شعر/

مثنوی تلخ دوره گرد شهر من / ساراهای باربی شده و گم شده ای به نام غیرت

مثنوی تلخ دوره گرد شهر من / ساراهای باربی شده و گم شده ای به نام غیرت
دوره گردم در درون شهر خود/ مینویسم هرچه دیدم هرچه شد/ مینویسم سبک مولانای بلخ/ مثنویهایی که دارد حرف تلخ/ کودکان شهر من رنجیده اند/ بس که باربی جای سارا دیده اند/ شهر من پرگشته از چشمان هیز/ راهزن هایی که دندان کرده تیز
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ائل  برای سخن گفتن از آسیب های اجتماعی و هنجارشکنی هایی که قبح شان ریخته باید سراغ دوره گرد شهر خیالی رفت تا حقیقت های تلخ را به زبان شعر به تصویر بکشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

 

,

در خیالم سمت شهری میروم

,
عازم شهری خیالی میشوم
,

 

,
شهر ذهنم کوچک است و باکلاس
,
پرهیاهو؛ گاهی اما با هراس
,

 

,
دوره گردم در درون شهر خود
,
مینویسم هرچه دیدم هرچه شد
,

 

,
مینویسم سبک مولانای بلخ
,
مثنویهایی که دارد حرف تلخ
,

 

,
مینویسم چشم و گوشت وا شود
,
شعر شاعر با دلت معنا شود
,

 

,
مینویسم واژه واژم شکل درد
,
دوره گردم دوره گردم دوره گرد
,

 

,
من تمام کارو بارم مردم است
,
بین مردم چیزی انگاری گم است
,

 

,
دائما در حال صحبت با خودند
,
مردمان شهر من در خود گمند
,

 

,
کودکان شهر من رنجیده اند
,
بس که باربی جای سارا دیده
,

 

,
من به چشمم خیر و شرها دیده ام
,
بیش و کم این دور و بر چرخیده ام
,

 

,
کارم از معروف و امرش ول شده
,
تازه فکرم روشن و عاقل شده
,

 

,
از نگاه من خجالت واجب است
,
فعل نهی از منکر من غائب است
,

 

,
بیخیال اکنون همانم دوره گرد
,
دوره گرد کوچه های شهر درد
,

 

,
شهر دردی که رئوسش مانده اند
,
شهر من را شهر غیرت خوانده اند
,

 

,
 از قضا صاحب دلان خوابیده اند
,
ماه رویان در عوض تابیده اند
,

 

,
بی تفاوت گشته اند از هر نظر
,
قد مانتوها رسیده تا کمر
,

 

,
شهر من پرگشته از چشمان هیز
,
راهزن هایی که دندان کرده تیز
,

 

,
جنس ساپورت از همه واجب تر است
,
فکر مردم در لباس و بستر است
,

 

,
من حجاب بی حجابی دیده ام
,
اندکی  از ماجرا فهمیده ام
,

 

,
من خیابان تا خیابان رفته ام
,
تا خود تجریش تهران رفته ام
,

 

,
آسمان هر جا که رفتم تیره بود
,
چشم ناپاکان به چشمم خیره بود
,

 

,
یک طرف شیطان هیاهو میکند
,
فتنه با چشمی و ابرو میکند
,

 

,
این طرفتر غیرت من گم شده
,
خواهرم همرنگ با مردم شده
,

 

,
هرچه گفتم روسری ات کوچک است
,
این لباست تنگ و مال کودک است
,

 

,
هرچه گفتم پیچ گوشش وا نکرد
,
با خود او بهتر از این ها تا نکرد
,

 

,
رنگ سال و آخرین مد حرف کیست
,
غیرتم کو خواهرم بازیچه نیست
,

 

,
من هنوزم گرچه دیر اما منم
,
عاشق این خطه و این میهنم
,

 

,
حرف آخر دوره گردی ساده ام
,
پای ناموس و وطن خون داده ام
,
 
,
پایان/
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه