گزارش دانا همزمان با اولین مسابقه تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 2026؛
از سکوهای آزادی تا پرده نقرهای؛ رد پای فوتبال در سینمای ایران
فوتبال سالهاست به بخشی جداییناپذیر از زندگی ایرانیها تبدیل شده؛ شور و هیجانی که تنها به زمین بازی محدود نمیماند و گاهی راهش را به داستانهای سینمایی هم باز میکند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ با داغ شدن تب مسابقات فوتبال و حضور تیم ملی ایران در رقابتهای بزرگ جهانی، بار دیگر توجه افکار عمومی به این ورزش محبوب جلب میشود؛ ورزشی که سالهاست از یک سرگرمی ساده فراتر رفته و به بخشی از زندگی روزمره و روابط اجتماعی مردم تبدیل شده است. همین نفوذ گسترده باعث شده فوتبال در هنر و فرهنگ نیز بازتاب پیدا کند و سینمای ایران نیز در مقاطع مختلف به این پدیده اجتماعی واکنش نشان داده است.
در طول سالهای گذشته فیلمهای متعددی در سینمای ایران ساخته شدهاند که یا مستقیماً درباره فوتبال بودهاند یا به شکلی در دل روایت خود به این ورزش اشاره کردهاند. گاهی فوتبال محور اصلی داستان بوده و گاهی تنها در قالب یک موقعیت یا سکانس کوتاه، حالوهوای زندگی شخصیتها را شکل داده است. مروری بر برخی از این آثار نشان میدهد که فوتبال چگونه توانسته در روایتهای سینمایی ایرانی جایگاه پیدا کند.
فوتبال؛ حضوری فراتر از زمین بازی در سینما
یکی از نمونههای قابل توجه، فیلم «کارگران مشغول کارند» ساخته مانی حقیقی است. داستان فیلم درباره چهار دوست میانسال است که در مسیر بازگشت از سفر اسکی با تختهسنگی در کنار جاده روبهرو میشوند و تلاش میکنند آن را به دره بیندازند؛ تلاشی که به شکلی استعاری بینتیجه میماند. در همان ابتدای فیلم و در تیتراژ، صدای رادیو خبر مسابقه تیم ملی ایران و ژاپن در مسیر صعود به جام جهانی را اعلام میکند. در طول فیلم نیز صحبت از فوتبال میان دوستان شنیده میشود و در سکانس پایانی، زمانی که آنها خسته از تلاش کنار جاده نشستهاند و از رادیو مسابقه را دنبال میکنند، صدای سقوط ناگهانی صخره همزمان با اعلام پیروزی تیم ملی ایران شنیده میشود؛ پایانی که پیوندی نمادین میان فوتبال و زندگی روزمره شخصیتها ایجاد میکند.
در میان آثار سینمای ایران، فیلم «آفساید» به کارگردانی جعفر پناهی یکی از شناختهشدهترین فیلمهای فوتبالی به شمار میآید. داستان درباره گروهی از دختران نوجوان است که برای تماشای بازی ایران و بحرین در مسیر صعود به جام جهانی تلاش میکنند وارد ورزشگاه آزادی شوند و برای همین با ظاهری پسرانه خود را به استادیوم میرسانند. فیلم بیش از آنکه بر مسابقه فوتبال تمرکز داشته باشد، فضای پرشور هواداران و حالوهوای روز مسابقه را به تصویر میکشد. یکی از بهیادماندنیترین لحظات فیلم سکانس پایانی آن است؛ جایی که دختران بازداشتشده در خودروی پلیس، در میان جشن خیابانی مردم پس از صعود تیم ملی گرفتار ترافیک میشوند و فرصت فرار پیدا میکنند.
فیلم «کتونی سفید» ساخته محمدابراهیم معیری نیز از دیگر آثاری است که فوتبال را در دل یک روایت بومی به تصویر میکشد. داستان فیلم در روستایی در جنوب کشور میگذرد و درباره معلم ورزشی است که تلاش میکند با گردهم آوردن نوجوانان منطقه، یک تیم فوتبال تشکیل دهد. نقش این معلم را حسین یاری بازی میکند؛ شخصیتی که با علاقه و انگیزه سعی دارد نوجوانان را به ورزش و تلاش جمعی تشویق کند. تمرینهای تیم در ساحل دریا و سکانسی که مربی با مهارت روپاییزدن خود شاگردانش را به وجد میآورد، از لحظات بهیادماندنی این فیلم محسوب میشود.
فوتبال در برخی فیلمها تنها در قالب یک شخصیت فرعی حضور پیدا میکند؛ مانند فیلم «هیچ» ساخته عبدالرضا کاهانی. در این فیلم، احمد مهرانفر نقش «عادل» را بازی میکند؛ مردی که علاقه زیادی به فوتبال دارد اما به دلیل مشکلات مالی نتوانسته در این مسیر موفق شود و حالا در اطراف ورزشگاهها شیپور و پرچم میفروشد. هرچند فیلم سکانس مستقیمی از مسابقه فوتبال ندارد، اما حضور این شخصیت فوتبالی، بخشی از فضای اجتماعی داستان را شکل میدهد.
از هواداری تا شرطبندی؛ روایتهای مختلف از فوتبال
در فیلم خانوادگی «یه حبه قند» به کارگردانی سیدرضا میرکریمی نیز فوتبال در قالب یک موقعیت آشنا برای خانوادههای ایرانی ظاهر میشود. در بخشی از فیلم، دامادهای خانواده در شبی قبل از مراسم خواستگاری دور هم جمع میشوند و با استفاده از السیدی کوچکی که یکی از آنها همراه آورده، فینال جام جهانی میان اسپانیا و هلند را تماشا میکنند. گفتوگوها، تخمه شکستن و هیجان لحظههای بازی فضایی کاملاً آشنا و نوستالژیک از دورهمیهای فوتبالی خانوادگی را به تصویر میکشد.
فیلم «هتتریک» ساخته رامتین لوافی نیز با وجود آنکه داستانی اجتماعی و پرتنش دارد، در بخشهایی به فوتبال گره میخورد. شخصیت «فرزاد» با بازی امیر جدیدی بهشدت پیگیر نتیجه یک مسابقه فوتبال است؛ مسابقهای که بر سر آن شرطبندی کرده است. در سکانس پایانی فیلم، او که از خانه رانده شده، مقابل ویترین یک فروشگاه لوازم صوتی و تصویری میایستد و بازی را تماشا میکند؛ لحظهای که در نهایت با برد شرطبندی همراه است، اما همزمان نشان میدهد او بسیاری از چیزهای مهم زندگیاش را از دست داده است.
در فیلم «لاتاری» به کارگردانی محمدحسین مهدویان نیز فوتبال از طریق شخصیت «موسی» با بازی هادی حجازیفر وارد داستان میشود. موسی که از رزمندگان سابق است، اکنون مربی فوتبال در یکی از محلههای پایین شهر شده و تلاش میکند نوجوانان منطقه را از مسیر خلاف دور نگه دارد. سکانس معرفی او در زمین تمرین فوتبال و برخورد جدیاش با یکی از بازیکنان متخلف، یکی از لحظاتی است که شخصیت او را برای مخاطب شکل میدهد.
فیلم «عرق سرد» ساخته سهیل بیرقی از معدود آثار سینمای ایران است که مستقیماً به ورزش زنان و بهطور خاص فوتسال بانوان میپردازد. شخصیت اصلی فیلم، «افروز اردستانی» با بازی باران کوثری، کاپیتان تیم ملی فوتسال بانوان است که در آستانه یک رقابت مهم با مشکل ممنوعیت خروج از کشور از سوی همسرش روبهرو میشود. بخشهایی از فیلم به تمرینها و مسابقات تیم ملی اختصاص دارد و از این منظر، یکی از معدود تجربههای سینمای ایران در نمایش فضای حرفهای فوتبال زنان محسوب میشود.
در فیلم «تومان» به کارگردانی مرتضی فرشباف نیز فوتبال از زاویهای متفاوت وارد داستان میشود. شخصیت اصلی فیلم با بازی میرسعید مولویان درگیر شرطبندی بر سر مسابقات فوتبال است و تلاش میکند با پیشبینی نتایج بازیها، زندگی خود را متحول کند. سکانسهایی که او و دوستانش با اضطراب نتیجه مسابقات را دنبال میکنند یا برای اتصال بهتر اینترنت در جستوجوی آنتن موبایل هستند، از لحظات پرتنش و جذاب فیلم به شمار میآید.
فیلم سینمایی «بازی را بکش» به کارگردانی محمدابراهیم عزیزی و تهیهکنندگی مصطفی و محسن کیایی نیز دیگر اثر سینمایی با محتوای فوتبال است . محسن کیایی اما علاوه بر اینکه یکی از تهیهکنندگان این فیلم است، در کنار بازیگران مطرح دیگری مثل هدی زینالعابدین، محمد بحرانی، متین حیدرینیا و پوریا رحیمی سام در این فیلم بازی کرده است.
فیلم بازی را بکش بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده و در خلاصه داستان آن آمده است: موسی، از پیشکسوتان فوتبال، برادرش را در یک سانحه ورزشی از دست میدهد. او در مسیر کشف راز مرگ برادرش با حقایق عجیبی روبهرو میشود…
در نهایت، فیلم «بیرو» به کارگردانی مرتضی علی عباس میرزایی یکی از معدود تلاشها برای ساخت یک فیلم زندگینامهای درباره یک فوتبالیست ایرانی است. این فیلم زندگی علیرضا بیرانوند، دروازهبان تیم ملی ایران را از دوران نوجوانی تا رسیدن به تیم ملی روایت میکند. فیلم با صحنهای از جام جهانی روسیه آغاز میشود؛ جایی که بیرانوند ضربه پنالتی کریستیانو رونالدو را مهار میکند. این صحنه با گزارش هیجانانگیز پیمان یوسفی همراه است و شروعی پرهیجان برای روایت زندگی یکی از چهرههای مطرح فوتبال ایران به شمار میرود.
مرور این فیلمها نشان میدهد که فوتبال در سینمای ایران تنها بهعنوان یک ورزش مطرح نیست، بلکه بستری برای روایت داستانهای اجتماعی، خانوادگی و حتی شخصی شده است. از شور هواداری در خیابانها گرفته تا آرزوهای نوجوانان در زمینهای خاکی، فوتبال همچنان منبع الهام بسیاری از روایتها در سینمای ایران باقی مانده است؛ روایتی از امید، رقابت، شکست و پیروزی که برای بسیاری از تماشاگران کاملاً آشنا و قابل لمس است.
ارسال دیدگاه