رمان مردگان باغ سبز

رمان مردگان باغ سبز
نویسنده در این رمان، راوی زندگانی غریب «بالاش» است که دوره گردی عادی است، اما به واسطه صدای زیبایش، همای سعادت بر شانه اش می‌نشیند تا ابتدا گوینده رادیوی فرقه شود و بعد گزارشگر روزنامه «آذربای جان». اما دولت او مستعجل است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از صبح قزوین، رمان با حاشیه‌هایی همراه بود و مدتی نیز توقیف شد چرا که برخی آن را متاثر از فتنه ۸۸ و در حال و هوای آن می پنداشتند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین, صبح قزوین, ، رمان با حاشیه‌هایی همراه بود و مدتی نیز توقیف شد چرا که برخی آن را متاثر از فتنه ۸۸ و در حال و هوای آن می پنداشتند.,

اگرچه در چاپ جدید آن علاوه بر مقدمه ناشر این برداشت ها را سوء تفاهم دانسته و بایرامی نیز از در قدمه کتاب گفته است: «این داستان همان قدر به واقعیت نزدیک است که پلنگ سر کوه به ماه، بنابراین همه حوادث، اماکن، اسامی و شخصیت‌های آن خیالی است هرچند که واقعی به نظر برسد و یا تاریخ هم از آنها به همین شکل نام برده و یاد کرده باشد.»

,

از این حواشی که بگذریم بایرامی نویسنده ای است سخت کوش و دقیق و توانسته گام های خوبی در رمان نویسی بردارد. همین ها کنار خواندن رمانی که در بستر داستان به دوره ای حساس از تاریخ معاصر در آذربایجان برایم کفایت می کرد تا چاپ پنجم رمان مردگان باغ سبز را مطالعه کنم.

,

عنوان: مردگان باغ سبز

, عنوان: مردگان باغ سبز,

نویسنده: محمدرضا بایرامی

,

انتشارات: سوره مهر

,

قیمت: چاپ پنجم ۷۵۰۰ تومان

,

رمان (تاریخ معاصر – اجتماعی و سیاسی)

,

مختصری درباره کتاب:

, مختصری درباره کتاب, :,

نویسنده در این رمان، راوی زندگانی غریب «بالاش» است که دوره گردی عادی است، اما به واسطه صدای زیبایش، همای سعادت بر شانه اش می‌نشیند تا ابتدا گوینده رادیوی فرقه شود و بعد گزارشگر روزنامه «آذربای جان». اما دولت او مستعجل است؛

,

mordegan

, mordegan, mordegan,

چون انتخابات پانزدهم مجلس در راه است و اگرچه آذربایجان اعلام استقلال کرده، اما دولت قوام به بهانه نظارت بر حسن انجام انتخابات، ارتش را روانه آذربایجان ساخته است.

,

ماحصل این اتفاقات و کشمکش‌ها توقیف همه اموال روزنامه و متواری شدن اعضای فرقه است. بالاش هم از پس این اتفاق، به کمک پدر نظامی اش تا مرز می‌رود؛ اما آشفته حال و با کودکی مریض احوال بازمی‌گردد.

,

بایرامی همزمان با شرح مصائب بالاش که به شیوه سوم شخص روایت می‌شود، داستان «بولوت» را هم به شیوه اول شخص روایت می‌کند که در دو سالگی او پدرش را کشته اند. از این دو روایت موازی هم می‌رسد به کشتارها و اعدام ها و خشونت‌هایی غریب که کینه‌ها و بدخویی‌های پایان ناپذیر آدم ها را به نمایش می‌گذارد.

,

 

,

برش‌هایی از کتاب:

, برش‌هایی از کتاب:,
  • جسدی را کشیده بود کنار قبر و با آن ور می‌رفت… سرهنگ فولادوند او را از دور دید و داد زد: تو چه غلط می‌کنی آن‌جا؟ سرباز بی‌آن‌که از جاش بلند شود گفت کفش‌هاش نوست. دارم کفش‌هاش را درمی‌آورم قربان! سرهنگ یه‌دفعه از جا کنده شد و در حالی که رو زمین یخ‌زده لیز می‌خورد و هر آن احتمال داشت سرنگون بشود، هجوم برد به طرف او و چنان لگدی به سرباز زد که او همراه جسد غلتید تو گور.
,
  • جسدی را کشیده بود کنار قبر و با آن ور می‌رفت… سرهنگ فولادوند او را از دور دید و داد زد: تو چه غلط می‌کنی آن‌جا؟ سرباز بی‌آن‌که از جاش بلند شود گفت کفش‌هاش نوست. دارم کفش‌هاش را درمی‌آورم قربان! سرهنگ یه‌دفعه از جا کنده شد و در حالی که رو زمین یخ‌زده لیز می‌خورد و هر آن احتمال داشت سرنگون بشود، هجوم برد به طرف او و چنان لگدی به سرباز زد که او همراه جسد غلتید تو گور.
  • ,

     

    ,
    • آدم با بعضى چیزها تکلیفش روشن نیست. مثلاً مردى بود قوام نام که آذربایجان را نجات داد. اما دستش آلوده شد به خون. آن هم تا کجا؟ تا بازو. رحمت و لعنت دائمى را براى خودش خرید. هر دو را با هم و هم زمان…
    ,
  • آدم با بعضى چیزها تکلیفش روشن نیست. مثلاً مردى بود قوام نام که آذربایجان را نجات داد. اما دستش آلوده شد به خون. آن هم تا کجا؟ تا بازو. رحمت و لعنت دائمى را براى خودش خرید. هر دو را با هم و هم زمان…
  • ,

     

    ,
    • همه مشغول کاری هستند که تکراری است یعنی یک بار-در سال‌های دور یا نزدیک-انجام شده، اما شاید خوب انجام نشده و برای همین هم دوباره باید انجامش داد. یعنی باید باز هم مرده ها را برگرداند به سرجاهاشان، یعنی به قبرهای خیسشان که – بی نظم و ترتیب و بی آنکه به فکر مردم باشند- از آنها زده اند بیرون و هیچ هم فکر نکرده اند که اگر شصت پای یکی رفت وردست گل و گردن آن دیگری، آن وقت تکلیف چیست و چه کسی باید جوابگو باشد؟ گیریم که سیل امده و همه چیز را ویران کرده، اما این که دلیل نمی شود.آمده که آمده. خیلی ها می آیند و می روند؛ اما نقل فقط از کسانی باقی می ماند که سر جای خودشان نبوده باشند.
    ,
  • همه مشغول کاری هستند که تکراری است یعنی یک بار-در سال‌های دور یا نزدیک-انجام شده، اما شاید خوب انجام نشده و برای همین هم دوباره باید انجامش داد. یعنی باید باز هم مرده ها را برگرداند به سرجاهاشان، یعنی به قبرهای خیسشان که – بی نظم و ترتیب و بی آنکه به فکر مردم باشند- از آنها زده اند بیرون و هیچ هم فکر نکرده اند که اگر شصت پای یکی رفت وردست گل و گردن آن دیگری، آن وقت تکلیف چیست و چه کسی باید جوابگو باشد؟ گیریم که سیل امده و همه چیز را ویران کرده، اما این که دلیل نمی شود.آمده که آمده. خیلی ها می آیند و می روند؛ اما نقل فقط از کسانی باقی می ماند که سر جای خودشان نبوده باشند.
  • ,

    از کجا تهیه کنیم:

    , از کجا تهیه کنیم:,

    اگر قصد خرید دارید می توانید را از کافه کتاب مهر در خیابان طالقانی نبش کوچه ارشاد تهیه نمایید. برای امانت گرفتن هم کافی است سری به یکی از کتابخانه های عمومی بزنید.

    ,

    انتهای پیام/ر

    ]

    به اشتراک گذاری این مطلب!

    ارسال دیدگاه