تعادلهای ناقص اقتصاد را به مزایده خارجی نگذارید
نباید شرایط ناب و بینظیری که زاده بحرانهای سخت بوده است به سادگی در اختیار فابیوسها و تجار کشورهای غربی و سایر کشورها قرار گیرد، نباید به آنها برای سودجویی و ادامه فشار بر مردم و گسترش نارضایتی عمومی اجازه داد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از جوان آنلاین، شاید در نگاه اول بازار ایران برای شرکتهای بزرگ خارجی همانند سایر کشورها باشد که سودی معمولی را نصیب تجار آنها میکند اما این طور نیست، بازار ایران دارای شرایط خاصی است که امکان جهشهای اقتصادی را فراهم میکند. آنها برای حضور در بازار ایران لحظهشماری میکنند ولی چرا؟ چه تفاوتی بین بازار ایران و بازارهای دیگر وجود دارد؟
ریشه اصلی این اشتیاق در مناسبات تجاری ایران نهفته است؛ مناسباتی که در بسیاری از موارد از اصول پذیرفته شده اقتصادی تبعیت نمیکند و بازنده اصلی این مناسبات مردم هستند. سودجویی در بازار ایران موج میزند و مردم در محاسبات اقتصادی در درجه اهمیت بسیار پایینی قرار دارند. کالاهای کم کیفیت در جهان که مشتریان کمی دارند، به راحتی توسط تجار ایرانی از کشورهای شرق آسیا خریداری و با چندین برابر قیمت و حتی با قیمت کالاهای اصلی و با کیفیت به فروش میرسد. مواردی که باعث اشتیاق حضور در ایران توسط شرکتها و کشورهای خارجی شده است به شرح ذیل است:
1- نظام مالیاتی ایران همانند کشورهای دیگر از دقت کافی برخوردار نیست و به راحتی مالیاتهای غیرواقعی درج و محاسبه میشوند؛ امری که در کشورهای دیگر امکان آن یا وجود ندارد یا تنبیههای سختی برای آن در نظر گرفته میشود.
2- حقوق و دستمزد در ایران بسیار ناعادلانه است و در پایینترین سطح نسبت به بسیاری از کشورهای دنیا قرار دارد. سهم نیروی انسانی در تولید بسیار ناچیز و شکاف درآمدی در ایران عمیق و ریشهدار است. اصولاً رفاه قشر کارگر در ایران به راحتی نادیده گرفته میشود و در بسیاری از موارد حداقل حقوق فرد حتی کفاف اجاره یک واحد مسکونی را هم نمیکند.
در این میان حجم عظیم بیکاران تحصیلکرده زمینه را برای فعالیت کم هزینه شرکتهای خارجی بیش از هر کشور دیگری در منطقه فراهم کرده است. آنها میخواهند از سرمایهگذاری ایران در تربیت نیروی انسانی بیشترین بهره را با کمترین هزینه ببرند.
3- سودی که در نظام بانکی ایران در نظر گرفته شده در دنیا بینظیر است، در حالی که کشورهایی مانند امریکا، اتحادیه اروپا وژاپن به سمت نرخ بهره صفردرصد در حرکتند و حتی در برخی موارد و برای سرمایهگذاری بیشتر نرخ بهره منفی در نظر گرفته شده است اما هنوز در ایران نرخ بهره 20 درصد است که یکی از بالاترین نرخهای بهره جهان است و نرخ تسهیلات بانکی هم هنوز نزدیک به 28درصد و بیشتر است؛ امری که فشار شدیدی را بر تولید داخلی تحمیل میکند تا جایی که تولید داخلی با این ارقام هزینههای تأمین مالی بسیار درمانده و بسیار آسیبپذیر در مقابل تولیدات خارجی نشان داده است. بستن مرزها هم نتوانسته گرهی از مشکلات باز کند و حتی بر میزان قاچاق افزوده است. براساس آمارها در سال مالی گذشته در حالی که بانک های جهان عموماً از رکود شدید رنج میبردند،بانکهای ایرانی با 20 درصد رشد در سرمایههای خود، دقیقاً خلاف جهت اقتصاد جهان حرکت کردهاند، این بدان معنا نیست که رونق در ایران چندین برابر متوسط جهانی بوده است، بلکه نشان از مناسبات اقتصادی خارج از عرف و اصول اقتصادی در جهان است. مناسبات یک طرفه در بازار مالی ایران به نفع بانکها بوده است که عموماً هم مولد نبودهاند.
4-تورم در ایران یکی از بالاترین ارقام در جهان است و این بدان معناست که هر کالایی تولید شود و حتی اگر به فروش نرسد، سال بعد تورم هزینههای انبارداری و خواب پول را جبران میکند و افت قیمتی وجود نخواهد داشت.
5- قیمتگذاری در ایران منصفانه نیست و تقریباً هر کسی آزاد است قیمت کالای خود را تعیین کند. نمونه بارز این شگفتی در بازار مسکن ایران است که مشاوران املاک قادرند بدون توجه به حداقل مزد، حق مسکن، تمکن مالی و حتی طبیعی بودن نیاز مسکن به صورت کاملاً خودسرانه قیمت ها را افزایش دهند تا حتی کمیسیون بیشتری به آنها برسد.
در سایر موارد هم کالا از تولید تا مصرف چندین بار دست به دست میشود و ممکن است تا چندین برابر بر قیمت آن افزوده شود. در این میان قیمتی که به تولیدکننده پرداخت میشود بسیار نازل و قیمتی که مصرف کننده میپردازد بسیار گزاف و غیرمنصفانه است. نظام توزیع در ایران یکی از کم زحمتترین نظامهای توزیع در جهان است. در جهان عموماً برای سهولت دسترسی مردم به بازارهای مختلف رقابت بسیار شدید است و عده کمی توان ادامه فعالیت دارند. این بخش یکی از جذابترین بخشهای اقتصادی ایران است که قبل از ورود شرکتهای خارجی باید مکانیسمهای آن بازطراحی شود تا از فشار روزافزون بر تولیدکننده و مصرفکننده کاسته شود.
6- انحصاراتی که در ایران به ناحق شکل میگیرد، فضای رقابتی بینظیر و بیبدیلی را برای پذیرفتهشدگان در این انحصار به وجود میآورد. چنانچه کسانی بتوانند وارد حلقه انحصارگران شوند از مزیتهای بیشماری بهره خواهند برد و محیط تجاری بینظیری را در ایران تجربه خواهند کرد. شاید در هیچ کجای دنیا انحصارگری را به اندازه ایران نتوان تجربه کرد، این انحصارات اغلب با فشار شدید بر مصرفکننده همراه است، البته بدون کمک دولتمردان و سیاسیون این امر ممکن نیست.
7- بر هم خوردن تعادل بازار ارز و کاهش 300 درصدی ارزش پول ملی کار را برای کسانی که در ایران تولید میکنند و میتوانند در بازارهای جهانی فروش داشته باشند یک کار بهتر از فوقالعاده را شکل داده که در دنیا بینظیر است. منابع اولیه برای تولید در ایران بسیار ارزانتر از سایر کشورهاست، همانند گازوئیل که یک ماده اولیه هم ارزش با بنزین در دنیاست اما در ایران به قیمت حدود یک سوم به فروش میرسد.
8- کاهش ارزش پول ملی و به تبع آن افزایش شدید قیمت سهام در ایران شاخص P/E را بر برخی از سهامها به بالای هزار رسانده است و برای کاهش این مقدار، شرکتها به شدت برای پرداخت سود بیشتر تحت فشار قرار دارند و این فشاری است که تولید را برای تأمین مالی تحت فشار قرار میدهد، چون آنها اگر بخواهند سود را در شرکت نگه دارند، شاخص P/E غیرمنطقی و بسیار زیاد شده و باعث خروج سرمایهگذاران میشود و اگر بخواهند از خارج از شرکتها تأمین مالی کنند ارقام 28 درصد و بیشتر را باید تحمل کنند که هزینه تولید را بسیار بالا میبرد.
آنچه مسلم است اینکه شرایط و مناسبتها در شرایط بحرانی به اقتصاد و مردم ما تحمیل شده است و نباید این نابسامانیها به عنوان امتیاز در اختیار بیگانگان قرار بگیرد.
آنها هرگز برای رعایت کردن حقوق مردم ما وظیفهای بیشتر از ما احساس نخواهند کرد، پس بهتر است این مناسبات و ساختارها که مربوط به شرایط بد گذشته بوده است دوباره متناسب با شرایط بازبینی شوند و مقداری از فشار سنگین اقتصادی از روی دوش مردم برداشته شود. این حق مردم نجیب ماست که همگام با دولتمردان ما شرایط سخت اقتصادی را پشت سر بگذارند و روی آرامش و آسایش را ببینند.
نباید شرایط ناب و بینظیری که زاده بحرانهای سخت بوده است به سادگی در اختیار فابیوسها و تجار کشورهای غربی و سایر کشورها قرار گیرد، نباید به آنها برای سودجویی و ادامه فشار بر مردم و گسترش نارضایتی عمومی اجازه داد زیرا با این کار آنها به هدف خود که فاصله انداختن بین مردم و مسئولان است، خواهند رسید.
این شرایط باید اصلاح و مناسبات اصولی شود تا اندکی از کمبودها و ضعفهای گذشته جبران شود. نباید روابط ناسالم و بحرانی اقتصادی با شرکای خارجی به مزایده گذاشته شود چرا که یکی از اهداف مذاکرهکنندگان سرمایهگذاری روی نارضایتیهای عمومی است که در نتیجه این روابط ناسالم اقتصادی به وجود آمده است.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
مجید گودرزی
,,
انتهای پیام/ط
]
ارسال دیدگاه