راه دسترسی نامناسب؛ رنج هرروزه مردم دیلمان و پیرکوه / میراث بجا مانده و سوالات بی پاسخ! +عکس

راه دسترسی نامناسب؛ رنج هرروزه مردم دیلمان و پیرکوه / میراث بجا مانده و سوالات بی پاسخ! +عکس
آیا شعاردهندگان آن روز که قرار بود راه های جدیدی همچون «دیلمان- پیرکوه- کمنی- انبوه قزوین» و از «دیلمان-کلیشم-قزوین» و از «دیلمان-آسیابر-رستم آباد» راه های عریض و طویل زده شود چه شد؟ کجاست آن شعارها که جز در وعده ها دیگر مردم چیزی ندیده و نشنیده اند؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سرویس یادداشت «لاهیجان»، حمیدخوش سیرت در آخرین یادداشت خود نوشت: مردمان دیلمان با همه مهربانی و وفاداری شان این روزها و این سالها با شرایطی سخت دست و پنجه نرم میکنند. معلوم نیست که دیلمان کدام قطب است؟ روزی قطب گردشگری و روز دیگر قطب صنعت و روز دیگر مسیر ارتباطی دیلمان به قزوین! سال ها با این شعارها در انتخابات های متعدد از روحیه وفاداری این مردم استفاده شد و چه اتوبانی برای این مردم درست شد که به راستی میتوان آن را «اتوبان یک طرفه» نام نهاد. اتوبانی که مردم در همه صحنه های آن حضوری حداکثری با همه توان دارند ولی وقتی از مشکلات می گویند به ناگاه به دنبال این و آن و متهم کردن رقبا و گذشته و حال و آینده هستند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, «لاهیجان», «لاهیجان», «لاهیجان»,

مشخص نیست که پاسخگوی گذشته کیست و چرا در طی این سالها به خواسته های اساسی مردم دیلمان توجه ای نشد و یا اگر هم توجه ای شد سال ها طول کشیده و باید سال های دیگر هم مردم منتظر وعده هایی از قبل باشند و امیدوار به وعده هایی تکراری که باز هم شنیده می شود که در آینده چه خواهد شد اگر!؟ و چه زیباست این شعر مولانا در باب شعارهای داده شده که گفت:

, دیلمان,

«آری پهلوی یاران بهست-لیک ای جان در اگر نتوان نشست.»

,

این داستان مولانا چه بسیار به برخی از وعده ها شباهت داشته و دارد. آن یکی گفت در دیلمان همه چیز داریم و خواست بیاید و می آید و خواهد آمد و اگر می گذاشتند آمده بود.

,

 

,

مردم دیلمان سال ها این حرف ها را شنیده اند ولی درعمل چیزی ندیده اند، فقط سرابی نشان داده شده است. باید پرسید که این عکس هایی که چند روز گذشته در همه کانالهای دیلمان دست به دست و البته گوشی به گوشی چرخیده شده که نشان از وضعیت فاجعه بار راه های دیلمان دارد که و چه کسی باید پاسخگو باشد؟ آیا مردم نمی دانند که چه عواملی باعث بوجود آوردن این رنج ها و سختی ها برایشان شده است؟

,

چرا باید یک سرمایه گذار را کوبید که وقتی فلان صنعت آمد اینگونه شد؟ نه باید به دنبال علل آن بود.

,

چه علل و کوتاهی ها و شعارهای بدون پشتوانه ای باعث شد تا امروز و دیروز دیلمان به این وضعیت دچار شود؟

,

آیا شعاردهندگان آن روز که قرار بود راه های جدیدی همچون  «دیلمان- پیرکوه- کمنی- انبوه قزوین» و از «دیلمان-کلیشم-قزوین» و از «دیلمان-آسیابر-رستم آباد» راه های عریض و طویل زده شود چه شد؟ کجاست آن شعارها که جز در وعده ها دیگر مردم چیزی ندیده و نشنیده اند؟ مردم دیلمان و دیلمانی های مقیم گیلان و قزوین و البرز و تهران را چه فرض کرده اید؟ آیا فکر میکنید که این مردم فراموش کارند؟ نه این مردم همه این رنج ها و مشقت ها را به یاد دارند و البته همه خدمت ها را نیز هم به یاد دارند.

,

 

,

به یاد دارند که چگونه «یوسف قاسمی» را به بهانه های واهی تضعیف کردند تا وی ۴ سال را با فشار مخالفت ها و رسانه ها در بین مردم سیاهکل و دیلمان و پیرکوه تضعیف شود و در لاهیجان گفته شود او فقط به دنبال سیاهکلی ها است تا بین دوشهرستان را اختلافی افکنند، تا بعدتر به همان مردم گفته شود که این هم گزینه بومی! و اکنون نیز همان سناریو تکراری و مشخص دوره هشتم فعال شده است که «ذبیح نیکفر» هم همچون یوسف قاسمی است! اندکی قبل تر هم همین سناریو برای بهرام یعقوبی نماینده دوره چهارم و حجت الاسلام کامل خیرخواه نماینده ۳ دوره این دو شهرستان نیز تکرار شده بود!

,

عجبا،تاریخ تضعیف و تخریب و ضعیف نشان دادن رقبا و کاندیداها مجددا درحال تکرار شدن و موتور تخریب و بلوا کردن همه چیز روشن شده است. تاکی میخواهید سرمایه های مردم لاهیجان وسیاهکل را تضعیف کنید. مردم برای این ها زحمت کشیده اند و خون دل ها خورده شده است. اینکه رقبا را به احزاب مختلف و خاص نسبت داده درحالیکه شواهد و مستندات چیزهای دیگری را در مورد برخی نشان میدهد.

,

اینکه دیروز یوسف قاسمی ضعیف و حزبی نشان داده شود هدفی جز تخریب و تضعیف سیاهکل نیست. چرا همه را باید کوچک نشان داد و فقط یک نفر باید قوی نشان داده شود.

,

 

,

آماری که امروز و دیروز گفته شده باید آثاری داشته باشد و این آثار برای مردم ملموس باشد، مردم دیلمان و پیرکوه قدردان خادمان خود هستند ولی این سختی ها که در این سالها با آن دست به گریبان هستند را چه کسی پاسخگوست. چرا یک بار هم شده با مردم دیلمان صادقانه نمی گویید که نشد و این فرصت و فرصت ها برباد رفت و نشد که این شعارها جنبه عملی به خود بگیرد.

,

به راستی ۱۲ سال فرصت کمی برای پیاده سازی و عملیاتی نمودن همه تفکرات و پیگیری ها و نامه نگاری ها و … است؟ چند سال و چند دوره کافیست تا فقط برخی از شعارها عملیاتی شود؟ «امام علی ع فرمودند که الفرصه تمر مرالسحاب، فرصت ها همانند ابرهای زودگذرند.»

,

برای این مردم که همیشه با مدیران و منتخبین خود صادق بوده اند نمی توان جز با صداقت حرف زد و جور دیگری جوابگو بود. آن فرصت ها رفتند و دیگر بر نمیگردند. آری، دیدن این عکس ها هر وجدان بیداری را آگاه میکند که مردم این منطقه در طی یک دهه اخیر چقدر سختی کشیده اند.

,

 

,

تصادفات پی در پی، کشته شدن جوانان، قیچی شدن تریلی ها، تخریب آسفالت سیاهکل و دیلمان و رحیم آباد و املش، فرار سرمایه گذاران به خاطر نبود راه مناسب و ایمن و خطرناک، تخریب محیط زیست، آلودگی منطقه، رشد بیکاری، هزینه ای بالغ بر۳۰۰ ملیارد تومان در صنعت سیمان که امروز همین صنعت با هزینه های زیاد برای حمل ونقل خود مواجه است و روزگار سختی را دارد و…

,

همه این ها هزینه هایی است که این مردم پرداخت کرده اند و چه حاصلی برای آنان داشته است؟

,

اینکه امروز همین مردم را مقصر جلوه دهیم که باید فرصت میدادند تا بلکه شاید این پروژه ها انجام می شد چه پاسخی است به این مردم! آن همه فرصت و وقت و هزینه کم بود که باز هم باید مردم را مقصر بدانند که آنها باعث بوجود آمدن این شرایط شدند.

,

 

,

چگونه مردم زمانیکه با شما هستند خوب هستند ولی زمانیکه همین مردم متوجه می شوند که عمری را گذرانده ولی آنچه که به دست آورده اند اندک است و برای جلوگیری از ضررهای بیشتر مسیر خود را عوض میکنند، آیا مردم مقصرند.

,

شاید هم روزگار عوض شده است و مردم باید برای بوجود آمدن راهی که خوب بود و اکنون خراب است و همه مسیرهای دسترسی آنان از راه های آفرود بدتر است از مسئولین عذرخواهی کنند؟

,

شاید مردم دیلمان و پیرکوه مقصرند! مردم دیلمان و پیرکوه شایسته خدمت صادقانه و بی منت هستند.

,

 

,

پایان پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه