در حاشیه صدور تفاهمنامه میان فدراسیون فوتبال، وزارت ورزش و کارلوس کیروش
پرداخت گزافترین هزینهها برای بیمعنیترین تفاهمنامه تاریخ ورزش ایران
عصر دیروز(شنبه) تفاهمنامه سهبندی میان فدراسیون فوتبال، وزارت ورزش و کارلوس کیروش امضا شد که شاید از آن به عنوان بیمعنیترین تفاهمنامه تاکنون بتوان یاد کرد، تفاهمی که مطمئنا نه تنها دستاوردی برای ورزش و فوتبال ما ندارد، بلکه شان و منزلت وزیر ورزش و همچنین وزارت ورزش و جوانان را نیز پایین آورده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آسپرس عصر دیروز خبر مهمی از ساختمان خیابان سئول مخابره شد و یکی از ابهامات بزرگ این روزهای فوتبال کشورمان یعنی ماندن یا رفتن سرمربی تیم ملی فوتبال برطرف شد. گویا قرار شده است کیروش به قراردادی که سالانه فقط چند میلیارد مالیاتش به عهده فدراسیون است، پایبند بماند و لطف کند در تیم ملی ایران حضور داشته باشد. برای این منظور تفاهمنامه سهجانبهای بین سرمربی تیم ملی، رئیس فدراسیون فوتبال و نماینده وزارت ورزش به امضا رسید که از هر حیث این تفاهم نامه قابل بحث و نقد است.
,
پروسه رفتن یا ماندن کیروش در تیم ملی ایران درست بعد از سوت پایان بازی مقابل بوسنی در جام جهانی آغاز و باعث شد دعوای وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال هم در این زمان بیش از پیش به چشم آید و اختلاف شدید بین گودرزی و کفاشیان علنی شود. پس از کش و قوسهای فراوان بالاخره کیروش ماندنی شد و قراردادی با فدراسیون منعقد کرد که سه مقطع زمانی داشت و در پایان هر کدام از این زمانهای مشخص شده طرفین با توافق میتوانستند قرارداد را فسخ کنند و به ادامه این همکاری پایان دهند. در پایان بازه زمانی اول که تا پایان مسابقات جام ملتهای آسیا بود، با وجود انتقادهای بسیار کیروش ماندگار شد و قرارداد اتوماتیکوار وارد فاز دومش شد اما بعد از اینکه دعوای وزارت و فدراسیون علنیتر از هر زمان شده بود، اسدی؛ دبیرکل جدید فدراسیون که منتسب به وزارت ورزش محسوب میشود، با کیروش سر میز مذاکره نشست تا کار برای ادامه همکاری طرفین پیچیدهتر از قبل هم بشود.
,
فدراسیون علی کفاشیان که شاید بتوان آن را در سالهای اخیر یکی از ضعیفترین فدراسیونها از نظر قدرت تصمیمگیری دانست، در برزخی عجیب گرفتار شده بود. از یک سو میبایست تصمیمات خود را اجرایی کند و از یک سوی دیگر، وزارتی را میدید که درست در نقطه مقابلش ایستاده است و خواسته هایی با 180 درجه اختلاف نسبت به نظراتش دارد و سعی هم بر این دارد با تنگ کردن عرصه بر فدراسیون، نظرات خودش را به کرسی نشاند. فدراسیون از یک سو پول نگه داشتن کیروش را ندارد و محتاج کمک مالی وزارت است و از سوی دیگر وزارتی را میبیند که مخالف ماندن کیروش است و بیشتر میل دارد این مربی ایران را ترک کند، آن هم بدون اینکه اسمی از وزارت در میان باشد.
,
کفاشیان ماههاست موفق به دیدار با وزیر نشده است و وزیر درخواستهای ملاقات وی را بی پاسخ میگذارد و حتی تلفنهای رییس یکی از مهمترین فدراسیونهایش را جواب نمیدهد و شاید بهتر بتوان گفت تا به حال در هیچ زمانی سابقه نداشته است یک رئیس فدراسیون اینچنین تحقیر شود.
,
در این گیر و دار کیروش و کفاشیان و حسنیخو نماینده وزارت ورزش، پای یک میز نشستند تا یک تفاهمنامه سهبندی را امضا کردند، تفاهمنامهای که مطمئنا هیچ دستاوردی برای فدراسیون و وزارت فقط موجب پایین آمدن منزلت آنها در سطوح مختلف شد و از آن می توان به عنوان یک خودزنی به تمام معنا یاد کرد.
,
سوال مهم این است که واقعا وزیر ورزش تا چه اندازه باید شان و جایگاه خود را پایین بیاورد و در یک تصمیم گیری خرد خودش را دخالت دهد؟ به واقع، وزارت ورزش در چارت مدیریتی چند صد نفره خود مدیری ندارد که به این قضیه وارد شود و مسئله را حل و فصل کند تا یکی از 18 نفر اصلی کابینه دولت نخواهد وارد جریان انتخاب سرمربی تیم فوتبال شود؟ بهراستی وزیر ورزش و جوانان تا چه اندازه میخواهد از خودش و مهمتر از آن، از جایگاه وزارتیاش برای این موضوع خرج کند؟
,,
شک نکنید که این مطلب هرگز درصدد نقد عملکرد کارلوس کیروش در تیم ملی فوتبال ایران نیست و نگارنده نیز در مجموع اعتقاد دارد که کیروش گزینه بسیار مناسبی برای هدایت تیم ملی ایران محسوب میشود، اما سوال اینجاست که واقعا وزیر یک مملکت نباید شان و جایگاه خویش را در نظر بگیرد؟ آیا او باید خودش را در حد تصمیمگیری برای ماندن یا رفتن یک مربی خارجی کوچک کند؟ اگرچه فوتبال عرصهای نامآور است و بسیاری از افراد با حضورشان -به هر قیمتی که شده ـ شهرتی برای خود دست و پا کردهاند، اما مطمئنا جایگاه وزارت در دولت جمهوری اسلامی ایران آنقدر بالاست که به یقین نمیتواند وزیر ورزش را وسوسه کند که در این وادی حاضر شود!
,
موضوع دیگر اینکه یک فدراسیون عرصه دعواهای کوچک مانند دعواهای خانوادگی یا زن و شوهری نیست که برای رفع آن پای یک ریش سفید و نفر سومی به وسط کشیده شود! باب برگزاری چنین جلسهای با حضور نماینده وزارت ورزش، رئیس فدراسیون و کیروش، انسان به یاد دعواهای خانوادگی یا زن و شوهری میافتد که تنها راه حل و فصل آن پادرمیانی و ریزشسفیدی است! در این دعوا مدیران وزارت ورزش، شان وزارتشان را به شدت پایین کشیدهاند و خودشان را وارد دعوایی کردند که بسیار بهتر بود واردش نمیشدند.
,
اگر وزرات ورزش و جوانان به فدراسیون و مدیریت کفاشیان اعتماد ندارد که همینطور هم هست، راههای بسیار بهتری برای دخالت در کار فدراسیون وجود دارد، حتی با این نیت که رئیس آن را بیاعتبار سازد. به خاطر میآورم روزی را که انجمن نویسندگان، خبرنگاران و عکاسان ورزشی بسیاری از چهرههای سرشناس عرصه رسانه ورزشی را در خیابان کارگر شمالی دور هم جمع کرده بود و یکی از مسئولان روابط عمومی وزارت ورزش و جوانان از تاثیر شگرف وزیر ورزش و جوانان بر کیروش در میان چند تن از دوستانش سخن میگفت و ابراز میداشت که جذبه جناب گودرزی باعث عقبنشینی کی روش از مواضعش شد. اگرچه من همان زمان هم با خودم گفتم که چرا وزیر این مملکت باید خودش را خرج یک مربی خارجی کند یا اساسا چرا فدراسیون فوتبال آنقدر اقتدار ندارد که چنین موضوعی را حل و فصل نماید، اما در مجموع خودم را راضی کردم که بالاخره این دیدار باعث شده است مشکلاتی حل شود. اکنون سوال این است که اگر کیروش بار دیگر بهانه بیاوردـ هرچند به حق - یعنی بازهم وزیر ورزش باید تمامی وظایفش را کنار بگذارد و خودش یا نمایندهاش برای حل مشکل میان کیروش و فدراسیون اقدام کنند؟ مگر این که اساسا اختلاف بین این دو نباشد و موضوع چیز دیگری باشد!
,,
عصر شنبه بعد از پایان جلسه طرفین از ماندن قطعی کیروش صحبت کردند، اما کسی از این موضوع صحبت نکرد که همین چند هفته پیش نایب رئیس جدید فدراسیون که انتصاب وزارت ورزش و نه انتخاب علی کفاشیان بود، از وجود اختلافهای شدیدی با کیروش سخن میگفت. اسدی که با دستور وزیر جایگزین آیتالهی در فدراسیون فوتبال شده، پس از این جلسه که در غیاب او برگزار شده است، حالا دیگر یک مهره سوخته در فدراسیونی به حساب میآید که تمام داشتههایش را خرج مقابله کیروش کرد و بعید است دیگر بتوان انتظار تصمیم بزرگی از این مدیر تازه به مسند نشسته داشت. پس اعتبار وزیر و وزارتخانه، تنها هزینههای ماندن کیروش در تیم ملی نبوده است، بلکه تحقیر فدراسیون و مدیریت آن و همنچنین دبیرکل جدید آن را هم باید به حساب این هزینه هنگفت گذاشت.
,
,
همانطور که گفته شد، به هیچوجه در این نوشته قصد نقد فنی از کیروش نداریم و مطمئنا این مربی پرتغالی را میتوان مربی بزرگی در فوتبال دنیا دانست که کلاس مربیگریاش شاید از آسیا هم فراتر باشد، مردی که با وجود نتیجه نگرفتن در تیم ملی هنوز مورد حمایت مردم کشورمان است؛ اما آیا نگه داشتن شخصی با هر قدر دانش و جایگاه جهانی، با هزینه کردن منزلت و شان یک دولت و فدراسیون آن کشور، امری پسندیده است؟ با این شرایط ترس از این وجود دارد که در آینده نزدیک تیمی مذاکره کنندهای مانند تیم مذاکرات هستهای از بدنه دولت انتخاب شود تا با کیروش سر میز مذاکره بنشینند و درباره تمدید قرارداد وی بحث کند یا شاید هم شخص رئیس جمهور را به طور مستقیم وارد این سریال طولانی کنند! مطمئنا کیروش را نمیتوان در این مساله مقصر دانست، ولی باید پرسید مسئولین ورزشی ما چه مسیری را برای نگه داشتن مربیای انتخاب کردهاند که با وجود کلاس بالای مربیگری در فوتبال جهان؛ نتایج آنچنانی را در چند سال اخیر با تیم ملی ما نگرفته است. آیا حفظ کیروش به هر قیمتی ارزشمند است؟ آیا کیروش تنها مربی در دنیا فوتبال است که میتواند باعث رشد و ارتقاع فوتبال ملی ما شود؟ آیا در نبود کیروش تیم ایران جز تیمهای درجه چندم آسیا خواهد شد؟
,
به جرات میتوان گفت تفاهمنامه سهبندی که عصر شنبه امضا شد، بیشتر به یک لطیفه شبیه است و به نظر می رسد آنالیزور کیروش تحلیل درستی از وضعیت "بررهای " فوتبال ما داشته است که آن عکس کیانوش را در کنار شیرفرهاد و دیگر شخصیت بررهای منتشر کرد ه است!
,
در بند نخست این تفاهمنامه آورده شده است: " مقرر شد سرمربی تیم ملی طبق توافقی فیمابین به وظایف خود عمل کند." سوال اینجاست که مگر قرار بوده که اتفاقی به غیر از این رخ دهد؟ مگر فدراسیون فوتبال با کیروش قرارداد سفت و سخت ندارد که حالا به موجب این تفاهمنامه سعی بر تثبیت بندهای قرارداد اصلیاش دارد؟
,
در بند دوم این تفاهمنامه نیز آورده شده است: "برنامههای تیم ملی باید با شرایط و امکانات موجود برگزار و به سازمانهای مربوطه ارائه شود. " از این بند هم پیداست که وزارت قول هیچگونه کمکی را به کفاشیان نداده است و به طبع، به فراهم نشدن امکانات آنچنانی، کیروش هم قولی برای موفقیت تیم ملی نمیدهد. پس میتوان فدارسیون و کفاشیان را بازنده اصلی معرفی کرد.
,
در آخرین بند این تفاهم نامه آمده است: "فدراسیون فوتبال موظف است نسبت به شرایط موجود امکانات و ملزومات لازم را برای تیم ملی فراهم کند." اکنون باید پرسید که مگر قرار بوده است فدراسیون برای تیم ملیاش کاری نکند؟ مگر میشود فدراسیونی برای تیم ملیاش امکانات را فراهم نکند که در یکی از بیمعنیترین تفاهمنامه های تاریخ این بند نیز گنجانده شده است؟! به نظر میرسد بندهای بیمعنای این تفاهمنامه بیشتر برای این بوده است که صفحه کاغذ خالی نماند؛ وگرنه بعید به نظر می رسد فکری پشت این مفاد وجود داشته باشد.
,
خط پایانی این تفاهمنامه، دولت و ملت را "موظف" به حمایت از سرمربی تیم ملی کرده است! به نظر میرسد که نگارنده این تفاهمنامه هیچ آشنایی با بار حقوقی کلمات ندارد و حتی معنی وظیفه را هم نمیداند، وگرنه نکتهای روشن است که به اجبار نمیتوان دولت و حتی شخصی را مجاب به حمایت از یک شخص دیگر کرد. البته نگارنده تفاهمنامه سعی کرده است با استفاده از فرمایشات مقام معظم رهبری و به میان کشیدن نام "سال همدلی و همزبانی؛ دولت و ملت" کلمه موظف را در دل آن بگنجاند که این خود از پایه اشتباه است و درخواست ما از فدراسیون و وزارت این است لطفا بعد از پایین آوردن شان فدراسیون و وزارتخانه، دیگر از بیانات گهربار مقام معظم رهبری هزینه نکنند و اجازه دهند مردم خود تصمیم بگیرند تا از یک شخص حمایت کنند یا خیر!
,,
انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه