فرزند امام جمعه فقید یزد:
قاطعیت رهبر معظم انقلاب؛ منجر به مصوبه هیئت وزیران در خصوص آب یزد شد
حجتالاسلام محمد صدوقی گفت: در جلسه هیئت وزیران تأکید رهبر انقلاب بر مسئله آب بود خیلی دولتیها مایل به مصوب کردن بحث آب یزد نبودند و قدری هم استدلال و مبنا آوردند که میشود یا نمیشود و...؛ اما رهبر معظم انقلاب خیلی محکم گفتند نه این یک خواستهی عمومی مردم در یزد بوده و آقای صدوقی هم در سخنرانی عمومیشان مطرح کردند و این حتما باید بشود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از یزدرسا، 12دی ماه مصادف با سفر خاطرهانگیز رهبر معظم انقلاب به استان دارالعباده یزد است و امسال در دوازدهمین سالروز این روز به یادماندنی قرار داریم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزدرسا,رهبر معظم انقلاب در جریان آن سفر تاریخی در منزل مرحوم حجتالاسلام محمدعلی صدوقی نماینده وقت ولی فقیه در استان و امام جمعه یزد اسکان داشتند.
به همین مناسبت با حجتالاسلام محمد صدوقی فرزند امام جمعه سابق یزد در رابطه با حضور رهبر معظم انقلاب و خاطرات حضور ایشان گفتگوی جذابی را انجام دادیم.
حجتالاسلام محمد صدوقی با اشاره به شور و حال مردم و مسئولان قبل از سفر رهبر انقلاب به یزد گفت: با اینکه چندین سال است از آن سفر پر خیر و برکت و خاطره انگیز می گذرد اما همچنان خاطراتش را در ذهن دارم.
وی افزود: به یادم دارم که سفر رهبر انقلاب خیلی ناگهانی بود. به نظرم دو هفته قبل از سفر، گروهی از دفتر آقا آمدند یزد، همینطوری عادی هم آمدند و گفتند می خواهند بعد از نماز چند دقیقهای اگر میشود حاج آقا را ببینند. یادم هست که خیلی بحث جدی نبود و ما گمان میکردیم همین افراد عادی هستند که برای امور دفتر میآیند و به شهرها سر میزنندتصورمان این بود که در همان وادی است و برای کارهای مرسوم دفتر آمدهاند؛ که بعدا گفتند که احتمالا آقا بخواهند به یزد سفر کنند.
صدوقی ادامه داد: گفتند که بین دو شهر مرددیم شیراز و یزد ولی احتمالا به یزد بیایند و آمدند بررسی کردند و از همان موقع یکی دو نفر از دوستان دفتر ماندند برای بقیه کارها. یادم هست شور و حال عجیبی وجود داشت و همه دوست داشتند کاری کنند و هر کسی میخواست هر کاری از دستش بر میآید انجام دهد.
استقبال یزدی ها از رهبر انقلاب بینظیر بود
وی اظهار داشت: قرار بر این شد که محل اقامت ایشان در منزل ما باشد، آن چه واقعا خارج از تصور بود و الان هم که خاطراتش در ذهنم میآید هیجانانگیز است جمعیت انبوه مردم بود. هر چه به روز سفر نزدیکتر میشدیم شور و حال بیشتری ایجاد میشد. برخی که شاید حتی در حالت عادی هم خیلی جزء مریدان و اردتمندان آقا نبودند، میدیدم که آن روز برای استقبال خیلی علاقه نشان میدادند؛ آن روز فرا رسید و رفتیم فرودگاه برای استقبال ایشان. وقتی که ایشان تشریف آوردند جمعیتی آمده بود که همه یادشان هست و تصاویرش هم وجود دارد صحنه های بی نظیری رقم خورد.

فرزند امام جمعه فقید یزد خاطرنشان کرد: یادم هست پدرم تا پشت سر ایشان وارد جایگاه میدان امیرچخماق شد، با دیدن جمعیت یک ذوقی کرد و دستش را همان جا بالا آورد و خدا را شکر گفت. در آن سرما چنین جمعیتی واقعا قابل تصور نبود.
وی ادامه داد: در جلسه هیئت عمومی ایشان به مسئله آب اشاره کردند و پس از پایان مراسم رفتیم منزل ما، دیدم آقای وحید از اعضای دفتر دنبال ما میگردد؛ گفت: «آقا که وارد منزل شدند این عبا و قبای روی چوب لباسی را دیدند و پرسیدند آقای صدوقی کجا هستند و ما را دعوا کردند و گفتند من اینجا نمیمانم! شما اینها را از خانه بیرون کردید بیایید به آقا بگویید که ما شما را بیرون نکردیم و شما خودتان خواستید برای راحتی بروید
صدوقی تصریح کرد: من این موضوع را به مرحوم ابوی گفتم که به آقا بگویند که ما مشکلی نداریم و خودمان رفتهایم؛ در واقع این مسئله دقت نظر ایشان را نشان می داد و برای من بسیار جالب و مهم بود.
توجه رهبر انقلاب به نکات اخلاقی در شلوغی کارها برایم جذاب بود
صدوقی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: در مسجد حظیره جلسه هیئت وزیران بود، نکتهای که بحث شد در جلسه تأکید رهبر انقلاب بر مسئله آب بود. -خوب است که کاملتر این خاطره را از آقای فلاح زاده بپرسید که آن زمان استاندار بودند-، آنجا شاید خیلی دولتیها مایل به مصوب کردن بحث آب یزد نبودند و قدری هم استدلال و مبنا آوردند که میشود یا نمی شود و...؛ اما رهبر معظم انقلاب خیلی محکم گفتند نه این یک خواستهی عمومی مردم در یزد بوده و آقای صدوقی هم در سخنرانی عمومیشان مطرح کردند و این حتما باید بشود. مسئولین وقتی آن قاطعیت را دیدند و دیدند که ایشان در این مسئله جدی هستند تصمیم را عوض کردند این نکته گواه این بود که رهبر انقلاب نیاز استان را میدانستند و نشاندهنده اشراف ایشان به این ماجرا است.
وی ابراز داشت: یک نکتهسنجی دیگری که داشتند این بود که من یادم هست یک دیدار خانوادگی گذاشتند با خانواده مرحوم آیتالله خاتمی، آن زمان همسر آیتالله خاتمی در قید حیات بودند. آن جمع، جمع خیلی صمیمی و جالبی بود، ایشان شروع کردند از خاطرات قدیمشان در مشهد و در اردکان با آیتالله خاتمی و حتی مرواداتی که با این خانواده داشتند گفتند؛ نکته جالب این بود که تا همسر آیتالله خاتمی وارد شدند آقا پرسیدند که ماشین ایشان را گذاشتید بیایید داخل یا نه؟ آقا متوجه شدند که ایشان پیاده آمده بودند و آقا تذکری به محافطین دادند و گفتند بروید ماشین را بیاورید و ایشان را با ماشین برگردانید. در واقع در آن حجم کار و مشغله برخی مواقع آدم توقع ندارد که به این نکات اخلاقی توجه شود، اما شاهد بودم و برایم جذاب بود که در اوج آن شلوغیها هم ایشان به این نکات اخلافی توجه داشتند.
انتهای پیام/
رهبر معظم انقلاب در جریان آن سفر تاریخی در منزل مرحوم حجتالاسلام محمدعلی صدوقی نماینده وقت ولی فقیه در استان و امام جمعه یزد اسکان داشتند.
به همین مناسبت با حجتالاسلام محمد صدوقی فرزند امام جمعه سابق یزد در رابطه با حضور رهبر معظم انقلاب و خاطرات حضور ایشان گفتگوی جذابی را انجام دادیم.
حجتالاسلام محمد صدوقی با اشاره به شور و حال مردم و مسئولان قبل از سفر رهبر انقلاب به یزد گفت: با اینکه چندین سال است از آن سفر پر خیر و برکت و خاطره انگیز می گذرد اما همچنان خاطراتش را در ذهن دارم.
وی افزود: به یادم دارم که سفر رهبر انقلاب خیلی ناگهانی بود. به نظرم دو هفته قبل از سفر، گروهی از دفتر آقا آمدند یزد، همینطوری عادی هم آمدند و گفتند می خواهند بعد از نماز چند دقیقهای اگر میشود حاج آقا را ببینند. یادم هست که خیلی بحث جدی نبود و ما گمان میکردیم همین افراد عادی هستند که برای امور دفتر میآیند و به شهرها سر میزنندتصورمان این بود که در همان وادی است و برای کارهای مرسوم دفتر آمدهاند؛ که بعدا گفتند که احتمالا آقا بخواهند به یزد سفر کنند.
صدوقی ادامه داد: گفتند که بین دو شهر مرددیم شیراز و یزد ولی احتمالا به یزد بیایند و آمدند بررسی کردند و از همان موقع یکی دو نفر از دوستان دفتر ماندند برای بقیه کارها. یادم هست شور و حال عجیبی وجود داشت و همه دوست داشتند کاری کنند و هر کسی میخواست هر کاری از دستش بر میآید انجام دهد.
استقبال یزدی ها از رهبر انقلاب بینظیر بود
وی اظهار داشت: قرار بر این شد که محل اقامت ایشان در منزل ما باشد، آن چه واقعا خارج از تصور بود و الان هم که خاطراتش در ذهنم میآید هیجانانگیز است جمعیت انبوه مردم بود. هر چه به روز سفر نزدیکتر میشدیم شور و حال بیشتری ایجاد میشد. برخی که شاید حتی در حالت عادی هم خیلی جزء مریدان و اردتمندان آقا نبودند، میدیدم که آن روز برای استقبال خیلی علاقه نشان میدادند؛ آن روز فرا رسید و رفتیم فرودگاه برای استقبال ایشان. وقتی که ایشان تشریف آوردند جمعیتی آمده بود که همه یادشان هست و تصاویرش هم وجود دارد صحنه های بی نظیری رقم خورد.

فرزند امام جمعه فقید یزد خاطرنشان کرد: یادم هست پدرم تا پشت سر ایشان وارد جایگاه میدان امیرچخماق شد، با دیدن جمعیت یک ذوقی کرد و دستش را همان جا بالا آورد و خدا را شکر گفت. در آن سرما چنین جمعیتی واقعا قابل تصور نبود.
وی ادامه داد: در جلسه هیئت عمومی ایشان به مسئله آب اشاره کردند و پس از پایان مراسم رفتیم منزل ما، دیدم آقای وحید از اعضای دفتر دنبال ما میگردد؛ گفت: «آقا که وارد منزل شدند این عبا و قبای روی چوب لباسی را دیدند و پرسیدند آقای صدوقی کجا هستند و ما را دعوا کردند و گفتند من اینجا نمیمانم! شما اینها را از خانه بیرون کردید بیایید به آقا بگویید که ما شما را بیرون نکردیم و شما خودتان خواستید برای راحتی بروید
صدوقی تصریح کرد: من این موضوع را به مرحوم ابوی گفتم که به آقا بگویند که ما مشکلی نداریم و خودمان رفتهایم؛ در واقع این مسئله دقت نظر ایشان را نشان می داد و برای من بسیار جالب و مهم بود.
توجه رهبر انقلاب به نکات اخلاقی در شلوغی کارها برایم جذاب بود
صدوقی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: در مسجد حظیره جلسه هیئت وزیران بود، نکتهای که بحث شد در جلسه تأکید رهبر انقلاب بر مسئله آب بود. -خوب است که کاملتر این خاطره را از آقای فلاح زاده بپرسید که آن زمان استاندار بودند-، آنجا شاید خیلی دولتیها مایل به مصوب کردن بحث آب یزد نبودند و قدری هم استدلال و مبنا آوردند که میشود یا نمی شود و...؛ اما رهبر معظم انقلاب خیلی محکم گفتند نه این یک خواستهی عمومی مردم در یزد بوده و آقای صدوقی هم در سخنرانی عمومیشان مطرح کردند و این حتما باید بشود. مسئولین وقتی آن قاطعیت را دیدند و دیدند که ایشان در این مسئله جدی هستند تصمیم را عوض کردند این نکته گواه این بود که رهبر انقلاب نیاز استان را میدانستند و نشاندهنده اشراف ایشان به این ماجرا است.
وی ابراز داشت: یک نکتهسنجی دیگری که داشتند این بود که من یادم هست یک دیدار خانوادگی گذاشتند با خانواده مرحوم آیتالله خاتمی، آن زمان همسر آیتالله خاتمی در قید حیات بودند. آن جمع، جمع خیلی صمیمی و جالبی بود، ایشان شروع کردند از خاطرات قدیمشان در مشهد و در اردکان با آیتالله خاتمی و حتی مرواداتی که با این خانواده داشتند گفتند؛ نکته جالب این بود که تا همسر آیتالله خاتمی وارد شدند آقا پرسیدند که ماشین ایشان را گذاشتید بیایید داخل یا نه؟ آقا متوجه شدند که ایشان پیاده آمده بودند و آقا تذکری به محافطین دادند و گفتند بروید ماشین را بیاورید و ایشان را با ماشین برگردانید. در واقع در آن حجم کار و مشغله برخی مواقع آدم توقع ندارد که به این نکات اخلاقی توجه شود، اما شاهد بودم و برایم جذاب بود که در اوج آن شلوغیها هم ایشان به این نکات اخلافی توجه داشتند.
انتهای پیام/
رهبر معظم انقلاب در جریان آن سفر تاریخی در منزل مرحوم حجتالاسلام محمدعلی صدوقی نماینده وقت ولی فقیه در استان و امام جمعه یزد اسکان داشتند.
,به همین مناسبت با حجتالاسلام محمد صدوقی فرزند امام جمعه سابق یزد در رابطه با حضور رهبر معظم انقلاب و خاطرات حضور ایشان گفتگوی جذابی را انجام دادیم.
,حجتالاسلام محمد صدوقی با اشاره به شور و حال مردم و مسئولان قبل از سفر رهبر انقلاب به یزد گفت: با اینکه چندین سال است از آن سفر پر خیر و برکت و خاطره انگیز می گذرد اما همچنان خاطراتش را در ذهن دارم.
,وی افزود: به یادم دارم که سفر رهبر انقلاب خیلی ناگهانی بود. به نظرم دو هفته قبل از سفر، گروهی از دفتر آقا آمدند یزد، همینطوری عادی هم آمدند و گفتند می خواهند بعد از نماز چند دقیقهای اگر میشود حاج آقا را ببینند. یادم هست که خیلی بحث جدی نبود و ما گمان میکردیم همین افراد عادی هستند که برای امور دفتر میآیند و به شهرها سر میزنندتصورمان این بود که در همان وادی است و برای کارهای مرسوم دفتر آمدهاند؛ که بعدا گفتند که احتمالا آقا بخواهند به یزد سفر کنند.
,صدوقی ادامه داد: گفتند که بین دو شهر مرددیم شیراز و یزد ولی احتمالا به یزد بیایند و آمدند بررسی کردند و از همان موقع یکی دو نفر از دوستان دفتر ماندند برای بقیه کارها. یادم هست شور و حال عجیبی وجود داشت و همه دوست داشتند کاری کنند و هر کسی میخواست هر کاری از دستش بر میآید انجام دهد.
,استقبال یزدی ها از رهبر انقلاب بینظیر بود
, استقبال یزدی ها از رهبر انقلاب بینظیر بود, استقبال یزدی ها از رهبر انقلاب بینظیر بود,وی اظهار داشت: قرار بر این شد که محل اقامت ایشان در منزل ما باشد، آن چه واقعا خارج از تصور بود و الان هم که خاطراتش در ذهنم میآید هیجانانگیز است جمعیت انبوه مردم بود. هر چه به روز سفر نزدیکتر میشدیم شور و حال بیشتری ایجاد میشد. برخی که شاید حتی در حالت عادی هم خیلی جزء مریدان و اردتمندان آقا نبودند، میدیدم که آن روز برای استقبال خیلی علاقه نشان میدادند؛ آن روز فرا رسید و رفتیم فرودگاه برای استقبال ایشان. وقتی که ایشان تشریف آوردند جمعیتی آمده بود که همه یادشان هست و تصاویرش هم وجود دارد صحنه های بی نظیری رقم خورد.
,,

, ,
فرزند امام جمعه فقید یزد خاطرنشان کرد: یادم هست پدرم تا پشت سر ایشان وارد جایگاه میدان امیرچخماق شد، با دیدن جمعیت یک ذوقی کرد و دستش را همان جا بالا آورد و خدا را شکر گفت. در آن سرما چنین جمعیتی واقعا قابل تصور نبود.
,وی ادامه داد: در جلسه هیئت عمومی ایشان به مسئله آب اشاره کردند و پس از پایان مراسم رفتیم منزل ما، دیدم آقای وحید از اعضای دفتر دنبال ما میگردد؛ گفت: «آقا که وارد منزل شدند این عبا و قبای روی چوب لباسی را دیدند و پرسیدند آقای صدوقی کجا هستند و ما را دعوا کردند و گفتند من اینجا نمیمانم! شما اینها را از خانه بیرون کردید بیایید به آقا بگویید که ما شما را بیرون نکردیم و شما خودتان خواستید برای راحتی بروید
,صدوقی تصریح کرد: من این موضوع را به مرحوم ابوی گفتم که به آقا بگویند که ما مشکلی نداریم و خودمان رفتهایم؛ در واقع این مسئله دقت نظر ایشان را نشان می داد و برای من بسیار جالب و مهم بود.
,توجه رهبر انقلاب به نکات اخلاقی در شلوغی کارها برایم جذاب بود
, توجه رهبر انقلاب به نکات اخلاقی در شلوغی کارها برایم جذاب بود,صدوقی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: در مسجد حظیره جلسه هیئت وزیران بود، نکتهای که بحث شد در جلسه تأکید رهبر انقلاب بر مسئله آب بود. -خوب است که کاملتر این خاطره را از آقای فلاح زاده بپرسید که آن زمان استاندار بودند-، آنجا شاید خیلی دولتیها مایل به مصوب کردن بحث آب یزد نبودند و قدری هم استدلال و مبنا آوردند که میشود یا نمی شود و...؛ اما رهبر معظم انقلاب خیلی محکم گفتند نه این یک خواستهی عمومی مردم در یزد بوده و آقای صدوقی هم در سخنرانی عمومیشان مطرح کردند و این حتما باید بشود. مسئولین وقتی آن قاطعیت را دیدند و دیدند که ایشان در این مسئله جدی هستند تصمیم را عوض کردند این نکته گواه این بود که رهبر انقلاب نیاز استان را میدانستند و نشاندهنده اشراف ایشان به این ماجرا است.
,وی ابراز داشت: یک نکتهسنجی دیگری که داشتند این بود که من یادم هست یک دیدار خانوادگی گذاشتند با خانواده مرحوم آیتالله خاتمی، آن زمان همسر آیتالله خاتمی در قید حیات بودند. آن جمع، جمع خیلی صمیمی و جالبی بود، ایشان شروع کردند از خاطرات قدیمشان در مشهد و در اردکان با آیتالله خاتمی و حتی مرواداتی که با این خانواده داشتند گفتند؛ نکته جالب این بود که تا همسر آیتالله خاتمی وارد شدند آقا پرسیدند که ماشین ایشان را گذاشتید بیایید داخل یا نه؟ آقا متوجه شدند که ایشان پیاده آمده بودند و آقا تذکری به محافطین دادند و گفتند بروید ماشین را بیاورید و ایشان را با ماشین برگردانید. در واقع در آن حجم کار و مشغله برخی مواقع آدم توقع ندارد که به این نکات اخلاقی توجه شود، اما شاهد بودم و برایم جذاب بود که در اوج آن شلوغیها هم ایشان به این نکات اخلافی توجه داشتند.
,,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه