احمق ها عاشورا را انتخاب کردند!/آن روز هم صدای مردم را نشنیدند

احمق ها عاشورا را انتخاب کردند!/آن روز هم صدای مردم را نشنیدند
این بار دیگر پرده نفاق برافتاده است، همه چیز عیان است و آشکار، همه دیگر می دانند که تقلب بهانه ای بیش نبود و اساس حرکت تیشه زدن به ریشه دین است و انقلاب. آری احمق ها عاشورا را انتخاب کردند و پرده نفاقشان برافتاد. احمق الحمقا آنکه بیانیه داد و آشوب گران را "امت خداجوی" نامید و دیگر هیچ.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از ائل پرس، جریانات سال ۸۸ را که مرور می کنی مسیری را می بینی که طی می شود بنام مردم و بکام دشمنان آنان! اما در انتها این مردم هستند که فتنه را در هم می کوبند. بنام مردم و در لوای حمایت متوهمانه مردم اعلام تقلب می شود. در ابتدا همگان گیج و مبهوتند که چنین چیزی به لحاظ امکان توان اتفاق دارد و یا نه، ولی آنکه اعلام پیروزی می کند آن هم پیش از اتمام رای گیری،  قطعا به یقین رسانده اندش که قاطعانه سخن می راند،  صحنه غبار آلود می شود و هجمه  شایعات رسانه ای بیشتر و بیشتر و هر روز که نه، هر آن! یک اتفاق.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا،, ائل پرس,

نامزدی که رقیبش را در تبلیغات انتخاباتی به دروغگویی و قانون گریزی محکوم می کرد، حال خود در آزمون قانون گرایی قرار می گیرد و خواسته یا ناخواسته مسیر قانون را طی نمی کند و شاید نمی باید و البته نمی تواندکه طی کند. مستنداتی برای تقلب نیست، همه دلایل به قبل از انتخابات استناد می کند ولی با تمام توان ابطال انتخابات را طلب می کنند و در این میان دیگرانی که قسم خورده اند که انقلابی نباشد، کار خود را به پیش می برند و فضا را آنقدر تند می کنند که جناب قانون گرا! نتواند مسیر قانون را طی کند و البته طبیعی ست مسیر قانونی سرانجامی ندارد برای آنها چون مستندی ندارند برای قانون، پس بهتر که مسیر آشوب را در پیش گیرند و خود را رودررو با اصل انقلاب نشان دهند.

,

در این فضای تند فرصت برای عقده گشایی فراهم است و برخی شاید عقده سی ساله را بروز می دهند و می تازند. یکی میان آشوب، انقلاب را ارث پدری خود می خواند و مردم را به شورش فرا می خواند و دیگری آتش آشوب را فراهم تر می کند و تامین مالی دوستان، هر دو آقازاده اند و نان خور انقلاب، اما نمی دانم چه عقده ای دارند که از خفا به آشکارا آمده و عقده می گشایند. تو گویی گناه مردم این است که به خواست پدرشان! رای نداده اند و حال که رای نداده اند باید طعم تلخ آشوب اشرافیت را بچشند. شکم سیرانی که از سر شهوت قدرت، شهر را به آشوب می کشند که آی مردم! نباید به او رای می دادید. داستان ندا و دیگران هم جای خود دارد و بسیارند از این قسم.

,

فضای همینگونه به پیش می رود،دلسوزان انقلاب هرچه آقایان را به قانون فرا می خوانند، تو گویی لجوج تر می شوند! لج و لجبازی شاید صفتی بارز بود در او که در این بازی برای فتنه گری انتخاب شده بود، می گویند خاتمی این صفت را کمتر داشت و برای همین انتخاب نشد برای این پروژه. نماز جمعه تاریخی برپا می شود و خطبه ای برای همیشه تاریخ خوانده می شود، آنان که گوش شنوا داشتند، شنیدند و جمعیتی عظیم از صف فتنه گران جدا شدند و ماندند گروهی اندک معاند و عقده ای به همراه سرانشان.

,

داستان به همین جا ختم نمی شود، ماه رمضان فرا می رسد و برخی فکر می کنند دیگر در این ماه رحمت داستان ختم بخیر خواهد شد، اما روز قدس که فرا می رسد پرده ها اندکی نیز کنار می رود و پیاده نظام فتنه شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" سر می دهند و در روز حمایت جهانی از مظلوم امت اسلام، آن هم از ایران که رهبر این حمایت است، چنین شعاری سر داده می شود تا سگ نجس هار(بخوانید رژیم صهیونیستی) از شادی و شعف در خود نگنجد و واق واق کنان از فتنه گران حمایت کند، دیگر چه می خواستند بهتر از این. آرمان فلسطین را عده ای نابخرد و معاند خدشه دار می کنند و...

,

روزها می گذرد و سیزدهم آبان فرا می رسد، روزی که انقلاب دوم را یادآور است، روزی که لانه جاسوسی تسخیر می شود و دست استکبار و ایادی داخلیش برملا.جالب آنکه همانان که جمع قابل توجهی از دانشجویان تسخیر کننده لانه بودند، امروز در همان مسیر خواست آمریکا قدم بر می دارند و نمی دانم چگونه می شود عده ای در کمتر سی سال تغییر صدرصدی در مواضعشان داشته باشند و از عمل خود عذر بخواند، که استکبارا! مارا ببخش که از این کشور بیرونت کردیم و به ساحتت جسارت!

,

سیزده آبان نیز دانشگاهها صحنه ی آشوب می شود، تعدادشان اندک است اما به قول خودشان بی شمارند، دردم آمدم آن لحظه که شعار" جمهوری ایرانی" را شنیدم، نمی دانستم به چه زبان می توان حالیشان کرد که این حلقوم شما برای استکبار فریاد می زند و نمی دانید، از جهلشان دردم آمد، از آن دردم  آمد که آلتی بودند در دست دیگران و خود نمی دانستند، دردم آمد که شده بودند هیزم آتش حقد و کینه عده ای از انقلاب و نه خود می سوختند که دیگران هم به آتش آنان.

,

شانزده آذر رسید، روز دانشجو، روز قربانی شدن سه تن از فرزندان ملت به پای نیسکون، این روز را که دیگر نمی توان قلب کرد، روز ضد استکبار است، به گواهی تاریخ، به گواهی خون آن سه تن که به پای آمریکایی قربانی می شوند،اما این روز نیز صحنه آشوب می شود دانشگاه، چه جالب آشوب آمریکا پسند، در روز ضد آمریکایی، آمریکا باید جشن می گرفت و پای کوبی کرد از این حرکت، اما دردناک تر آنکه هتک حرمت شد از ساحت امام خوبی ها و باز پرده ها بیشتر کنار رفت، آخر اینان که خود را رهرو امام می دانند چگونه می شود که در صحن دانشگاه از ساحت امام هتک حرمت می شود و باز دوستان ساکت، نه یادم رفت بیانیه دادند و تبری جستند، اما غافل آنان خود این فضا را فراهم آورده بودند که این هتک حرمت حادث شود و آب رفته به جوی باز نمی گردد.

,

 این روزها سپری شد، همگان تصور داشتند که دیگر اندک معاندان نیز خسته شده اند، زیرا خود می دانستند که دیگر سقوط نظام توهمی بیش نیست، ایام، ایام عزای سالار شهیدان بود، همو که خون خداست و تمام داشته هایش را برای احیای دین داده است، مسلمان و غیر مسلمان در عزای او می گریند، نه الان، که قرن هاست این عزا برپاست و سر منشا تمام خوبی ها و خیرها.

,

نمی دانم باخود چه اندیشیده بودند که روز عاشورا را نیز برای آشوب انتخاب کردند، عاشورا بی شک عزیزترین روز برای هر ایرانیست، اما احمق عاشورا را هم انتخاب کردند، شاید هم خدا برحمقشان فزونی داد. 

,

عزای ظهر عاشورا درهمه نقاط کشور با تمام شکوه برگزار شد، همه در خانمان خود بودند و درحال محیا شدن برای شام غریبان ارباب که خبر پیچید که عده ای به سیاق اجدادشان روز عاشورا در تهران هلهله و پایکوبی کرده اند، خیمه عزا به آتش کشیده اند و هزار فعل دیگر که قلم شرم می کند از نگاشتن. همه مات و مبهوت می مانند که چنین چیزی امکان اتفاق ندارد، اما تصاویر و دیده ها و شنیده ها چیز دیگری می گویند. 

,

خون همگان به جوش می آید، این بار دیگر پرده نفاق برافتاده است، همه چیز عیان است و آشکار، همه دیگر می دانند که تقلب بهانه ای بیش نبود و اساس حرکت تیشه زدن به ریشه دین است و انقلاب. آری احمق ها عاشورا را انتخاب کردند و پرده نفاقشان برافتاد. احمق الحمقا آنکه بیانیه داد و آشوب گران را "امت خداجوی" نامید و دیگر هیچ. 

,

از این به بعد را مردم روایت می کنند، این مردمند که حماسه را می آفرینند و نه دی را در تاریخ جاودانه می کنند، این همان مردمند، همان که احمقها مدعی همراهی آنان با خود بودند و حال از هر طرف فریاد "لعن علی عدوک یاحسین ............." برپاست و مردم خواهان اشد مجازات برای هتاکان عزای حسینی و حامیان آنان هستند، نمیدانم چرا آن روز هم احمق ها صدای مردم را نشنیدند و دیر سالی است در حماقت خود سیر می کنند، دردناکتر آنکه عده ای بعد از گذشت این سال ها حتی کلمه فتنه را به زبان نمی آوردند، چه رسد به آنکه محکومش کنند و آن دیگری به دنبال تطهیر سران آنست تا فتنه را باز یابد و ...

,

سخن بسیار است و مجال گفتن کم، تمام حرف را مردم ۹ دی گفتند، اما احمق ها نمی خواهند بشنوند!

,

انتهای پیام/گ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه