مروری بر رفتار سیاسی سید محمد خاتمی یکی از فعالین فتنه 88

از حاشیه های کسب رای اعتماد به عنوان وزیر ارشاد تا بازیگر نقش اول حرکت های ساختارشکنانه

از حاشیه های کسب رای اعتماد به عنوان وزیر ارشاد تا بازیگر نقش اول حرکت های ساختارشکنانه
ماحصل مدیریت فرهنگی محمد خاتمی را باید این جمله از روزنامه لس آنجلس نشین جنگ دانست که در تحلیل اوضاع نشر فرهنگی آن زمان این چنین اشاره می کند : « در ایران، مجلاتی منتشرمی‌شود بسیار پرمحتوا که دست به مبارزه ومقاومت فرهنگی زده‌اند . حرف‌هایی می‌نویسند که ما در آن سوی اقیانوس جرأت بیانش را نداریم »
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از سرویس سیاسی صبح توس، سید محمد خاتمی فردی از خانواده ی روحانیون برجسته ی کشور بود. او فرزند مرحوم ایت الله سید روح الله خاتمی امام جمعه ی شهر یزد دارالعباده ایران است. وی پس از تحصیلات حوزوی و دانشگاهی قبل از انقلاب وارد فضای انقلابی عصر خود گشت و در کنار تحصیلات به جمع روحانیون انقلابی پیوست و در نهایت پس از انقلاب اسلامی با حکم امام راحل مدیر مسئول روزنامه ی پرتیراژ کیهان گردید.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا، , صبح توس,

 
ورود به فضای رسانه ای گویا گام به گام رویکردهای اصلی او را اشکار می ساخت. روزنامه ی تحت مدیریت او بارها حواشی را ایجاد نمود که داد بسیاری از دلسوزان نظام را بر انگیخت. سرانجام او با چراغ سبز میر حسین موسوی وارد کابینه ی او گردید و تصدی پست وزارت فرهنگ را برعهده گرفت.

,
,

 
ورود خاتمی به این وزارت نیز بدون حواشی و مسئله نبود تا جایی که در روز رای اعتماد خاتمی از مجلس، نواب نماینده ی مخالف او پشت تریبون رفت و در نطقی تاریخی تصدی این پست را برای وی که سابقه ی عدم مدیریت بر روزنامه را داشت غیر منطقی دانست و بیان کرد : « آقای خاتمی که در کیهان کثیرالانتشار این قدر اشراف بر مدیریت این روزنامه نداشته باشد ….. آیا ایشان می‌تواند وزارتخانه به این بزرگی را اداره کند »(۱) این نطق نواب اشاره به مقاله ی ۲۸/۱/۶۱ منتشر شده در روزنامه ی کیهان با عنوان « آیا وقت تصفیه روحانیون فردا نرسیده است؟» داشت. هرچند مخالفت های نواب و دیگران از جمله احمد کاشانی مبنی بر نفوذ نهضتی ها ( نهضت آزادی) نتوانست مانع از رای آوردن گزینه ی مشاوره شده ی آقای هاشمی رفسنجانی به میر حسین شود و در نهایت سید محمد خاتمی عده دار مسئولیت مهمترین وزارتخانه ی کشور شد.

,
,

 

,

 

,

جایی که در عصر او با غفلت، تهاجم فرهنگی بر علیه نظام اسلامی وارد و کشور دچار خسارت های فراوانی در این زمینه گردید. در واقع ماحصل مدیریت فرهنگی محمد خاتمی را باید این جمله از روزنامه لس آنجلس نشین جنگ دانست که در تحلیل اوضاع نشر فرهنگی آن زمان این چنین اشاره می کند : « در ایران، مجلاتی منتشرمی‌شود بسیار پرمحتوا که دست به مبارزه ومقاومت فرهنگی زده‌اند . حرف‌هایی می‌نویسند که ما در آن سوی اقیانوس جرئتش را نداریم » (۲) اما در تصدی ده ساله ی وزارت فرهنگ محمد خاتمی کار به اینجا بسنده نمی شود. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش زن جشنواره ی فجر به زن فاحشه ی ترک می رسد. اقدامی که منجر به واکنش فراوان دلسوزان انقلاب شد و با برخورد سخیف و غیر منطقی محمد خاتمی پاسخ داده شد. در نهایت عصر محمد خاتمی بر وزارت فرهنگ را با این جمله از سید شهیدان اهل قلم انتها می دهیم : « دولت جمهوری اسلامی حقیقتاً به شعار آزادی مطبوعات، نویسندگان و هنرمندان پایبندی اعتقادی دارد، اما دوستان خویش را از یاد برده است و اکنون مجموع سیاست‌های نظام اسلامی کار را به آنجا کشانده که نسل انقلاب در هنر و ادبیات احساس عدم امنیت و بیهودگی می‌کند»(۳)

,

 
بر این اساس، انتقاد های فراوان به سید محمد خاتمی سرانجام استعفای او را در پی داشت و منجر شد او به ظاهر از عرصه ی مسئولیت سیاسی خارج گردد و به امورات مجمع روحانیون مبارز بپردازد. جریانی که پرداختن به آن خود وقت دیگری می خواهد. اما محمد خاتمی این بار فضای کاندیداتوری ریاست جمهوری را مناسب دید و با موج سواری و ارائه ی شعارهای مختلف توانست هفتمین رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران گردد. تصدی محمد خاتمی و اوج گیری جریان سکولار تا جایی پیش رفت که رهبر معظم انقلاب موضع گیری صریح در برابر کج اندیشی بعضی از عناصر داخلی و خارجی نمود. ایشان در اسفند ۷۹ و هنوز چند ماه مانده به انتخابات دور هشتم ریاست جمهوری به بررسی مفهوم اصلاحات پرداخت و از کسانی که این موضوع را با دوران گورباچف مقایسه می کردند انتقاد کرد.

,
,

 

,

 

,

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مد ظله العالی چرایی این تحلیل غلط را در چند جمله بیان نمود و اشاره فرمودند : « آقای خاتمی، گورباچف نیست. اشتباه دومشان این است که اسلام، کمونیسم نیست. اشتباه سومشان این است که نظام مردمیِ جمهوری اسلامی، نظام دیکتاتوری پرولتاریا نیست. اشتباه چهارمشان این است که ایرانِ یکپارچه، شورویِ متشکّل از سرزمین های به هم سنجاق شده نیست. اشتباه پنجمشان این است که نقش بی‌بدیل رهبری دینی و معنوی در ایران، شوخی نیست. » (۴)

,

 
سوالی که پیش می آید این است که چرا دشمن احساس کرد اصلاحات حامی و زائیده ی جریان اطراف محمد خاتمی همچون گورباچف به دنبال تغییر نظام سیاسی در کشور خودشان هست. برای پاسخ به این سوال به صورت مختصر دو نمونه از این رفتار ها را ذکر می نماییم.

,
,

 
الف) گفتگوی تمدن ها
گفتگوی تمدن ها هر چند در ظاهر برای جلوگیری از جنگ و خونریزی و تقابل فرهنگ ها با هم شکل گرفت اما اساسی را دنبال کرد که بر خلاف اندیشه های والای انقلاب اسلامی و بنیان گذاری آن بود. در همین راستا محمد خاتمی در دیداری که با ولیعهد انگلیس در تهران داشت نسبت به حکومت انگلیس به عنوان مهمترین حکومت بر قرار کننده ی دمکراسی در جهان اشاره می نماید. شاید وی دسیسه های مختلف انگلیس در سرنگونی حکومت های مردمی جهان و روحیه ی استکباری اش را فراموش کرده بود. اما هر چه بود این جملات توسط خاتمی در دیدار با پرنس چالز مطرح شد. خاتمی در این دیدار گفت : « تجربه ملت انگلیس در استقرار دمکراسی مهم است و جان لاک [ از پیشروان فراماسونری و برده داری ] متفکر پیشتازی در تحکیم مبانی دمکراسی است . شما شخصیتی فرهنگی و علاقه مند به گفتگوی ادیان هستید و این سرآغاز گفتگوی تمدن ها و امری مغتنم است . » (۵)

,
,
,

 
ب) آزادی بی قید
شعار معروف آزادی در زمانی مطرح شد که کشور پس از جنگ و دولت کارگزاران با فضای متفاوتی مواجه گردید. او در زمان تصدی اش جایزه ی کتاب ممتاز سال را به عزت الله فولادوند به مناسبت بیست سال فعالیت در فلسفه ی سیاسی سکولاریسم تقدیم نمود. هرچند آزادی در کلام محمد خاتمی این چنین است : « « اگر دینی توانست آزادی را قبول کند، هم به امر دمکراسی کمک می کند و هم خود دین تلطیف می شود. اگر دین می خواهد بماند، باید حداقل به مقوماتِ حقوق بشر تن دهد . »(۶) بر همین اساس باید گفت محمد خاتمی برداشتی از دین داشت که عمدتاً مخالف با واقع و به اصطلاح امروزی برداشتی روشنفکر مآبانه. اما آزادی در کلام و گفتار سید محمد خاتمی منحصر به دوران ریاست جمهوری او نبود.

,
,
,

 
او در زمان وزارت ارشاد خود نیز چنین مسائلی را مطرح کرد که پاسخ مستحکم شهید آوینی را به دنبال داشت. شهید آوینی در مقاله ای به بررسی سخنان محمد خاتمی می پردازد و بیان می کند : « این آزادی که وزیر محترم ارشاد [ سید محمد خاتمی ] آن را معنا کرده اند، مطلوب انسان های بدوی است و بشر امروز بدویت را به مثابه متضادی برای مفهوم تمدن می شناسد و لذا از این سخن سخت در حیرت فرو خواهد شد … بر خلاف آنچه وزیر محترم ارشاد فرموده اند، خلاء مبتلا به ما ( مسلمانان) در نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها، خلاء تئوریک نیست. اسلام در مقام نظم هیچ نقصی ندارند و نقص هرچه هست از آنجا ست که تمدن امروز، محصولی منقطع از وحی است . مشکل امروز ما غرب زدگی نیست، عوام زدگی است .» (۷)

,
,

 
اما بد نیست خاتمی را در آرای مخالفان نظام نیز ارزیابی نمود. گروهک تروریستی چریک فدایی خلق در ماهنامه ی ارگان رسمی خود به نام کار پس از استعفای محمد خاتمی از وزارت ارشاد این چنین می نویسند : « حجت الاسلام محمد خاتمی وزیر سابق ارشاد که از عناصر روشن بین جناح اسلامی است ، نظرات و دیدگاه هایی را نیز از چند سال قبل مطرح نموده است . او معتقد است که اسلام قرن ها از صحنه زندگی به دور بوده و در آن مواردی که به نظم اجتماعی و روابط بین انسان ها بر می گردد، دچار خلاء است . ….»(۸ )

,
,

 
اینها بخشی از برگ زندگی نامه ی فردی است که در فتنه ی ۸۸ با مدیریت مجمع روحانیون مبارز و حمایت آشکار از فتنه گران نه تنها دامن خود را از اقدامات آنان پاک نساخت بلکه منجر به آتش افروزی گردید. محمد خاتمی تنها فرد از سران فتنه است که نظام جمهوری اسلامی ایران با او تا به امروز با ملاطفت بر خورد نمود و او را محاکمه نکرد. هرچند بعید نیست در دادگاهی که برای سران فتنه تشکیل شود نقش او برجسته تر از دو عنصر کلیدی فتنه ی ۸۸ نباشد.

,
,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه