راهکار علی پروین برای صدا و سیما

سریال خوب بسازید تا مردم از این سریال های ترک بدآموزی دار نبینن!

سریال خوب بسازید تا مردم از این سریال های ترک بدآموزی دار نبینن!
علی پروین راهکاری ویژه دارد برای حل مشکل رجوع مردم به ماهواره ها. او می گوید اگر صدا و سیما زیاد سریال بسازد ، کسی از این سریال های ترک ماهواره ای که بد آموزی دارند نگاه نمی کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا  علی پروین را در آدرس جدیدی ملاقات کردیم. زنگ هفت از پلاک هفت، یکی از کوچه‌های خیابان جردن. دوستانش گفتند قرار است اینجا دفتر جدیدش باشد. از ظاهر دفتر نمی‌شد فهمید که چه ربطی ممکن است به او داشته باشد. روی دیوار فقط چند قاب عکس بود از کمباینی که داشت گندم درو می‌کرد و لودری که زیرش، با فونت درشت اسم یک شرکت نوشته شده بود. گوشه‌های سالن هم چند تا پرچم بزرگ دیده می‌شد. یکی پرچم روسیه بود شاید، یکی هم آلمان.  ما که رسیدیم، گفتند علی آقا جلسه دارند. خانم جوانی که پشت میز منشی نشسته بود، خواست که منتظر بنشینیم، اما بلافاصله در باز شد و ما هم بخشی از جلسه شدیم. چند نفر از انجمن حمایت از بیماران ام اس آمده بودند که از او تشکر کنند. نیم ساعتی در مورد ام‌اس حرف زدند و سلطان که به گفته خودش تا همین چند سال پیش نمی‌دانسته قلبش سمت راست است یا چپ، با دقت به همه حرف‌ها گوش داد. حرف‌های‌شان که تمام شد از دکتر جوانی که در مورد اثر روان درمانی حرف زده بود، سنش را پرسید. دکتر که 38سالش بود توضیح داد که از 14سالگی مطالعه در مورد این موضوعات را شروع کرده. پروین هم گفت که 14سالش که بوده دعوت شده تیم‌ملی جوانان. او حالا مردی 68ساله است که همه قله‌هایی را که باید فتح می‌کرده، فتح کرده. در زمین فوتبال و روی نیمکت مربیگری به مرزهایی رسیده که کمتر کسی ممکن است به آنها نزدیک شود. نهایت شهرت و البته محبوبیت. زندگی شخصی‌اش هم برای بسیاری آرزویی دست‌نیافتنی است. زندگی در خانه‌ای ویلایی که توی حیاط‌اش هر روز بتوانی با خانواده والیبال بازی کنی. از کار و کاسبی‌اش هم که می‌پرسیم خدا را شکر می‌کند و می‌گوید مثل همیشه راضی است.  با وجود همه اتفاقاتی که در 50سال اخیر افتاده، به نظر می‌رسد علی پروین همچنان به شیوه خودش زندگی می‌کند. هنوز هم ساعت ده‌یازده صبح از خواب بیدار می‌شود، هنوز هم بیشتر روز را با رفقایش می‌گذراند، رفقای جورواجوری که در نهایت وقتی به او می‌رسند کاری جز خندیدن و خنداندن سلطان ندارند. برخلاف میلش، ضرورت وجود موبایل را در زندگی‌اش پذیرفته اما همچنان دوست ندارد عکسش را در حال حرف زدن با موبایل بگیرند. اوایل احتمالا فکر می‌کرد موبایل حرف زدن، یک جور سوسول‌بازی است، اما حالا چهار‌پنج دقیقه یک‌بار تلفنش زنگ می‌خورد. یک گوشی ساده دارد که فقط می‌شود با آن حرف زد و اس‌ام‌اس فرستاد. می‌گوید شماره اغلب رفقایش را حفظ کرده یا حداقل سه‌چهار رقم اولش را از حفظ می‌نویسد و بقیه‌اش می‌آید. وایبر و واتس‌اپ هم که ندارد ولی اینستاگرام چرا! توضیح می‌دهد که ادمین صفحه اینستاگرامش عکس‌هایی را که منتشر می‌کند، با خود او چک می‌کند. گفت‌و‌گوی ما با علی پروین از هر دری سخنی شد، احتمالا مثل اغلب مصاحبه‌های دیگرش. بارها وسط مصاحبه، حرفش را خورد به بهانه اینکه ضبط روشن است. خیلی از حرف‌هایش را هم نشد که بنویسیم، اگر چه بامزه بودند و شنیدنی.  این گفت‌و‌گو تلاشی بود برای پیدا کردن مختصاتی از زندگی این روزهای مردی که کافی است نیم ساعت کنارش بنشینی تا شیفته‌اش شوی. حتی اگر کاریزمای قدیم را نداشته باشد، حتی اگر دیگر در فوتبال و پرسپولیس کاره‌ای نباشد. او همچنان خودش است. خود علی پروین. سلطان علی پروین.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

 

هنوز خیلی تلویزیون می‌بینید؟

الان غیر از کانال‌های ایران هیچی دیگه نمی‌بینم؛ حریم سلطان و...

  ولی خانواده می‌بینند؟

آره اونا می‌بینن. ولی من فقط تلویزیون خودمون. الان عاشق این سریال همه چیز آنجاست هستم. هر شب قبل از 8 می‌رسم خونه که این رو ببینم. یکی هم آخرین بازی که دختر خودم هم دو سه صحنه بازی دارد و یکی هم پژمان جمشیدی آسمان ابری. این سه تا رو می‌بینم ولی همه چیز آنجاست رو خیلی دوست دارم. دیدی؟ همه با هم دعوا دارند! من از ذوق اون 7ونیم 8 می‌رسم خونه‌ام.

  علی آقا ولی فاطماگل یه چیز دیگری است! خانواده می‌بینند؟

آره، تو فامیل ما همه طرفدارشن!

  با فوتبال تداخل پیدا کند، چه می‌کنید؟

تو اتاق خودم می‌بینم. الان یه ربع به 9 اون شروع می‌شه، نه و نیم هم پژمان شروع می‌شه یازده هم آخرین بازی که لادن خودمون توش بازی می‌کنه.

  چطور شد دختر شما به سینما علاقه‌مند شد؟

از اول دوست داشت، ما سخت‌گیری می‌کردیم، این آخرین بازی رو می‌بینید؟

  در کار کیمیایی هم بازی کرد.

این خیلی خوبه! از بازیش تو اون فیلم کیمیایی بهتره. این فوتبالی هم هست.

  چرا سریال‌های ماهواره‌ای طرفدار پیدا کرد؟

به نظر من سریال‌های تلویزیون خیلی کم شده من فکر می‌کنم اگر زیاد‌تر باشه دیگه مردم رو به اینا نمی‌آرن.

  قبل از انقلاب هم تلویزیون بوده و شما هم در آن دوران بودید، فکر می‌کنید این سریال‌ها که کلا هم خیانت و....

همه‌شم بده! بدآموزی دارن اینا، نمی‌دونم چه جوری نگاه می‌کنن ملت، انقدرم طرفدار داره.

شما خودتان در خانواده کسی را از دیدن اینها منع نمی‌کنید؟

زورمون نمی‌رسه. بچه‌های ما که اصلا به ما محل نمی‌ذارن، می‌رن می‌بینن. زن ما هم اینجا جای گفتن نیست کلا اگر بدونه کسی دو زنه است، می‌خواد بزنه و بکشه ولی می‌شینه اینا رو می‌بینه. اینا هم همه‌ش خیانته. می‌گم اینا رو چه‌جوری نگاه می‌کنی پس! می‌گه داستانش قشنگه! اگر بگی من یک دقیقه دیده باشم.

  خدا بیامرز مامان نصرت زمانی که بود ماهواره وجود داشت؟ یا از این فیلم‌ها می‌دید؟

نه بابا خیلی اعتقادی بود. چادر از سرش نمی‌افتاد. فردا (عصر سه‌شنبه گفت‌و‌گو انجام شده) می‌خوام برم پیش مامان نصرت. می‌خوام برم گله کنم و بگم بابا.... مردیم از بی‌پولی. یه کاری بکن.

  هر موقع اوضاع خراب می‌شود، سراغ مامان نصرت می‌روید؟

آره، هیچ وقت نمی‌شه چهارشنبه‌ها نرم پیشش. دلم براش تنگ می‌شه. یه دونه بود به قرآن. ما هر وقت می‌خوایم بریم بهشت‌زهرا ناهار می‌گیریم می‌ریم تو جالیزای اون اطراف ناهار می‌خوریم. همون جا بلال و کاهو و.... می‌گیریم و بساط می‌کنیم و شروع می‌کنیم به خوردن. لقمه‌هامون هم همین‌طوری گمبدی و با دست می‌خوریم. خیلی حال می‌ده. جاتون خالی! تازه از همه اینهایی که می‌گن می‌رن سر قبرا، بیشتر می‌رم اونجا. هر بار سر خاک ناصر و بقیه هم می‌رم ولی هیچ وقت من آخر هفته سر قبر ناصر حجازی نرفتم وسط هفته می‌رم.

 (یکی از نزدیکان علی پروین می‌گوید: «خدا رحمت کند مامان نصرت را آن زمان که بود کسی تلویزیون نگاه نمی‌کرد انقدر که شیرین بود، گاهی که بقیه می‌زدند و می‌رقصیدند، مامان نصرت هم همراه‌شان می‌شد.)

آره با چادر می‌رقصید. بعد می‌گفت علی من گناه می‌کنم؟ منم می‌گفتم آخه (بابا نمی‌شه این حرفا رو بگی) آخه کی تو رو نگاه می‌کنه؟ راحت باش. بعد برمی‌گشت یه فحش به من می‌داد و می‌گفت برو بچه.

 (به علی آقا می‌گفت به تو آبگوشت دادم شدی علی پروین!)

می‌گفتم آخه مامان نصرت یه آبگوشت به ما دادی اونم بدون گوشت همه‌ش آب. چقدر می‌گی هی جلوی همه!

  روزگار الان برای علی پروین بر وفق مراد است؟

خدا رو شکر. صد بار گفتیم خدا همه چی به ما داده. اول از همه هم تن سالم، البته الان تن سالم هم نداریم دو سه تا مرض داریم.

  خدا بد نده، مشکل چی هست؟

هیچی، همین چیزای سن بالای 70دیگه. داره 70 سالم می‌شه‌ها ولی خدا رو شکر، از همه بیشتر تن سالم داده. بیشتر از اینم سهم ما نیست. بسه‌مونه. به قول مادر ما کم بخور گرد بخواب. همین بسه.

  به چه چیزی دلخوش هستید؟

دلخوشی ما الان همین رفقا هستن که صبح‌ها می‌بینیم و کل‌کل می‌کنیم. دو تا حرکت کاسبی می‌کنیم که اگر نکنیم از گشنگی می‌میریم. دو‌سه تا دیوونه می‌آریم می‌ندازیم وسط و.... 

,

 

,

هنوز خیلی تلویزیون می‌بینید؟

,

الان غیر از کانال‌های ایران هیچی دیگه نمی‌بینم؛ حریم سلطان و...

,

  ولی خانواده می‌بینند؟

,

آره اونا می‌بینن. ولی من فقط تلویزیون خودمون. الان عاشق این سریال همه چیز آنجاست هستم. هر شب قبل از 8 می‌رسم خونه که این رو ببینم. یکی هم آخرین بازی که دختر خودم هم دو سه صحنه بازی دارد و یکی هم پژمان جمشیدی آسمان ابری. این سه تا رو می‌بینم ولی همه چیز آنجاست رو خیلی دوست دارم. دیدی؟ همه با هم دعوا دارند! من از ذوق اون 7ونیم 8 می‌رسم خونه‌ام.

,

  علی آقا ولی فاطماگل یه چیز دیگری است! خانواده می‌بینند؟

,

آره، تو فامیل ما همه طرفدارشن!

,

  با فوتبال تداخل پیدا کند، چه می‌کنید؟

,

تو اتاق خودم می‌بینم. الان یه ربع به 9 اون شروع می‌شه، نه و نیم هم پژمان شروع می‌شه یازده هم آخرین بازی که لادن خودمون توش بازی می‌کنه.

,

  چطور شد دختر شما به سینما علاقه‌مند شد؟

,

از اول دوست داشت، ما سخت‌گیری می‌کردیم، این آخرین بازی رو می‌بینید؟

,

  در کار کیمیایی هم بازی کرد.

,

این خیلی خوبه! از بازیش تو اون فیلم کیمیایی بهتره. این فوتبالی هم هست.

,

  چرا سریال‌های ماهواره‌ای طرفدار پیدا کرد؟

,

به نظر من سریال‌های تلویزیون خیلی کم شده من فکر می‌کنم اگر زیاد‌تر باشه دیگه مردم رو به اینا نمی‌آرن.

,

  قبل از انقلاب هم تلویزیون بوده و شما هم در آن دوران بودید، فکر می‌کنید این سریال‌ها که کلا هم خیانت و....

,

همه‌شم بده! بدآموزی دارن اینا، نمی‌دونم چه جوری نگاه می‌کنن ملت، انقدرم طرفدار داره.

,

شما خودتان در خانواده کسی را از دیدن اینها منع نمی‌کنید؟

,

زورمون نمی‌رسه. بچه‌های ما که اصلا به ما محل نمی‌ذارن، می‌رن می‌بینن. زن ما هم اینجا جای گفتن نیست کلا اگر بدونه کسی دو زنه است، می‌خواد بزنه و بکشه ولی می‌شینه اینا رو می‌بینه. اینا هم همه‌ش خیانته. می‌گم اینا رو چه‌جوری نگاه می‌کنی پس! می‌گه داستانش قشنگه! اگر بگی من یک دقیقه دیده باشم.

,

  خدا بیامرز مامان نصرت زمانی که بود ماهواره وجود داشت؟ یا از این فیلم‌ها می‌دید؟

,

نه بابا خیلی اعتقادی بود. چادر از سرش نمی‌افتاد. فردا (عصر سه‌شنبه گفت‌و‌گو انجام شده) می‌خوام برم پیش مامان نصرت. می‌خوام برم گله کنم و بگم بابا.... مردیم از بی‌پولی. یه کاری بکن.

,

  هر موقع اوضاع خراب می‌شود، سراغ مامان نصرت می‌روید؟

,

آره، هیچ وقت نمی‌شه چهارشنبه‌ها نرم پیشش. دلم براش تنگ می‌شه. یه دونه بود به قرآن. ما هر وقت می‌خوایم بریم بهشت‌زهرا ناهار می‌گیریم می‌ریم تو جالیزای اون اطراف ناهار می‌خوریم. همون جا بلال و کاهو و.... می‌گیریم و بساط می‌کنیم و شروع می‌کنیم به خوردن. لقمه‌هامون هم همین‌طوری گمبدی و با دست می‌خوریم. خیلی حال می‌ده. جاتون خالی! تازه از همه اینهایی که می‌گن می‌رن سر قبرا، بیشتر می‌رم اونجا. هر بار سر خاک ناصر و بقیه هم می‌رم ولی هیچ وقت من آخر هفته سر قبر ناصر حجازی نرفتم وسط هفته می‌رم.

,

 (یکی از نزدیکان علی پروین می‌گوید: «خدا رحمت کند مامان نصرت را آن زمان که بود کسی تلویزیون نگاه نمی‌کرد انقدر که شیرین بود، گاهی که بقیه می‌زدند و می‌رقصیدند، مامان نصرت هم همراه‌شان می‌شد.)

,

آره با چادر می‌رقصید. بعد می‌گفت علی من گناه می‌کنم؟ منم می‌گفتم آخه (بابا نمی‌شه این حرفا رو بگی) آخه کی تو رو نگاه می‌کنه؟ راحت باش. بعد برمی‌گشت یه فحش به من می‌داد و می‌گفت برو بچه.

,

 (به علی آقا می‌گفت به تو آبگوشت دادم شدی علی پروین!)

,

می‌گفتم آخه مامان نصرت یه آبگوشت به ما دادی اونم بدون گوشت همه‌ش آب. چقدر می‌گی هی جلوی همه!

,

  روزگار الان برای علی پروین بر وفق مراد است؟

,

خدا رو شکر. صد بار گفتیم خدا همه چی به ما داده. اول از همه هم تن سالم، البته الان تن سالم هم نداریم دو سه تا مرض داریم.

,

  خدا بد نده، مشکل چی هست؟

,

هیچی، همین چیزای سن بالای 70دیگه. داره 70 سالم می‌شه‌ها ولی خدا رو شکر، از همه بیشتر تن سالم داده. بیشتر از اینم سهم ما نیست. بسه‌مونه. به قول مادر ما کم بخور گرد بخواب. همین بسه.

,

  به چه چیزی دلخوش هستید؟

,

دلخوشی ما الان همین رفقا هستن که صبح‌ها می‌بینیم و کل‌کل می‌کنیم. دو تا حرکت کاسبی می‌کنیم که اگر نکنیم از گشنگی می‌میریم. دو‌سه تا دیوونه می‌آریم می‌ندازیم وسط و.... 

,

 

,

انتهای خبر

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه