سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛
جایگاه والای مجاهدین درمانی/ لطفاً از پشت این میز برخیزید!
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,

, ,
لطفاً از پشت این میز برخیزید!
, لطفاً از پشت این میز برخیزید!,
سید محمدعماد اعرابی در کیهان نوشت:
سال 1382 اولین تیم مذاکرات ایران با سه کشور اروپایی در موضوع پرونده هستهای، یک ایده اصلی داشت: «تعامل با جهان با درایت و حوصله و با اولویت رفع اتهامات و دفع خطر». حتی یکی از اعضای این تیم معتقد بود: «اگر اروپاییها گفتند تعلیق برای یک سال، ما باید بگوییم یک سال و نیم، اگر میخواهیم موضوع حل شود. یا اگر میگویند یک سال مذاکره، ما باید بگوییم یک سال و نیم مذاکره، برای اینکه ایجاد اعتماد کنیم.» ریاست این تیم مذاکراتی را «آقای روحانی» برعهده داشت. چشمانداز آنها اما از مناسبات بینالمللی بیش از حد ساده به نظر میرسید: «ما با سعه صدر تعلیق را بپذیریم تا پرونده ما در آژانس بسته شود، گرچه اینکار دو سال هم بهطول بینجامد، در عوض برای همیشه راحت میشویم.» اما دو سال بعد، ایران از «هیچ چیز» راحت نشد.
,
,
,
شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این مدت شش قطعنامه علیه ایران صادر کرد و در نهایت پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داد؛ تعلیق دوساله کلیه فعالیتهای هستهای ایران نه به «رفع اتهام» منجر شد و نه «دفع خطر» را به ارمغان آورد.
,در طول این دو سال تیم مذاکراتی ایران بارها کارشکنی سه کشور اروپایی را مشاهده کرد. در یک نمونه، آغازین روزهای شروع مذاکرات در مهرماه 1382 وقتی تیم ایران با رویکرد «توافق به هر قیمتی» بر سر میز مذاکرات سعدآباد نشست، کشورهای اروپایی توانستند با یک تهدید کوچک مبنی بر ترک مذاکرات و بازگشت به کشورشان، امتیازات یکطرفهای را از آنها بگیرند. «روحانی» بعدها جلسه آن روز را اینطور توصیف کرد: «دیدم کار پیش نمیرود و ممکن است مذاکره به شکست بینجامد. در لحظاتی هم به این نتیجه رسیدم که مذاکرات به بنبست میرسد و قاعدتا باید طرح جایگزین (اعلام یکجانبه موارد از سوی ایران) را اجرا کنیم.» نشست سعدآباد نهایتا به توافق و صدور بیانیه مشترک منجر شد اما یک نکته جالب وجود داشت. تیم ایران از طرف اروپایی یک قول شفاهی گرفته و در کمال تعجب آن را در متن امضا شده نیاورده بود. «آقای روحانی» میگوید: «در جلسه با وزرای اروپایی گفتم که در مقام عمل تعلیق تنها در حد تعلیق گازدهی در نطنز خواهد بود، گرچه عبارت بیانیه کمی متفاوت بود.» آنها در حالی با اعتماد به وعده شفاهی اروپا مبنی بر «معنای تعلیق در حد توقف گازدهی به سانتریفیوژهای نطنز است.» به پذیرفتن «تفسیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تعلیق» در بیانیه نهایی راضی شدند که اندکی بعد اروپا چهره دیگری از خود نشان داد.
,آقای روحانی در خاطرات خود از آن ایام مینویسد: «البرادعی بعدا تحت فشار اروپا تخلف کرد و آژانس هم با تفسیر جدیدی علاوهبر نطنز، قطعهسازی و مونتاژ را هم جزء موارد تعلیق اعلام کرد.» مواردی از این جنس در مذاکرات بروکسل و پاریس نیز تکرار شد و دست آخر آقای روحانی رئیس تیم مذاکرات ایران و دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی در آخرین روزهای مسئولیت خود طی نامهای به دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نتیجه مذاکرات آن سالها را چنین توصیف کرد: «متأسفانه، در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابهازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قولهای انجام نشده و درخواستهای بیشتر روبهرو شد.» اما همه اینها باعث نشد که تیم مذاکراتی ایران در ارزیابیاش از شرایط، به «ضعف محاسبات خود» و یا حتی «بیصداقتی» و «غیرقابل اعتماد بودن» اروپا حکم کند. در عوض آنها نتیجه گرفتند باید سراغ مذاکره با آمریکا رفت: «اروپاییها بدون چراغ سبز آمریکا قادر به انجام هیچ کار مهمی نبودند... اروپاییها حتی نتوانستند یک هواپیمای ایرباس را بدون هماهنگی با آمریکا به ما بفروشند.» و در نهایت آقای روحانی گفت: «مذاکره با اینها (اروپا) فایدهای ندارد، باید با رئیس اینها(آمریکا) مذاکره کنیم.»
,هشت سال بعد با رویکار آمدن دولت یازدهم ایده «تعامل با جهان» از همین نقطه ادامه یافت. «حسن روحانی» اردیبهشت 1392 در جمع دانشجویان «دانشگاه صنعتی شریف» گفته بود: «اروپاییها آقا اجازه هستند و آمریکا کدخداست؛ بستن با کدخدا راحتتر است.» اما متأسفانه باز هم موضوع به این اندازه «راحت» نبود! مذاکره با آمریکا آغاز شد و تا گفتوگوی تلفنی رؤسایجمهور ایران و آمریکا و حتی مصافحه وزیر خارجه ایران با رئیسجمهور آمریکا در راهروی سازمان ملل نیز پیش رفت. پس از دو سال گفتوگوهای پیاپی دوجانبه و چندجانبه دولتمردان ایرانی و آمریکایی در پرونده هستهای ایران، دستاورد این مذاکرات در سال 1394 توافقی به نام «برجام»(برنامه جامع اقدام مشترک) لقب گرفت. توافقی که با گذشت دو سال از اجرایش، تنها کشوری که به تعهداتش کاملا پایبند ماند ایران بود. کار به جایی رسید که «عباس عراقچی» معاون وزیر خارجه و عضو ارشد تیم مذاکراتی ایران اسفند 1396 در اندیشکده «چتمهاوس» لندن گفت: «ایران برجام را داستانی موفق نمیداند؛ چراکه ایران از آن بهرهمند نشده و تحریمها برداشته نشده است. دلیل آن ساده است، آمریکا تقریبا هر روز تعهداتش در برجام را نقض میکند.» دو ماه بعد در اردیبهشت 1397 آمریکا با یک امضا تکلیف برجام را روشن کرد و از آن خارج شد. اما حتی این تجربه هم باعث نشد تا تیم مذاکرات ایران در ارزیابیاش از سالهای مذاکره، «ضعف محاسبات خود» و «عهدشکنی اروپا و آمریکا» را نتیجهگیری کند. در عوض آنها تصمیم گرفتند یک بار دیگر بدون حضور آمریکا و با اروپا ادامه مسیر دهند. مسیری که پیشتر در سال 1382 پیموده و به بنبست رسیده بودند. در واقع دولت دوازدهم با شعار به عقب باز نمیگردیم به عقب بازگشت!
,«حسن روحانی» که پس از مذاکرات دو ساله 1382 تا 1384 طعم بدعهدی اروپا را چشیده و در خاطراتش از آن سالها نوشته بود: «این مسئله کاملا روشن شد که اروپا نمیتواند در برابر فشار آمریکا بایستد... در واقع اروپاییها در اجرای تعهدی که متقبل شده بودند، ناتوان بودند... در نگاه کلی، اروپاییها همواره به دنبال نوعی اجماع و یا دستکم هماهنگی با آمریکا بودند.» و برهمین اساس آمریکا را کدخدا و رئیس اروپا لقب داده بود در تناقضی آشکار کدخدای دیروز را مزاحم امروز خواند و گفت: «یک موجود مزاحم از برجام رفت... برجام منهای آمریکا را با دیگر اعضای 1+5 و از جمله اروپا ادامه میدهیم.» یک ماه پس از سخنان رئیسجمهور، «فدریکا موگرینی» مسئول وقت سیاست خارجی اتحادیه اروپا در خرداد 1397 با صراحت گفت: «عزم ما برای حفظ توافق هستهای، در راستای منافع آمریکاست.»
,با این حال دو سال دیگر از عمر ملت ایران صرف آزمودن آزموده شد تا در نهایت 14 آذر 1399 «محمدجواد ظریف»، وزیر خارجه ایران در اعتراض به کارشکنی و نقض عهد کشورهای اروپایی خطاب به آنها بنویسد: «به تعهداتتان ذیل قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل پایبند باشید و نقض برجام را متوقف کنید.» اما باز هم برای تیم مذاکراتی ایران تمام این رویدادها کافی نبود تا به بازنگری جدی عملکرد خود و اصلاح ارزیابیشان از اروپا و آمریکا بپردازند. در عوض این بار مجددا نتیجه گرفتند با بازگشت آمریکا و آمدن «جو بایدن» مسئله حل میشود. وزیر خارجه ایران 28 آبان 1399 به روزنامه دولتی ایران گفت: «آقای بایدن اگر رئیسجمهور آمریکا شد و در کاخ سفید مستقر شد، میتواند با سه فرمان اجرایی همه اینها(تحریمها) را لغو کند... لذا مردم باید امیدوار باشند.» «حسن روحانی» نیز که پیشتر با کدخدا خواندن آمریکا خواستار مذاکره با آنها شده بود و پس از مذاکره، آمریکا را مزاحم خواند و با خروجش از میان طرفهای مذاکره ابراز خوشحالی کرد؛ متناقضتر از همیشه این بار خواستار بازگشت مزاحم به برجام شد و گفت: «همانطور که آن آدم کمسواد تاجرمسلک(ترامپ) یک کاغذ را خطخطی کرد، نفر بعدی(بایدن) یک کاغذ خوب بگذارد و قشنگ امضا کند تا سر جای اول برگردیم.» در این میان آنچه به پای 10 سال آزمون و خطای از پیش شکست خورده تباه شد، فرصتها و ظرفیتهای بومی برای توسعه ایران بود.
,تیم مذاکراتی 1382 که بعدها دولتمردان 1392 شدند؛ هر اندازه ادعای کاردانی و کاربلدی داشته باشند، این میزان از تذبذب در سیاستورزی بینالمللی جز عملکردی ناشیانه چیز دیگری نمیتواند باشد. ایده آنها در «تعامل با جهان» جواب نداد چون جهان صاحبان این ایده بیش از حد کوچک بود و تنها شامل آمریکا و سه کشور اروپایی میشد. در فیزیک یک اصطلاح کاربردی وجود دارد که میگوید اولین گام برای حل مسئله؛ به دست آوردن درک درستی از صورت مسئله است. بر این اساس آنها نه در پایان که در اولین گام شکست خوردند چون مسئله را بهدرستی فهم نکردند. مسئله اروپا و آمریکا نه برنامه هستهای ایران که اقتدار و استقلال ایران بود. آنها از مذاکراتی توقع گشایش اقتصادی داشتند که طرف دیگر میز با هدف مهار قدرت ایران پشت آن نشسته بود. «گشایش اقتصاد ایران» با «مهار قدرت ایران» قابل جمع نیست و این میز اساسا اشتباه چیده شده بود.
,,
,

, ,
,
تمام قد به احترام پرستاران بایستیم
, تمام قد به احترام پرستاران بایستیم,سید صادق غفوریان در خراسان نوشت:
, سید صادق غفوریان در خراسان نوشت:,نمای اول: «به مامانم گفتم، مامان جون می خوام چند روز مرخصی بگیرم، خونه باشم که استراحت کنم، یک کم خسته ام. مامانم طوری که انگار حرف بدی بهش زدم، نگاهم کرد و گفت: شیرم رو حلالت نمی کنم اگه بشینی توی خونه و نری سر کار. اون بیمارهایی که توی بیمارستان بستری اند الان به حضورت نیاز دارند...». (روایت پرستار بیمارستان امام خمینی تهران- منبع: فارس)
,نمای دوم: «وقتی آقای راننده متوجه شد پرستار بخش آی سی یو هستم، وسط اتوبان صیاد پیاده ام کرد...». (روایت پرستار بیمارستان مسیح دانشوری- منبع: ایسنا)
,نمای سوم: «مکوندی هستم... می گم می شه این مبلغ کرایه ای که الان پرداختن بهشون برگردونید من از پرستارهای بخش کرونا کرایه نمی گیرم».
,
نمای چهارم: رئیس سازمان نظام پرستاری: «سال قبل معوقات حتی به ۱۸ ماه هم می رسید. توانستیم با رایزنی های صورت گرفته معوقات را به سه تا چهار ماه برسانیم».
این چهار جمله، روایت و نوع مواجهه ما با کسانی است که در 10 ماه گذشته جان داده اند تا من و شما جان ندهیم. روایت اول؛ مواجهه مادر فداکاری است که حتی با وجود خطراتی که خودش را هم تهدید می کند، اما حاضر نیست فرزندش بیمارستان را در این شرایط رها کند. روایت دوم؛ شبیه مواجهه برخی از ماست که یک بار در تاکسی اتفاق می افتد و یک بار هم با رعایت نکردن ضوابط بهداشتی مثل راه اندازی دورهمی ها یا سفرهای غیرضروری و روایت سوم هم مواجهه ای متفاوت از همکار قبلی اش با این شرایط... و اما روایت چهارم نوع مواجهه سیستمی را بیان می کند که با وجود همه سختیها و مشقت هایی که گروه درمان در ماه های گذشته داشته اند اما همچنان باید بابت معوقات حقوق و کارانه هایشان منتظر بمانند.
,
چرا پرستاران مهم تر از همیشه شده اند؟
بی شک پرستاران به واسطه وظیفه خطیرشان، همواره از مهم ترین اقشار اجتماعی به شمار می آیند اما آن چه امروز آن ها را در سراسر جهان در کانون توجه قرار داده است، سه دلیل عمده دارد:
,
1- پرستاران در مواجهه با همه گیری کرونا نه در کشور ما بلکه در سراسر جهان حماسه ای آفریدند که تاریخ تا سال ها از آن سخن خواهد گفت، چنان که همین حالا نیز رسانه ها در برابر موضوعات و مسائل پرستاران حساس تر از همیشه عمل می کنند. برای نمونه روزهای قبل که در آمریکا واکسیناسیون گروه های پرخطر آغاز شد، وقتی اولین واکسن به یک پرستار بخش بیماران کرونا تزریق شد، اشک ها و گریه این پرستار مورد توجه رسانه ها قرار گرفت و خبرنگاران با روایت های احساسی اشک های او را نوعی آسودگی پس از ماه ها مواجهه با مخاطرات و استرس های محیط کار قلمداد کردند. از سوی دیگر هم اکنون، نهادهای بینالمللی آمار جهانی جان باختگان پرستاران در این همه گیری را بیش از هزار و 500 نفر گزارش کرده اند که رقم قابل توجهی است.
,اما واقعیت این موضوع در کشور ما به دلیل شرایط ویژه و کاستی های موجود در بخش بهداشت و درمان، قصه دیگری دارد. اگر امروز مردم، مسئولان و رسانه ها از واژه های «مدافعان سلامت»، «جانفشانی»، «ایثار» و «رشادت» برای پرستاران یاد می کنند و جان باختگان شان را «شهید» می نامند، دقیقا حق را گفته و دین شان را به آن ها ادا کرده اند. در اینباره اجازه بدهید به یک آمار اشاره کنیم. طبق اعلام سازمان نظام پرستاری، هم اکنون کشور با کمبود شدید پرستار مواجه است به طوری که اگر شرایط استاندارد جهانی تعداد پرستاران در مراکز درمانی به ازای هر تخت 2.7 است، این رقم در ایران حدود 0.7 یعنی کمتر از یک پرستار است. بماند که پرداخت ها و پاداش های ویژه برای پرستاران بخش های کرونا در برخی از کشورهای پیشرفته در نوع خود عدد و رقم های عجیبی است. حالا با این چالش و حقوق های نه چندان مناسب و مطالبات چند ماهه، آیا به نظر شما کار در این شرایط، جانفشانی نیست؟ و آیا ما نباید برای پرستاران کشور که تاکنون 100 نفرشان در این ایام به شهادت رسیده اند، تمام قد بایستیم؟
,2- و نکته دوم که حرفه پرستاری را اکنون بیش از هر دوره دیگری دارای اهمیت کرده است، وجود اضطراب و نگرانی پرستاران و اطرافیانشان در این ایام است. این استرس ها حتی برای پرستاران شاغل در بخشهای غیر کرونا هم کم نیست. به هر روی آن ها در بخشهای ویژه کرونا، مراکزدرمانی و بیمارستان ها رفت وآمد و اقامت طولانی دارند و اگرچه شاید خودشان با این موضوع کنار آمدهاند اما خانواده ها و اطرافیانشان نوعی از نگرانیهای مداوم را تجربه می کنند. برخی از آن ها حتی نزدیکانشان را به دلیل انتقال این بیماری از دست داده اند و شاید این رنجش خاطر برای همیشه همراهشان بماند یا حداقل این که به دلیل رفت و آمدشان به بیمارستان، برای رعایت حال والدینشان ماه هاست که آن ها را یک دل سیر ندیده اند. بنابراین برای این وضعیت که آن ها را درمعرض آسیب های روحی و روانی قرار داده است، می طلبد که مسئولان در دولت و مجلس با اقدامات تشویقی ویژه و البته فوری، در جهت کاستن از آلام شان گام های جدی بردارند و همچنین می طلبد من و شما هم با رعایت ضوابط بهداشتی، یار و همراه این ایام سخت آن ها باشیم.
,
3- قدردانی ما از کادر درمان و پرستاران که این روزها جانشان را سپر بلای محافظت از همه ما کرده اند نه یک وظیفه که حتی سرمایه گذاری برای آینده است. امروز ایثار، از خود گذشتگی و جانفشانی برای هموطن در کلمه ای به نام «کادر درمان و پرستار» نمود یافته و بدیهی است ارج نهادن به آن ها تبیین و تثبیت این رفتار و صفات برای جامعه و نسل آینده است.
الهی که این فرشتگان زمینی همیشه در سلامتی و شادکامی باشند...
,
,
,

, ,
,
چگونه قوی شویم؟
,
, چگونه قوی شویم؟,
محمدجواد اخوان در جوان نوشت:
, محمدجواد اخوان در جوان نوشت:,
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دستاندرکاران مراسم سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی، در ضمن توصیههای خود فرمودند: «به مسئولین کشور و ملّت عزیزمان میخواهم توصیه بکنم سعی کنند قوی بشوند؛ به قول شاعر خراسانی ما “برو قوی شو اگر راحت جهانطلبی”. باید قوی بشوید؛ هم در اقتصاد قوی بشوید، هم در علم قوی بشوید، هم در فنّاوری باید قوی بشوید، هم در دفاع نظامی باید قوی بشوید؛ باید قوی بشوید. تا قوی نشوید، دشمنها به شما طمع خواهند کرد، به شما تعرّض خواهند کرد، تجاوز خواهند کرد. این توصیه اوّل که توصیه همیشگی من است و من خودم تا توان دارم و تا توفیق از طرف پروردگار داشته باشم، این قضیه را دنبال میکنم؛ مسئولین هم موظّفند دنبال کنند.»
به نظر میرسد با توجه به آنکه این سیاست کلان یعنی «قدرتمندسازی همه جانبه ایران» شکلدهنده مجموعه کلانراهبردها و خطمشی اجرایی کشور در حوزههای گوناگون در آتیه پیش رو است، ضروری است برخی مؤلفههای آن مبتنی بر رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی تبیین و ترسیم گردد:
۱. قوی شدن همهجانبه: اگر تا پیش از این تجربه مثبتی در قدرتمند شدن در حوزه نظامی و استراتژیک، داشتهایم و این تجربه بهعنوان الگویی موفق پیشرفت توانمندی دفاعی کشور را رقمزده است، اکنون سخن از بهرهگیری از این الگو در حوزههای گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی است. اینک باید در جبهه مقابله با جنگ ترکیبی دشمن، در تمام حوزههای آسیبپذیر قدرت تولید کرد و باید با اطمینان در استحکام ساخت درونی خودی، دشمن را در تهاجم در تمام حوزههای یادشده دچار تردیدهای اساسی کرد. برای نمونه اگر اقتصاد ملی به سطحی از قدرت برسد، هزینههای اعمال تحریم چنان از فایدههای آن بالاتر میرود که خودبهخود دشمن از اعمال آن منصرف میگردد.
۲. چندبعدی بودن: قوی شدن کامل، زمانی تحقق مییابد که حداقل سطحی از قدرت و بهگونهای متناسب و متقارن در حوزههای مختلف تحقق یابد. نمیتوان از قدرت اقتصادی سخن گفت، درحالیکه برای تولید قدرت سیاسی و یا فرهنگی هیچ گامی برداشته نشده باشد. اقتدارآفرینی پدیدهای چندبعدی است و این بدان معناست که ابعاد آن در تعامل و همافزایی با یکدیگر هستند و رشد و پیشرفت ابعاد گوناگون بر یکدیگر مؤثر خواهد بود.
۳. روحیه جهادی و عزم ملی برای نیل به قله اقتدار: برخلاف اقتدارآفرینی در محیط دفاعی و امنیتی که نهادها و مراجع ذیربط مشخصی متولی آن هستند، در تولید و ارتقای قدرت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، نهادهای گوناگون دولتی و غیردولتی و نخبگان و آحاد ملت دخیلند. ازاینرو با تصمیم و اراده بخشی نمیتوان به آن دستیافت و در کنار وجود روحیه انقلابی و جهادی در مسئولان، وجود نوعی عزم و اراده ملی و فراگیر ضروری به نظر میرسد. لازمه تحقق این عزم همگانی، تبدیلشدن آن به گفتمان عمومی و همآرایی و همسانسازی نظری در لایههای مختلف اجتماعی در پیرامون این مهم است.
۴. برنامهریزی راهبردی و طویلالمدت: هرچند شرایط خاص و فوقالعاده کنونی، لزوم توجه بیشتر به مفهوم مقاومت و استحکام ساخت درونی را آشکار ساخته است، اما اولاً روشن است که تحقق کامل این هدف زمانبر بوده و ثانیاً نیازمند حرکتی مستمر و بیوقفه است. ازاینرو باید در برنامهریزی برای قدرتمندشدن فراگیر، قله چشمانداز همواره مدنظر بوده و بر اساس زمان لازم برای نیل به آن طرحریزی کرد و همچنین اعمال سلیقههای فردی و یا تغییرات سیاسی نتواند برنامه راهبردی نیل به آن را با چالش مواجه سازد. بهبیاندیگر اگر بهعنوان نمونه بر اساس برآوردها، زمان موردنیاز برای تحقق این هدف چند دوره دولت چهارساله را شامل شود باید همه رؤسای جمهور آینده و اعضای کابینه و سایر مسئولان بدانند که در این ریلگذاری باید حرکت و از هرگونه سلیقه گرایی و تکروی پرهیز کنند.
۵. پایش و نظارت مستمر بر پیشرفت: هرگونه جهش راهبردی نیازمند رصد، پایش، بازخوردگیری و ارزیابی مستمر است و بدون توجه به این نکته مهم، عملاً نمیتوان راه به جایی برد. از اینرو ضروری است با تعیین شاخصها و معیارهای قابلسنجش، میزان موفقیت و یا عدم موفقیت برنامهریزیهای اجراشده در مسیر قویسازی ارکان کشور بهصورت نوبهای موردمطالعه قرارگرفته و راهکارهای اصلاحی توصیه گردد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

, ,
راز اشتیاق اصولگرایان به ریاستجمهوری !
, راز اشتیاق اصولگرایان به ریاستجمهوری !,
جعفر گلابی در آرمان نوشت:
تعداد، تنوع و سطح کاندیداهای اصولگرا در انتخابات ریاستجمهوری جذابیت خاص این مقام برای به صفشدگان مذکور را نشان میدهد و سوال مهمی را بهوجود میآورد که در اوج مشکلات، بحرانها و پیچیدگیهای موجود اشتیاقی چنین خیرهکننده ناشی از کدام تصور و براساس چه تحلیلی صورت میگیرد؟ ایشان در خویش شاهد کدام قدرت و مدیریت هستند که میتوانند حداقل رضایت درونی ایجاد کنند که پا در این عرصه بگذارند و شرمنده مردم نشوند و خسارت هم نبینند؟ اگر با نگاهی استاندارد به موضوع بنگریم قاعدتا افراد و شخصیتهای مختلف سیاسی در این اوضاع سخت و پرابهام نهتنها خود را در معرض چنین آزمون بزرگی قرار نمیدهند که از آن میگریزند و عطایش را به لقایش خواهند بخشید.
,
,
کما اینکه در میان اصلاحطلبان تقریبا وضع به همین صورت است و هرکس موقعیت و بضاعت لازم را دارد پیشنهادها را رد میکند و به زبان بیزبانی میگوید: برو این دام بر مرغ دگر نه... درست هم همین است: با خزانهای خالی، با اختیارات کم رئیسجمهور، انتظارات بحق و سربهفلککشیده مردم و وجود گرداب هولناکی از بحرانها و چالشها و معضلها کمتر کسی توان مدیریت اوضاع را خواهد داشت و اگر نخواهد جان و آبرو بر سر موضوع بگذارد و اجتماع مردم حجت را بر او تمام نکرده باشد عقل حکم میکند که بگریزد و... لالقیت حبلها علی غاربها ولسقیت آخرها بکاس اولها... همانا ریسمان خلافت را بر کوهان شتران میانداختند و... اما درعالم واقع خصوصا در میان اصولگرایان اینگونه نیست و تصورات و تحلیلهایشان با چارچوبهای استاندارد فاصله زیادی دارد. اگر نیمنگاهی به وضع موجود و سرگذشت دورانهای ریاستجمهوری بیندازیم احتمالا بتوانیم از زاویه نگرش این محترمان سر دربیاوریم و حق بدهیم که بهوفور وارد معرکه شوند و حتی مبارز طلب کنند.
,واقعیت امر این است که ریاستجمهوری اصولگرایان با اصلاحطلبان تفاوت بسیار دارد. در دوران اصلاحات هر 9 روز برای رئیسجمهور یک بحران درست میشد ولی در دوران آقای احمدینژاد نهتنها کسی جرات بحرانآفرینی نداشت که خودشان معرکهها میساختند و گاهی بدون کوچکترین ضرورتی با شورای امنیت سازمان ملل گلاویز میشدند و قطعنامهدانشان! را پر میکردند و کسی هم نمیتوانست ایشان را بازخواست کند که مثلا حالا طرح موضوع هولوکاست چه ضرورتی دارد و چرا باید از ناکجاآباد رنجی بر رنجهای مردم خود بیفزاییم؟ انواع مسافرتهای خارجی ایشان بدون توجیهات دیپلماتیک انجام میگرفت و در نوبت آخر که به نیویورک تشریف بردند 150 نفر با خانوادهها را همراه خود بردند و خدا میداند که چه هزینهای پرداخت شد و آب از آب هم تکان نخورد! از همه مهمتر در یک پدیده کمسابقه اقتصادی 800میلیارد دلار درآمد برای کشور حاصل شد ولی هنوز که هنوز است 2 خط پاسخ ندادهاند که این پول را کجا و چگونه مصرف کردند و خزانه خالی را تحویل دولت بعد دادند!؟
,وقتی تصدی پستها در یک جناح اینگونه باشد و تازه انواع حمایتهای غیبی را دریافت کنند و صداوسیما هم حداقل در 7 سال تصدی وی از او معجزه مدیریت بسازد هم فال است و هم تماشا و دیگران که احیانا سوابق بیشتری دارند حق دارند رویای ریاستجمهوری را در سر بپرورانند و بخت خویش را در این وادی بیخطر و بیسوال و جواب بسنجند! البته اینگونه مدیریت و احوال پیرامونی آن در میان اصولگرایان در پست ریاستجمهوری تنها خلاصه نمیشود و در شهرداری هم وضع کم و بیش همین بود و حدود 15سال پایتخت در دست اصولگرایان بود و هنوز هم به بسیاری از ابهامات و سوالهای مهم و مستند پاسخی نمیدهند و مشکلی هم متوجهشان نمیشود.
,
البته مشکل مدیریت بدون مزاحمت و بیشترین پشتیبانی چیز بدی نیست که خود یک امتیاز است و میتواند در رفع بسیاری از چالشها کمکرسان باشد، مشکل آنجاست که وقتی افراد خصوصا در حساسترین پستها و مقامات دائما مورد سوال قرار نگیرند و ملزم به پاسخگویی نباشند و گاهی سوالکنندگان در حد نمایندگی مجلس را مسخره کنند، خسارات عظیمی به بار میآورند که تا سالها گریبان کشور و مردم را خواهد گرفت. از هماکنون با وجود مجلسی همراه که مقدمات ریاستجمهوری افراد خاصی را فراهم میکند بیم تکرار دوران معجزه هزاره سوم هراسی بعید نیست، با این تفاوت که این بار اوضاع بسیار شکنندهتر است و استحکام پایههای کشور چنان نیست که تاب ماجراجوییها و مدیریتهای باری بههرجهت را داشته باشد.
,
,

, ,
جایگاه والای مجاهدین درمانی
, جایگاه والای مجاهدین درمانی,سید فاطمه ذوالقدر در ابتکار نوشت:
, سید فاطمه ذوالقدر در ابتکار نوشت: ,حضرت زینب(ع) پرستاری امام زمانش حضرت زین العابدین(ع) و دیگر بیماران و مصیبت زدگان اهل بیت را برعهده داشت و ضمن این که رسالت مهم نگهداری و تبلیغ از نهضت حسینی را به خوبی انجام داد، از پرستاری نیز با تحمل آن همه سختی ها و ناملایمات، آنی فروگذار نبود و تا آخرین رمق، دین خود در انجام وظیفه ادا کرد.
,امیدواریم این سیره همچنان فراروی پرستاران بزرگوار این مرز و بوم باشد؛ بالاخص در این ایام دشوار که کشور با ویروس کرونا دست و پنجه نرم می کند و بیمارستان ها شلوغ و مراجعین، نیازمند حضور و مراقبت بیشتر این عزیزان در بیمارستان ها می باشند.
,از سوی دیگر لازم است نگاه ویژه حمایتی به این قشر داشت تا با امید و انگیزه بالا به خدمت خود در این سرزمین ادامه دهند. طی این مدتی که از آغاز شیوع ویروس کرونا در ایران میگذرد، پرستاران بیشترین تماس را با بیماران کرونایی داشتهاند. این موضوع درصد ابتلای به این بیماری را برای پرستاران بالا برده و به علت کمبود نیرو یک پرستار در ایران باید بیشتر از استانداردهای جهانی کار کند. بخشهای درمان کشور ٢۵٠ هزار پرستار کم دارد که پرستاران مشغول به کار در شرایط کرونایی فشار کاری سه برابری را تحمل میکنند. اما با این حال حتی حق و حقوق عادی پرستاران نیز پرداخت نمیشود. این در حالی است که در آبان ماه، ۳۰ پرستارِ مدافع سلامت شهید شدهاند و در مجموع تعداد شهدای پرستار به ۸۴ نفر رسیده، تعداد مبتلایان پرستار حدود ۵۰ هزار نفر و تعداد پرستاران قرنطینه، بستری یا … ، که از خدمت منفک شدهاند از مرز هشت هزار نفر گذشته است. لذا، نیروی کافی، تامین تجهیزات لازم و انجام اقدامات انگیزشی متناسب و مدیریت و نظارت جدی در این ایام سخت و نفسگیر برای بهبود وضعیت درمان ضروری است که اگر اجرا نشود بحران کرونا و تبعات آن به این زودی پایان نخواهد یافت.امیدواریم شاهد اجرای بی چون و چرای قوانین پرستاری بویژه بازنشستگی با مزایای مشاغل سخت و زیان آور و قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری در آینده نه چندان دور باشیم تا پرستاران نیز از حقوق اولیه خود بهره مند شوند. قانون مشاغل سخت و زیان آور، متاسفانه به طور کامل برای پرستاران اجرایی نمیشود. لذا لازم است وزارت بهداشت به صورت جدی این موضوع را جهت اجرایی شدن، پیگیری کند.
,در خصوص قانون گذاری به اندازه کافی قانون در این حوزه موجود است اما در مورد نظارت، مجلس باید حساستر شود. به عنوان مثال قانون برنامه ششم توسعه مقرر داشته است که در چارچوب قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری و تعدیل کارانه های پرستاری، دولت در قالب قوانین بودجه سالانه در سقف کارانه پرستاری و در چارچوب بسته های خدمات تشخیصی درمانی موضوع قانون مذکور اعتبارات مورد نیاز را تامین کند که هم اکنون که در ایام بررسی و تصویب قانون بودجه ١۴٠٠ هستیم بهترین زمان ممکن برای لحاظ این مهم است که مورد توجه دست اندرکاران قرار گیرد. در نهایت میلاد با سعادت حضرت زینب و روز پرستار را به این مجاهدین درمانی کشور تبریک و تهنیت عرض کرده و چنانچه این روزها خبر از پرداخت مطالبات پرستاران است، امیدواریم این وعده ها، در این روزهای سخت اقتصادی، عملی و گوشه ای از زحمات این کارکنان دلسوز جبران شود.
,,
انتهای پیام/ک
]
ارسال دیدگاه