درس هایی که از تاریخ نگرفتیم!
همیشه وقتی تاریخ صدر اسلام را می خواندم به جنگ صفین که می رسیدم با خود می گفتم مگر می شود آدم ها اینقدر ساده لوح باشند؟ مگر می شود مکر معاویه و عمروعاص را دید اما بازهم بر سر میز مذاکره با آنها نشست!؟ همیشه خیال می کردم این اتفاقات مربوط به تاریخ گذشته است و خطر تکرارش در سرگذشت ما از سر گذشته است اما..[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از نسل فردا،همیشه وقتی تاریخ صدر اسلام را می خواندم به جنگ صفین که می رسیدم با خود می گفتم مگر می شود آدم ها اینقدر ساده لوح باشند؟ مگر می شود مکر معاویه و عمروعاص را دید اما بازهم بر سر میز مذاکره با آنها نشست!؟ همیشه خیال می کردم این اتفاقات مربوط به تاریخ گذشته است و خطر تکرارش در سرگذشت ما از سر گذشته است اما..
اما این روزها انگار بازهم باید دوباره خیلی از حوادث گذشته را بازخوانی کرد. انگار قرار است حوادث تاریخی عیناً تکرار شود و برخی از ماها همچون همان نسل جاهل، اشتباهات را تکرار کنیم بازهم از تاریخ گذشته درس نگیریم!!! ظاهرا تکرار جزئی از تاریخ و سرگذشت آدم ها در سرای خاک است.
صدام این بزرگ دیکتاتور خونریز عصر ما که هزار حیله و شیادی در آستین داشت از تاریخ درس نگرفت و مقهور مکر عمروعاص های زمان شد و دودمانش بر باد رفت. آمریکایی ها وقتی دیدند کفتار دست پرورده آنها زیادی فربه شده و نزدیک است برایشان شاخ شود مکر کردند و رسما اعلام نمودند وی سلاح هسته ای ساخته و عن قریب است که صلح و امنیت جهانی به خطر بیفتد. چاره بازرسی از تمام پستوهای دیکتاتور بود و ابزار پروتکل الحاقی!!!
بازرسان به عراق سرازیر شدند و پستوها را گشتند و حتی کاخ های صدام از بازرسی در امان نماند. گراها ثبت شد، انبارها مشاهده شد، پادگانها ارزیابی شد و چند ماه بعد با بهانه هایی که همیشه در آستین شیطان بزرگ نهفته است هواپیماها از زمین برخاستند و ظرف چند ساعت چنگ و دندان دیکتاتور کشیده شد و صدام این سردار قادسیه به پایان راه خود رسید بدون اینکه بتواند اندک مقاومتی کند.
چندسال بعد بازهم دیکتاتور دیگری از تاریخ درس نگرفت و جنازه خونینش تحویل گور شد. وقتش رسیده بود که سرهنگ معمر قذافی هم با قدرت در لیبی خداحافظی کند! بازهم مثل همیشه بهانه تهدید صلح بود آن هم با سلاح هسته ای. آمریکایی ها قول دادند اگر همکاری کند تحریم ها همه برداشته خواهد شد و پای لیبی به جامعه جهانی باز خواهد شد. سرهنگ مثل همیشه دست به کاری غیر منتظره زد؛ بازرسان آژانس با مجوز پروتکل الحاقی آمدند، همه جا را زیر و رو کردند، آدرس موشک های اسکاد بی و سی و انبارهای مهمات را در دفاتر ثبت کردند، سرهنگ هم در نهایت همکاری تمام سانتریفوژها را سوار بر کشتی کرد و تحویل برادران آمریکایی داد تا دعوا تمام شود اما خیلی طول نکشید تا وعده ها وفا شود و هواپیماهای جنگنده سروکله شان پیدا شد و ظرف چند ساعت و قبل از اینکه سرهنگ بتواند حرکتی بکند، تمام ابزارهای قدرت معمر قذافی را نابود کنند و به دست مردم خودش گورش را کندند و جنازه بی جانش را تکه تکه کردند...
و حالا انگار نوبت ماست تا تاریخ برایمان تکرار شود!!! ماهم تهدیدی برای صلح جهانی شده ایم و سلاح هسته ای احتمالی ما خطری برای امنیت بین الملل شده، چگونه اعتمادسازی کنیم!؟ زیاد سخت نیست نسخه اش از قبل پیچیده شده، پروتکل الحاقی این درد را درمان می کند. اینبار هم عده ای اصرار دارند تا پا در راهی بگذارند که صدام و معمر قذافی و ابوموسی رفته بودند؛ اعتماد سازی با غرب آن هم با پروتکل الحاقی!!!
آیا قرار است ماهم به درد عراق و لیبی گرفتار شویم؟ آیا قرا است ماهم عبرتی برای تاریخ بشویم!؟ آیا قرا است مدتی دیگر بعد از اینکه کمر مقاومت را در سوریه، لبنان و عراق و یمن شکستند و آن هم در زمانی که تکفیری ها به مرزهای ما رسیده اند ما هم شاهد پرواز پرنده های مرگ آفرین و عفریت های دود و آتش آمریکایی در ایران عزیزمان باشیم تا نقشه غرب برای نابودی مقاومت و تکمیل سناریوی خاورمیانه جدید با کشورهایی که دیگر خطری برای غرب نیستند، جامه عمل بپوشد!؟
خداکند آنها که دل به کدخدا خوش کرده اند تا گره از مشکلات کشور واکند سرعقل بیایند و از تکرار تجربه تلخ گذشته گان منصرف شوند. خداکند اینبار ما برگ جدیدی بر عبرت های تلخ تاریخ برای آیندگان نباشیم.
ما اکثر العبر و قلیل الاعتبار؛ چقدر عبرت ها زیاد و عبرت گیرندگان اندک هستند..
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
نویسنده:محمدی
,انتهای پیام/ر
]
ارسال دیدگاه