مباحثی که در آن حلقه جنون می رفت...

پای درس یک دستفروش!

پای درس یک دستفروش!
چهارشنبه گذشته به بهانه رونمایی از یک نشریه، پاتوقی شکل گرفته بود و جمعی از اهل دل پای درس یک دستفروش نشسته بودند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از زیتون؛ چهارشنبه گذشته به بهانه رونمایی از یک نشریه، پاتوقی شکل گرفته بود و جمعی از اهل دل، پای درس یک دستفروش نشستهبودند. به قول حافظ؛ مباحثی که در آن حلقه جنون می رفت / ورای مدرسه و قیل و قال مسئله بود. این دستفروش چنان سخن میگفت، چونان استاد حوزه و دانشگاه، شاید بالاتر از ایشان، شاید که نه قطعاً بالاتر از ایشان. تحصیلاتش سوم راهنمایی بود و خودش و خانواده اش مستاجر. با افتخار هم می گفت مستاجر است و از طبقه متوسط به پائین جامعه. همسر دستفروش هم برای خود استادی است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زیتون؛,

 

,

معارف در کلام آنها موج می زد. وقتی حرفشان را می شنیدی احساس شعفی آمیخته با یک تاسف دردآور وجودت را فرا می گرفت.شعف آور و نشاط بخش از این رو که جامعه چنین مردمانی در آستین خود دارد و تاسف بار و درد آور از این باب که چرا متولیان فرهنگی حرص و طمعِ دیدن و شنیدن و توزیع این معارف را ندارند. از صداوسیما گرفته تا معاونت های فرهنگی دستگاه های عریض و طویل و البته متمول و مایه دار.

,

 

,

پدر شهید حامد جوانی دستفروشی است اهل معنا و معرفت. می گوید: خیلی ها هستند که فکر می کنند ما بعد از شهادت حامد به جایی رسیده ایم و به اصطلاح نان مان در روغن است، ما با خدا معامله کردیم و در مقابل آن راضی به هیچ چیز نیستیم.من همچنان دستفروشی می کنم و در خانه ای اجاره ای زندگی ام را می گذرانم. اگر حرف از آرمان و اسلام هم می زنم از سر شکم سیری نیست! خدا را هم شاکریم که نعمتی را که خودش به ما عنایت کرده بود به بهترین وجه به نزد خودش بازگرداند.

,

 

,

این استاد دانشگاه معارف الهی، وقتی از شهادت فرزندش حرف می زند می گوید:حامد برای من معنی بارز آیه ی «هذا من فضل ربی» بود و وقتی او را داخل قبر می گذاشتم گفتم «ائوین آباد اوغول»

,

 

,

مادرش نیز کم از پدر ندارد. این ها عقیله های انقلاب اسلامی اند. می گوید: «وقتی حامد تصمیمش را برای حضور در جبهه های سوریه با من در میان گذاشت، به پسرم گفتم کاش ده پسر داشتم همه با هم برای دفاع  از حرم آل الله میرفتید. 

,

 

,

باشنیدن این جملات چقدر فهم و درک «ما رایت الا جمیلا» ی عقیله بنی هاشم آسان تر می شود. روزگار بدجور مشغول امتحان غیرت ماست! و خوشا بحال آنانکه از این امتحان سربلند بیرون بیایند.

,

 

,

با این ستاره ها راه را می توان یافت. با حامد جوانی ها و محمود رضا بیضایی ها نمی شود راه را گم کرد مگر اینکه کسی و یا کسانی نخواهند این ستاره های درخشان انقلاب را ببینند. اگر امروز عده ای اشتهای سیری ناپذیری برای افتادن در دامان غرب دارند خیالشان تخت؛ این ملت با حامد جوانی ها راه خودش را یافته است.شاهد مثال پدر شهید جوانی که می گوید: من دو بار به دیدار حاج قاسم رفته ام و در هر دو بار عده زیادی از جوانان تبریز نامه درخواست داده اند تا از حاج قاسم موافقت حضورشان در جهاد سوریه را بگیرم.

,

 

,

بی هیچ طعنه و کنایه ای برخی از سیاستمداران و اُمرای فرهنگی را دعوت می کنم، پای درس یک دستفروش.. .حتی اساتید دانشگاهی و حوزوی را هم دعوت می کنم.کمی درنگ در رفتار و تصمیمات خوب چیزی بخدا. قبل از اینکه حرفی بزنیم و تصمیمی را به مرحله اجرا برسانیم دل را به موعظه پدران آسمانی شستشو دهیم ضرر نمی کنیم. 

,

 

,

راه کمال را شناختن کار جراح و مهندس و معمار و بقال نیست کار قهرمان حکمت و معرفت است که از خودی و خودخواهی گذشته و به آستانه ی عدم سر ساییده است...و امروز والدین شهید جوانی اینگونه هستند و البته ایشان مشتی از خروارند . اینکه ما نمی بینیم دلیل بر نبودن چنین کسانی در میان ما نیست و هستند و هزاران هزار هستند. غفلت متولیان فرهنگ ما را به ناآگاهی کشانده و ایشان را به ورطه گمنامی!

,


انتهای پیام/پ

,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه