برای حمید درخشان

با مرد شماره 9 در 9 پرده و بی پرده!/آقای رویای فروش!

با مرد شماره 9 در 9 پرده و بی پرده!/آقای رویای فروش!
سرمربی مستعفی پرسپولیس قبل و بعد از حضور در پرسپولیس حرف های متناقض زیادی را بر زبان آورد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا محمد صالح رحیمی؛اول:سالها عطش و انتظار برای رسیدن به نیمکت سرخ.این خلاصه تمام این سالهای فوتبالی حمید درخشان بود. طبیبی که مدعی بود تنها دوای درد پرسپولیس اوست و با تیمی که علی دایی بسته می‌توان قهرمان شد.وقتی آمد وعده‌هایش را از یاد برد.بازیکنان را همواره ناکارآمد جلوه داد و بردها مال خودش و باخت‌ها مال دیگران بود.بی‌انضباطی در تیمش غوغا می‌کرد و بی‌انضباط‌ها، قداره‌کش هر روز درفشی‌فر و رختکن تیمش بودند؛بی‌آنکه کمترین تنبیهی متوجه‌شان باشد.وعده نیم فصل را داد! جذب بازیکن و ترمیم تیم علی دایی برای رسیدن به یک پرسپولیس رویایی.9 بازیکن جدید گرفت. اما غیر از گابریل کسی رد موثر چندانی از بقیه ندید.شاهکارشان تادئو و میردورقی بودند.بماند که حامی همیشگی درخشان (رهبری‌فر) در مورد جذب تادئو و ضررکرد درخشان در یک معامله ملک مشکل‌دار چه ها گفت!!! و چرا درخشانی که بر سر ماجرای نه چندان مهم تماس با یوسف وکیا مدافع فولاد، وکیلش را به دادسرا و کمیته اخلاق فرستاد و کم مانده بود به دیوان لاهه شکایت کند تا سعداوی را محکوم نماید،در مقابل این ادعاهای عجیب و غریب رهبری‌فر سکوت کرد!

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

***

,

 

,

دوم:درخشان با توپ پر آمده بود.بی‌قرار از رسیدن به معشوق ، مجال نداد علی دایی درفشی‌فر را ترک کند.آن همه هیاهو اما خیلی زود رنگ باخت تا خودش هم باور کند تمدید روز به روز ویزایش در اقامتگاه سرخ‌ها، عاقبتی جز برکناری ندارد.استعفا!کسی که دقیقا یک روز قبل از جدایی‌اش از پرسپولیس گفته بود استعفا کار آدم‌های ترسوست؛ عاقبت استعفا داده شده و شب هنگام که از کرده‌اش پشیمان گردید، صبح علی الطلوع روانه ساختمان باشگاه در خیابان شیخ‌بهایی گردید تا شاید یک بازی دیگر هم روی نیمکت پرسپولیس بنشیند و آخرین روز بودنش، ناکامی مقابل تیم ده نفره راه‌آهن با مدیریت علیرضا رحیمی(همانی که آمدن درخشان باعث رفتنش از پرسپولیس شده بود) نباشد. اما فهمید مرغ از قفس پریده و جناب نژادفلاح خرسند از جدایی درخشان، در استانبول دارد با پرفسور عکس یادگاری می‌گیرد!مدعی سیاست و حیله مات شده بود!وقتش بود با خودش جلسه بگذارد تا خودش خودش را محاکمه کند که چاه کن را از ته چاه در بیاورد!

,

***

,

 

,

سوم:درخشان قراردادی 500 میلیونی برای 7 ماه بست.شایعات زیادی متوجه‌اش بود حضورش با تعهد مضاعف به ستاد منشور اخلاقی همراه بود،.چرا برای خیلی‌های دیگر این قصه‌ها نبود و چرا درخشان نمی‌تواند نقش فامیلش در جذب تادئو را انکار کند؟! یا برای حضور میردورقی دلیل موجه بیاورد؟فریادهای شاه‌محمدی هنوز در گوش فوتبال می‌پیچد.

,

***

,

 

,

چهارم:درخشان را بعد از علی پروین پرسابقه‌ترین مرد پرسپولیس می‌دانند.دوران بازیگری او اما برخلاف ایام مربیگری‌اش سپری شد.در عالم مربیگری بهترین تیم تاریخ پرسپولیس را با اشتباهاتی فنی و عدم تعویض بازیکن مقابل جوانترین استقلال آن سالها در 30 دی 73 به ناکامی کشاند.آن بازی که دو بر صفر به نفع پرسپولیس پیش می‌رفت، ناگهان با اشتباهات درخشان در بازی‌خوانی روندی دیگر یافت و کار به تساوی کشیده شد و دعوای امیر و مجتبی و بازی تعطیل! باختن مگر غیر از این است؟ اویی که داعیه عدم باخت به استقلال را دارد، در مورد آن بازی چه توضیحی دارد؟باخت در فینال حذفی با شاهین بوشهر مقابل استقلال را باخت نمی‌دانند؟تنها نتیجۀ شش‌تایی شدن پرسپولیس برابر فتح چیست؟! اویی که سالها به لطف ناصر محمدخانی دلارهای نفتی قطری‌ها را به جیب‌می زد و به تیمش پشت کرده بود ؛ اویی که وقتی با شاهین بوشهر ، پرسپولیس استیلی را در بوشهر برد، همه ارکان باشگاه و کمیته فنی‌اش که مرکب از قدیمی‌ها و پیشکسوتان بود را به باد تمسخر گرفت؛ اویی که سالها با سقوط شاهین و پیکان و داماش و نابودی هما و دلوار افزار زندگی کرد. با کدام ادعا به نیمکت پرسپولیس رسیده بود؟در خشان نه در پرسپولیس که سالهاست در تیم‌های دیگر فریاد می‌زند، نمی‌تواند مربی موفقی باشد.علی دایی اگر بی‌پرده از برد راه‌آهن مقابل پرسپولیس خوشحالی کرد، درخشان پشت‌پرده چه‌ها که نکرد.نمونه‌اش در بند هفتم همین نوشته!

,

***

,

پنجم:برد دربی که روی هنرنمایی ستارگان کشف شده توسط علی دایی به دست آمد، احتمالا بارزترین نقطه کارنامه اخیر درخشان در پرسپولیس می‌تواند باشد.برای ماندن در این تیم اما نکات مهمتری وجود دارد.دانش فنی، مدیریت و جسارت برخورد با بی‌انضباط ها و صداقت در کنار کسب نتایج خوب.چه آنکه اگر دربی تنها ملاک ارزیابی‌ها بود امروز پرویز مظلومی در به در دنبال تیم نمی‌گشت.

,

***

,

 

,

ششم.درخشان بر خلاف علی دایی در میان حمایت جدی پیشکسوتان آمد.او اما با خودش و پرسپولیس کاری کرد که روز رفتنش تنها حامی‌اش علی دایی بود! کسی که درخشان در مصاحبه با مجله تماشاگر او را پرسپولیسی‌ترین فردی خواند که با سکوتش به او کمک کرده و گفته بود بزرگترین اشتباهم انتقاد از تیم دایی بود!چقدر دیر جناب درخشان.تو با خودت و رویاهای سالهای سالت چه کردی؟ترمیم یک تیم مانند ترمیم نشانه‌های پیری در صورت نیست.باور کن.

,

***

,

 

,

هفتم.روزی  خبرنگاری قدیمی درباره‌اش نوشته بود« سه نکته درباره حمید درخشان/ فقط سه مورد که زیاد طولانی نشود.

,

1 – فکر کنم بهتر از هر کسی بتوانم درباره درخشان بنویسم. چرا؟ چون اولین نشریه‌ای که برایش کار کردم، روزنامه “ورزش و مردم” بود به مدیریت حمید درخشان.روزنامه ما اینترنت نداشت هیچی، تلفن هم نداشت. طبیعتاً خیلی زود تعطیل شد. حمید خان حقوق‌ بچه‌ها را نپرداخت. متاسفانه نوید مجدقوانلو "سردبیر" به خاطر شکایت چاپخانه افتاد زندان.چطور یادم برود درماندگی آن دختر حروفچین که از اسلامشهر می‌آمد برای 60 هزار تومن؟درخشان روزنامه زده بود برای بازگشت مجدد به پرسپولیس. رسوایی میکروفن باز در شبکه دو را ما 14 سال قبل هم دیده‌ایم: هر وقت پرسپولیس گل می‌خورد، حمید خان در تحریریه فریاد شادی سر می‌داد. اما شب در 90 می‌گفت ما پیشکسوتان پرسپولیس طاقت این نتایج را نداریم!شاهدان ماجرا همگی زنده‌اند: آتوسا صدیقی، حمید ترابپور، آرش رستم‌نمدی، امیر مهدی علوی، مرضیه و محبوبه نصیری، و …

,

3- همان سال، تیم ملی نوجوانان با سرمربیگری او، رکورد صغر سن در تاریخ ورزش ایران را شکست. نوجوانانی که اغلب زن و بچه‌دار بودند، سال 2000 در ویتنام با مربیگری او دوم شده و به جام جهانی ترینیداد راه یافتند. اما از سوی فیفا به دلیل “تخلفات متعدد و تقلب آشکار”، چهار سال محروم شدیم. »

,

***

,

 

,

هشتم:درخشان رفت.احتمالا دیگر او را در هیچ تیمی نخواهیم دید.شاید وقتش رسیده برایش بنویسیم: تیم بعدی نه! به فکر شغل بعدی باش!

,

***

,

 

,

 نهم:خداحافظ آقای شماره 9. دوران ادعا و بازی با افکار عمومی گذشته است.نسل امروزی حرفهایت را می‌شنوند و فردا علیه خودت به کار می‌گیرند..دوای درد پرسپولیس که نشدی ؛ پس پایت را از روی لوله اکسیژن آن بردار.اینجا ته خط است.همه وعده‌هایت را دفن کردیم.با بوی گلاب و حلوا و انگشت سبابه‌ای که بر خاک خوش‌باوری‌های‌مان نهاده و فاتحه می‌خوانیم.وعده که می‌دادی و رویافروشی که می‌کردی، ما را به یاد "صحاف" سخنگوی دولت عراق در زمان صدام می‌انداختی.آمریکایی‌ها داشتند در خیابان های بغداد جولان می‌دادند و او اسلحه به دست مقابل دوربین رجز می‌خواند.پرسپولیس روز به روز به سقوط نزدیک‌تر می شد .به سلامت.درب را پشت سرتان ببندید. هرچند این تیم در آسیا خوب نتیجه گرفت اما ...

,

 

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه