یادداشت؛

واقعیت تلخ؛ ایران اقتصاد چهاردهم دنیا

واقعیت تلخ؛ ایران اقتصاد چهاردهم دنیا
خبری را صندوق بین‌المللی پول منتشر کرد که طبق آن ایران چهاردهمین اقتصاد برتر دنیا معرفی شده بود، در استناد خبر شکی نیست ولی چرا در کف جامعه وقتی بررسی می کنیم واقعیت جامعه، شیرینی این رتبه اقتصادی را به کام مردم تلخ کرده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس؛ چندی پیش خبری را صندوق بین‌المللی پول منتشر کرد که طبق آن ایران چهاردهمین اقتصاد برتر دنیا معرفی شده بود، در استناد و اتقان خبر شکی نیست ولی چرا در کف جامعه وقتی قدم می‌زنیم واقعیت جامعه، شیرینی این رتبه اقتصادی را به کام مردم تلخ کرده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,

حقیقت زندگی مردم نمودار، مدل و تحلیل اقتصادی نمی‌پذیرد بلکه سیری یا گرسنگی، اشتغال یا بیکاری، بدهی یا طلبکاری را با گوشت و پوست و استخوان می‌فهمد.

,

حال برای این سوال که چرا اقتصاد ایران چهاردهمین اقتصاد دنیاست ولی مردم رضایت نسبی را از وضعیت اقتصادی زندگی خود ندارند؟ و تورم، بسیار بی‌محابا علاوه بر مال، جان مردم را نیز مورد هدف قرار داده است؟ و یا نظام بانکی هنوز از سلامت لازم برخوردار نیست؟ پاسخ‌های فراوان داده شده و حتما سوالات بیشتری در ذهن شما نقش بسته است ولی برای حل این موضوع، لطفاً دید سیاسی نداشته باشید یعنی چه اصلاح‌طلب هستید و چه اصولگرا و یا انقلابی، از نظام حاکمه فعلی راضی هستید یا نه، اصلا مهم نیست پس لطفا عینک سیاسی خود را بردارید  و فقط از بعد اقتصادی به مسئله بنگرید.

,

 

,

, ,

وقتی به جدول رشد تورم در کشور نگاه می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم از سال 1315 که اولین بار این شاخص وارد دنیای اقتصادی ایران شده است تا کنون این شاخص دائم در حال رشد است یعنی در همان سال اول شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران 4هزارم است و هم‌اکنون این عدد در خردادماه سال 1401 یعنی سال جاری 575.4 است.

,

می‌دانید این اعداد در دنیای جیب شما چگونه معنا می‌شود؟

,

برای مثال شما در سال 1315 یک تومان (دقت کنید یک سکه یک تومانی مد نظر است) از کسی قرض گرفتید، الان با توجه به قوانین موجود و افت ارزش پول ملی چقدر باید به او برگردانید؟ (دوباره دقت کنید قرض کردید، ربا نگرفتید) شما می‌بایست مبلغ 143،850 تومان به طلبکار خود برگردانید.

,

به روش دیگری نیز می‌توان این موضوع را بررسی کرد، فرض کنید شما در سال 1315 با یک تومان می‌‌توانستید کالایی را بخرید ولی اگر همان کالا را در 1401 بخواهید خرید کنید باید 143،850 تومان پول پرداخت کنید.

,

لطفا عینک سیاسی را از روی چشم خود بردارید

,

در ابتدا با یکدیگر توافق کردیم که مدافع و مهاجم سیاسی نباشیم پس لطفا فعلا تا انتهای متن از زدن برچسب خودداری کنید.

,

این دو عددی که در سال 1315 و 1401 به آن اشاره شد نشان‌دهنده یک موضوع دیگری نیز هست چراکه رشد تورم چه قبل از سال 57 و چه بعد از آن کم و بیش وجود داشته است و منحصر به قبل و یا بعد از انقلاب نیست.

,

این یعنی اینکه سیاست اقتصادی حاکم بر ایران از سال 57 تا کنون در حوزه پولی و مالی ثابت بود و تغییر چندانی نداشته است. این مثال را بارها گفتم و این بار می‌نویسم، بانک صادرات قبل از انقلاب 57 متعلق به هژبر یزدانی بود و بعد از انقلاب دولتی و بعد بخشی از آن خصوصی شد ولی سیاست‌های آن همانند قبل ثابت است.

,

سیاست‌های ثابت یعنی چه؟

,

به عنوان مثال همه دولت‌ها برای کنترل بدهی‌های خود از سیاست‌های پولی استفاده می‌کنند یعنی اینکه اصطلاحا به بانک مرکزی اجازه می‌دهند پول چاپ کند و متأسفانه این یک الگوی ثابت در کل جهان است برای مثال در آمریکا از سال 1910 تاکنون 3،000 درصد افت ارزش پول ملی تجربه شده است.

,

, ,

به این معنا که دولت با توجه به حجم مخارجی که دارد نتوانسته است منابع لازم را جذب کند و از این رو اقدام به قرض گرفتن (استقراض) از بانک مرکزی کرده، پس در نتیجه حجم پول موجود در اقتصاد افزایش داشته یا زیاد شده یا اینکه متورم شده ولی در مقابل ارزش آن کم شده است.

,

به عبارت دیگر وقتی بانک مرکزی مثلا پول چاپ می‌کند شما دیگر با هزار تومانی موجود در جیب خود نمی‌توانید یک کیلو ماست بخرید بلکه فقط می‌توانید 800گرم ماست بخرید و این پول دائم در حال آب شدن است.

,

حال در دوره‌ای یا کشوری، مقدار تورم کم و در برخی موارد زیاد است ولی باید بدانیم که همیشه وجود دارد و در این شرایط کسی که پول نقد دارد و کالایی نمی‌خرد و خرج روزمره خود را می‌دهد، ارزش و اعتبار دارایی او دائم در حال کم شدن است ولی در عوض کسی که یک دارایی حداقلی دارد، افت ارزش پول را زیاد تجربه نمی‌کند.

,

اصطلاحا می‌توان گفت که روزبه‌روز فقرا فقیرتر و پول‌دارها پول‌دارتر می‌شوند چراکه فقرا با دارایی‌های غیر نقد به واسطه تورم و گرانی فاصله پیدا می‌گیرند و پول‌دارها به‌واسطه داشتن دارایی‌های غیر نقدی، رشد ثروت را تجربه می‌کنند.

,

حالا سیاست کلی ارزیابی بانک تجارت جهانی نیز بر همین اسلوب بنا شده است یعنی برای سنجش وضعیت اقتصادی یک جامعه رشد سرمایه از ارزش بالاتری برخوردار است تا عدالت در توزیع سرمایه.

,

البته رشد سرمایه کاملا متفاوت از رشد نقدینگی و افزایش تورم است و مثال تورم را برای این گفته شد که مدل پرداختن به معیشت مردم از نظر علم اقتصاد و همچنین نهادهای بین‌المللی اقتصاد روشن شود.

,

برای مثال بزرگترین اقتصاد جهان یعنی ایالات متحده آمریکا طبق آمارهای خود دارای 30 میلیون نفر بی‌خانمان (Homeless) است یعنی اینکه اگر حتی چهاردهم که نه اولین اقتصاد جهان نیز شویم ولی مدل اقتصاد و رفتار اقتصادی دولت نسبت به مردم اصلاح نشود وضعیت سفره مردم بهتر نخواهد شد.

, Homeless,

نویسنده: حسن ضیایی، پژوهشگر اقتصاد

,

انتهای پیام/

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه