روزنامه اعتماد نوشت:
دولت هنوز تن خود را از لکه شعارزدگی آنقدر پاک نکرده که توقع می رفت/ هنوز مشکلات اقتصادی به صورت ریشه ای وجود دارد
مردم آذربایجان از این پس جملات دیروز حسن روحانی را به ذهن خواهند سپرد؛ "ما حق نداریم از جیب مردم در جامعه افراط و شعارزدگی ایجاد کنیم و حق نداریم کاری کنیم که مردم برای آینده و امنیت کشور نگران شوند".[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا روزنامه اعتماد در گزارشی با عنوان "شعار پرهیز از شعارزدگی" نسبت به شعاردادن های بی پشتوانه به دولت هشدار داد
این روزنامه می نویسد: مردم آذربایجان از این پس جملات دیروز حسن روحانی را به ذهن خواهند سپرد؛ "ما حق نداریم از جیب مردم در جامعه افراط و شعارزدگی ایجاد کنیم و حق نداریم کاری کنیم که مردم برای آینده و امنیت کشور نگران شوند".
به نوشته اعتماد؛ آذربایجانیها در طول تاریخ نشان دادهاند به بهترین شکل زیر و بم رفتارهای سیاسی را رصد میکنند و در بروز واکنشهای خود نسبت به آن هیچ تعارف و تردیدی ندارند، همانطور که دیگر مردمان این کشور هم شعارها و واقعیتها را در ذهن بایگانی میکنند و در اوقات مقتضی با تکیه بر داشتهها و انباشتههای همین بایگانی ذهنی تصمیم میگیرند. رئیسجمهوری پیش از این هم کموبیش در ذم و نکوهش شعارزدگی سخن گفته بود و این بار پررنگتر از قبل به گلایه از آن پرداخت؛ گلایهای که شاید خیلی از هواداران همین دولت، رییسجمهور و مدیران او را هم لایق شنیدن آن بدانند.
واقعیت این است که دولت یازدهم به شکل مشهودی از شعارزدگی هشت سال دولتهای نهم و دهم فاصله گرفته و سبک سیاستورزیاش را درجهت واقعگرایی همهجانبه قرار داده است. واقعگرایی که البته نقصانهایی دارد که باعث میشود خود دولت هم در جاهایی گرفتار شعار و شعارزدگی شود. به عبارتی هرچند دولت نسبت به گذشته گرد و غبار شعارزدگی را از تن تکانده اما هنوز تن خود را از این لکهها آنقدری پاک نکرده که قبل از آن توقع میرفت. برای پرداختن به این مساله باید این سوال را مطرح کرد که عموما چه کسانی شعارها را در جامعه تولید میکنند؟ جواب کسی جز کارگزاران حکومت نیست؛ سران قوا، وزیران، مدیران و مسوولانی که همین شعارها را ابزار برکشیدن خود در قدرت و سپس حفظ آن میکنند. زمانی که گردش اطلاعات در جامعهای منحصر به برخی اخبار نسبتا تصفیه شده باشد که حوزه تحلیل و نقد به شکل عمده از آن کنار گذاشته شده باشد، شعارها میتوانند کارکردی کلیدی در دادن شخصیت و وجهه عمومی به اشخاص و جریانها پیدا کنند.
این اما پایان کار نیست. پایان کار جایی است که خاطره شعارها به واقعیت بعد از اجرای برنامهها پیوند میخورد و ذهنیتی جدید در جامعه پدید میآورد؛ اتفاقی که به یکی از شدیدترین شکلهایش برای محمود احمدینژاد رخ داد. شعارهای او اگر روزی مزیت وی در رقابت سیاسی و وزنکشیهای انتخاباتی محسوب میشد، از میانه دولت دهم تبدیل به بلای جان تیم و دولت او شد. این بزرگترین خطری است که اشخاص و گروههای سیاسی را در رابطه با شعارهایی که مطرح میکنند، تهدید میکند. به وضعیت دولت یازدهم برگردیم؛ هنوز با وجود همه تلاشها مشکلات اقتصادی کشور به صورت ریشهای وجود دارند. مطالبات عمومی پاسخ قابل ملاحظهای در این حوزه و حوزههای اجتماعی و سیاسی پیدا نکردهاند و با وجود همه اینها و انباشت عمده مطالبات، عموم جامعه همچنان از دولت یازدهم و رییس آن به شکل نسبی حمایت میکنند. این وضعیت تا اینجا یک نقطه قوت برای دولت است. نقطه قوتی که میتوان آن را در یک جمله کوتاه خلاصه کرد؛ «مردم هنوز به این دولت امید دارند.» اما این تمام ماجرا نیست و دولت باید مواظب باشد که مانند احمدینژاد به مسیری نرود که جامعه روی دیگر این سکه را هم نشانش دهند. در آخر شاید بهتر باشد با یک جمله کوتاه دیگر بحث را تمام کنیم؛ آن هم اینکه بهتر است دولت مواظب باشد مذموم پنداشتن شعارزدگی و نقد آن هم، خود تبدیل به یک شعار بدون عمل در دولت یازدهم نشود.
,
,
,
,
,
,
,
, این اما پایان کار نیست. پایان کار جایی است که خاطره شعارها به واقعیت بعد از اجرای برنامهها پیوند میخورد و ذهنیتی جدید در جامعه پدید میآورد؛ اتفاقی که به یکی از شدیدترین شکلهایش برای محمود احمدینژاد رخ داد. شعارهای او اگر روزی مزیت وی در رقابت سیاسی و وزنکشیهای انتخاباتی محسوب میشد، از میانه دولت دهم تبدیل به بلای جان تیم و دولت او شد. این بزرگترین خطری است که اشخاص و گروههای سیاسی را در رابطه با شعارهایی که مطرح میکنند، تهدید میکند. به وضعیت دولت یازدهم برگردیم؛ هنوز با وجود همه تلاشها مشکلات اقتصادی کشور به صورت ریشهای وجود دارند. مطالبات عمومی پاسخ قابل ملاحظهای در این حوزه و حوزههای اجتماعی و سیاسی پیدا نکردهاند و با وجود همه اینها و انباشت عمده مطالبات، عموم جامعه همچنان از دولت یازدهم و رییس آن به شکل نسبی حمایت میکنند. این وضعیت تا اینجا یک نقطه قوت برای دولت است. نقطه قوتی که میتوان آن را در یک جمله کوتاه خلاصه کرد؛ «مردم هنوز به این دولت امید دارند.» اما این تمام ماجرا نیست و دولت باید مواظب باشد که مانند احمدینژاد به مسیری نرود که جامعه روی دیگر این سکه را هم نشانش دهند. در آخر شاید بهتر باشد با یک جمله کوتاه دیگر بحث را تمام کنیم؛ آن هم اینکه بهتر است دولت مواظب باشد مذموم پنداشتن شعارزدگی و نقد آن هم، خود تبدیل به یک شعار بدون عمل در دولت یازدهم نشود.]
ارسال دیدگاه