پژوهشگر ارشد مسائل امنیت بینالملل:
سند 25 ساله میتواند به یک الگو و مدل توسعهای غیرغربی تبدیل شود
علی علیزاده گفت: این سند میتواند به یک الگو در جهان در زمینهی بسط و توسعهی مبادلات تجاری در آسیا و حتی کشورهای غربی با کشورهای آسیای بر مبنای یک الگوی توسعهای غیرغربی تبدیل شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ سند راهبردی 25 ساله ایران و پکن که در هفتههای اخیر از پیشنویس آن رونمایی شده است، همچنان در کانون توجه محافل سیاسی و رسانهای داخلی و خارجی قرار دارد. تشکیکآفرینی شدید آمریکاییها دربارهی این سند و دروغپردازی پیرامون آن و همچنین جنجالسازی اسرائیل و برخی دولتهای اروپایی، از جمله نکات قابل تأمل در رابطه با این سند است. سایت تحلیلی طنین برای بررسی بیشتر سند 25 ساله ایران و چین گفتگویی را با دکتر علی علیزاده پژوهشگر ارشد مسائل امنیت بینالملل ترتیب داده است که در ادامه میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
به عنوان پرسش اول به این موضوع بپردازیم که این سند به چه شکلی طراحی و تدوین شد؟ همچنین این سئوال که آیا میشود این سند را در چهارچوب سیاستهای کلان نظام مورد تحلیل قرار داد؟
, به عنوان پرسش اول به این موضوع بپردازیم که این سند به چه شکلی طراحی و تدوین شد؟ همچنین این سئوال که آیا میشود این سند را در چهارچوب سیاستهای کلان نظام مورد تحلیل قرار داد؟,
در چهل سال گذشته علیرغم اینکه در قانون اساسی و اسناد بالادستی ذکر شده و توسط امامین انقلاب و بسیاری از مسئولان در دیدارهای رسمی و غیررسمی روی این نکته تأکید شده است که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید مستقل و مبتنی بر متوازنسازی باشد، ولی متأسفانه چون در چهار دههی گذشته فندانسیون ما نگاه به غرب بود، لذا روال هم بر همان سیاق بود و بر همان پاشنه میچرخید. به رغم اینکه گاهی اوقات مسئولان درجه یک و مقامات بلندپایه به این نتیجه میرسیدند، اما در عمل نتوانسته بودند بدنهی دولتها را در راستای سیاستهای همکاریهای منطقهای و فرامنطقهای با کشورهای پیرامونی بینالملل که منجر به ایجاد یک موازنه باشد و ایران را همیشه درگیر یک سری کشورهای خاص غربی نکند، همراه سازند.
,
بنابراین در طول این مدت دولتها اسناد فرادستی و فرامینی که از سوی امامین انقلاب صادر شده بود را به صورت مطلوبی عملیاتی نکرده و بیشتر در سطح گفتمان باقی مانده بود و اگر هم رؤسای جمهوری یا رؤسای قوا یا وزرایی هم مطرح میکردند، نتوانسته بودند بدنه و ساختار سیستم را همراستا با این نگاه کلان حرکت دهند. حتی در بحث تحریمها و تحریمهای ناشی از خروج آمریکا از برجام هم که دولت یک چرخشی ایجاد کرده بود، این چرخش چندان جدی و محسوس نبود. اگر یادتان باشد قبل از تصویب برجام، رئیس جمهور چین طی سفری به ایران آمد. آن موقع حجم تجارت ایران و چین بین 45 تا 55 میلیارد دلار بود. مقام معظم رهبری در دیداری که با رئیس جمهور چین داشتند، ارتقاء سطح تعاملات به 100 میلیارد دلار را پیشنهاد دادند که مورد استقبال رئیس جمهور چین هم قرار گرفت. اما با تصویب برجام، متأسفانه دولت عملاً به سمت نگاه به غرب رفت و از سیاست نگاه به شرق که در یک دهه گذشته بارها رهبر انقلاب بر آن تأکید داشتند عدول کرد. همان موقع روسیه هم پیشنهادات خوبی داشت و حتی پیشنهاد مبادلات ارزی و ارسال 12 فروند هواپیما و پیشنهادات این چنینی به ایران داد که متأسفانه دولت با این نگاه که میتواند کار را با برجام پیش ببرد، توجهی به این پیشنهادات نکرد. اما امروز میبینیم که سفیرمان در چین اعلام میکند که ای کاش این سند شش سال پیش عملیاتی میشد.
,
به هر حال موضوع نگاه به شرق به حاشیه رفت تا اینکه اولین سفر جناب آقای لاریجانی به عنوان نماینده ویژهی رهبر انقلاب به چین صورت انجام شد که این سفر به نقطهی عطفی برای شروع همکاریهای جدی تبدیل شد. لذا پروندهی چین عملاً و به صورت غیررسمی از کانال رئیس قوهی مقننه و هیأت همراهشان که نمایندهی ویژه رهبری هم بودند، پیگیری شد و در همان سفر این مسأله توافق شد که هیأتها سالی دو بار در سطح کلان وزرا و حتی یک سطح پایینتر در قالب کارگروهها، موضوع را دنبال کنند.
,
آیا در این مدت یعنی در یکی دو سال اخیر در خصوص این سند که پیشنویس آن منتشر شده است، کارهایی انجام شده است؟
, آیا در این مدت یعنی در یکی دو سال اخیر در خصوص این سند که پیشنویس آن منتشر شده است، کارهایی انجام شده است؟,
در حوزهی دفاع و امنیت که بنده در حال رصد آن هستم، دو کارگروه جدی در وزارت دفاع و ستاد تشکیل شده است که کار را جلو میبرند و عملاً الان در برآوردی که داریم بخش دفاع با وجود اینکه یک بحث نظامی و امنیتی است و معمولاً نیز سختتر بوده و همکاری در آن مستلزم همکاری در سطوح تجاری و بازرگانی است تا یک اعتماد جدی بین دو کشور ایجاد شود، اما پیشروتر از بخش دولت است. در واقع توافقات امنیتی و نظامی که در مراحل پساتوافقات اقتصادی و تجاری قرار دارندد، هماکنون و در رابطه با چین شکل گرفته و در حال حاضر همکاریهای دفاعی و نظامی به خوبی جلو رفته است. بنابراین موتور محرکهی سند 25 ساله، گسترش همکاریهای دفاعی و نظامی است که مصداق و نمود عینی آن را ما در مانور مشترک ایران، چین و روسیه در دریای عمان دیدیم. این موضوع مهمی است که برای اولین بار در تاریخ معاصر، بین ایران و دو قدرت بزرگ بینالمللی، خارج از قاعدهی غرب، رزمایش دریایی انجام شد، آنهم در شرایطی که قدرتهای بزرگ بینالمللی خیلی سخت حاضر به انجام رزمایش مشترک با قدرتهای منطقهای میشوند. چرا که پیش از این و در قرن بیستم هرگز غرب اجازه ورود قدرتهای دیگر به منطقه و ایران را که حیاط خلوت آنها بود نمیداد. حتی در پس از انقلاب نیز کشورهای غربی اجازه شکلگیری چنین اسناد بلندمدت را در سطح کلان به ایران و سایر کشورها نمیدادند. بنابراین پس از گسترش و تعمیق همکاریهای دفاعی و نظامی، دولت هم آرام آرام وارد این فضا شد که در نهایت در هفتههای گذشته پیشنویس سند 25 ساله که 18 صفحه است و عمدتاً نیز شامل بخشهای کلی میباشد منتشر شد که متأسفانه شاهد هستیم توسط رسانههای خارجی و بعضی از نخبگان داخلی خیلی بد تبیین میشود.
,
به هر حال سند 25 ساله نیاز اساسی کشور است که خیلی زودتر از این باید پیگیری و محقق میشد که حتی مشابه آن باید با هند و روسیه و پاکستان و سایر کشورهای شرقی و حتی کشورهای غربی که واقعاً نشان دهند که جدی و پای کار هستند، بسته شود. از این رو ما باید رویکرد متوازنسازی که سیاست کلان جمهوری اسلامی ایران بوده و در راستای اهداف کلان قرار دارد را به طور جدی در دستور کار قرار دهیم.
,
آیا میتوان این سند را به یک نقشهی راهی برای همکاریهای راهبردی در آینده دانست که از ظرفیتهای مهمی برخوردار است؟
, آیا میتوان این سند را به یک نقشهی راهی برای همکاریهای راهبردی در آینده دانست که از ظرفیتهای مهمی برخوردار است؟,
مطمئناً این سند که یک نقشهی راه است، از یک ظرفیت بسیار بزرگ هم برخوردار میباشد. واقعیت این است که در اسناد خود غربیها از چین با توجه به رشد اقتصادی تک رقمی و دو رقمی که داشته است، به عنوان یک کشور قدرتمند در جهان یاد میشود. حتی در شرایط فعلی هم که کرونا شیوع یافته، خللی در رشد اقتصادی چین دیده نشده و با همان سرعت 5/6 الی 7 در حال رشد است. این یک عقبهی بزرگ و جدی برای چین است که با جمعیت یک میلیارد و چهار صد میلیونی توانسته چنین رشدی را با موتور محرکهی قوی برای چندین دهه جلو ببرد.
,
من یادم است هیأتی از چین که به ایران سفر کرده بودند و در دیداری که با آنها داشتیم، میگفتند که حزب کمونیست که در سال 1948 قدرت را به دست گرفت، چین یک کشور ورشکسته و متلاشی شده از نظر سیاسی، اقتصادی و امنیتی بود. حزب کمونیست تمام تلاش و برنامهاش را برای یک دورهی 100 ساله یعنی تا سال 2048 به کار گرفت تا چین را به عنوان یک ابرقدرت بینالمللی معرفی کند. این درحالی است که بنا بر اسناد و بررسیهای انجام شده توسط رقبا و دشمنان چین یعنی آمریکا و اروپا، چنین برآورد شده است که چین در سال 2030 قدرت اول دنیا خواهد بود و آمریکا در رتبهی دوم قرار خواهد گرفت.
,
این یک حقیقت است که باید مورد توجه جدی قرار بگیرد و جمهوری اسلامی نیز نباید به صورت روزمره یا سالانه و کوتاهمدت سیاستهایش را با چین تدوین کند. در راستای سیاست متوازنسازی، ما نیاز به یک چشمانداز و نگاه به آینده داریم. وقتی قرار است یک قدرت بعد از 10 سال دیگر حرف اول را در دنیا بزند، این بهترین فرصت است که ما از همین الان زیرساختهای توسعه همکاریهای راهبردی با این کشور را ایجاد کنیم. الان شما به طرح «یک کمربند، یک راه» چین نگاه کنید که براساس آن چطور یک شبکهی عظیمی اقتصادی درهم تنیده شده در آسیا ایجاد گردیده و به تدریج در حال حرکت به سمت اروپاست. درست است طرح یک کمربند، یک راه، ابتدائاً دارای ماهیت تجاری و اقتصادی و انرژی است، ولی اگر به مسیرهایی که برای حرکت آن مشخص شده است نگاه کنید میبینید که باید از یک عقبهی امنیتی برخوردار باشد. لذا یک کمربند، یک راه در گام اول ارتقاء امنیت آسیا و منطقه را مدنظر دارد. ما باید این موضوع را مورد توجه قرار دهیم که به عنوان یک قدرت مؤثر و نقشآفرین منطقهای در کجای این نقشه و شبکهی عظیم اقتصادی که در حال راه افتادن است قرار داریم؟ در سند چشمانداز، جمهوری اسلامی ایران باید در سال 1404 قدرت اول منطقه باشد که با توجه به شرایط داخلی و خارجی، متأسفانه از این چشمانداز دور شده است و احتمال اینکه در سال 1404 به آن برسیم، وجود ندارد. ولی این سند را میشود با توجه به ظرفیتهایی که در حال ایجاد شدن است برای یک دههی آینده طراحی کرد.
,
اینجا یک بحثی وجود دارد و آن این است که ما اگر میخواهیم با چین یا هر قدرت دیگری که برای چشمانداز 5 ساله و 10 ساله برنامهریزی کنیم، متأسفانه عدهای این نگاه را دارند که ما باید همکاریهایمان را در قالب ایران ژئوپولیتیک ببینیم. یعنی با توجه به جغرافیا و مرزها و همسایههایی که داریم وارد گفتگو بشویم و به افقهای دور نیندیشیم. اما حقیقت این است، با توجه به اینکه جمهوری اسلامی یک قدرت بزرگ منطقهای است و در یکی دو دههی آینده در منطقه حرفهای جدی برای گفتن خواهد داشت، لذا باید مباحث مهمی را وارد گفتگوها کنیم که جبههی مقاومت اسلامی جزو آنهاست. لذا سئوال این است که وقتی ما میخواهیم با چین وارد همکاری 25 ساله بشویم، آیا در این تعاملات و سند راهبردی فقط جمهوری اسلامی ایران را ببینیم یا به غیر از ایران باید محور مقاومت را هم مدنظر قرار دهیم؟ بنابراین در گفتگوهای راهبردی 25 ساله با چین باید به طرف مقابل بگوییم که ما یعنی جمهوری اسلامی ایران همراه با جبههی مقاومت که نیمی از منطقه را در بر میگیرد، میخواهیم به آن چشماندازی که برای 25 سال دیگر دیده شده است برسیم. در واقع ما از این طریق میتوانیم سر پل تعاملات سوریه، عراق، یمن، لبنان و افغانستان در همکاریهای راهبردی با چین باشیم. لذا از این منظر سند 25 ساله یک ظرفیت بسیار جدی و بزرگی است.
,
این باور در حال شکلگیری است که سند 25 ساله طلیعهای برای شکلگیری نوع خاصی از جهانی شدن نه با مرکزیت غرب بلکه با مرکزیت آسیا و چین است. ارزیابی جنابعالی در این رابطه چیست؟
, این باور در حال شکلگیری است که سند 25 ساله طلیعهای برای شکلگیری نوع خاصی از جهانی شدن نه با مرکزیت غرب بلکه با مرکزیت آسیا و چین است. ارزیابی جنابعالی در این رابطه چیست؟,
چند سال پیش رهبر معظم انقلاب در بحث فلسطین یک صحبتی داشتند با این مضمون که اگر کشوری بتواند با یک قدرتی در ترسیم آیندهی نظام بینالملل نقشآفرین باشد، آن وقت سهمی هم از این آینده میگیرد. ما در دو تحول جدی قرن بیستم یعنی جنگهای اول و دوم جهانی هیچ نقشی ایفا نکردیم، لذا سهمی هم نگرفتیم و طبیعتاً نیز آنها فضا را بر ما طراحی و ترسیم کردند. لذا در معاهدات بینالمللی و منطقهای هم که ایجاد شد، ایران بازیگر اصلی نبود و یک بازیگر فرعی ذیل بازیگران غربی تعریف میشد. از این رو اگر قرار است در هندسهی قدرت جهانی و به قول اساتید روابط بینالملل از مرحلهی گذار که رهبر انقلاب آن را پیچ تاریخی مینامند، عبور کنیم و به شکل نوینی از قدرت در آینده برسیم و سهمی داشته باشیم، باید از هماینک در ترسیم هندسه قدرت آیندهی حضور جدی داشته و نقشآفرین باشیم.
,
جمهوری اسلامی ایران بعد از چهل سال به بلوغ دست یافته و از تأثیرگذاری و تثبیت در داخل به اثرگذاری در سطح منطقه رسیده است که اگر این روند ادامه داشته باشد جبههی مقاومت هم به نقطه مطلوب در هندسهی قدرت آیندهی جهان خواهد رسید. لذا سند راهبردی 25 ساله و عملیاتی کردن آن با یک سرعت بالا و متوازن با سایر کشورها و قدرتهای نوظهور از جمله روسیه و هند و پاکستان و ترکیه و …، قطعاً نگاه غرب را نسبت به ما دچار یک چرخش اساسی خواهد کرد و همین فشارهایی که هماینک هست را به حداقل خواهد رساند. اینکه در روزهای اخیر نخبگان آمریکایی و اروپایی و اسرائیلی از این سند اعلام خطر کردهاند، نشانگر اهمیت دستاوردهایی است که سند 25 برای ایران خواهد داشت.
,
پیامدهای سند 25 ساله و تکثیر و گسترش آن با سایر کشورها در از مرکزیت انداختن دلار در تعاملات بینالمللی به چه شکلی قابل ارزیابی است؟
, پیامدهای سند 25 ساله و تکثیر و گسترش آن با سایر کشورها در از مرکزیت انداختن دلار در تعاملات بینالمللی به چه شکلی قابل ارزیابی است؟,
اجرایی کردن این سند همزمان در سه سطح داخلی، منطقهای وبینالمللی دارای پیامدهای منفی و مثبت است. این سند به طور جدی در حال خارج کردن ایران از مدار نگاه به غرب است که مطمئناً اجرای آن در سه سطح داخل، منطقه و بینالملل، مخالفان اساسی و جدی خواهد داشت. در خصوص تأثیر آن بر موضوع دلار نیز واقعیت این است که غیر از جمهوری اسلامی، آمریکاییها بخشی از بدهی جهانیشان را با بالا و پایین کردن قیمت دلار در اقتصاد بینالملل جبران میکردند. این وضعیت تا پایان دورهی اوباما حاکم بود. اما از وقتی که ترامپ کار را به دست گرفته، آمریکا احساس میکند، دیگر قدرت و هژمون اصلی نیست. لذا آرام آرام آمده از تمام ابزارهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و … استفاده میکند تا منافعش را تأمین کند. آنجا هم که تأمین نمیشود از این ابزارها و سازوکارها یعنی سازمانها و کنوانسیونهای بینالمللی خارج میشود. چرا که آمریکا احساس میکند دیگر هژمون نیست و نمیتواند دستور بدهد. یکی از این ابزارها دلار است که از آن علیه تحریمهای ایران استفاده میکند و جلو هرگونه نقل و انتقالات و تراکنشهایی که ما با دلار داشتیم را میگیرد. همین مسأله را با روسها و چینیها و هندیها هم دارند. لذا امروز بسیاری از کشورها سعی میکنند حداقل 50 درصد مبادلات اقتصادیشان را بر پول ملی و بقیه را براساس دلار یا یورو یا سایر ارزها قرار میدهند که نشان میدهد به تدریج دارند از زیر سیطرهی دلار خارج میشوند. سند 25 ساله یکی از اسنادی است که میتواند از طریق مبادلات تهاتری و پرداختهای ملی، در از مرکزیت انداختن دلار در سطح جهان ایفای نقش کند. اگر همین 400 میلیارد دلاری که در چهارچوب این سند از آن یاد میشود بر مبنای دلار نباشد، یک ضربهی جدی به دلار است. همین موضوع را روسها به میزان 450 میلیارد دلار با چین دارند که نیمی از آن را قرار است با ارزهای ملی باشد. باز همین مسأله را هندیها با روسها و چینها و پاکستان با چین و چین با اروپا دارند. این تازه آغاز ماجراست.
,
نظرتان در باره نقشی که سند 25 ساله در به چالش کشیدن نظام سرمایهداری و نظامهای لیبرال دموکراسی میتواند ایفا کند چیست؟
, نظرتان در باره نقشی که سند 25 ساله در به چالش کشیدن نظام سرمایهداری و نظامهای لیبرال دموکراسی میتواند ایفا کند چیست؟,
این سند میتواند به یک الگو در جهان در زمینهی بسط و توسعهی مبادلات تجاری در آسیا و حتی کشورهای غربی با کشورهای آسیای بر مبنای یک الگوی توسعهای غیرغربی تبدیل شود. در این زمینه با توجه به اینکه همکاری ایران و چین از یک عقبهی قوی تمدنی برخوردار است میتواند یک گفتمان اقتصادی متمایز در جهان هم ایجاد کند. یک جا ممکن است چند کشور مثلاً کشورهای عربی حوزهی خلیج فارس کنار هم جمع شوند و به عنوان یک واحد اقتصادی فعالیت کنند، چون از عقبهی قدرتمند تمدنی برخوردار نیست، لذا در حوزهی اقتصادی نمیتوانند گفتمانسازی داشته یا الگویی ایجاد کنند. اما در مورد ایران که از یک عقبهی قوی و دیرینه تمدن ایرانی و اسلامی برخوردار است و چین که از تمدن طولانی برخوردار است، بسط همکاریهای راهبردی دوجانبه، میتواند سرآغاز ایجاد یک مدل و الگوی پیشرفت و توسعهای غیرغربی در جهان باشد که این پدیده یقیناً نظام لیبرال دموکراسی و سرمایهداری را به چالش میکشد.
,
انتهای پیام/
,
منبع:طنین
]
ارسال دیدگاه