پورفسور حسین باهر:
نباید ازدواج ابزاری برای فرار از مشکلات باشد/ طلاق در اوایل و اواخر زندگی بیشتر رخ میدهد
پورفسور باهر با بیان اینکه عده ای ازدواج می کنند تا از این طریق مشکلاتشان را برطرف کنند، گفت: این افراد بدون فکر ازدواج کرده و تلاشی برای شناخت طرف مقابلشان نمیکنند، بنابراین اندکی پس از ازدواج متوجه انتخاب ناآگاهانه خود می شوند و نمیتوانند با او ادامه دهند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ پروفسور حسین باهر، جامعه شناس، استاد دانشگاه شهید بهشتی و بنیان گذار مکتب رفتارشناسی در گفت وگو با طنین یاس در خصوص مهم ترین دلایل طلاق گفت: امروزه جوانان، خواسته های دل را مطرح می کنند در حالی که هیچ گاه در ازدواج تنها نباید به اینکه دلم این فرد را می خواهد، اکتفا کرد و هیچ مکتبی این مسئله را به تنهایی مطرح و تأیید نمیکند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, طنین یاس,
وی در ادامه با بیان اینکه عدهای از جوانان ازدواج می کنند، چون می خواهند از طریق ازدواج مشکلاتشان را برطرف کرده یا به نوعی از مشکلات خانه پدری خود فرار کنند، افزود: این افراد بی توجه و بی فکر ازدواج کرده و تلاشی برای شناخت طرف مقابلشان نمیکنند، بنابراین اندکی پس از ازدواج متوجه انتخاب ناآگاهانه خود میشوند و نمی توانند با او ادامه دهند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه برخی هم به دلیل ادا نکردن مسئولیتهای ازدواج و وظایف همسری به طلاق میرسند، گفت: در برخی دیگر از زندگی ها دخالت خانواده ها به خصوص پدر و مادر زوجین، کار را به جدایی می کشاند.
پروفسور باهر برخی دیگر از طلاق ها را ناشی از بی وفایی و یا خیانت یکی از طرفین، دانست و افزود: اعتیاد، به خصوص اعتیاد مرد، یکی دیگر از دلایل رایج طلاق است که زن ناچار می شود،کار کند و خرج مواد همسرش را بدهد و چیزی که او را بیشتر نگران می کند این است که مبادا اعتیاد پدر به فرزندان نیز منتقل شود و فرزندان از پدرشان بیاموزند.
بنیان گذار مکتب رفتارشناسی با اشاره به اینکه فساد اخلاقی یکی از زوجین یا هر دو از دیگر عوامل طلاق به شمار می رود، گفت: از بین رفتن شور و انگیزه زندگی در زوجین یا یکی از آنها از دیگر دلایل عمده طلاق است به طور مثال وقتی فردی عاشق شور و نشاط و انرژی همسرش باشد و ببیند در سن بالا همسرش دیگر انرژی سابق را ندارد، از زندگی دلسرد میشود و حتی کار به طلاق میکشد.
وی در خصوص اینکه طلاق بیشتر در چه زمانی روی می دهد، گفت: امکان روی دادن طلاق در اوایل و اواخر زندگی مشترک بیشتر است چرا که اوایل زندگی، زن و شوهر به دلیل شناخت کم از یکدیگر در بسیاری از موارد یکدیگر را نمی فهمند و گاهی اختلافات به جایی می رسد که ادامه زندگی برایشان غیرقابل تحمل می شود.
این استاد دانشگاه گفت: اواخر زندگی هم دو طرف فرزندانشان را به ثمر رسانده اند، به خصوص زوج هایی که بلافاصله بعد از ازدواج بچه دار شدند و فرصت کافی برای شناخت یکدیگر نداشتند و با آمدن بچه ها چنان سرگرم مشغله های فرزندان بودند که از خود و همسرشان غافل ماندند.
پروفسور باهر با تأکید بر اینکه اگر افراد با مشاور مراجعه کنند در بسیاری از موارد می توانند مشکلات را حل کنند و زندگی شان را از فروپاشی نجات دهند، خاطرنشان کرد: اگر همسران از بزرگان فامیل و افراد معتمد کمک بگیرند نیز در موارد بسیاری می توانند زندگی مشترکشان را حفظ کنند.
انتهای پیام/خ
وی در ادامه با بیان اینکه عدهای از جوانان ازدواج می کنند، چون می خواهند از طریق ازدواج مشکلاتشان را برطرف کرده یا به نوعی از مشکلات خانه پدری خود فرار کنند، افزود: این افراد بی توجه و بی فکر ازدواج کرده و تلاشی برای شناخت طرف مقابلشان نمیکنند، بنابراین اندکی پس از ازدواج متوجه انتخاب ناآگاهانه خود میشوند و نمی توانند با او ادامه دهند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه برخی هم به دلیل ادا نکردن مسئولیتهای ازدواج و وظایف همسری به طلاق میرسند، گفت: در برخی دیگر از زندگی ها دخالت خانواده ها به خصوص پدر و مادر زوجین، کار را به جدایی می کشاند.
پروفسور باهر برخی دیگر از طلاق ها را ناشی از بی وفایی و یا خیانت یکی از طرفین، دانست و افزود: اعتیاد، به خصوص اعتیاد مرد، یکی دیگر از دلایل رایج طلاق است که زن ناچار می شود،کار کند و خرج مواد همسرش را بدهد و چیزی که او را بیشتر نگران می کند این است که مبادا اعتیاد پدر به فرزندان نیز منتقل شود و فرزندان از پدرشان بیاموزند.
بنیان گذار مکتب رفتارشناسی با اشاره به اینکه فساد اخلاقی یکی از زوجین یا هر دو از دیگر عوامل طلاق به شمار می رود، گفت: از بین رفتن شور و انگیزه زندگی در زوجین یا یکی از آنها از دیگر دلایل عمده طلاق است به طور مثال وقتی فردی عاشق شور و نشاط و انرژی همسرش باشد و ببیند در سن بالا همسرش دیگر انرژی سابق را ندارد، از زندگی دلسرد میشود و حتی کار به طلاق میکشد.
وی در خصوص اینکه طلاق بیشتر در چه زمانی روی می دهد، گفت: امکان روی دادن طلاق در اوایل و اواخر زندگی مشترک بیشتر است چرا که اوایل زندگی، زن و شوهر به دلیل شناخت کم از یکدیگر در بسیاری از موارد یکدیگر را نمی فهمند و گاهی اختلافات به جایی می رسد که ادامه زندگی برایشان غیرقابل تحمل می شود.
این استاد دانشگاه گفت: اواخر زندگی هم دو طرف فرزندانشان را به ثمر رسانده اند، به خصوص زوج هایی که بلافاصله بعد از ازدواج بچه دار شدند و فرصت کافی برای شناخت یکدیگر نداشتند و با آمدن بچه ها چنان سرگرم مشغله های فرزندان بودند که از خود و همسرشان غافل ماندند.
پروفسور باهر با تأکید بر اینکه اگر افراد با مشاور مراجعه کنند در بسیاری از موارد می توانند مشکلات را حل کنند و زندگی شان را از فروپاشی نجات دهند، خاطرنشان کرد: اگر همسران از بزرگان فامیل و افراد معتمد کمک بگیرند نیز در موارد بسیاری می توانند زندگی مشترکشان را حفظ کنند.
انتهای پیام/خ
وی در ادامه با بیان اینکه عدهای از جوانان ازدواج می کنند، چون می خواهند از طریق ازدواج مشکلاتشان را برطرف کرده یا به نوعی از مشکلات خانه پدری خود فرار کنند، افزود: این افراد بی توجه و بی فکر ازدواج کرده و تلاشی برای شناخت طرف مقابلشان نمیکنند، بنابراین اندکی پس از ازدواج متوجه انتخاب ناآگاهانه خود میشوند و نمی توانند با او ادامه دهند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه برخی هم به دلیل ادا نکردن مسئولیتهای ازدواج و وظایف همسری به طلاق میرسند، گفت: در برخی دیگر از زندگی ها دخالت خانواده ها به خصوص پدر و مادر زوجین، کار را به جدایی می کشاند.
پروفسور باهر برخی دیگر از طلاق ها را ناشی از بی وفایی و یا خیانت یکی از طرفین، دانست و افزود: اعتیاد، به خصوص اعتیاد مرد، یکی دیگر از دلایل رایج طلاق است که زن ناچار می شود،کار کند و خرج مواد همسرش را بدهد و چیزی که او را بیشتر نگران می کند این است که مبادا اعتیاد پدر به فرزندان نیز منتقل شود و فرزندان از پدرشان بیاموزند.
بنیان گذار مکتب رفتارشناسی با اشاره به اینکه فساد اخلاقی یکی از زوجین یا هر دو از دیگر عوامل طلاق به شمار می رود، گفت: از بین رفتن شور و انگیزه زندگی در زوجین یا یکی از آنها از دیگر دلایل عمده طلاق است به طور مثال وقتی فردی عاشق شور و نشاط و انرژی همسرش باشد و ببیند در سن بالا همسرش دیگر انرژی سابق را ندارد، از زندگی دلسرد میشود و حتی کار به طلاق میکشد.
وی در خصوص اینکه طلاق بیشتر در چه زمانی روی می دهد، گفت: امکان روی دادن طلاق در اوایل و اواخر زندگی مشترک بیشتر است چرا که اوایل زندگی، زن و شوهر به دلیل شناخت کم از یکدیگر در بسیاری از موارد یکدیگر را نمی فهمند و گاهی اختلافات به جایی می رسد که ادامه زندگی برایشان غیرقابل تحمل می شود.
این استاد دانشگاه گفت: اواخر زندگی هم دو طرف فرزندانشان را به ثمر رسانده اند، به خصوص زوج هایی که بلافاصله بعد از ازدواج بچه دار شدند و فرصت کافی برای شناخت یکدیگر نداشتند و با آمدن بچه ها چنان سرگرم مشغله های فرزندان بودند که از خود و همسرشان غافل ماندند.
پروفسور باهر با تأکید بر اینکه اگر افراد با مشاور مراجعه کنند در بسیاری از موارد می توانند مشکلات را حل کنند و زندگی شان را از فروپاشی نجات دهند، خاطرنشان کرد: اگر همسران از بزرگان فامیل و افراد معتمد کمک بگیرند نیز در موارد بسیاری می توانند زندگی مشترکشان را حفظ کنند.
انتهای پیام/خ
وی در ادامه با بیان اینکه عدهای از جوانان ازدواج می کنند، چون می خواهند از طریق ازدواج مشکلاتشان را برطرف کرده یا به نوعی از مشکلات خانه پدری خود فرار کنند، افزود: این افراد بی توجه و بی فکر ازدواج کرده و تلاشی برای شناخت طرف مقابلشان نمیکنند، بنابراین اندکی پس از ازدواج متوجه انتخاب ناآگاهانه خود میشوند و نمی توانند با او ادامه دهند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه برخی هم به دلیل ادا نکردن مسئولیتهای ازدواج و وظایف همسری به طلاق میرسند، گفت: در برخی دیگر از زندگی ها دخالت خانواده ها به خصوص پدر و مادر زوجین، کار را به جدایی می کشاند.
پروفسور باهر برخی دیگر از طلاق ها را ناشی از بی وفایی و یا خیانت یکی از طرفین، دانست و افزود: اعتیاد، به خصوص اعتیاد مرد، یکی دیگر از دلایل رایج طلاق است که زن ناچار می شود،کار کند و خرج مواد همسرش را بدهد و چیزی که او را بیشتر نگران می کند این است که مبادا اعتیاد پدر به فرزندان نیز منتقل شود و فرزندان از پدرشان بیاموزند.
بنیان گذار مکتب رفتارشناسی با اشاره به اینکه فساد اخلاقی یکی از زوجین یا هر دو از دیگر عوامل طلاق به شمار می رود، گفت: از بین رفتن شور و انگیزه زندگی در زوجین یا یکی از آنها از دیگر دلایل عمده طلاق است به طور مثال وقتی فردی عاشق شور و نشاط و انرژی همسرش باشد و ببیند در سن بالا همسرش دیگر انرژی سابق را ندارد، از زندگی دلسرد میشود و حتی کار به طلاق میکشد.
وی در خصوص اینکه طلاق بیشتر در چه زمانی روی می دهد، گفت: امکان روی دادن طلاق در اوایل و اواخر زندگی مشترک بیشتر است چرا که اوایل زندگی، زن و شوهر به دلیل شناخت کم از یکدیگر در بسیاری از موارد یکدیگر را نمی فهمند و گاهی اختلافات به جایی می رسد که ادامه زندگی برایشان غیرقابل تحمل می شود.
این استاد دانشگاه گفت: اواخر زندگی هم دو طرف فرزندانشان را به ثمر رسانده اند، به خصوص زوج هایی که بلافاصله بعد از ازدواج بچه دار شدند و فرصت کافی برای شناخت یکدیگر نداشتند و با آمدن بچه ها چنان سرگرم مشغله های فرزندان بودند که از خود و همسرشان غافل ماندند.
پروفسور باهر با تأکید بر اینکه اگر افراد با مشاور مراجعه کنند در بسیاری از موارد می توانند مشکلات را حل کنند و زندگی شان را از فروپاشی نجات دهند، خاطرنشان کرد: اگر همسران از بزرگان فامیل و افراد معتمد کمک بگیرند نیز در موارد بسیاری می توانند زندگی مشترکشان را حفظ کنند.
انتهای پیام/خ
,
وی در ادامه با بیان اینکه عدهای از جوانان ازدواج می کنند، چون می خواهند از طریق ازدواج مشکلاتشان را برطرف کرده یا به نوعی از مشکلات خانه پدری خود فرار کنند، افزود: این افراد بی توجه و بی فکر ازدواج کرده و تلاشی برای شناخت طرف مقابلشان نمیکنند، بنابراین اندکی پس از ازدواج متوجه انتخاب ناآگاهانه خود میشوند و نمی توانند با او ادامه دهند.
,,
این استاد دانشگاه با بیان اینکه برخی هم به دلیل ادا نکردن مسئولیتهای ازدواج و وظایف همسری به طلاق میرسند، گفت: در برخی دیگر از زندگی ها دخالت خانواده ها به خصوص پدر و مادر زوجین، کار را به جدایی می کشاند.
,,
پروفسور باهر برخی دیگر از طلاق ها را ناشی از بی وفایی و یا خیانت یکی از طرفین، دانست و افزود: اعتیاد، به خصوص اعتیاد مرد، یکی دیگر از دلایل رایج طلاق است که زن ناچار می شود،کار کند و خرج مواد همسرش را بدهد و چیزی که او را بیشتر نگران می کند این است که مبادا اعتیاد پدر به فرزندان نیز منتقل شود و فرزندان از پدرشان بیاموزند.
,,
بنیان گذار مکتب رفتارشناسی با اشاره به اینکه فساد اخلاقی یکی از زوجین یا هر دو از دیگر عوامل طلاق به شمار می رود، گفت: از بین رفتن شور و انگیزه زندگی در زوجین یا یکی از آنها از دیگر دلایل عمده طلاق است به طور مثال وقتی فردی عاشق شور و نشاط و انرژی همسرش باشد و ببیند در سن بالا همسرش دیگر انرژی سابق را ندارد، از زندگی دلسرد میشود و حتی کار به طلاق میکشد.
,,
وی در خصوص اینکه طلاق بیشتر در چه زمانی روی می دهد، گفت: امکان روی دادن طلاق در اوایل و اواخر زندگی مشترک بیشتر است چرا که اوایل زندگی، زن و شوهر به دلیل شناخت کم از یکدیگر در بسیاری از موارد یکدیگر را نمی فهمند و گاهی اختلافات به جایی می رسد که ادامه زندگی برایشان غیرقابل تحمل می شود.
,,
این استاد دانشگاه گفت: اواخر زندگی هم دو طرف فرزندانشان را به ثمر رسانده اند، به خصوص زوج هایی که بلافاصله بعد از ازدواج بچه دار شدند و فرصت کافی برای شناخت یکدیگر نداشتند و با آمدن بچه ها چنان سرگرم مشغله های فرزندان بودند که از خود و همسرشان غافل ماندند.
,,
پروفسور باهر با تأکید بر اینکه اگر افراد با مشاور مراجعه کنند در بسیاری از موارد می توانند مشکلات را حل کنند و زندگی شان را از فروپاشی نجات دهند، خاطرنشان کرد: اگر همسران از بزرگان فامیل و افراد معتمد کمک بگیرند نیز در موارد بسیاری می توانند زندگی مشترکشان را حفظ کنند.
,,
انتهای پیام/خ
,]
ارسال دیدگاه