اخبار داغ

گزارش دانا از نظریه اسپایکمن و میدان نبرد پنهان در «ریملند»؛

کنترل کمربند ساحلی اوراسیا معادل هدایت جریان ثروت جهانی است

کنترل کمربند ساحلی اوراسیا معادل هدایت جریان ثروت جهانی است
هشت دهه از طرح نظریه «ریملند» توسط نیکلاس اسپایکمن، استاد دانشگاه ییل، می‌گذرد؛ نظریه‌ای که امروز بیش از هر زمان دیگری برای تحلیل رقابت‌های اقتصادی جهان کاربرد دارد.

به گزارش خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ کارشناسان بین‌المللی معتقدند ناامنی و بحران‌های تداومی در این منطقه که «ریملند» نام دارد، به سود قدرت‌های بزرگ دریایی تمام می‌شود؛ چراکه آن‌ها با فروش تسلیحات، بازسازی مناطق جنگی و اعمال وابستگی اقتصادی، ثروت را از کشورهای ریملند به سمت خود منتقل می‌کنند. در مقابل، ثبات و توسعه مستقل در ریملند، بزرگترین تهدید برای منافع این قدرت‌ها محسوب می‌شود.

«نیکلاس اسپایکمن»، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه ییل، در سال ۱۹۴۲ نظریه‌ای را مطرح کرد که امروز پس از هشت دهه، همچنان برای تحلیل مناقشات اقتصادی جهان استفاده می‌شود. او معتقد بود برای درک رقابت‌های قدرت‌های بزرگ، نباید به قلب خشکی‌های اوراسیا (هارتلند) نگاه کرد، بلکه باید به «نوار ساحلی حاشیه‌ای» پیرامون این قاره توجه کرد؛ منطقه‌ای که «ریملند» نام دارد.

به گزارش تحلیلگران مؤسسه مطالعات استراتژیک هند (Strategic Study India)، «جنگ‌های اوکراین و ایران معمولاً به‌عنوان رویدادهای جداگانه تحلیل می‌شوند - یکی درگیری خاکی در اروپا و دیگری رویارویی‌ای آهسته در خاورمیانه. این چارچوب‌بندی منظم و حتی آرامش‌بخش است. اما اشتباه است.» این تحلیل تأکید می‌کند که اوکراین و ایران رویدادهایی جداشده نیستند، بلکه «بیان‌های به‌هم‌پیوسته تغییرات تکنولوژیک و مبارزه ژئوپلیتیکی» هستند که در امتداد ریملند رخ می‌دهند.

ریملند چیست و چرا مهم است؟

ریملند، در تعریف اسپایکمن، به «کمربند ساحلی اوراسیا» گفته می‌شود که کشورهای غرب اروپا، خاورمیانه، جنوب آسیا و شرق آسیا را در بر می‌گیرد. این منطقه که کشورهای مهمی همچون ایران، ترکیه، عربستان، هند و چین را شامل می‌شود، به‌دلیل موقعیت دووجهی خود (مرز میان خشکی و دریا)، از مزیت‌های اقتصادی هر دو حوزه بهره می‌برد.

جملۀ معروف اسپایکمن که پایۀ «سیاست مهار» آمریکا در جنگ سرد شد، این است: «هر که ریملند را کنترل کند، بر اوراسیا حکومت می‌کند و هر که بر اوراسیا حکومت کند، سرنوشت جهان را در دست دارد».

رقابت زمین در برابر دریا؛ میدان نبرد اقتصادی ریملند

افسانه خسروی، کارشناس روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با خبرنگار راه‌دانا، در تشریح اهمیت اقتصادی این منطقه اظهار داشت: «ریملند نه‌تنها دارای ذخایر عظیم انرژی و مواد معدنی است، بلکه مسیر اصلی عبور کالا، انرژی و سرمایه میان شرق و غرب جهان نیز به شمار می‌رود. بخش مهمی از رقابت میان قدرت‌های دریایی که بر تجارت آزاد و کنترل راه‌های آبی تأکید دارند و قدرت‌های زمینی که بر تسلط بر منابع و کریدورهای خشکی تمرکز کرده‌اند، در این منطقه شکل می‌گیرد؛ رقابتی که در اساس، ماهیتی اقتصادی دارد.»

بر اساس تحلیل مؤسسه CeSCube، «اهمیت استراتژیک تنگه‌های حیاتی خاورمیانه – تنگه هرمز، باب‌المندب و کانال سوئز – در نظم کنونی جهان، اهمیت نظریه ریملند اسپایکمن را بر نظریه مبتنی بر خشکی «هارتلند» مکیندر افزایش داده است». بر اساس آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، «حدود یک‌پنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع و حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز در سال ۲۰۲۴ از تنگه هرمز عبور کرده است».

ایران؛ نقطه حساس ریملند و عرصه رقابت قدرت‌ها

خسروی در ادامه به جایگاه ایران در این چارچوب اشاره کرد و افزود: «در نظریه اسپایکمن، ایران معاصر نیز یکی از اجزای راهبردی ریملند به شمار می‌آید. ایران به‌عنوان یکی از نقاط حساس ریملند، با برخورداری از ذخایر عظیم هیدروکربنی، قرار گرفتن در مسیر کریدورهای مهم شمال-جنوب و شرق-غرب و دسترسی به آب‌های آزاد، به عرصه‌ای مهم برای رقابت اقتصادی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است.»

یک مقاله علمی پژوهشی در فصلنامه بین‌المللی ژئوپلیتیک نیز تأکید می‌کند که «ادامه قدرت ملی ایران مستلزم تغییر پارادایم از نگاه زمین‌محور به راهبرد ژئواکونومیک دریامحور است. این شامل اولویت‌دهی به توسعه مناطق ساحلی، به‌ویژه منطقه مکران و بندر چابهار، به‌عنوان موتورهای رشد و ادغام در کریدورهای منطقه‌ای برای جلوگیری از تبدیل شدن به «سیاه‌چاله ژئوپلیتیک» است».

چرخه ناامنی؛ چگونه بحران به سود قدرت‌های بزرگ تمام می‌شود؟

خسروی در بخش دیگری از تحلیل خود، مکانیسم بهره‌برداری قدرت‌های بزرگ از بحران‌های ریملند را تشریح کرد: «پرسش مهم این است که چرا ریملند برای قدرت‌های بزرگ چنین اهمیتی دارد. پاسخ را می‌توان در یک راهبرد خلاصه کرد؛ وابسته نگه داشتن کشورهای این منطقه. ناامنی در ریملند به‌نوعی کالای سیاسی و اقتصادی تبدیل می‌شود. کشورهای واقع در ریملند با پیامدهای فرسایشی آن روبه‌رو می‌شوند؛ سرمایه‌ها از منطقه خارج می‌شود، زیرساخت‌ها آسیب می‌بیند، نیروی انسانی متخصص مهاجرت می‌کند و اقتصادهای ملی به جای تمرکز بر توسعه، درگیر مدیریت بحران و بقا می‌شوند.»

این تحلیل با گزارش خبری(بانک اطلاعات اقتصادی چین) همخوانی دارد که در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد. این گزارش با اشاره به نظریه ریملند، استدلال می‌کند که «دونالد ترامپ در حال اجرای یک استراتژی تمام‌عیار ریملند است: مسدودسازی کشتیرانی، تهدید به اعمال تعرفه ۵۰ درصدی بر هر کشوری که به ایران سلاح بفروشد، و کنترل انرژی دریایی برای بیرون کشیدن چین به این بازی».

نمونه‌های منطقه‌ای؛ از بحران یمن تا درگیری‌های اوکراین

خسروی در ادامه با اشاره به نمونه‌های مشخص از پیامدهای اقتصادی بحران در ریملند گفت: «بحران یمن با تأثیرگذاری بر امنیت کشتیرانی در باب‌المندب، هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل دریایی را افزایش داده است. همچنین تنش‌های جنوب آسیا یا درگیری‌های طولانی‌مدت در عراق و سوریه، مسیرهای تجاری و زیرساخت‌های اقتصادی مهمی را تحت تأثیر قرار داده‌اند.»

بر اساس تحلیل مؤسسه CeSCube، «این آبراه‌های باریک به دلیل آسیب‌پذیری در برابر مسدودشدن، ارزش استراتژیک خود را افزایش می‌دهند، زیرا نوسانات در مسیرهای کشتیرانی یا کریدورهای انرژی که منابع حیاتی انرژی را حمل می‌کنند، می‌تواند اثرات آبشاری داشته باشد که رشد و توسعه اقتصادی کشورهای وابسته به این واردات را مختل کند».

هشاری نهایی؛ توسعه مستقل در ریملند، بزرگترین تهدید برای قدرت‌های مسلط

تحلیل‌گران مؤسسه مطالعات استراتژیک هند در پایان نتیجه‌گیری می‌کنند که «کنترل ریملند نه تنها به‌معنای نفوذ نظامی، بلکه به‌معنای تسلط بر جریان اصلی ثروت در اقتصاد جهانی است». خسروی نیز در همین راستا تأکید کرد: «ثبات و توسعه مستقل در ریملند، بزرگترین تهدید برای منافع قدرت‌های مسلط دریایی محسوب می‌شود. در چنین چارچوبی، مدیریت بحران‌ها گاه بیش از آنکه به حل پایدار مسائل منجر شود، به تداوم چرخه‌ای از وابستگی اقتصادی و امنیتی می‌انجامد و اقتصاد جنگ و بحران را به یکی از محرک‌های صنایع نظامی و مالی قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌کند.»

به گزارش راه دانا؛ نظریه «ریملند» نیکلاس اسپایکمن که در اوایل دهه ۱۹۴۰ میلادی مطرح شد، امروز پس از هشت دهه، همچنان کلیدی برای رمزگشایی از رقابت‌های اقتصادی جهان به کار می‌رود. از جنگ سرد تا بحران اوکراین و تنش‌های خاورمیانه، الگوی مشترکی قابل مشاهده است: قدرت‌های بزرگ دریایی، با بهره‌گیری از ناامنی در کمربند ساحلی اوراسیا، ثروت را از کشورهای ریملند به سمت خود منتقل می‌کنند.

ایران به‌عنوان یکی از نقاط حساس این کمربند راهبردی، نه تنها از نظر منابع عظیم هیدروکربنی و موقعیت کریدوری اهمیت دارد، بلکه به عرصه‌ای مهم برای رقابت اقتصادی قدرت‌های جهانی تبدیل شده است. ثبات و توسعه مستقل در این منطقه، بزرگترین تهدید برای منافع قدرت‌های مسلط دریایی محسوب می‌شود و به همین دلیل، بحران‌ها و ناامنی‌های تداومی در ریملند، نه تصادفی، که بخشی از معادلات ژئواکونومیک طراحی‌شده هستند.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه