عارف کاظمی؛
نگاهی به آینده تحصیلات تکمیلی
چند سالی هست که در کشور ما تب ادامه تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا بالا گرفته فارغ التحصیلان کارشناسی که عمدتا نتوانسته اند با این مدرک به کار مناسبی دست پیدا کنند به امید یافتن شغل مورد نظر و یا به نوعی گریز از شرایط بیکاری به ادامه تحصیل روی آورده اند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیک دانشجو: چند سالی هست که در کشور ما تب ادامه تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا بالا گرفته فارغ التحصیلان کارشناسی که عمدتا نتوانسته اند با این مدرک به کار مناسبی دست پیدا کنند به امید یافتن شغل مورد نظر و یا به نوعی گریز از شرایط بیکاری به ادامه تحصیل روی آورده اند و از طرفی دیگر دانشگاههای ما به خصوص آزاد و غیر انتفاعی ها این نیاز را درک کرده و با سرعت تمام به توسعه شبکه دانشگاهی پرداخته اند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , پیک دانشجو,به طور کلی به نظرم کارکرد دانشگاههای آزاد و پیام نور و غیره با تمام نقاط ضعف آنها میتواند مثبت ارزیابی شود در واقع بودنشان بسیار بهتر از نبودشان است اما مشکل اینجاست که هر چه به پیش میرویم کفه نکات منفی در خصوص این دانشگاهها بیشتر میشود. به این ترتیب که این دانشگاهها زمانی در پاسخ به نیازی در کشور ایجاد شدند و البته به شکل تقریبا مطلوبی جواب دادند و به خوبی مانع خروج انبوه دانشجویان از کشور گردیدند. اما به نظر می آید در سالیان اخیر کمی تا قسمتی کارکرد این دانشگاهها تغییر کرده . توسعه بی حد و حصر این دانشگاهها در زمان پیک جمعیتی دانشجویان بعد از طی این دوره خود به مشکلی تبدیل شده چرا که ظرفیتی ایجاد شده کارمند و استادی جذب شده ساختمانی ساخته شده و بالاخره نمیشود که همه اینها به حال خود رها شوند. اما مدیران دانشگاههای پولی برای این مشکل چاره ای اندیشیده اند که متاسفانه به قیمت نابود شدن روح علمی پژوهشی در دانشگاهها و پایین امدن شان دانشگاه و مدرک در کشور تمام شده .
متولیان دانشگاه آزاد به عنوان پیشتاز با همراهی دیگر دانشگاههای پولی با سواستفاده از ناآگاهی مردم از آینده مدارک دانشگاهی مجددا بر سیاق پیشین اما اینبار با توسعه تحصیلات تکمیلی در مقاطع ارشد و اخیرا دکترا در سدد حفظ وضعیت اقتصادی خود برآمده اند و به نظر میرسد در این میان تنها چیزی که در سیاست گذاری هایشان اهمیتی ندارد جایگاه علم و پژوهش است.متاسفانه بدون وجود زیرساختهای مناسب و بیشتر با انگیزهای اقتصادی اقدام به پذیرش دانشجویانی میکنند که شاید به نوعی نسبت به آینده خود نا آگاهند و به گمان بدست آوردن آینده شغلی و حرفه ای بهتر در چاهی به نام شهریه دانشگاه می افتند و هر آنچه را که ضمن سالها کار و زحمت خانواده بدست آمده صرف پرداخت شهریه دانشگاه میکنند و در مقابل نه تنها خدماتی دریافت نمیکنند بلکه چند سال از بهترین سالهای عمر خود را صرف پاس نمودن واحدهای عمدتا بدردنخور منسوخ و غیرکاربردی دانشگاهی میکنند.بگذریم از آن دسته از کارمندان و مدیران دولتی که به هر جهت وضعیت آیندشان مشخص است.
به عنوان نمونه در رشته مهندسی برق در مقطع دکترا تا همین ۳ سال پیش تنها در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران و صرفا سالی ۱۰ نفر ورودی دانشجو بوده که البته برای آن تعداد امکان اشتغال مرتبط وجود داشته اما به یکباره طی مدت یکسال ۳۴ واحد دانشگاهی در کشور اقدام به جذب دانشجوی دکترای برق – قدرت نموده اند.مشابه چنین وضعیتی در خصوص دیگر رشته های دانشگاهی بوجود آمده .
معلوم نیست بر اساس کدام نیاز در جامعه این تعداد دانشجو جذب شده اند؟ و چگونه زیر ساختهای مناسب اینکار به یکباره در کشور بوجود آمده؟ وقتی برای پایان نامه دانشجویان دوره کارشناسی ارشد هنوز استاد راهنما(که ابتدایی ترین و بدیهی ترین امکاناتی است که باید فراهم باشد) به اندازه کافی وجود ندارد و دانشجویان ارشد در دانشگاهای مختلف برای پیدا کردن استاد راهنما سرگردانند، چگونه مشکل کمبود استاد راهنمای پایان نامه های دانشجویان دوره دکترا حل خواهد شد؟ (احتمالا به روزی خواهیم رسید که هر استاد راهنما ۴۰ و یا حتی ۵۰ پایان نامه ارشد و دکترا را باهم راهنمایی کند!) و ضمنا وقتی برای فارغ التحصیلان کارشناسی و یا کارشناسی ارشد فضای کار مناسبی تعریف نشده و بیشترشان با مدرک دیپلم کار میکنند ، چرا فارغ التحصیل دکترا باید تربیت بشود؟ احتمالا مسئولین دانشگاه آزاد برای این سوالات هم فکری کرده اند؟و یا صرفا به دانشگاهشان از منظر یک بنگاه اقتصادی نگاه میکنند؟ فکر کرده اند که به افسردگیهای ناشی از بیکاری تحصیلکردهای این کشور چه پاسخی باید بدهند؟
احتمالا اگردوره ارشد و دکترایی نباشد جوانان بعد از دیپلم و یا حداکثر لیسانس با سن و سالی پایین و البته انتظاراتی به مراتب پایینتر وارد بازار کار میشوند چیزی که در مورد دارندگان مدرک ارشد و دکترا وجود ندارد چرا که اولا سنشان بالارفته دوما پول و سرمایه کلانی بابت شهریه پرداخته اند و اخر اینکه انتظاراتشان به شکلی کاذب بالا رفته و مشغول به کارهای ساده شدن به مراتب برایشان مشکلتر است.
واقعیتی که دانشجویان ما باید بدانند این است که این روزها خبری از کار دولتی نیست که مدرک دانشگاهی و معدل در کنار رابطه و آشنا بدردشان بخورد و باید بیخیال کار دولتی بشوند. در بخش خصوصی هم در کنار رابطه آشنا صرفا تخصص ملاک است نه چیز دیگر تخصصی که در هر جا بدست بیاید در دانشگاهها از جمله دانشگاه آزاد بدست نمی آید.
به طور کلی به نظرم کارکرد دانشگاههای آزاد و پیام نور و غیره با تمام نقاط ضعف آنها میتواند مثبت ارزیابی شود در واقع بودنشان بسیار بهتر از نبودشان است اما مشکل اینجاست که هر چه به پیش میرویم کفه نکات منفی در خصوص این دانشگاهها بیشتر میشود. به این ترتیب که این دانشگاهها زمانی در پاسخ به نیازی در کشور ایجاد شدند و البته به شکل تقریبا مطلوبی جواب دادند و به خوبی مانع خروج انبوه دانشجویان از کشور گردیدند. اما به نظر می آید در سالیان اخیر کمی تا قسمتی کارکرد این دانشگاهها تغییر کرده . توسعه بی حد و حصر این دانشگاهها در زمان پیک جمعیتی دانشجویان بعد از طی این دوره خود به مشکلی تبدیل شده چرا که ظرفیتی ایجاد شده کارمند و استادی جذب شده ساختمانی ساخته شده و بالاخره نمیشود که همه اینها به حال خود رها شوند. اما مدیران دانشگاههای پولی برای این مشکل چاره ای اندیشیده اند که متاسفانه به قیمت نابود شدن روح علمی پژوهشی در دانشگاهها و پایین امدن شان دانشگاه و مدرک در کشور تمام شده .
,متولیان دانشگاه آزاد به عنوان پیشتاز با همراهی دیگر دانشگاههای پولی با سواستفاده از ناآگاهی مردم از آینده مدارک دانشگاهی مجددا بر سیاق پیشین اما اینبار با توسعه تحصیلات تکمیلی در مقاطع ارشد و اخیرا دکترا در سدد حفظ وضعیت اقتصادی خود برآمده اند و به نظر میرسد در این میان تنها چیزی که در سیاست گذاری هایشان اهمیتی ندارد جایگاه علم و پژوهش است.متاسفانه بدون وجود زیرساختهای مناسب و بیشتر با انگیزهای اقتصادی اقدام به پذیرش دانشجویانی میکنند که شاید به نوعی نسبت به آینده خود نا آگاهند و به گمان بدست آوردن آینده شغلی و حرفه ای بهتر در چاهی به نام شهریه دانشگاه می افتند و هر آنچه را که ضمن سالها کار و زحمت خانواده بدست آمده صرف پرداخت شهریه دانشگاه میکنند و در مقابل نه تنها خدماتی دریافت نمیکنند بلکه چند سال از بهترین سالهای عمر خود را صرف پاس نمودن واحدهای عمدتا بدردنخور منسوخ و غیرکاربردی دانشگاهی میکنند.بگذریم از آن دسته از کارمندان و مدیران دولتی که به هر جهت وضعیت آیندشان مشخص است.
,به عنوان نمونه در رشته مهندسی برق در مقطع دکترا تا همین ۳ سال پیش تنها در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران و صرفا سالی ۱۰ نفر ورودی دانشجو بوده که البته برای آن تعداد امکان اشتغال مرتبط وجود داشته اما به یکباره طی مدت یکسال ۳۴ واحد دانشگاهی در کشور اقدام به جذب دانشجوی دکترای برق – قدرت نموده اند.مشابه چنین وضعیتی در خصوص دیگر رشته های دانشگاهی بوجود آمده .
,معلوم نیست بر اساس کدام نیاز در جامعه این تعداد دانشجو جذب شده اند؟ و چگونه زیر ساختهای مناسب اینکار به یکباره در کشور بوجود آمده؟ وقتی برای پایان نامه دانشجویان دوره کارشناسی ارشد هنوز استاد راهنما(که ابتدایی ترین و بدیهی ترین امکاناتی است که باید فراهم باشد) به اندازه کافی وجود ندارد و دانشجویان ارشد در دانشگاهای مختلف برای پیدا کردن استاد راهنما سرگردانند، چگونه مشکل کمبود استاد راهنمای پایان نامه های دانشجویان دوره دکترا حل خواهد شد؟ (احتمالا به روزی خواهیم رسید که هر استاد راهنما ۴۰ و یا حتی ۵۰ پایان نامه ارشد و دکترا را باهم راهنمایی کند!) و ضمنا وقتی برای فارغ التحصیلان کارشناسی و یا کارشناسی ارشد فضای کار مناسبی تعریف نشده و بیشترشان با مدرک دیپلم کار میکنند ، چرا فارغ التحصیل دکترا باید تربیت بشود؟ احتمالا مسئولین دانشگاه آزاد برای این سوالات هم فکری کرده اند؟و یا صرفا به دانشگاهشان از منظر یک بنگاه اقتصادی نگاه میکنند؟ فکر کرده اند که به افسردگیهای ناشی از بیکاری تحصیلکردهای این کشور چه پاسخی باید بدهند؟
,احتمالا اگردوره ارشد و دکترایی نباشد جوانان بعد از دیپلم و یا حداکثر لیسانس با سن و سالی پایین و البته انتظاراتی به مراتب پایینتر وارد بازار کار میشوند چیزی که در مورد دارندگان مدرک ارشد و دکترا وجود ندارد چرا که اولا سنشان بالارفته دوما پول و سرمایه کلانی بابت شهریه پرداخته اند و اخر اینکه انتظاراتشان به شکلی کاذب بالا رفته و مشغول به کارهای ساده شدن به مراتب برایشان مشکلتر است.
,واقعیتی که دانشجویان ما باید بدانند این است که این روزها خبری از کار دولتی نیست که مدرک دانشگاهی و معدل در کنار رابطه و آشنا بدردشان بخورد و باید بیخیال کار دولتی بشوند. در بخش خصوصی هم در کنار رابطه آشنا صرفا تخصص ملاک است نه چیز دیگر تخصصی که در هر جا بدست بیاید در دانشگاهها از جمله دانشگاه آزاد بدست نمی آید.
,انتهای پیام/پ
]
ارسال دیدگاه