دانا گزارش می دهد؛
نخل طلا در ازای وطنفروشی/ نقاب آزادیخواهی بر چهره پگاه آهنگرانی
جشنواره فیلم کن بار دیگر با اهدای نخل طلای بخش مستند به پگاه آهنگرانی، نقاب از چهره برداشت و ماهیت سیاسی خود را عیان کرد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ اعطای جایزه نخل طلای زرین جشنواره کن ۲۰۲۶ (چشم طلایی) به مستند «تمرینهایی برای یک انقلاب» ساخته پگاه آهنگرانی، بار دیگر ثابت کرد که این جشنواره در سالهای اخیر، نه بر اساس معیارهای فنی و هنری، بلکه با اولویت اهداف سیاسی عمل میکند. این جایزه، نه یک موفقیت هنری، بلکه پاداشی برای یک بازسازی مهندسیشده از تاریخ معاصر ایران است که با هدف خوشایند سیاستگذاران غربی طراحی شده است.
این مستند بیش از آنکه روایتگر حقیقت باشد، تصویری مدیریتشده از فضای ایران است. پگاه آهنگرانی با کنار هم قرار دادن تصاویر آرشیوی و روایتهای جهتدار، سعی دارد نسخهای از ایران را ارائه دهد که خریداران غربی آن را میپسندند. در واقع، این اثر نتیجهی یک همکاری مهندسیشده است تا با سیاه نمایی وضعیت داخل کشور، غرب را با اهداف ایران ستیزانه خود نزدیک کند.
اقدام اخیر جشنواره کن، حلقه دیگری از زنجیره رویکردهای سیاسی این جشنواره است. جشنوارهای که در سالهای گذشته، چارچوبهای هنری خود را کاملاً قربانی جهتگیریهای سیاسی کرده است. پیشتر، اهدای نخل طلا به جعفر پناهی نه به واسطه کیفیت آثار، بلکه به دلیل سخنرانیهای سیاسی ضدایرانی او صورت گرفت؛ و امروز، همین الگو برای پگاه آهنگرانی، سلبریتی مهاجر و ایرانگریز تکرار شده است. کن نشان داده است که هرچه صدای ضدایرانی بلندتر و رویکرد سیاهنمایی غلیظتر باشد، احتمال کسب نخل طلا برای فرد برگزیده بیشتر است.
این نوع جوایز، بیش از آنکه برای هنرمند اعتبار بیاورد، بیطرفی جشنواره کن را به مسلخ برده است. مخاطب امروز، آگاهتر از آن است که میان هنر متعهد به مردم و وطنفروشی برای جایزه تفاوت قائل نشود. پگاه آهنگرانی در حالی با این نخل سیاسی ژست قهرمانان آزادی میگیرد که نزد افکار عمومی، نه یک هنرمند مستقل، بلکه مهرهای در حال بازی در زمین سیاستهای غرب علیه میهن است.
پگاه آهنگرانی که سالهاست خارج از مرزهای ایران زندگی میکند، چگونه میتواند داعیهدار صدای مردم باشد؟ مخاطب داخلی که هر روز فشارهای اقتصادی را در بطن جامعه تجربه میکند، روایت کسی را که از حاشیه امن غرب، ایران را برای جشنوارهها مهندسی میکند، نمیپذیرد. این فاصله جغرافیایی، اعتبار هرگونه همدلی او را از بین برده است.
ارسال دیدگاه