گفتوگو با هاشمی و آشتیانی در میزگرد بررسی فوتبال پایه
صاحب مینیبوس همه کاره تیمهای پایه/کاش معلمهای ورزش نقش پررنگ تری در استعدادیابی داشتند
اردولان آشتیانی میگوید: ای کاش معلمهای ورزش در کشور ما نقش پررنگ تری در زمینه استعدادیابی داشتند. متاسفانه الان معلمهای ورزش نیز رفاقتی انتخاب میشوند و چون فلان فرد با مدیر رابطه و آشنایی دارد، به این سمت میرسد و در زنگهای ورزش نیز یک توپ و سوت به او میدهند که فقط تایم ورزش برای بچهها پر شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آس پرس، فوتبال پایه ما سر و شکل درست و حسابی ندارد و اتفاقاتی در آن روی می دهد که اغلب منتشر نمیشود و همین موضوع دست افراد سودجو را باز گذاشته است تا هرکاری دلشان می خواهند انجام دهند. در این راستا، به سراغ دو مربی تیمهای پایه رفتیم تا از اتفاقات تلخی که در فوتبال پایه ما روی میدهد باخبر شویم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آس پرس، , آس پرس، , آس پرس,,
منصور هاشمی سرمربی تیم نوجوانان سایپا که با این تیم عنوان قهرمانی لیگ برتر تهران را کسب کرد، یکی از این مربیان است. اردلان آشتیانی بازیکن سابق پرسپولیس و سرمربی پیشین تیم نونهالان راه آهن دیگر میهمان ما است. در این گفتوگو حرف های جالبی زده شده است که از جمله آنها میتوان به موضوعاتی نظیر دوپینگ، اخاذی و... اشاره کرد.
,,
آس پرس: بحث را با این سوال آغاز کنیم که لیگ های پایه امسال چه مزایا و معایبی داشتند؟
, آس پرس: بحث را با این سوال آغاز کنیم که لیگ های پایه امسال چه مزایا و معایبی داشتند؟, آس پرس,منصور هاشمی: فوتبال پایه معایب زیادی دارد و باید گفت که متاسفانه همین معایب فوتبال ما را به این شکل درآوردهاند! هرچند نباید از این نکته نیز غافل شد که لیگ های پایه ما امسال از نظم و انضباط بهتری نسبت به گذشته برخوردار بودند و ما بازیهای عقب افتاده حداقل در نیم فصل نداشتیم. درباره داوری ها باید بگویم که افول داشته ایم و متاسفانه حرکت ما در این راستارو به عقب بوده است. باشگاه های ما چون طبق قوانین afc موظف به تیمداری در رده پایه هستند، در لیگ های پایه حضور دارند؛ وگرنه اگر آنها آزادی عمل داشتند، مطمئن باشید هیچکدام مایل به این کار نبودند! مااز لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری حرفی برای گفتن نداریم و در این چند سال حتی نتوانسته ایم خودمان را به کشورهای حوزه خلیج فارس هم برسانیم. اگر بخواهیم از بعد فنی مسابقات را ارزیابی کنیم، باید بگویم که وضعیت ما در این حوزه نسبتا بهتر بود و چندین استعداد را در رده نونهالان می توان شناسایی کرد که در آینده بیشتر از آنها خواهیم شنید.
, منصور هاشمی:, afc,,
اردلان آشتیانی: فوتبال پایه به نظر من در ایران یعنی کشک! متاسفانه برای باشگاه های ما تیمداری در رده امید که خروجی آن معرفی بازیکن به تیم بزرگسالان است بسیار کمرنگ و بی ارزش است و مدیران و مسئولین ما نمی خواهند در آن رده حتی سرمایه گذاری کنند. با این شرایط فکر می کنم وضعیت تیم های پایه کاملا آشکار است.
, اردلان آشتیانی: ,,
متاسفانه نظارتی بر عملکرد مربیان در رده های پایه وجود ندارد و مرجعی نیست که صلاحیت منِ مربی را تایید کند که چه افرادی و با چه خصوصیات رفتاری مجازند گروهی از بچههای علاقهمند به این رشته را تعلیم دهند. متاسفانه در فوتبال پایه کمیته انضباطی وجود ندارد و به جرات می توان گفت که شاید از بین شانزده تیم موجود فقط 4 تیم سالم بسته شده باشند؛ البته آنهم شاید! در واقع، فقط همان چهار تیم دنبال بحث آموزش هستند و بقیه از قبل فوتبال پایه بدنبال درآمدزایی هستند و مربی می خواهد جیب خود را پرکند! آیا کسی هست که بخواهد بر این موضوع نظارت کند؟! به نظرمن درِ این فوتبال پایه باید تخته شود چراکه فوتبال برای ما بیزینس(تجارت) شده است. الان تیم ها چهار بازیکن نسبتا خوب می گیرند و بقیه تیم با پول بسته می شود. از خودتان سوال کنید که چرا تیم های رده ملی ما این روزها عملکرد ضعیفی دارند. جواب این سوال؛ حقخوری است!حق بچه مستعد محله پایین شهر خورده می شود به آسانی و آن را به بچه پولدار می دهند. هیچ نظارتی هم صورت نمی گیرد.
,,
آس پرس: پس به نظر شما عملکرد ضعیف تیم ملی ما در ردههای پایه به بحث "حقخوری" مربوط میشود؟
, آس پرس: پس به نظر شما عملکرد ضعیف تیم ملی ما در ردههای پایه به بحث "حقخوری" مربوط میشود؟, آس پرس,اردلان آشتیانی: خود من در رده جوانان چند سال قبل شنیدم که میگفتند "فلان بازیکن هزینهای است"! این جمله را من از بیش از بیست نفر حداقل شنیدم. شاید هم این اتفاق نیفتاده است اما چرا بازیکنی که به مراتب بهتر از او بوده، به اردو دعوت نشده است.من یک دوست دارم در آمریکا که به تازگی استعدادیای ایالت واشنگتنسیتی شده است. او می گفت به جز من 49 نفر دیگر هم هستند که این کار را انجام می دهیم؛ یعنی منِ اردلان اگر مستعد هستم باید حداقل 26 نفر از آنها مرا تایید کنند. قرار نیست یک نفر بر اساس سلیقه خود استعدادیابی کند و بعضا در این راه با شارژ مالی بچه پولداری به عنوان استعداد شناخته شود. متاسفانه در فوتبال ما تیم استعدادیاب وجود ندارد و اگر یک نفر از بازی یک نفر خوشش بیاید، او را به عنوان استعداد معرفی می کند و ...
, اردلان آشتیانی:,,
منصور هاشمی: اردلان به نکات خوبی اشاره کرد. الان در باشگاه سایپا مدیرعامل و مسئولین نگاه ویژه ای به تیمهای پایه دارند و حتی بازیها را از نزدیک می بینند. اگر تیمهای دیگر هم چنین نگرشی به تیم های پایه داشته باشند و چندین استعدادیاب را جذب کنند، دیگر اجازه این که منِ نوعی با سلیقه خود بر نام یک نفر مهر مستعد بزنم، اتوماتیکوار حذف می شود. بازیکن مستعد از نگاه afc بازیکنی است که آیتمهایی نظیر فیزیک، خلاقیت، شوتزنی، حمل توپ، سرعت و... را داشته باشد. چنین فاکتورهایی لازمه این است که یک بازیکن آنها را در بازی خود داشته باشد و در لحظات خاص از آنها بهره ببرد. یک نفر شاید بتواند بازیکن را فقط در دو آیتمی که در بالا نام بردم ارزیابی کند. چرا اکثر بازیکنان وقتی به رده جوانان و امید می رسند، فوتبالشان تمام می شود؟ این به خاطر آن است که افراد استعدادیاب و مربی تیم های بزرگسال نمی آیند بازی تیم های جوانان و امید را نگاه کنند! البته فقط بحث فنی نیست و باید به نوع تغذیه و استراحت هم توجه کرد. بازیکن از راه دور مثلا از اسلامشهر برای تمرین می آید. بعد از تمرین گرسنه است اما چون وضع مالی خوبی ندارد، از نظر تغذیه ضعیف است و چیزی ندارد بخورد! مطمئنا اگر این بازیکن که مستعد هم هست تغذیه مناسبی داشته باشد، می تواند انرژی از دست رفته را بازیابد و فوتبال خوبی را به نمایش بگذارد.
, منصور هاشمی: , afc ,,
به نظر من، طرز نگاه ها باید عوض شود و ما نباید از قطر و کویت الگوبرداری کنیم! نگاه ما به پرورش بازیکنان باید تغییر کند. همین فرشاد احمدزاده زمانی که من در پرسپولیس مربی بودم، در تیم های پایه پرسپولیس بود اما به او توجه نشد و رفت در تیم تراکتورسازی و در همان فصل شد پدیده!
,,
آس پرس: با توجه به صحبت هایی که شد، به نظر می رسد نقش روابط در فوتبال پایه ما بسیار پررنگ است؟!
, آس پرس: با توجه به صحبت هایی که شد، به نظر می رسد نقش روابط در فوتبال پایه ما بسیار پررنگ است؟!, آس پرس,,
منصور هاشمی: قبلا در تهران 10 تیم داشتیم که همه آنها نیز در پایه تیمداری می کردند. به همین دلیل بازیکن مستعد اتوماتیکوار جذب تیم میشد و این شرایط را برای ورود بازیکن رابطهای سخت کرده بود؛ یعنی اگر بازیکن از آموزشگاه می توانست به باشگاه را یابد، مسلما مستعد بوده است. نظر من این است که ما باید اول تیمداری را جمع کنیم و به سمت باشگاهداری برویم، باشگاه هایی که واقعا پتانسیل آن را دارند تا در تیم های پایه کار کنند. الان فوتبال پایه ما طوری شده است که یک نفر مینیبوس یا اتوبوس خود را میفروشد و دو تیم را در رده نونهالان و نوجوانان خریداری می کند. این را به جرات می گویم همین فرد حالا 5 تیم دارد که همه کاره آنها خودش است. بازیکن می گیرد، تیم را ارنج می کند و خلاصه شده همه کاره!
, منصور هاشمی: ,,
یکی از راهکارهایی که ما می توانیم در بحث استعدادها شکوفا شویم، این است که روبیاوریم به سمت باشگاهداری. شما نگاه کنید قبلا باشگاه بانک ملی،پاس،هما و... وجود داشتند. در آن زمان پول هم نبود اما باشگاه ها به جنبه آموزش توجه می کردند. الان ما مسابقات حوزه، دسته دو، دسته یک و لیگ برتر را داریم که به نظرم باید همه اینها جمع شوند و فقط دسته یک و برتر باقی بمانند تا استعدادها در آنها دیده شوند.به نظر من برای این که بازیها دیده شوند، باید آنها را مثل سابق برگزار کرد؛ نه به صورت رفت وبرگشت! قبلا فقط در 5 زمین بازی ها انجام می شد اما الان یکی در شهریار است، یکی در جنوب ، دیگری در شرق و... باچنین شرایطی چگونه می توان انتظار داشت بازیها دیده شوند!
,,
من در رده جوانان در ورزشگاه آزادی بازی کردم؛ آنهم قبل از بازی تیم پرسپولیس با هما. تماشاگر و مربیان زودتر به محل مسابقه می رسیدند تا بازی ما راهم تماشا کنند و استعدادها را جذب کنند. تازه منِ بازیکن بعد از بازی می نشستم بازی بزرگسالان را می دیدم تا چیزی یاد بگیرم. یادم می آید سال 69 یا 70 بود که محمود یاوری مربی تیم جوانان ایران در آن زمان، به ورزشگاه تختی می آمد و هر سه بازی را می دید. اینگونه بود که بازیکن مستعد امید داشت دیده شود اما الان اینگونه نیست و فوتبال ما به گونه ای دیگر استعدادیابی میکند!
,,
اردلان آشتیانی: به خوب نکتهای اشاره شد. چه خوب می شد مسئولین دو زمین را انتخاب می کردند و در اختیار تیم ها می گذاشتند تا تمام دیدارها در آن برگزار شود. یک بخشی از هزینه ها را هم دولت متقبل می شد، چراکه قرار است از همین تیم های پایه بازیکن به تیم ملی بدهیم. در این صورت باشگاه ها با آرامش بیشتری در عرصه پایه فعالیت می کردند و نقش ارتباط و پول در ورود بازیکن به یک تیم کمرنگتر می شد. الان مقداری از پول هایی که در پایه رد و بدل می شود، بابت هزینه اجاره زمین است اما همین پول میشود آفت فوتبال! ای کاش معلم های ورزش در کشور ما نقش پررنگ تری در زمینه استعدادیابی داشتند. متاسفانه الان معلم های ورزش نیز رفاقتی انتخاب می شوند و چون فلان فرد با مدیر رابطه و آشنایی دارد، به این سمت می رسد و در زنگ های ورزش نیز یک توپ و سوت به او می دهند که فقط تایم ورزش برای بچهها پر شود و فرد محبوب آقای مدیر در موعد مقرر پولی به جیب بزند! در صورتی که در کشورهای پیشرفته از همین معلم های ورزش به عنوان استعدادیاب استفاده می کنند. مثلا معلم فیزیک محصل را می بیند و به او می گوید تو در فلان رشته مستعدی؛ اگر در آن فعالیت کنی. حالا آیا معلم ورزش در کشور ما اینگونه کار می کند؟ یک زمانی افرادی چون دهداری و مجید جلالی در مدارس ما مشغول به کار بودند. الان فوتبال کوچه و خیابونی ما کجاست؟ چند چمن مصنوعی ساختیم که آنها را هم به مزایده گذاشتیم. بازیکن مستعد که از قشر پایین جامعه است، پول ندارد برای فوتبال خود هزینه کند. پس نابود می شود! به نظرمن از قشر مرفه به ندرت می توان فوتبالیست پیدا کرد، چون بچه پایین شهر است که در فوتبال تلاش می کند تا به جایی برسد و زندگی خانواده خود را تغییر دهد. متاسفانه در شرایط کنونی همه به فکر خودشان هستند و کسی به فکر بازیکنسازی نیست و معدود مربیانی هستند که به آموزش بازیکن اهمیت می دهند. با این شرایط به روند فوتبال خوشبین نیستم چرا که ما سال به سال داریم از بازیکن تهی میشویم. ما استعدادهای زیادی داریم که در فوتبال سوخت می شوند، چون بازیکن پولکی با مثلا 15 میلیون هزینه ای که داده است، انتظار دارد در ترکیب قرار بگیرد و بازیکنی که پول ندارد اما مستعد است، باید نیمکتنشین شود! روابط اینگونه است که فوتبال ما را به سمت نابودی کشانده است.
, اردلان آشتیانی:, اردلان آشتیانی:, به خوب نکتهای اشاره شد. چه خوب می شد مسئولین دو زمین را انتخاب می کردند و در اختیار تیم ها می گذاشتند تا تمام دیدارها در آن برگزار شود. یک بخشی از هزینه ها را هم دولت متقبل می شد، چراکه قرار است از همین تیم های پایه بازیکن به تیم ملی بدهیم. در این صورت باشگاه ها با آرامش بیشتری در عرصه پایه فعالیت می کردند و نقش ارتباط و پول در ورود بازیکن به یک تیم کمرنگتر می شد. الان مقداری از پول هایی که در پایه رد و بدل می شود، بابت هزینه اجاره زمین است اما همین پول میشود آفت فوتبال! ای کاش معلم های ورزش در کشور ما نقش پررنگ تری در زمینه استعدادیابی داشتند. متاسفانه الان معلم های ورزش نیز رفاقتی انتخاب می شوند و چون فلان فرد با مدیر رابطه و آشنایی دارد، به این سمت می رسد و در زنگ های ورزش نیز یک توپ و سوت به او می دهند که فقط تایم ورزش برای بچهها پر شود و فرد محبوب آقای مدیر در موعد مقرر پولی به جیب بزند! در صورتی که در کشورهای پیشرفته از همین معلم های ورزش به عنوان استعدادیاب استفاده می کنند. مثلا معلم فیزیک محصل را می بیند و به او می گوید تو در فلان رشته مستعدی؛ اگر در آن فعالیت کنی. حالا آیا معلم ورزش در کشور ما اینگونه کار می کند؟ یک زمانی افرادی چون دهداری و مجید جلالی در مدارس ما مشغول به کار بودند. الان فوتبال کوچه و خیابونی ما کجاست؟ چند چمن مصنوعی ساختیم که آنها را هم به مزایده گذاشتیم. بازیکن مستعد که از قشر پایین جامعه است، پول ندارد برای فوتبال خود هزینه کند. پس نابود می شود! به نظرمن از قشر مرفه به ندرت می توان فوتبالیست پیدا کرد، چون بچه پایین شهر است که در فوتبال تلاش می کند تا به جایی برسد و زندگی خانواده خود را تغییر دهد. متاسفانه در شرایط کنونی همه به فکر خودشان هستند و کسی به فکر بازیکنسازی نیست و معدود مربیانی هستند که به آموزش بازیکن اهمیت می دهند. با این شرایط به روند فوتبال خوشبین نیستم چرا که ما سال به سال داریم از بازیکن تهی میشویم. ما استعدادهای زیادی داریم که در فوتبال سوخت می شوند، چون بازیکن پولکی با مثلا 15 میلیون هزینه ای که داده است، انتظار دارد در ترکیب قرار بگیرد و بازیکنی که پول ندارد اما مستعد است، باید نیمکتنشین شود! روابط اینگونه است که فوتبال ما را به سمت نابودی کشانده است.,,
به گزارش آس پرس منصور هاشمی سرمربی تیم نوجوانان سایپا که با این تیم عنوان قهرمانی لیگ برتر تهران را کسب کرد، یکی از این مربیان است. اردلان آشتیانی بازیکن سابق پرسپولیس و سرمربی پیشین تیم نونهالان راه آهن دیگر میهمان ما است. در این گفتوگو حرف های جالبی زده شده است که از جمله آنها میتوان به موضوعاتی نظیر دوپینگ،اخاذی و... اشاره کرد.
, به گزارش آس پرس, به گزارش آس پرس,,
آس پرس: بحث را با این سوال آغاز کنیم که لیگ های پایه امسال چه مزایا و معایبی داشتند؟
, آس پرس: بحث را با این سوال آغاز کنیم که لیگ های پایه امسال چه مزایا و معایبی داشتند؟, آس پرس,,
منصور هاشمی:فوتبال پایه معایب زیادی دارد و باید گفت که متاسفانه همین معایب فوتبال ما را به این شکل درآوردهاند! هرچند نباید از این نکته نیز غافل شد که لیگ های پایه ما امسال از نظم و انضباط بهتری نسبت به گذشته برخوردار بودند و ما بازیهای عقب افتاده حداقل در نیم فصل نداشتیم. درباره داوری ها باید بگویم که افول داشته ایم و متاسفانه حرکت ما در این راستارو به عقب بوده است. باشگاه های ما چون طبق قوانین afc موظف به تیمداری در رده پایه هستند، در لیگ های پایه حضور دارند؛ وگرنه اگر آنها آزادی عمل داشتند، مطمئن باشید هیچکدام مایل به این کار نبودند!
, منصور هاشمی:, afc,,
ما از لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری حرفی برای گفتن نداریم و در این چند سال حتی نتوانسته ایم خودمان را به کشورهای حوزه خلیج فارس هم برسانیم. اگر بخواهیم از بعد فنی مسابقات را ارزیابی کنیم، باید بگویم که وضعیت ما در این حوزه نسبتا بهتر بود و چندین استعداد را در رده نونهالان می توان شناسایی کرد که در آینده بیشتر از آنها خواهیم شنید.
,,
اردلان آشتیانی: فوتبال پایه به نظر من در ایران یعنی کشک! متاسفانه برای باشگاه های ما تیمداری در رده امید که خروجی آن معرفی بازیکن به تیم بزرگسالان است بسیار کمرنگ و بی ارزش است و مدیران و مسئولین ما نمی خواهند در آن رده حتی سرمایه گذاری کنند. با این شرایط فکر می کنم وضعیت تیم های پایه کاملا آشکار است.
, اردلان آشتیانی: ,,
متاسفانه نظارتی بر عملکرد مربیان در رده های پایه وجود ندارد و مرجعی نیست که صلاحیت منِ مربی را تایید کند که چه افرادی و با چه خصوصیات رفتاری مجازند گروهی از بچههای علاقهمند به این رشته را تعلیم دهند. متاسفانه در فوتبال پایه کمیته انضباطی وجود ندارد و به جرات می توان گفت که شاید از بین شانزده تیم موجود فقط 4 تیم سالم بسته شده باشند؛ البته آنهم شاید! در واقع، فقط همان چهار تیم دنبال بحث آموزش هستند و بقیه از قبل فوتبال پایه بدنبال درآمدزایی هستند و مربی می خواهد جیب خود را پرکند! آیا کسی هست که بخواهد بر این موضوع نظارت کند؟! به نظرمن درِ این فوتبال پایه باید تخته شود چراکه فوتبال برای ما بیزینس(تجارت) شده است. الان تیم ها چهار بازیکن نسبتا خوب می گیرند و بقیه تیم با پول بسته می شود. از خودتان سوال کنید که چرا تیم های رده ملی ما این روزها عملکرد ضعیفی دارند. جواب این سوال؛ حقخوری است!حق بچه مستعد محله پایین شهر خورده می شود به آسانی و آن را به بچه پولدار می دهند. هیچ نظارتی هم صورت نمی گیرد.
,,
آس پرس:پس به نظر شما عملکرد ضعیف تیم ملی ما در رده های پایه به بحث "حقخوری" مربوط می شود؟
, آس پرس:پس به نظر شما عملکرد ضعیف تیم ملی ما در رده های پایه به بحث "حقخوری" مربوط می شود؟, آس پرس,,
اردلان آشتیانی: خود من در رده جوانان چند سال قبل شنیدم که میگفتند "فلان بازیکن هزینهای است"! این جمله را من از بیش از بیست نفر حداقل شنیدم.شاید هم این اتفاق نیفتاده است اما چرا بازیکنی که به مراتب بهتر از او بوده، به اردو دعوت نشده است.من یک دوست دارم در آمریکا که به تازگی استعدادیای ایالت واشنگتنسیتی شده است. او می گفت به جز من 49 نفر دیگر هم هستند که این کار را انجام می دهیم؛ یعنی منِ اردلان اگر مستعد هستم باید حداقل 26 نفر از آنها مرا تایید کنند. قرار نیست یک نفر بر اساس سلیقه خود استعدادیابی کند و بعضا در این راه با شارژ مالی بچه پولداری به عنوان استعداد شناخته شود. متاسفانه در فوتبال ما تیم استعدادیاب وجود ندارد و اگر یک نفر از بازی یک نفر خوشش بیاید، او را به عنوان استعداد معرفی می کند و ...
, اردلان آشتیانی:,,
منصور هاشمی: اردلان به نکات خوبی اشاره کرد. الان در باشگاه سایپا مدیرعامل و مسئولین نگاه ویژه ای به تیم های پایه دارند و حتی بازیها را از نزدیک می بینند. اگر تیمهای دیگر هم چنین نگرشی به تیم های پایه داشته باشند و چندین استعدادیاب را جذب کنند، دیگر اجازه این که منِ نوعی با سلیقه خود بر نام یک نفر مهر مستعد بزنم، اتوماتیکوار حذف می شود. بازیکن مستعد از نگاه afc بازیکنی است که آیتمهایی نظیر فیزیک، خلاقیت، شوتزنی، حمل توپ، سرعت و... را داشته باشد. چنین فاکتورهایی لازمه این است که یک بازیکن آنها را در بازی خود داشته باشد و در لحظات خاص از آنها بهره ببرد. یک نفر شاید بتواند بازیکن را فقط در دو آیتمی که در بالا نام بردم ارزیابی کند. چرا اکثر بازیکنان وقتی به رده جوانان و امید می رسند، فوتبالشان تمام می شود؟ این به خاطر آن است که افراد استعدادیاب و مربی تیم های بزرگسال نمی آیند بازی تیم های جوانان و امید را نگاه کنند! البته فقط بحث فنی نیست و باید به نوع تغذیه و استراحت هم توجه کرد. بازیکن از راه دور مثلا از اسلامشهر برای تمرین می آید. بعد از تمرین گرسنه است اما چون وضع مالی خوبی ندارد، از نظر تغذیه ضعیف است و چیزی ندارد بخورد! مطمئنا اگر این بازیکن که مستعد هم هست تغذیه مناسبی داشته باشد، می تواند انرژی از دست رفته را بازیابد و فوتبال خوبی را به نمایش بگذارد.
, منصور هاشمی: , afc ,,
به نظر من، طرز نگاه ها باید عوض شود و ما نباید از قطر و کویت الگوبرداری کنیم! نگاه ما به پرورش بازیکنان باید تغییر کند. همین فرشاد احمدزاده زمانی که من در پرسپولیس مربی بودم، در تیم های پایه پرسپولیس بود اما به او توجه نشد و رفت در تیم تراکتورسازی و در همان فصل شد پدیده!
,,
آس پرس: با توجه به صحبت هایی که شد، به نظر می رسد نقش روابط در فوتبال پایه ما بسیار پررنگ است؟!
, آس پرس: با توجه به صحبت هایی که شد، به نظر می رسد نقش روابط در فوتبال پایه ما بسیار پررنگ است؟!, آس پرس,,
منصور هاشمی: قبلا در تهران 10 تیم داشتیم که همه آنها نیز در پایه تیمداری می کردند. به همین دلیل بازیکن مستعد اتوماتیکوار جذب تیم میشد و این شرایط را برای ورود بازیکن رابطهای سخت کرده بود؛ یعنی اگر بازیکن از آموزشگاه می توانست به باشگاه را یابد، مسلما مستعد بوده است. نظر من این است که ما باید اول تیمداری را جمع کنیم و به سمت باشگاهداری برویم، باشگاه هایی که واقعا پتانسیل آن را دارند تا در تیم های پایه کار کنند. الان فوتبال پایه ما طوری شده است که یک نفر مینیبوس یا اتوبوس خود را میفروشد و دو تیم را در رده نونهالان و نوجوانان خریداری می کند. این را به جرات می گویم همین فرد حالا 5 تیم دارد که همه کاره آنها خودش است. بازیکن می گیرد، تیم را ارنج می کند و خلاصه شده همه کاره!
, منصور هاشمی: ,,
یکی از راهکارهایی که ما می توانیم در بحث استعدادها شکوفا شویم، این است که روبیاوریم به سمت باشگاهداری. شما نگاه کنید قبلا باشگاه بانک ملی،پاس،هما و... وجود داشتند. در آن زمان پول هم نبود اما باشگاه ها به جنبه آموزش توجه می کردند. الان ما مسابقات حوزه، دسته دو، دسته یک و لیگ برتر را داریم که به نظرم باید همه اینها جمع شوند و فقط دسته یک و برتر باقی بمانند تا استعدادها در آنها دیده شوند.به نظر من برای این که بازیها دیده شوند، باید آنها را مثل سابق برگزار کرد؛ نه به صورت رفت وبرگشت! قبلا فقط در 5 زمین بازی ها انجام می شد اما الان یکی در شهریار است، یکی در جنوب ، دیگری در شرق و... باچنین شرایطی چگونه می توان انتظار داشت بازیها دیده شوند!
,,
من در رده جوانان در ورزشگاه آزادی بازی کردم؛ آنهم قبل از بازی تیم پرسپولیس با هما. تماشاگر و مربیان زودتر به محل مسابقه می رسیدند تا بازی ما راهم تماشا کنند و استعدادها را جذب کنند. تازه منِ بازیکن بعد از بازی می نشستم بازی بزرگسالان را می دیدم تا چیزی یاد بگیرم. یادم می آید سال 69 یا 70 بود که محمود یاوری مربی تیم جوانان ایران در آن زمان، به ورزشگاه تختی می آمد و هر سه بازی را می دید. اینگونه بود که بازیکن مستعد امید داشت دیده شود اما الان اینگونه نیست و فوتبال ما به گونه ای دیگر استعدادیابی میکند!
,,
اردلان آشتیانی: به خوب نکتهای اشاره شد. چه خوب می شد مسئولین دو زمین را انتخاب می کردند و در اختیار تیم ها می گذاشتند تا تمام دیدارها در آن برگزار شود. یک بخشی از هزینه ها را هم دولت متقبل می شد، چراکه قرار است از همین تیم های پایه بازیکن به تیم ملی بدهیم. در این صورت باشگاه ها با آرامش بیشتری در عرصه پایه فعالیت می کردند و نقش ارتباط و پول در ورود بازیکن به یک تیم کمرنگتر می شد. الان مقداری از پول هایی که در پایه رد و بدل می شود، بابت هزینه اجاره زمین است اما همین پول میشود آفت فوتبال! ای کاش معلم های ورزش در کشور ما نقش پررنگ تری در زمینه استعدادیابی داشتند. متاسفانه الان معلم های ورزش نیز رفاقتی انتخاب می شوند و چون فلان فرد با مدیر رابطه و آشنایی دارد، به این سمت می رسد و در زنگ های ورزش نیز یک توپ و سوت به او می دهند که فقط تایم ورزش برای بچهها پر شود و فرد محبوب آقای مدیر در موعد مقرر پولی به جیب بزند! در صورتی که در کشورهای پیشرفته از همین معلم های ورزش به عنوان استعدادیاب استفاده می کنند. مثلا معلم فیزیک محصل را می بیند و به او می گوید تو در فلان رشته مستعدی؛ اگر در آن فعالیت کنی. حالا آیا معلم ورزش در کشور ما اینگونه کار می کند؟ یک زمانی افرادی چون دهداری و مجید جلالی در مدارس ما مشغول به کار بودند. الان فوتبال کوچه و خیابونی ما کجاست؟ چند چمن مصنوعی ساختیم که آنها را هم به مزایده گذاشتیم. بازیکن مستعد که از قشر پایین جامعه است، پول ندارد برای فوتبال خود هزینه کند. پس نابود می شود! به نظرمن از قشر مرفه به ندرت می توان فوتبالیست پیدا کرد، چون بچه پایین شهر است که در فوتبال تلاش می کند تا به جایی برسد و زندگی خانواده خود را تغییر دهد. متاسفانه در شرایط کنونی همه به فکر خودشان هستند و کسی به فکر بازیکنسازی نیست و معدود مربیانی هستند که به آموزش بازیکن اهمیت می دهند. با این شرایط به روند فوتبال خوشبین نیستم چرا که ما سال به سال داریم از بازیکن تهی میشویم. ما استعدادهای زیادی داریم که در فوتبال سوخت می شوند، چون بازیکن پولکی با مثلا 15 میلیون هزینه ای که داده است، انتظار دارد در ترکیب قرار بگیرد و بازیکنی که پول ندارد اما مستعد است، باید نیمکتنشین شود! روابط اینگونه است که فوتبال ما را به سمت نابودی کشانده است.
, اردلان آشتیانی:, اردلان آشتیانی:, به خوب نکتهای اشاره شد. چه خوب می شد مسئولین دو زمین را انتخاب می کردند و در اختیار تیم ها می گذاشتند تا تمام دیدارها در آن برگزار شود. یک بخشی از هزینه ها را هم دولت متقبل می شد، چراکه قرار است از همین تیم های پایه بازیکن به تیم ملی بدهیم. در این صورت باشگاه ها با آرامش بیشتری در عرصه پایه فعالیت می کردند و نقش ارتباط و پول در ورود بازیکن به یک تیم کمرنگتر می شد. الان مقداری از پول هایی که در پایه رد و بدل می شود، بابت هزینه اجاره زمین است اما همین پول میشود آفت فوتبال! ای کاش معلم های ورزش در کشور ما نقش پررنگ تری در زمینه استعدادیابی داشتند. متاسفانه الان معلم های ورزش نیز رفاقتی انتخاب می شوند و چون فلان فرد با مدیر رابطه و آشنایی دارد، به این سمت می رسد و در زنگ های ورزش نیز یک توپ و سوت به او می دهند که فقط تایم ورزش برای بچهها پر شود و فرد محبوب آقای مدیر در موعد مقرر پولی به جیب بزند! در صورتی که در کشورهای پیشرفته از همین معلم های ورزش به عنوان استعدادیاب استفاده می کنند. مثلا معلم فیزیک محصل را می بیند و به او می گوید تو در فلان رشته مستعدی؛ اگر در آن فعالیت کنی. حالا آیا معلم ورزش در کشور ما اینگونه کار می کند؟ یک زمانی افرادی چون دهداری و مجید جلالی در مدارس ما مشغول به کار بودند. الان فوتبال کوچه و خیابونی ما کجاست؟ چند چمن مصنوعی ساختیم که آنها را هم به مزایده گذاشتیم. بازیکن مستعد که از قشر پایین جامعه است، پول ندارد برای فوتبال خود هزینه کند. پس نابود می شود! به نظرمن از قشر مرفه به ندرت می توان فوتبالیست پیدا کرد، چون بچه پایین شهر است که در فوتبال تلاش می کند تا به جایی برسد و زندگی خانواده خود را تغییر دهد. متاسفانه در شرایط کنونی همه به فکر خودشان هستند و کسی به فکر بازیکنسازی نیست و معدود مربیانی هستند که به آموزش بازیکن اهمیت می دهند. با این شرایط به روند فوتبال خوشبین نیستم چرا که ما سال به سال داریم از بازیکن تهی میشویم. ما استعدادهای زیادی داریم که در فوتبال سوخت می شوند، چون بازیکن پولکی با مثلا 15 میلیون هزینه ای که داده است، انتظار دارد در ترکیب قرار بگیرد و بازیکنی که پول ندارد اما مستعد است، باید نیمکتنشین شود! روابط اینگونه است که فوتبال ما را به سمت نابودی کشانده است.,,
به گزارش آس پرس منصور هاشمی سرمربی تیم نوجوانان سایپا که با این تیم عنوان قهرمانی لیگ برتر تهران را کسب کرد، یکی از این مربیان است. اردلان آشتیانی بازیکن سابق پرسپولیس و سرمربی پیشین تیم نونهالان راه آهن دیگر میهمان ما است. در این گفتوگو حرف های جالبی زده شده است که از جمله آنها میتوان به موضوعاتی نظیر دوپینگ،اخاذی و... اشاره کرد.
, به گزارش آس پرس, به گزارش آس پرس,,
آس پرس: بحث را با این سوال آغاز کنیم که لیگ های پایه امسال چه مزایا و معایبی داشتند؟
, آس پرس: بحث را با این سوال آغاز کنیم که لیگ های پایه امسال چه مزایا و معایبی داشتند؟, آس پرس,,
منصور هاشمی:فوتبال پایه معایب زیادی دارد و باید گفت که متاسفانه همین معایب فوتبال ما را به این شکل درآوردهاند! هرچند نباید از این نکته نیز غافل شد که لیگ های پایه ما امسال از نظم و انضباط بهتری نسبت به گذشته برخوردار بودند و ما بازیهای عقب افتاده حداقل در نیم فصل نداشتیم. درباره داوری ها باید بگویم که افول داشته ایم و متاسفانه حرکت ما در این راستارو به عقب بوده است. باشگاه های ما چون طبق قوانین afc موظف به تیمداری در رده پایه هستند، در لیگ های پایه حضور دارند؛ وگرنه اگر آنها آزادی عمل داشتند، مطمئن باشید هیچکدام مایل به این کار نبودند! مااز لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری حرفی برای گفتن نداریم و در این چند سال حتی نتوانسته ایم خودمان را به کشورهای حوزه خلیج فارس هم برسانیم. اگر بخواهیم از بعد فنی مسابقات را ارزیابی کنیم، باید بگویم که وضعیت ما در این حوزه نسبتا بهتر بود و چندین استعداد را در رده نونهالان می توان شناسایی کرد که در آینده بیشتر از آنها خواهیم شنید.
, منصور هاشمی:, afc,,
اردلان آشتیانی: فوتبال پایه به نظر من در ایران یعنی کشک! متاسفانه برای باشگاه های ما تیمداری در رده امید که خروجی آن معرفی بازیکن به تیم بزرگسالان است بسیار کمرنگ و بی ارزش است و مدیران و مسئولین ما نمی خواهند در آن رده حتی سرمایه گذاری کنند. با این شرایط فکر می کنم وضعیت تیم های پایه کاملا آشکار است. متاسفانه نظارتی بر عملکرد مربیان در رده های پایه وجود ندارد و مرجعی نیست که صلاحیت منِ مربی را تایید کند که چه افرادی و با چه خصوصیات رفتاری مجازند گروهی از بچههای علاقهمند به این رشته را تعلیم دهند. متاسفانه در فوتبال پایه کمیته انضباطی وجود ندارد و به جرات می توان گفت که شاید از بین شانزده تیم موجود فقط 4 تیم سالم بسته شده باشند؛ البته آنهم شاید! در واقع، فقط همان چهار تیم دنبال بحث آموزش هستند و بقیه از قبل فوتبال پایه بدنبال درآمدزایی هستند و مربی می خواهد جیب خود را پرکند! آیا کسی هست که بخواهد بر این موضوع نظارت کند؟! به نظرمن درِ این فوتبال پایه باید تخته شود چراکه فوتبال برای ما بیزینس(تجارت) شده است. الان تیم ها چهار بازیکن نسبتا خوب می گیرند و بقیه تیم با پول بسته می شود. از خودتان سوال کنید که چرا تیم های رده ملی ما این روزها عملکرد ضعیفی دارند. جواب این سوال؛ حقخوری است!حق بچه مستعد محله پایین شهر خورده می شود به آسانی و آن را به بچه پولدار می دهند. هیچ نظارتی هم صورت نمی گیرد.
, اردلان آشتیانی: ,,
آس پرس:پس به نظر شما عملکرد ضعیف تیم ملی ما در رده های پایه به بحث "حقخوری" مربوط می شود؟
, آس پرس:پس به نظر شما عملکرد ضعیف تیم ملی ما در رده های پایه به بحث "حقخوری" مربوط می شود؟, آس پرس,,
اردلان آشتیانی: خود من در رده جوانان چند سال قبل شنیدم که میگفتند "فلان بازیکن هزینهای است"! این جمله را من از بیش از بیست نفر حداقل شنیدم.شاید هم این اتفاق نیفتاده است اما چرا بازیکنی که به مراتب بهتر از او بوده، به اردو دعوت نشده است.من یک دوست دارم در آمریکا که به تازگی استعدادیای ایالت واشنگتنسیتی شده است. او می گفت به جز من 49 نفر دیگر هم هستند که این کار را انجام می دهیم؛ یعنی منِ اردلان اگر مستعد هستم باید حداقل 26 نفر از آنها مرا تایید کنند. قرار نیست یک نفر بر اساس سلیقه خود استعدادیابی کند و بعضا در این راه با شارژ مالی بچه پولداری به عنوان استعداد شناخته شود. متاسفانه در فوتبال ما تیم استعدادیاب وجود ندارد و اگر یک نفر از بازی یک نفر خوشش بیاید، او را به عنوان استعداد معرفی می کند و ...
, اردلان آشتیانی:,,
منصور هاشمی: اردلان به نکات خوبی اشاره کرد. الان در باشگاه سایپا مدیرعامل و مسئولین نگاه ویژه ای به تیم های پایه دارند و حتی بازیها را از نزدیک می بینند. اگر تیمهای دیگر هم چنین نگرشی به تیم های پایه داشته باشند و چندین استعدادیاب را جذب کنند، دیگر اجازه این که منِ نوعی با سلیقه خود بر نام یک نفر مهر مستعد بزنم، اتوماتیکوار حذف می شود. بازیکن مستعد از نگاه afc بازیکنی است که آیتمهایی نظیر فیزیک، خلاقیت، شوتزنی، حمل توپ، سرعت و... را داشته باشد. چنین فاکتورهایی لازمه این است که یک بازیکن آنها را در بازی خود داشته باشد و در لحظات خاص از آنها بهره ببرد. یک نفر شاید بتواند بازیکن را فقط در دو آیتمی که در بالا نام بردم ارزیابی کند. چرا اکثر بازیکنان وقتی به رده جوانان و امید می رسند، فوتبالشان تمام می شود؟ این به خاطر آن است که افراد استعدادیاب و مربی تیم های بزرگسال نمی آیند بازی تیم های جوانان و امید را نگاه کنند! البته فقط بحث فنی نیست و باید به نوع تغذیه و استراحت هم توجه کرد. بازیکن از راه دور مثلا از اسلامشهر برای تمرین می آید. بعد از تمرین گرسنه است اما چون وضع مالی خوبی ندارد، از نظر تغذیه ضعیف است و چیزی ندارد بخورد! مطمئنا اگر این بازیکن که مستعد هم هست تغذیه مناسبی داشته باشد، می تواند انرژی از دست رفته را بازیابد و فوتبال خوبی را به نمایش بگذارد.
, منصور هاشمی: , afc ,,
به نظر من، طرز نگاه ها باید عوض شود و ما نباید از قطر و کویت الگوبرداری کنیم! نگاه ما به پرورش بازیکنان باید تغییر کند. همین فرشاد احمدزاده زمانی که من در پرسپولیس مربی بودم، در تیم های پایه پرسپولیس بود اما به او توجه نشد و رفت در تیم تراکتورسازی و در همان فصل شد پدیده!
,,
آس پرس: با توجه به صحبت هایی که شد، به نظر می رسد نقش روابط در فوتبال پایه ما بسیار پررنگ است؟!
, آس پرس: با توجه به صحبت هایی که شد، به نظر می رسد نقش روابط در فوتبال پایه ما بسیار پررنگ است؟!, آس پرس,,
منصور هاشمی: قبلا در تهران 10 تیم داشتیم که همه آنها نیز در پایه تیمداری می کردند. به همین دلیل بازیکن مستعد اتوماتیکوار جذب تیم میشد و این شرایط را برای ورود بازیکن رابطهای سخت کرده بود؛ یعنی اگر بازیکن از آموزشگاه می توانست به باشگاه را یابد، مسلما مستعد بوده است. نظر من این است که ما باید اول تیمداری را جمع کنیم و به سمت باشگاهداری برویم، باشگاه هایی که واقعا پتانسیل آن را دارند تا در تیم های پایه کار کنند. الان فوتبال پایه ما طوری شده است که یک نفر مینیبوس یا اتوبوس خود را میفروشد و دو تیم را در رده نونهالان و نوجوانان خریداری می کند. این را به جرات می گویم همین فرد حالا 5 تیم دارد که همه کاره آنها خودش است. بازیکن می گیرد، تیم را ارنج می کند و خلاصه شده همه کاره!
, منصور هاشمی: ,,
یکی از راهکارهایی که ما می توانیم در بحث استعدادها شکوفا شویم، این است که روبیاوریم به سمت باشگاهداری. شما نگاه کنید قبلا باشگاه بانک ملی،پاس،هما و... وجود داشتند. در آن زمان پول هم نبود اما باشگاه ها به جنبه آموزش توجه می کردند. الان ما مسابقات حوزه، دسته دو، دسته یک و لیگ برتر را داریم که به نظرم باید همه اینها جمع شوند و فقط دسته یک و برتر باقی بمانند تا استعدادها در آنها دیده شوند.به نظر من برای این که بازیها دیده شوند، باید آنها را مثل سابق برگزار کرد؛ نه به صورت رفت وبرگشت! قبلا فقط در 5 زمین بازی ها انجام می شد اما الان یکی در شهریار است، یکی در جنوب ، دیگری در شرق و... باچنین شرایطی چگونه می توان انتظار داشت بازیها دیده شوند!
,,
من در رده جوانان در ورزشگاه آزادی بازی کردم؛ آنهم قبل از بازی تیم پرسپولیس با هما. تماشاگر و مربیان زودتر به محل مسابقه می رسیدند تا بازی ما راهم تماشا کنند و استعدادها را جذب کنند. تازه منِ بازیکن بعد از بازی می نشستم بازی بزرگسالان را می دیدم تا چیزی یاد بگیرم. یادم می آید سال 69 یا 70 بود که محمود یاوری مربی تیم جوانان ایران در آن زمان، به ورزشگاه تختی می آمد و هر سه بازی را می دید. اینگونه بود که بازیکن مستعد امید داشت دیده شود اما الان اینگونه نیست و فوتبال ما به گونه ای دیگر استعدادیابی میکند!
,,
اردلان آشتیانی: به خوب نکتهای اشاره شد. چه خوب می شد مسئولین دو زمین را انتخاب می کردند و در اختیار تیم ها می گذاشتند تا تمام دیدارها در آن برگزار شود. یک بخشی از هزینه ها را هم دولت متقبل می شد، چراکه قرار است از همین تیم های پایه بازیکن به تیم ملی بدهیم. در این صورت باشگاه ها با آرامش بیشتری در عرصه پایه فعالیت می کردند و نقش ارتباط و پول در ورود بازیکن به یک تیم کمرنگتر می شد. الان مقداری از پولهایی که در پایه رد و بدل می شود، بابت هزینه اجاره زمین است اما همین پول میشود آفت فوتبال! ای کاش معلم های ورزش در کشور ما نقش پررنگ تری در زمینه استعدادیابی داشتند. متاسفانه الان معلم های ورزش نیز رفاقتی انتخاب می شوند و چون فلان فرد با مدیر رابطه و آشنایی دارد، به این سمت می رسد و در زنگ های ورزش نیز یک توپ و سوت به او می دهند که فقط تایم ورزش برای بچهها پر شود و فرد محبوب آقای مدیر در موعد مقرر پولی به جیب بزند! در صورتی که در کشورهای پیشرفته از همین معلم های ورزش به عنوان استعدادیاب استفاده می کنند. مثلا معلم فیزیک محصل را می بیند و به او می گوید تو در فلان رشته مستعدی؛ اگر در آن فعالیت کنی. حالا آیا معلم ورزش در کشور ما اینگونه کار می کند؟ یک زمانی افرادی چون دهداری و مجید جلالی در مدارس ما مشغول به کار بودند. الان فوتبال کوچه و خیابونی ما کجاست؟ چند چمن مصنوعی ساختیم که آنها را هم به مزایده گذاشتیم. بازیکن مستعد که از قشر پایین جامعه است، پول ندارد برای فوتبال خود هزینه کند. پس نابود می شود! به نظرمن از قشر مرفه به ندرت می توان فوتبالیست پیدا کرد، چون بچه پایین شهر است که در فوتبال تلاش می کند تا به جایی برسد و زندگی خانواده خود را تغییر دهد. متاسفانه در شرایط کنونی همه به فکر خودشان هستند و کسی به فکر بازیکنسازی نیست و معدود مربیانی هستند که به آموزش بازیکن اهمیت می دهند. با این شرایط به روند فوتبال خوشبین نیستم چرا که ما سال به سال داریم از بازیکن تهی میشویم. ما استعدادهای زیادی داریم که در فوتبال سوخت می شوند، چون بازیکن پولکی با مثلا 15 میلیون هزینه ای که داده است، انتظار دارد در ترکیب قرار بگیرد و بازیکنی که پول ندارد اما مستعد است، باید نیمکتنشین شود! روابط اینگونه است که فوتبال ما را به سمت نابودی کشانده است.
, اردلان آشتیانی:, اردلان آشتیانی:, به خوب نکتهای اشاره شد. چه خوب می شد مسئولین دو زمین را انتخاب می کردند و در اختیار تیم ها می گذاشتند تا تمام دیدارها در آن برگزار شود. یک بخشی از هزینه ها را هم دولت متقبل می شد، چراکه قرار است از همین تیم های پایه بازیکن به تیم ملی بدهیم. در این صورت باشگاه ها با آرامش بیشتری در عرصه پایه فعالیت می کردند و نقش ارتباط و پول در ورود بازیکن به یک تیم کمرنگتر می شد. الان مقداری از پولهایی که در پایه رد و بدل می شود، بابت هزینه اجاره زمین است اما همین پول میشود آفت فوتبال! ای کاش معلم های ورزش در کشور ما نقش پررنگ تری در زمینه استعدادیابی داشتند. متاسفانه الان معلم های ورزش نیز رفاقتی انتخاب می شوند و چون فلان فرد با مدیر رابطه و آشنایی دارد، به این سمت می رسد و در زنگ های ورزش نیز یک توپ و سوت به او می دهند که فقط تایم ورزش برای بچهها پر شود و فرد محبوب آقای مدیر در موعد مقرر پولی به جیب بزند! در صورتی که در کشورهای پیشرفته از همین معلم های ورزش به عنوان استعدادیاب استفاده می کنند. مثلا معلم فیزیک محصل را می بیند و به او می گوید تو در فلان رشته مستعدی؛ اگر در آن فعالیت کنی. حالا آیا معلم ورزش در کشور ما اینگونه کار می کند؟ یک زمانی افرادی چون دهداری و مجید جلالی در مدارس ما مشغول به کار بودند. الان فوتبال کوچه و خیابونی ما کجاست؟ چند چمن مصنوعی ساختیم که آنها را هم به مزایده گذاشتیم. بازیکن مستعد که از قشر پایین جامعه است، پول ندارد برای فوتبال خود هزینه کند. پس نابود می شود! به نظرمن از قشر مرفه به ندرت می توان فوتبالیست پیدا کرد، چون بچه پایین شهر است که در فوتبال تلاش می کند تا به جایی برسد و زندگی خانواده خود را تغییر دهد. متاسفانه در شرایط کنونی همه به فکر خودشان هستند و کسی به فکر بازیکنسازی نیست و معدود مربیانی هستند که به آموزش بازیکن اهمیت می دهند. با این شرایط به روند فوتبال خوشبین نیستم چرا که ما سال به سال داریم از بازیکن تهی میشویم. ما استعدادهای زیادی داریم که در فوتبال سوخت می شوند، چون بازیکن پولکی با مثلا 15 میلیون هزینه ای که داده است، انتظار دارد در ترکیب قرار بگیرد و بازیکنی که پول ندارد اما مستعد است، باید نیمکتنشین شود! روابط اینگونه است که فوتبال ما را به سمت نابودی کشانده است.,,
به گزارش آس پرس منصور هاشمی سرمربی تیم نوجوانان سایپا که با این تیم عنوان قهرمانی لیگ برتر تهران را کسب کرد، یکی از این مربیان است. اردلان آشتیانی بازیکن سابق پرسپولیس و سرمربی پیشین تیم نونهالان راه آهن دیگر میهمان ما است. در این گفتوگو حرف های جالبی زده شده است که از جمله آنها میتوان به موضوعاتی نظیر دوپینگ،اخاذی و... اشاره کرد.
, به گزارش آس پرس, به گزارش آس پرس,,
آس پرس: بحث را با این سوال آغاز کنیم که لیگ های پایه امسال چه مزایا و معایبی داشتند؟
, آس پرس: بحث را با این سوال آغاز کنیم که لیگ های پایه امسال چه مزایا و معایبی داشتند؟, آس پرس,,
منصور هاشمی:فوتبال پایه معایب زیادی دارد و باید گفت که متاسفانه همین معایب فوتبال ما را به این شکل درآوردهاند! هرچند نباید از این نکته نیز غافل شد که لیگ های پایه ما امسال از نظم و انضباط بهتری نسبت به گذشته برخوردار بودند و ما بازیهای عقب افتاده حداقل در نیم فصل نداشتیم. درباره داوری ها باید بگویم که افول داشته ایم و متاسفانه حرکت ما در این راستارو به عقب بوده است. باشگاه های ما چون طبق قوانین afc موظف به تیمداری در رده پایه هستند، در لیگ های پایه حضور دارند؛ وگرنه اگر آنها آزادی عمل داشتند، مطمئن باشید هیچکدام مایل به این کار نبودند! مااز لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری حرفی برای گفتن نداریم و در این چند سال حتی نتوانسته ایم خودمان را به کشورهای حوزه خلیج فارس هم برسانیم. اگر بخواهیم از بعد فنی مسابقات را ارزیابی کنیم، باید بگویم که وضعیت ما در این حوزه نسبتا بهتر بود و چندین استعداد را در رده نونهالان می توان شناسایی کرد که در آینده بیشتر از آنها خواهیم شنید.
, منصور هاشمی:, afc,,
اردلان آشتیانی: فوتبال پایه به نظر من در ایران یعنی کشک! متاسفانه برای باشگاه های ما تیمداری در رده امید که خروجی آن معرفی بازیکن به تیم بزرگسالان است بسیار کمرنگ و بی ارزش است و مدیران و مسئولین ما نمی خواهند در آن رده حتی سرمایه گذاری کنند. با این شرایط فکر می کنم وضعیت تیم های پایه کاملا آشکار است. متاسفانه نظارتی بر عملکرد مربیان در رده های پایه وجود ندارد و مرجعی نیست که صلاحیت منِ مربی را تایید کند که چه افرادی و با چه خصوصیات رفتاری مجازند گروهی از بچههای علاقهمند به این رشته را تعلیم دهند. متاسفانه در فوتبال پایه کمیته انضباطی وجود ندارد و به جرات می توان گفت که شاید از بین شانزده تیم موجود فقط 4 تیم سالم بسته شده باشند؛ البته آنهم شاید! در واقع، فقط همان چهار تیم دنبال بحث آموزش هستند و بقیه از قبل فوتبال پایه بدنبال درآمدزایی هستند و مربی می خواهد جیب خود را پرکند! آیا کسی هست که بخواهد بر این موضوع نظارت کند؟! به نظرمن درِ این فوتبال پایه باید تخته شود چراکه فوتبال برای ما بیزینس(تجارت) شده است. الان تیم ها چهار بازیکن نسبتا خوب می گیرند و بقیه تیم با پول بسته می شود. از خودتان سوال کنید که چرا تیم های رده ملی ما این روزها عملکرد ضعیفی دارند. جواب این سوال؛ حقخوری است!حق بچه مستعد محله پایین شهر خورده می شود به آسانی و آن را به بچه پولدار می دهند. هیچ نظارتی هم صورت نمی گیرد.
, اردلان آشتیانی: ,,
آس پرس:پس به نظر شما عملکرد ضعیف تیم ملی ما در رده های پایه به بحث "حقخوری" مربوط می شود؟
, آس پرس:پس به نظر شما عملکرد ضعیف تیم ملی ما در رده های پایه به بحث "حقخوری" مربوط می شود؟, آس پرس,,
اردلان آشتیانی: خود من در رده جوانان چند سال قبل شنیدم که میگفتند "فلان بازیکن هزینهای است"! این جمله را من از بیش از بیست نفر حداقل شنیدم.شاید هم این اتفاق نیفتاده است اما چرا بازیکنی که به مراتب بهتر از او بوده، به اردو دعوت نشده است.من یک دوست دارم در آمریکا که به تازگی استعدادیای ایالت واشنگتنسیتی شده است. او می گفت به جز من 49 نفر دیگر هم هستند که این کار را انجام می دهیم؛ یعنی منِ اردلان اگر مستعد هستم باید حداقل 26 نفر از آنها مرا تایید کنند. قرار نیست یک نفر بر اساس سلیقه خود استعدادیابی کند و بعضا در این راه با شارژ مالی بچه پولداری به عنوان استعداد شناخته شود. متاسفانه در فوتبال ما تیم استعدادیاب وجود ندارد و اگر یک نفر از بازی یک نفر خوشش بیاید، او را به عنوان استعداد معرفی می کند و ...
, اردلان آشتیانی:,,
منصور هاشمی: اردلان به نکات خوبی اشاره کرد. الان در باشگاه سایپا مدیرعامل و مسئولین نگاه ویژه ای به تیم های پایه دارند و حتی بازیها را از نزدیک می بینند. اگر تیمهای دیگر هم چنین نگرشی به تیم های پایه داشته باشند و چندین استعدادیاب را جذب کنند، دیگر اجازه این که منِ نوعی با سلیقه خود بر نام یک نفر مهر مستعد بزنم، اتوماتیکوار حذف می شود. بازیکن مستعد از نگاه afc بازیکنی است که آیتمهایی نظیر فیزیک، خلاقیت، شوتزنی، حمل توپ، سرعت و... را داشته باشد. چنین فاکتورهایی لازمه این است که یک بازیکن آنها را در بازی خود داشته باشد و در لحظات خاص از آنها بهره ببرد. یک نفر شاید بتواند بازیکن را فقط در دو آیتمی که در بالا نام بردم ارزیابی کند. چرا اکثر بازیکنان وقتی به رده جوانان و امید می رسند، فوتبالشان تمام می شود؟ این به خاطر آن است که افراد استعدادیاب و مربی تیم های بزرگسال نمی آیند بازی تیم های جوانان و امید را نگاه کنند! البته فقط بحث فنی نیست و باید به نوع تغذیه و استراحت هم توجه کرد. بازیکن از راه دور مثلا از اسلامشهر برای تمرین می آید. بعد از تمرین گرسنه است اما چون وضع مالی خوبی ندارد، از نظر تغذیه ضعیف است و چیزی ندارد بخورد! مطمئنا اگر این بازیکن که مستعد هم هست تغذیه مناسبی داشته باشد، می تواند انرژی از دست رفته را بازیابد و فوتبال خوبی را به نمایش بگذارد. به نظر من، طرز نگاه ها باید عوض شود و ما نباید از قطر و کویت الگوبرداری کنیم! نگاه ما به پرورش بازیکنان باید تغییر کند. همین فرشاد احمدزاده زمانی که من در پرسپولیس مربی بودم، در تیم های پایه پرسپولیس بود اما به او توجه نشد و رفت در تیم تراکتورسازی و در همان فصل شد پدیده!
, منصور هاشمی: , afc ,,
آس پرس: با توجه به صحبت هایی که شد، به نظر می رسد نقش روابط در فوتبال پایه ما بسیار پررنگ است؟!
, آس پرس: با توجه به صحبت هایی که شد، به نظر می رسد نقش روابط در فوتبال پایه ما بسیار پررنگ است؟!, آس پرس,,
منصور هاشمی: قبلا در تهران 10 تیم داشتیم که همه آنها نیز در پایه تیمداری می کردند. به همین دلیل بازیکن مستعد اتوماتیکوار جذب تیم میشد و این شرایط را برای ورود بازیکن رابطهای سخت کرده بود؛ یعنی اگر بازیکن از آموزشگاه می توانست به باشگاه را یابد، مسلما مستعد بوده است. نظر من این است که ما باید اول تیمداری را جمع کنیم و به سمت باشگاهداری برویم، باشگاه هایی که واقعا پتانسیل آن را دارند تا در تیم های پایه کار کنند. الان فوتبال پایه ما طوری شده است که یک نفر مینیبوس یا اتوبوس خود را میفروشد و دو تیم را در رده نونهالان و نوجوانان خریداری می کند. این را به جرات می گویم همین فرد حالا 5 تیم دارد که همه کاره آنها خودش است. بازیکن می گیرد، تیم را ارنج می کند و خلاصه شده همه کاره!
, منصور هاشمی: ,,
یکی از راهکارهایی که ما می توانیم در بحث استعدادها شکوفا شویم، این است که روبیاوریم به سمت باشگاهداری. شما نگاه کنید قبلا باشگاه بانک ملی،پاس،هما و... وجود داشتند. در آن زمان پول هم نبود اما باشگاه ها به جنبه آموزش توجه می کردند. الان ما مسابقات حوزه، دسته دو، دسته یک و لیگ برتر را داریم که به نظرم باید همه اینها جمع شوند و فقط دسته یک و برتر باقی بمانند تا استعدادها در آنها دیده شوند.به نظر من برای این که بازیها دیده شوند، باید آنها را مثل سابق برگزار کرد؛ نه به صورت رفت وبرگشت! قبلا فقط در 5 زمین بازی ها انجام می شد اما الان یکی در شهریار است، یکی در جنوب ، دیگری در شرق و... باچنین شرایطی چگونه می توان انتظار داشت بازیها دیده شوند!
,,
من در رده جوانان در ورزشگاه آزادی بازی کردم؛ آنهم قبل از بازی تیم پرسپولیس با هما. تماشاگر و مربیان زودتر به محل مسابقه می رسیدند تا بازی ما راهم تماشا کنند و استعدادها را جذب کنند. تازه منِ بازیکن بعد از بازی می نشستم بازی بزرگسالان را می دیدم تا چیزی یاد بگیرم. یادم می آید سال 69 یا 70 بود که محمود یاوری مربی تیم جوانان ایران در آن زمان، به ورزشگاه تختی می آمد و هر سه بازی را می دید. اینگونه بود که بازیکن مستعد امید داشت دیده شود اما الان اینگونه نیست و فوتبال ما به گونه ای دیگر استعدادیابی میکند!
,,
اردلان آشتیانی: به خوب نکتهای اشاره شد. چه خوب می شد مسئولین دو زمین را انتخاب می کردند و در اختیار تیم ها می گذاشتند تا تمام دیدارها در آن برگزار شود. یک بخشی از هزینه ها را هم دولت متقبل می شد، چراکه قرار است از همین تیم های پایه بازیکن به تیم ملی بدهیم. در این صورت باشگاه ها با آرامش بیشتری در عرصه پایه فعالیت می کردند و نقش ارتباط و پول در ورود بازیکن به یک تیم کمرنگتر می شد. الان مقداری از پولهایی که در پایه رد و بدل می شود، بابت هزینه اجاره زمین است اما همین پول میشود آفت فوتبال! ای کاش معلم های ورزش در کشور ما نقش پررنگ تری در زمینه استعدادیابی داشتند. متاسفانه الان معلم های ورزش نیز رفاقتی انتخاب می شوند و چون فلان فرد با مدیر رابطه و آشنایی دارد، به این سمت می رسد و در زنگ های ورزش نیز یک توپ و سوت به او می دهند که فقط تایم ورزش برای بچهها پر شود و فرد محبوب آقای مدیر در موعد مقرر پولی به جیب بزند! در صورتی که در کشورهای پیشرفته از همین معلم های ورزش به عنوان استعدادیاب استفاده می کنند. مثلا معلم فیزیک محصل را می بیند و به او می گوید تو در فلان رشته مستعدی؛ اگر در آن فعالیت کنی. حالا آیا معلم ورزش در کشور ما اینگونه کار می کند؟ یک زمانی افرادی چون دهداری و مجید جلالی در مدارس ما مشغول به کار بودند. الان فوتبال کوچه و خیابونی ما کجاست؟ چند چمن مصنوعی ساختیم که آنها را هم به مزایده گذاشتیم. بازیکن مستعد که از قشر پایین جامعه است، پول ندارد برای فوتبال خود هزینه کند. پس نابود می شود! به نظرمن از قشر مرفه به ندرت می توان فوتبالیست پیدا کرد، چون بچه پایین شهر است که در فوتبال تلاش می کند تا به جایی برسد و زندگی خانواده خود را تغییر دهد. متاسفانه در شرایط کنونی همه به فکر خودشان هستند و کسی به فکر بازیکنسازی نیست و معدود مربیانی هستند که به آموزش بازیکن اهمیت می دهند. با این شرایط به روند فوتبال خوشبین نیستم چرا که ما سال به سال داریم از بازیکن تهی میشویم. ما استعدادهای زیادی داریم که در فوتبال سوخت می شوند، چون بازیکن پولکی با مثلا 15 میلیون هزینه ای که داده است، انتظار دارد در ترکیب قرار بگیرد و بازیکنی که پول ندارد اما مستعد است، باید نیمکتنشین شود! روابط اینگونه است که فوتبال ما را به سمت نابودی کشانده است.
, اردلان آشتیانی:, اردلان آشتیانی:, به خوب نکتهای اشاره شد. چه خوب می شد مسئولین دو زمین را انتخاب می کردند و در اختیار تیم ها می گذاشتند تا تمام دیدارها در آن برگزار شود. یک بخشی از هزینه ها را هم دولت متقبل می شد، چراکه قرار است از همین تیم های پایه بازیکن به تیم ملی بدهیم. در این صورت باشگاه ها با آرامش بیشتری در عرصه پایه فعالیت می کردند و نقش ارتباط و پول در ورود بازیکن به یک تیم کمرنگتر می شد. الان مقداری از پولهایی که در پایه رد و بدل می شود، بابت هزینه اجاره زمین است اما همین پول میشود آفت فوتبال! ای کاش معلم های ورزش در کشور ما نقش پررنگ تری در زمینه استعدادیابی داشتند. متاسفانه الان معلم های ورزش نیز رفاقتی انتخاب می شوند و چون فلان فرد با مدیر رابطه و آشنایی دارد، به این سمت می رسد و در زنگ های ورزش نیز یک توپ و سوت به او می دهند که فقط تایم ورزش برای بچهها پر شود و فرد محبوب آقای مدیر در موعد مقرر پولی به جیب بزند! در صورتی که در کشورهای پیشرفته از همین معلم های ورزش به عنوان استعدادیاب استفاده می کنند. مثلا معلم فیزیک محصل را می بیند و به او می گوید تو در فلان رشته مستعدی؛ اگر در آن فعالیت کنی. حالا آیا معلم ورزش در کشور ما اینگونه کار می کند؟ یک زمانی افرادی چون دهداری و مجید جلالی در مدارس ما مشغول به کار بودند. الان فوتبال کوچه و خیابونی ما کجاست؟ چند چمن مصنوعی ساختیم که آنها را هم به مزایده گذاشتیم. بازیکن مستعد که از قشر پایین جامعه است، پول ندارد برای فوتبال خود هزینه کند. پس نابود می شود! به نظرمن از قشر مرفه به ندرت می توان فوتبالیست پیدا کرد، چون بچه پایین شهر است که در فوتبال تلاش می کند تا به جایی برسد و زندگی خانواده خود را تغییر دهد. متاسفانه در شرایط کنونی همه به فکر خودشان هستند و کسی به فکر بازیکنسازی نیست و معدود مربیانی هستند که به آموزش بازیکن اهمیت می دهند. با این شرایط به روند فوتبال خوشبین نیستم چرا که ما سال به سال داریم از بازیکن تهی میشویم. ما استعدادهای زیادی داریم که در فوتبال سوخت می شوند، چون بازیکن پولکی با مثلا 15 میلیون هزینه ای که داده است، انتظار دارد در ترکیب قرار بگیرد و بازیکنی که پول ندارد اما مستعد است، باید نیمکتنشین شود! روابط اینگونه است که فوتبال ما را به سمت نابودی کشانده است.,,
انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه