یادداشت/
تازه داشت کابوس داعش فراموشمان میشد که تو رفتی
تازه داشت کابوس داعشیها فراموشمان میشد که خبر شهادتت دوباره ما را بهم ریخت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل مرصادنیوز ما مرزنشینها با کابوس بزرگ شدیم؛ زمانی با کابوس جنگ، زمانی زلزله و این آخرین بار هم کابوس شقیترین و وحشیترین آدمهای دنیا که چند کیلومتری ما بودند رهایمان نمیکرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرصادنیوز,خوف و بیم همسایگی با عراق جنگ زدهای که فرزند شوم تروریستها در دامنش روز به روز بزرگ و بزرگتر میشد برای همه کابوس شده بود.
,بعد از وعده نابودی داعش که به ما دادی دلمان آرام گرفت و آن شبی که خبر دادی شر داعش از سر ما کم شده، این کابوس هم برای همیشه از دنیای ما رخت بربست و چند ماهی بود دیگر خبری از آن کابوسها نبود...
,راستش از شما چه پنهان سردار دیشب دلهایمان لرزید هرچند مطمئنیم علم برافراشته ات زمین نمیماند و یکی دیگر آنرا سر دست میگیرد و به خونخواهی تو هزاران سلیمانی دیگر بر می خیزد، اما بودنت یک حریم امن خاصی برایمان ساخته بود.
,وقتی با شنیدن خبر رفتنت احساس بدی دوباره به جانمان افتاد، تازه فهمیدیم بودنت چقدر دلهایمان را قرص کرده بود که تمام کابوسهایمان فراموشمان شده بود؛ اصلا نامت ابهت خاصی داشت.
,نمیدانم از کی و کجا به جای سردار سلیمانی برایمان حاج قاسم شدی، اما میدانم حالا دیگر تو در قلبهایمان هم تکثیر شده ای...
,میدانی حاج قاسم، سالهای سال باید بگذرد تا ما الگوسازی کنیم برای بچههایمان، اما نسل سوم و چهارمیها خودشان از تو یک اسطوره ساخته بودند، یک ابرقهرمان شکستناپذیر که نبودنش را نمیخواهند باور کنند، تو را برای آنها همیشه زندهای.
,تو نماد مقاومت بودی و برای همه ما قابل ستایش؛ ما خوب میدانیم اگر تو نبودی امروز کوچههایمان بسا بدتر از خرابههای شامِ ویرانشده بود.
,کدام آدم آزاده ای است که رشادتهای تو برای آرامش و آسایش مردم را کتمان کند، تو برای صلح میجنگیدی و چه گواهی بالاتر از اینکه حالا همه ما خونخواه تو شده ایم.
,چه شبها که ما در آرامش کامل خوابیدیم و تو بیدار بودی آن هم کیلومترها دور از وطن و باز هم ما خواب بودیم که تو رفتی.
,

, سردار، دل ما به خندههایت قرص بود، کاش میشد که برگردی...
,]
ارسال دیدگاه