلداری دادن ایشان که شما در شهر مریوان بهتر می توانید نیروها را مدیریت کنید و در خدمت انقلاب باشید، ما نیز در این مکان بهتر می توانیم به انقلاب خدمت کنیم. این که دیگر ناراحتی ندارد.

,

 

,

برای ما بسیار جالب بود که فرماندهی در سطح حاج احمد متوسلیان، با دیدن وضعیت نیروهای تحت امرش اشک بریزد و در فکر نیروهایش باشد.

,

انتهای پیام/

,

 

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه